سبک رهبری استراتژیک؛ نگاه بلندمدت رهبران تأثیرگذار
آنچه در قسمت هفدهم فصل دوم «رمزگشایی DNA رهبری: چرا سبک رهبری مهم است.» و قسمت اول فصل پنجم «رهبری استراتژیک» با عنوان «مقدمه ای بر رهبری استراتژیک (Introduction to Strategic Leadership)» به آن پرداخته شده است:
تعریف رهبری استراتژیک
رهبری استراتژیک: سازگاری و نوآوری
دنیای وکا (VUCA World)
چابکی و آیندهنگری رهبری استراتژیک
مطالعه موردی: سقوط بلاک باستر (فقدان رهبری استراتژیک)
مطالعه موردی: تحول مایکروسافت (رهبری استراتژیک در عمل)
ارکان رهبری استراتژیک
مطالعه موردی: ایندرا نویی و پپسی کو
نلسون ماندلا – قدرت چشمانداز و آشتی
ایلان ماسک – نوآوری مخرب و اجرای جسورانه
عامل سازگاری (The Adaptability Factor) در رهبری استراتژیک
مهارتهای قابلیادگیری رهبری استراتژیک
عملیکردن مهارتهای رهبری استراتژیک
سلام، به قسمت ۳۲ ام پادکست «لیدرشیپ مستری» خوش آمدید، پادکستی که به ارائه استراتژیهای رهبری در قرن ۲۱ ام اختصاص دارد. من حسین علیمحمدی میزبان شما خواهم بود و خوشحالم که امروز به موضوع رهبری استراتژیک خواهیم پرداخت. و بینشهایی را از رهبران سیاسی و رهبران کارآفرین به دست آورده و ابزارهای عملی را برای ارتقای رهبری استراتژیک ارائه خواهیم داد.
پادکست رهبری استراتژیک (Strategic Leadership)

مفهوم رهبری استراتژیک (Strategic Leadership)
تعریف رهبری استراتژیک
پادکست را با این سؤال آغاز میکنیم منظور از رهبری استراتژیک چیست؟ رهبری استراتژیک در مورد هدایت سازمان بهسوی آیندهای موفق است. این هنر پیشبینی تغییرات در افق، پیمایش در پیچیدگیهای زمان حال و تصمیمگیری آگاهانه است که سازمان را در مسیر موفقیت بلندمدت قرار میدهد. در حقیقت رهبری استراتژیک چیزی بیش از مدیریت است. این در مورد الهام بخشیدن به یک چشمانداز مشترک و توانمندسازی دیگران برای دستیابی به اهداف مشترک است.
تصور کنید ناخدای یک کشتی، مسیری را در عرض یک اقیانوس ترسیم میکند. آنها به یک نقشه دقیق نیاز دارند که در واقع استراتژی آنهاست. از طرفی ناخدا و تیمش به یک قطبنمای قابلاعتماد برای هدایت مسیرشان نیاز دارند و این همان چشمانداز آنهاست.
و مهمتر از همه، آنها به یک خدمه بسیار ماهر و باانگیزه برای اداره کشتی نیاز دارند و این همان تیم قدرتمند آنهاست. بدون هماهنگی هر سه یعنی استراتژی، چشمانداز و تیم، رسیدن به مقصد بعید است. رهبری استراتژیک به معنای گرد هم آوردن این عناصر است.
رهبری استراتژیک: سازگاری و نوآوری
رهبری استراتژیک فقط ایجاد یک برنامه ایستا و پایبند ماندن به آن نیست. چرا که جهان دائماً در حال تغییر است و سازگاری کلید رهبری در عصر کنونی است؛ یعنی سازگاری در مورد پرورش فرهنگ یادگیری و نوآوری مستمر، توانمندسازی تیم برای سازگاری با چالشهای پیشبینینشده و استفاده از فرصتهای غیرمنتظره است. به این فکر کنید که چگونه آمازون بهعنوان یک کتابفروشی آنلاین شروع به کار کرد و به غول تجارت الکترونیک امروزی تبدیل شد این همان رهبری استراتژیک در عمل است.
سناریو: رهبری راهاندازی فناوری از طریق اختلال در بازار
در ادامه پادکست به یک سناریو فرضی میپردازیم. یک استارتاپ کوچک فناوری بنام “Ata city” متخصص در دستگاههای خانه هوشمند، به دلیل ظهور رقبای جدید و پیشرفتهای سریع فناوری، با اختلال قابلتوجهی در بازار مواجه است. مدیرعامل شرکت سهند وظیفه دارد مسیر استراتژیک شرکت را برای اطمینان از بقا و رشد آن بازتعریف کند.
سهند میداند که رهبری استراتژیک برای هدایت این محیط آشفته ضروری است. برای شروع، سهند، تیم رهبری را برای یک جلسه توفان فکری جمع میکند تا چشمانداز روشنی برای آینده Ata city تعریف کنند. آنها در مورد اینکه چگونه شرکت میتواند از نقاط قوت موجود خود یعنی طراحی نوآورانه و روابط قوی با مشتری استفاده کند تا خود را از رقبا متمایز کند.
سهند یک چشمانداز سازمانی را در این جلسه توفان فکری ارائه میدهد: «تبدیلشدن به ارائهدهنده پیشرو در راهحلهای خانه هوشمند یکپارچه که زندگی روزمره مردم را بهبود میبخشد.» این چشمانداز زمینه را برای استراتژیهای بلندمدت، از جمله سرمایهگذاری در تحقیقوتوسعه برای محصولات جدید و کاوش در مشارکت با سایر شرکتهای فناوری، فراهم میکند.
سهند بهعنوان رهبر سازمان با درک اینکه سازگاری در عصر کنونی بسیار مهم است، بر اهمیت پرورش فرهنگ نوآوری در تیم تأکید میکند. در طول جلسه، آنها ابتکار جدیدی به نام «دوشنبههای نوآوری» را معرفی کردند که در آن کارکنان میتوانند زمانی را برای کشف ایدههای خلاقانه و کار بر روی پروژههای خارج از مسئولیتهای معمول خود اختصاص دهند.
سهند همچنین با تشویق ارتباطات باز و همکاری تیم را توانمند میکند. آنها بررسیهای منظمی را برای بحث در مورد پیشرفت و چالشها اجرا میکنند و اطمینان مییابند که همه احساس میکنند در سفر به سمت دستیابی به اهداف شرکت، مشارکت دارند.
باگذشت ماهها، Ata city با موفقیت، خط جدیدی از محصولات خانه هوشمند را راهاندازی کرد که فناوریهای پیشرفته را در خود جایداده است. توانایی تیم برای انطباق با تغییرات بازار و تعهد آنها به چشمانداز مشترک منجر به افزایش رضایت مشتری و موقعیت قویتر در بازار میشود.
در این سناریو، سهند رهبری استراتژیک را نهتنها با ایجاد یک نقشه راه برای آینده، بلکه با ایجاد محیطی که در آن اعضای تیم برای مشارکت در موفقیت شرکت احساس قدرت میکنند، نشان میدهد. سهند درست مانند ناخدای یک کشتی که در آبهای ناشناخته حرکت میکند، از چشمانداز، استراتژی و تیم ماهر استفاده میکند تا Ata city را به سمت آیندهای روشنتر هدایت کند.
دنیای وکا (VUCA World)
در ادامه پادکست سر به دنیای وکا امروزی میزنیم عبارتی که کموبیش همه شما آن را شنیده و اطلاعاتی در آن خصوص دارید. ما در دنیای VUCA که مشتمل بر نوسانات فزاینده، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام است زندگی میکنیم. VUCA فقط یک نام اختصاری و یا فقط یک کلمه کلیدی نیست، این یک واقعیت برای رهبران در تمام بخشها است.
نوسانات فزاینده به معنای تغییرات سریع و غیرقابلپیشبینی است و عدم قطعیت، پیشبینی را دشوار میکند از طرفی پیچیدگی، چالشهای بههمپیوستهای ایجاد میکند و ابهام، روابط علتومعلولی را محو میکند. مدلهای رهبری سنتی که بر فرماندهی و کنترل تأکید میکردند بهسادگی برای مدیریت این سطح از پویایی دیگر جوابگو نیستند.
سبک رهبری اقتدارگرایانه که قبلاً در پادکست دوم فصل دوم به طور مفصل صحبت کردیم در حقیقت همان رویکرد قدیمی از بالابهپایین است که در آن، رهبران استراتژی را دیکته میکردند و انتظار اجرای تزلزلناپذیر را داشتند، اما این مدل از سبک رهبری دیگر در دنیای VUCA با مشکل مواجه است.
چرا که نوآوری را خفه و تصمیمگیری را کند میکند و سازمانها را در برابر اختلالات آسیبپذیر میکند. چرا که در چشمانداز کسبوکار امروزی، هر کارمندی باید برای تفکر استراتژیک و واکنش به تغییرات، قدرت داشته باشد.
چابکی و آیندهنگری رهبری استراتژیک
حال که به این نتیجه رسیدیم که در چشمانداز کسبوکار امروزی، هر کارمندی باید برای تفکر استراتژیک و واکنش به تغییرات، قدرت داشته باشد. در چنین نقطهای است که رهبری استراتژیک بسیار مهم میشود. این چابکی، حرکت در جابهجاییهای سریع و آیندهنگری برای پیشبینی اختلالات احتمالی را فراهم میکند.
رهبران استراتژیک فقط به تغییر واکنش نشان نمیدهند؛ بلکه آنها فعالانه در حال شکلدادن به آینده هستند. آنها فرهنگ تفکر پیشگیرانه را پرورش میدهند و به تیمهای خود قدرت میدهند تا فرصتها و تهدیدها را قبل از اینکه از آنها انتقادی شود شناسایی کنند. آنها سازمانهایی میسازند که انعطافپذیر، سازگار و قادر به پیشرفت در مواجهه با عدم قطعیت هستند.
در ادامه پادکست از دنیای تئوری به دنیای عمل میرویم و مثالهایی از شرکتها و رهبران سیاسی و کارآفرینی را بررسی میکنیم که چگونه رهبری استراتژیک را بکار بستند.
مطالعه موردی: سقوط بلاک باستر (فقدان رهبری استراتژیک)
سری به یک نوستالژی از دهه ۵۰ و۶۰ شمسی میزنیم برای بسیاری از ما دهه ۶۰ و ۵۰ ها، نوارهای ویدیوVHS یادآور خاطرات بیشماری است. اما صدای این نوارها برای شرکت Blockbuster ، تبدیل به ناقوس مرگ شد.
شرکت Blockbuster در اوج خود در سال ۲۰۰۴ با نزدیک به ۹۱۰۰ فروشگاه در سراسر جهان و نزدیک به ۸۴۳۰۰ نفر پرسنل اداره می شد. با وجود اینکه آنها دو بار شانس این را داشتند که شرکت نتفلیکس کنونی را بخرند. اما آن شرکت را به مضحکه گرفتند و تصور میکردند چه کسی به پخش استریمینگ اهمیتی میدهد؟
آنها همان مدل کسب و کار سنتی خود را در پیش گرفته و اعتنایی به تغییرات موجود در صنعت خود نکردند. همه ما کم و بیش می دانیم که داستان یک شرکت چگونه به پایان رسید. وقتی نتوانیم آینده را پیش بینی کنیم چیزی جز فروشگاه های خالی و یک شرکت ورشکسته در انتظار ما نیست.
این یک مثال کلاسیک، از این است که چگونه فقدان رهبری استراتژیک میتواند کشنده باشد، حتی برای شرکتها و غولهای بزرگ. اما نتفلیکس با چشمانداز استراتژیک خود، چشمانداز در حال تغییر را تشخیص و مطابق با آن سازگار شد. فقدان آیندهنگری بلاک باستر، منجر به سقوط آن شد، درحالیکه رهبری استراتژیک نتفلیکس آنها را به اوج رساند. این تفاوت اساسی بین مدیریت ساده حال و هدایت به سمت آینده را برجسته میکند.
مطالعه موردی: تحول مایکروسافت (رهبری استراتژیک در عمل)
در مثال بعدی به سراغ شرکت مایکروسافت میرویم ساتیا نادلا مدیرعامل کنونی مایکروسافت، وارث شرکتی شد که در حال ازدستدادن جایگاه خود در زمینههای کلیدی بود. نادلا فقط استراتژیهای موجود را تغییر نداد. او اساساً تمرکز شرکت را تغییر و محاسبات ابری، فناوریهای اپنسورس و رویکرد مشارکتیتر را پذیرفت. این محور استراتژیک که با چشماندازی روشن از آینده فناوری هدایت میشود، مایکروسافت را احیا و رشد آن را دوباره شعلهور کرد.
رهبری ساتیا نادلا نشان میدهد که رهبری استراتژیک (strategic leadership) فقط دنبالکردن اختلال (navigating disruption) نیست، بلکه ایجاد آن است. رهبران استراتژیک از تغییر ابایی ندارند. آنها از آن بهعنوان فرصتی برای نوآوری و رشد استقبال میکنند. آنها دنیای VUCA را نه بهعنوان یک تهدید، بلکه بهعنوان یک بوم برای خلق آینده میبینند. آنها فرهنگی را پرورش میدهند که در آن ریسکهای حساب شده تشویق میشوند و آزمایش بهعنوان راهی برای پیشرفت در نظر گرفته میشود.
در بخش بعدی پادکست، مؤلفههای اصلی رهبری استراتژیک را باز و بررسی میکنیم که چگونه میتوانیم این ویژگیها را در سازمان خود پرورش دهیم.
ارکان رهبری استراتژیک
رهبری استراتژیک یک کیفیت یکپارچه نیست. این ترکیبی از چندین مؤلفه بههمپیوسته است. آن را بهعنوان ساختمانی در نظر بگیرید که توسط ستونهای محکم پشتیبانی میشود. ما هر یک از این ارکان را بهتفصیل بررسی خواهیم کرد: مانند چشمانداز، تفکر استراتژیک، ارتباطات، فرهنگ و اجرا. چرا که هر یک، برای حمایت از ساختار کلی رهبری مؤثر بسیار مهم است.
چشمانداز – نقاشی آینده:
چشمانداز قانعکننده سنگ بنای رهبری استراتژیک است. این فقط یک بیانیه نیست؛ بلکه تصویر واضحی از آینده مطلوب است که الهامبخش و انگیزه دیگران، برای کار در جهت یک هدف مشترک است. یک چشمانداز قوی جهت، هدف و احساس سرنوشت مشترک را فراهم میکند. به سخنرانی مارتین لوتر کینگ جونیور «من رؤیایی دارم» فکر کنید. سخنرانی مارتین لوتر کینگ فقط یک سخنرانی سیاسی نبود. بلکه یک چشمانداز قدرتمند بود که یک جنبش را برانگیخت.
تفکر استراتژیک – تحلیل و تطبیق
تفکر استراتژیک توانایی تجزیهوتحلیل محیط خارجی، شناسایی فرصتها و تهدیدها و توسعه استراتژیهای مؤثر است. این در مورد اتصال نقاط، درک روندها، و پیشبینی سناریوهای آینده است. متفکران استراتژیک دائماً افق را بررسی میکنند و سؤالاتی ازاینقبیل میپرسند «چه میشود اگر؟» و آمادهشدن برای احتمالات مختلف. متفکران استراتژیک در تبدیل چالشها به فرصت مهارتی فوقالعاده دارند.
ارتباطات و اطمینان از همسویی
حتی درخشانترین استراتژی هم بیفایده است اگر نتوان به طور مؤثر ارتباط برقرار کرد. رهبران استراتژیک در برقراری ارتباطات مهارتی خارقالعاده دارند. آنها چشمانداز و استراتژی خود را بهوضوح بیان و اطمینان حاصل میکنند که همه در سازمان اهداف و نقش خود را در دستیابی به آنها درک میکنند. آنها کانالهای ارتباطی باز را تقویت میکنند و فعالانه به بازخوردها گوش میدهند و حس مالکیت مشترک را ایجاد میکنند.
پرورش فرهنگ نوآوری
رهبران استراتژیک میدانند که یک فرهنگ قوی برای موفقیت پایدار ضروری است. آنها فرهنگ نوآوری، همکاری و سازگاری را پرورش میدهند و به تیم خود قدرت میدهند تا ریسک و آزمایش کنند و از اشتباهات خود درس بگیرند. آنها محیطی را ایجاد میکنند که در آن از ایدههای جدید استقبال میشود و شکست بهعنوان پلهای برای موفقیت در نظر گرفته میشود.
اجرا – تبدیل استراتژی به عمل
یک چشمانداز بدون اجرا فقط یک رؤیا است. رهبری استراتژیک فقط فکرکردن بهصورت استراتژیک نیست. بلکه در مورد تبدیل آن تفکر به عملی ملموس است. رهبران استراتژیک مجریان عالی هستند. آنها اهداف روشنی را تعیین و معیارهایی را ایجاد میکنند که خود و تیمهایشان را برای نتایج آن، پاسخگو میدانند.
در ادامه پادکست دوباره از دنیای تئوری به دنیای عمل میرویم و مثالهایی از شرکتها و رهبران سیاسی و کارآفرینی را بررسی میکنیم که چگونه ارکان رهبری استراتژیک را بکار بستند.
مطالعه موردی: ایندرا نویی و پپسی کو
ایندرا نویی (Indra Nooyi)، مدیرعامل سابق پپسی، در زمان تصدی خود در این شرکت، مفهوم «عملکرد باهدف» (Performance with Purpose) را معرفی کرد. این ابتکار باهدف همسو کردن موفقیت تجاری با مسئولیت اجتماعی و پایداری انجام شد. در ادامه مؤلفههای کلیدی مفهوم «عملکرد باهدف» را بررسی میکنیم:
- رشد پایدار: ایندرا نویی تاکید کرد که شرکت پپسی کو باید روی رشد بلندمدت تمرکز کند که هم برای شرکت و هم جامعه سودمند باشد. این شامل در نظر گرفتن اثرات زیست محیطی و اطمینان از اینکه شیوه های تجاری به طور مثبت به جامعه کمک می کند.
- محصولات سالمتر: تحت رهبری ایندرا نویی ، پپسی متعهد به بهبود مشخصات غذایی محصولات خود شد. این شامل فرمول بندی مجدد محصولات موجود برای کاهش قند، نمک و چربی و در عین حال افزایش غلات کامل و سایر مواد سالم تر بود.
- نظارت محیطی: عملکرد با هدف شامل ابتکاراتی برای کاهش اثراث زیست محیطی کربن شرکت، حفظ آب و ترویج شیوه های کشاورزی پایدار بود.
- توانمندسازی و تنوع: ایندرا نویی از تنوع و شمول در نیروی کار دفاع می کرد. او معتقد بود که نیروی کار متنوع، باعث نوآوری می شود و پایگاه مصرف کننده را بهتر منعکس می کند.
- مشارکت در جامعه: این ابتکار همچنین بر کمک به جامعه از طریق برنامه ها و مشارکت های مختلف با هدف بهبود آموزش، تغذیه و توسعه اقتصادی متمرکز بود.
بهطورکلی، مفهوم «عملکرد باهدف» ایندرا نویی، به دنبال تعریف مجدد مسئولیت شرکت با ادغام ملاحظات اجتماعی و زیستمحیطی در استراتژی تجاری اصلی شرکت پپسی (PepsiCo) بود و نشان داد که یک شرکت میتواند به موفقیت مالی دست یابد و درعینحال تأثیر مثبتی بر جامعه بگذارد.
تجزیهوتحلیل این مثال واقعی بهخوبی نشان میدهد که رهبری ایندرا نویی در شرکت پپسی (PepsiCo)نمونهای قانعکننده، از اجرای ارکان رهبری استراتژیک یعنی چشمانداز، تفکر استراتژیک، ارتباطات، پرورش فرهنگ نوآوری و اجرا در عمل است. استراتژی «عملکرد باهدف» (Performance with Purpose) او فقط یک شعار نبود؛ بلکه یک چارچوب استراتژیک بود که پایداری بلندمدت و مسئولیت اجتماعی را در هسته اصلی تجارت ادغام میکرد.
ایندرا نویی چشمانداز روشنی داشت و به طور استراتژیک در مورد تغییر چشمانداز مصرفکننده فکر میکرد و استراتژی خود را به طور مؤثر انتقال میداد. او فرهنگ «عملکرد باهدف» را پرورش میداد و بیعیبونقص آن را اجرا میکرد. این نهتنها منجر به عملکرد مالی قوی، بلکه در افزایش شهرت برند و تأثیر اجتماعی مثبت بود. این قدرت رهبری استراتژیک یکپارچه است.
نلسون ماندلا – قدرت چشمانداز و آشتی
در میان رهبران سیاسی جهان، رهبری نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی پس از آپارتاید، گواهی بر قدرت رهبری استراتژیک است. او بهراحتی میتوانست راه انتقام را انتخاب کند، اما متوجه شد که شفای واقعی و ملتسازی، مستلزم آشتی است.
چشمانداز بلندمدت او از آفریقای جنوبی یکپارچه و دموکراتیک، اقدامات او را هدایت کرد و الهامبخش میلیونها نفر شد. او بخشش و همکاری را در اولویت قرار داد و اساس جامعهای باثباتتر و عادلانهتر را پیریزی کرد. عملکرد نلسون ماندلا فقط یک مانور سیاسی نبود. بلکه رهبری استراتژیک در بالاترین درجه ممکن است. ماندلا رهبری بود که با درک پیامدهای بلندمدت تصمیمات خود، وحدت در افریقای جنوبی را به تفرقه برگزید.
ایلان ماسک – نوآوری مخرب و اجرای جسورانه
و یا در میان رهبران کارآفرین جهان، ایلان ماسک نمونه متفاوتی از رهبری استراتژیک است. رهبری او در تسلا و اسپیس ایکس با دید جسورانه و اجرای بیوقفه مشخص میشود. او فقط در حال ساخت شرکت نیست.
بلکه در حال اختلال در کل صنایع است. او چشماندازی روشن از آینده انرژی پایدار و اکتشاف انسان در مریخ دارد. درحالیکه روشهای او گاهی بحثبرانگیز است، توانایی او در الهام بخشیدن به مهندسان، سرمایهگذاران و مردم برای پذیرش اهداف بلندپروازانهاش، نشاندهنده قدرت استراتژیک او است. او فقط به خارج از چارچوب فکر نمیکند؛ بلکه دوباره تعریف نو از جعبه متفاوت میدهد.
سبکهای رهبری متضاد اما اصول رهبری مشترک: نلسون ماندلا و ایلان ماسک
درحالیکه نلسون ماندلا و ایلان ماسک زمینهها و سبکهای رهبری بسیار متفاوتی را نشان میدهند، رویکردهای آنها موضوعات مشترکی دارد. هر دو دارای دید روشن و قانعکنندهای هستند. هر دو به طور استراتژیک به آینده فکر میکنند و چالشها و فرصتها را پیشبینی میکنند. هر دو دیدگاه خود را به طور مؤثری بیان میکنند و دیگران را تشویق میکنند که به هدف آنها بپیوندند. از طرفی هر دو متعهد به اجرای استراتژیهای خود هستند، حتی در مواجهه با موانع بهظاهر غیرقابلعبور.
عامل سازگاری (The Adaptability Factor) در رهبری استراتژیک
توجه به این نکته مهم است که رهبری استراتژیک در مورد سازگاری نیز هست. حتی با یک چشمانداز روشن، رهبران باید مایل باشند که استراتژیهای خود را بر اساس شرایط در حال تغییر تنظیم کنند. مذاکرات ماندلا با رژیم آپارتاید و رویکرد تکراری ایلان ماسک برای توسعه موشک، نشاندهنده این انعطاف است. رهبران استراتژیک واقعی متعصب (dogmatic) نیستند. آنها عملگرا هستند و به چشمانداز در حال تحول پاسخ میدهند.
در بخش بعدی، در مورد اینکه چگونه میتوانیم این مهارتهای حیاتی رهبری استراتژیک را توسعه دهیم، بحث خواهیم کرد.
مهارتهای قابلیادگیری رهبری استراتژیک
خوب است در همان ابتدا متذکر شویم که رهبری استراتژیک یک ویژگی ذاتی نیست. بلکه مهارتی است که میتوان آن را از طریق تمرین عمدی و رشد مستمر آموخت، توسعه داد، و آن را تقویت کرد. همانطور که یک نوازنده ساز تمرین میکند ما هم میتوانیم قابلیتهای رهبری استراتژیک خود را توسعه دهیم.
یادگیری مستمر – جلوتر از منحنی ماندن
در دنیای امروزی که بهسرعت در حال تغییر است، یادگیری مداوم امری غیرقابلمذاکره است. رهبران استراتژیک مصرفکنندگان حریص اطلاعات هستند. آنها از روندهای صنعت، رویدادهای جهانی، فناوریهای نوظهور و بهترین شیوهها مطلع میشوند.
آنها کتاب، مقاله و گزارش میخوانند، در کنفرانسها و کارگاههای آموزشی شرکت و با متخصصان گفتگو میکنند. آنها میدانند که دانش قدرت است و ازخودراضی بودن، دشمن پیشرفت است. یک رهبر همانند یک سیستمعامل دائماً باید خود را ارتقا دهد تا با آخرین نرمافزار سازگار بماند.
تفکر انتقادی – به چالش کشیدن وضعیت موجود
رهبران استراتژیک متفکرانی انتقادی (مهارت تفکر انتقادی) هستند. آنها وضع موجود را نپذیرفته و مفروضات را به چالش میکشند، خرد متعارف را زیر سؤال برده و دیدگاههای متنوعی را میپذیرند. آنها مخالفت سازنده را تشویق و فرهنگ کنجکاوی فکری را پرورش میدهند. آنها درک میکنند که بهترین راهحلها اغلب از به چالش کشیدن پارادایمهای موجود ظهور میکنند.
برنامهریزی سناریو – آمادهسازی برای غیرمنتظره
آینده ذاتاً امری نامشخص است و رهبران استراتژیک از برنامهریزی سناریو برای حل این مشکل استفاده میکنند. آنها با درنظرگرفتن احتمالات مختلف و آمادهشدن برای نتایج مختلف، سناریوهای جایگزین برای آینده ایجاد میکنند. این در مورد پیشبینی آینده نیست. این در مورد توسعه چابکی برای پاسخگویی مؤثر به هر آنچه در آینده است، میباشد. این امر بهویژه در دنیای امروزی VUCA مهم است.
منتورشیپ – یادگیری از بهترینها
پیداکردن یک منتور میتواند امری ارزشمند باشد. رهبران باتجربه میتوانند بر اساس تجربیات خود راهنمایی، پشتیبانی و بینش ارائه دهند. آنها میتوانند یک تابلوی صدا برای ایدههای ما فراهم کنند، مفروضات را به چالش کشیده و به ما کمک کنند تصمیمهای دشوار را هدایت کنیم. منتورینگ همانند یک خیابان دوطرفه است که هم منتور و هم منتی از این رابطه سود میبرند.
عملیکردن آن مهارتهای رهبری استراتژیک
فراموش نکنیم توسعه مهارتهای رهبری استراتژیک به زمان و تلاش نیاز دارد. اولین حرکت، گنجاندن این استراتژیها در برنامه روزانه خود است. زمانی را برای یادگیری اختصاص داده و مفروضات خود را به چالش بکشیم، در تمرینات برنامهریزی سناریو شرکت کرده و منتور مناسب خود را جستجو کنیم. هر چه بیشتر تمرین کنیم، به طور طبیعی این مهارتها بیشتر رشد میکنند. به یاد داشته باشیم، رهبری یک سفر است، نه یک مقصد.
در پایان فراموش نکنیم رهبری به این معنی نیست که همه پاسخها را داشته باشیم؛ بلکه در مورد پرسیدن سؤالات درست، توانمندسازی تیم خود، و عبور از عدم اطمینان با شجاعت و صداقت است. با اجرای این استراتژیهای عملی، میتوانیم رهبر مؤثرتری شده، سازمانهای انعطافپذیرتری ساخته و آینده بهتری برای همه ایجاد کنیم.
همچنین اگر علاقهمند هستید در خصوص رهبری استراتژیک بیشتر بدانید سری به صفحه اختصاصی این موضوع در وبسایت ما بزنید میتوانید در ضمن یک ماتریس رهبری استراتژیک و یک چکلیست برای ارزیابی رهبری استراتژیک که به شما کمک کند تا نقاط قوت و زمینههای توسعه خود را شناسایی کنید.
من حسین علیمحمدی میزبان شما در پادکست امروز بودم امیدوارم این قسمت از پادکست، بینشهای ارزشمند و ابزارهای عملی را برای ارتقای قابلیتهای رهبری در اختیار شما قرار داده باشد. به یاد داشته باشیم، رهبری واقعی در مورد قدرت یا اقتدار نیست، بلکه در مورد خدمت، صداقت و تعهد واقعی برای ایجاد یک تفاوت مثبت است. این در مورد الهام بخشیدن به دیگران برای باور به چیزی بزرگتر از خودشان و توانمندسازی آنها برای دستیابی به نتایج خارقالعاده است.
از اینکه در این قسمت از [لیدرشیپ مستری: استراتژیهایی برای رهبری در قرن ۲۱ام] با ما همراه بودید سپاسگزارم. لطفاً ما را در پلتفرمهای پادکست مانند کست باکس، شنوتو و یوتیوب دنبال کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید. اگر علاقمند هستید در قسمت بعدی پادکست لیدرشیپ مستری، ما در خصوص سبک رهبری پوپولیستی صحبت خواهیم پرداخت.
همچنین، برای اطلاع از مقالهها، منابع و اطلاعات بیشتر در مورد رهبری استراتژیک، سری به وبسایت ما به آدرس [https://hosseinalimohammadi.com] بزنید. همچنین میتوانید در رسانههای اجتماعی با ما ارتباط برقرار کنید. امیدوارم این قسمت، «بینشهای ارزشمند و استراتژیهای عملی برای رهبری» به شما ارائه کرده باشد. به یاد داشته باشید، رهبری یک سفر است، نه یک مقصد. با ما همراه باشید.
نکات کلیدی سبک رهبری استراتژیک:
- تفکر رویایی: رهبران استراتژیک یک چشم انداز روشن و قانع کننده برای آینده ایجاد می کنند.
- برنامه ریزی استراتژیک: استراتژی های موثری را برای دستیابی به اهداف سازمان ایجاد و اجرا می کنند.
- مهارت های تحلیلی: آنها فضای رقابتی را تجزیه و تحلیل می کنند و فرصت ها و تهدیدها را شناسایی می کنند.
- تصمیم گیری: آنها بر اساس داده ها و تحلیل ها تصمیمات آگاهانه می گیرند.
- سازگاری: آنها استراتژی های خود را با شرایط متغیر بازار تطبیق می دهند.
تمرینات سبک رهبری استراتژیک
- یک برنامه استراتژیک برای یک سازمان فرضی شامل چشم انداز، ماموریت، اهداف و استراتژی ها تهیه کنید.
- یک تجزیه و تحلیل SWOT از سازمان یا تیم خود برای شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها انجام دهید.
- مطالعه موردی یک رهبر استراتژیک و تأثیر تصمیمات آنها را تجزیه و تحلیل کنید.
سوالات بررسی سبک رهبری استراتژیک:
- عناصر کلیدی رهبری استراتژیک چیست؟
- رهبری استراتژیک چگونه به موفقیت بلندمدت سازمان کمک می کند؟
- چالش های توسعه و اجرای استراتژی های موثر چیست؟
- چگونه یک رهبر می تواند مهارت های تفکر استراتژیک خود را بهبود بخشد؟
- نقش نوآوری در رهبری استراتژیک چیست؟
فیلم های پیشنهادی: فیلم های با سبک رهبری استراتژیک
اگر زمانی کافی در اختیار دارید، پیشنهاد میکنم به تماشای برخی از این فیلمها بپردازید. هرکدام از آنها نمونههایی تأثیرگذار از رهبرانی را به تصویر میکشند که با نگاه بلندمدت، تصمیمگیری حسابشده و مدیریت پیچیدگیها، رهبری استراتژیک را در عمل به نمایش میگذارند
- لینکلن(Lincoln): روایتی قدرتمند از دوران ریاستجمهوری آبراهام لینکلن در اوج بحرانهای سیاسی آمریکا. این فیلم نشان میدهد که چگونه لینکلن با مهارت در مذاکره، توانایی در ایجاد اجماع، و تمرکز بر آیندهای بزرگتر، به رهبری مؤثر و استراتژیک دست مییابد.
- پدرخوانده(The Godfather): با وجود آنکه در بستر مافیا روایت میشود، اما نکات مهمی درباره مدیریت منابع انسانی، قدرت شبکهسازی، و پیشبینی آینده دارد. دون کورلئونه با نگاهی بلندمدت و نظم در تصمیمگیری، نمونهای از یک رهبر استراتژیک و عملگراست.
- سیزده روز (Thirteen Days): روایتی دقیق از بحران موشکی کوبا و نحوه مواجهه دولت آمریکا با تهدیدات جهانی. این فیلم مدیریت تنش، تحلیل دادهها و هدایت مذاکرات بینالمللی را بهعنوان مؤلفههای کلیدی رهبری استراتژیک به تصویر میکشد.
- شبکه اجتماعی(The Social Network): داستان شکلگیری فیسبوک از زاویهای متفاوت؛ این فیلم تصویری از استراتژی رقابتی، مدیریت نوآوری، و رهبری در محیطهای پرتلاطم کسبوکار ارائه میدهد. قدرت تحلیل موقعیت و واکنشهای سریع، از ویژگیهای برجسته شخصیت اصلی است.
- فرمانده و ناخدا (Master and Commander: The Far Side of the World): در دل دریا و شرایطی دشوار، کاپیتان جک آبری با برنامهریزی دقیق، مدیریت منابع محدود، و تصمیمگیری لحظهای توانسته جان خدمه و کشتی را حفظ کند. فیلمی تحسینبرانگیز از رهبری نظامی با رویکرد استراتژیک.
- استیو جابز(Steve Jobs): نمونهای از رهبری استراتژیک در دنیای فناوری. این فیلم تصمیمات بلندمدت جابز در طراحی محصول، تأثیرگذاری فرهنگی بر سازمان، و هدایت مسیر رشد یک برند نوآور را بهخوبی ترسیم میکند.
- تماس نهایی(Margin Call): در آستانه فروپاشی اقتصادی، رهبران یک شرکت مالی با تصمیماتی دشوار روبهرو هستند. این فیلم نمونهای از رهبری استراتژیک در مواجهه با بحران، تحلیل سریع دادههای پیچیده، و اتخاذ تصمیمهای دردناک اما ضروری است.
تماشای این فیلمها با نگاهی تحلیلی و انتقادی میتواند درک شما از ابعاد پیچیده رهبری استراتژیک را افزایش دهد. رهبران موفق، صرفاً تصمیمگیرندههای خوب نیستند؛ آنها با چشمانداز، انضباط فکری و قدرت مدیریت منابع، تغییرات پایدار ایجاد میکنند.
ماتریسها و ابزارهای کاربردی «سبک رهبری استراتژیک»
۱) KPIs برای ارزیابی اثربخشی رهبری استراتژیک
ارزیابی اثربخشی رهبری استراتژیک نیازمند مجموعهای از معیارهای کلیدی است که هم نتایج ملموس (مالی، بازار) و هم عوامل زیربنایی (فرهنگ، نوآوری، قابلیتها) را پوشش دهند. رهبری استراتژیک نه تنها به برنامهریزی، بلکه به اجرای موفقیتآمیز، انطباق با تغییرات، و ایجاد توانمندیهای لازم در سازمان برای دستیابی به اهداف بلندمدت میپردازد.
کیفیت و وضوح استراتژی
⦁ KPIs:
⦁ درصد کارکنانی که استراتژی سازمان را درک میکنند و میتوانند توضیح دهند: (با نظرسنجی سنجیده میشود) – نشاندهنده موفقیت رهبری در تبیین و اشاعه استراتژی.
⦁ میزان همسویی استراتژی با محیط بیرونی (بازار، رقبا، روندهای جهانی): (با تحلیلهای بیرونی و داخلی سنجیده میشود) – نشاندهنده توانایی رهبری در تشخیص فرصتها و تهدیدها.
⦁ وجود چارچوبها و فرآیندهای تعریف شده برای تدوین و بازنگری استراتژی: (بررسی مستندات و فرآیندها) – نشاندهنده رویکرد سیستمی رهبری به برنامهریزی استراتژیک.
اجرای استراتژی و دستیابی به اهداف
⦁ KPIs:
⦁ درصد دستیابی به اهداف استراتژیک کلیدی: (بر اساس نقشه استراتژی یا OKRs سازمانی) – معیار اصلی موفقیت در اجرای برنامهها.
⦁ نرخ تکمیل پروژهها و طرحهای استراتژیک کلیدی: (بررسی پیشرفت و تکمیل پروژهها) – نشاندهنده توانایی عملیاتی رهبری در اجرای برنامهها.
⦁ سرعت اجرای ابتکارات استراتژیک: (زمان لازم برای پیادهسازی طرحهای جدید) – نشاندهنده چابکی و توانایی رهبری در واکنش سریع.
عملکرد مالی و رشد
⦁ KPIs:
⦁ رشد درآمد: (کل و بر اساس بازارهای هدف استراتژیک) – نشاندهنده موفقیت در افزایش سهم بازار یا ورود به بازارهای جدید.
⦁ سودآوری: (کل و بر اساس واحدهای استراتژیک) – نشاندهنده کارایی و اثربخشی عملیات بر اساس استراتژی.
⦁ بازده سرمایهگذاری (ROI) یا بازده سرمایه به کار گرفته شده (ROCE): (نشاندهنده اثربخشی رهبری در استفاده از منابع مالی) – معیار کلیدی برای استراتژیهای رشد و توسعه.
⦁ خلق ارزش برای سهامداران (در شرکتهای سهامی عام): (رشد قیمت سهام، سود تقسیمی) – نگاه بازار به موفقیت بلندمدت استراتژی.
عملکرد بازار و مشتری
⦁ KPIs:
⦁ سهم بازار: (کل و در بخشهای استراتژیک) – نشاندهنده موفقیت در رقابت و تسلط بر بازار.
⦁ رضایت مشتری (CSAT) یا امتیاز خالص تبلیغ کننده (NPS): (نشاندهنده توانایی رهبری در خلق ارزش برای مشتری مطابق با استراتژی) – معیار مهم برای استراتژیهای مشتریمحور.
⦁ نرخ حفظ مشتری: – نشاندهنده موفقیت در ایجاد وفاداری مشتری.
نوآوری و آمادگی برای آینده
⦁ KPIs:
⦁ درصد درآمد حاصل از محصولات/خدمات جدید: (تعریف شده در استراتژی نوآوری) – نشاندهنده موفقیت در نوآوری و ورود به بازارهای جدید.
⦁ تعداد پتنتها، ایدههای نوآورانه ثبت شده یا محصولات جدید معرفی شده: (خروجی فرآیندهای نوآوری) – نشاندهنده سرمایهگذاری و موفقیت در تحقیق و توسعه.
⦁ میزان سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه (R&D) به نسبت درآمد: – نشاندهنده تعهد رهبری به نوآوری بلندمدت.
⦁ وجود و اثربخشی فرآیندهای مدیریت دانش و یادگیری سازمانی: (ارزیابی فرآیندها و نتایج) – نشاندهنده توانایی رهبری در ساختن سازمانی یادگیرنده.
سلامت و فرهنگ سازمانی
⦁ KPIs:
⦁ مشارکت و تعهد کارکنان[۱۳]: (با نظرسنجی سنجیده میشود) – نشاندهنده توانایی رهبری در ایجاد انگیزه و همسویی در نیروی کار.
⦁ نرخ گردش نیروی انسانی، بهخصوص در نقشهای کلیدی استراتژیک: – نشاندهنده توانایی رهبری در حفظ استعدادها.
⦁ میزان همسویی فرهنگ سازمانی با ارزشها و اهداف استراتژیک: (با نظرسنجی فرهنگی و مشاهده) – نشاندهنده موفقیت رهبری در شکلدهی به فرهنگ مناسب.
⦁ توسعه قابلیتها و مهارتهای کلیدی مورد نیاز برای اجرای استراتژی: (بررسی برنامههای آموزشی و شکاف مهارتها) – نشاندهنده سرمایهگذاری رهبری بر توانمندسازی داخلی.
مدیریت ریسک و انطباقپذیری
⦁ KPIs:
⦁ تعداد و شدت ریسکهای استراتژیک محقق شده: (بر اساس گزارشهای مدیریت ریسک) – نشاندهنده اثربخشی رهبری در پیشبینی و کاهش ریسکها.
⦁ سرعت واکنش به تغییرات محیطی (بازار، فناوری، مقررات): (زمان لازم برای تغییر استراتژی یا عملیات) – نشاندهنده چابکی و انطباقپذیری رهبری.
- اثربخشی برنامههای تداوم کسبوکار در مواجهه با بحرانها: – نشاندهنده آمادگی رهبری برای شرایط غیرمنتظره.
رضایت ذینفعان:
⦁ KPIs:
⦁ رضایت ذینفعان کلیدی (سرمایهگذاران، شرکا، تنظیمکنندگان، جامعه): (با نظرسنجی یا ارزیابی روابط) – نشاندهنده توانایی رهبری در مدیریت روابط فراتر از کارکنان و مشتریان.
⦁ موفقیت در ایجاد و حفظ اتحادها و شراکتهای استراتژیک: – نشاندهنده توانایی رهبری در بهرهبرداری از اکوسیستم بیرونی.
- نکات مهم در استفاده از این معیارها:
⦁ زمینهمحور بودن: هیچ لیستی برای همه سازمانها مناسب نیست. KPIs باید متناسب با صنعت، اندازه سازمان و مهمتر از همه، استراتژی خاص سازمان انتخاب شوند.
⦁ ترکیب معیارهای پیشرو و پسرو: برخی از این معیارها (مانند رشد درآمد) پسرو هستند و نتیجه اقدامات گذشته را نشان میدهند، در حالی که برخی دیگر (مانند سرمایهگذاری در R&D یا رضایت کارکنان) پیشرو هستند و پتانسیل موفقیت آینده را نشان میدهند. ترکیب هر دو نوع مهم است.
⦁ کیفی در کنار کمی: برخی جنبههای رهبری استراتژیک، مانند توانایی الهامبخشی یا ایجاد فرهنگ اعتماد، را نمیتوان به راحتی با اعداد سنجید و نیاز به ارزیابیهای کیفی (مانند مصاحبه، گروههای کانونی) دارند.
⦁ مسئولیتپذیری: باید مشخص شود که هر KPI مسئولیت کدام بخش یا فرد در تیم رهبری است.
استفاده منظم و سیستماتیک از این معیارها به رهبران کمک میکند تا نه تنها از نتایج عملیاتی، بلکه از اثربخشی خود در هدایت سازمان به سمت آینده اطمینان حاصل کنند.
۲) ماتریس رهبری استراتژیک
ماتریس رهبری استراتژیک بر این تمرکز دارد که چگونه رهبران میتوانند چشمانداز بلندمدت را توسعه و پیادهسازی کنند، منابع را همسو کنند و سازمانهای خود را برای پیشرفت در یک محیط پویا و رقابتی الهام بخشند.
| ابعاد | سؤالات کلیدی | رفتارها/عملکردها | چالشها و کاهش | سؤالات راهنما |
| تفکر رؤیایی و آیندهنگری | • آینده مطلوب سازمان چیست؟ • روندها و فرصتهای کلیدی در افق چیست؟ | • یک چشمانداز روشن و قانعکننده برای آینده ایجاد کنید. • تجزیهوتحلیل محیط خارجی و شناسایی روندها و فرصتهای کلیدی. • چالشهای آینده را پیشبینی کنید و برنامههای احتمالی را توسعه دهید. • چشمانداز را به طور مؤثر ارتباط برقرار کنید. |
• چشم انداز ممکن است غیرواقعی یا دستنیافتنی باشد. کاهش: چشمانداز را در یک ارزیابی واقعبینانه از قابلیتهای سازمان و محیط خارجی پایهگذاری کنید. • چشمانداز ممکن است با همه ذینفعان طنینانداز نباشد. کاهش: ذینفعان را در فرایند ایجاد چشمانداز مشارکت دهید. | • اهداف و آرزوهای بلندمدت سازمان چیست؟ • نیروهای خارجی کلیدی که صنعت ما و جهان را شکل میدهند کداماند؟ |
| تفکر سیستمی و یکپارچهسازی | • چگونه همه قطعات سازمان با هم هماهنگ میشوند؟ • چگونه میتوانیم سازمان را به عنوان یک کل بهینه کنیم؟ | • وابستگیهای متقابل بین بخشهای مختلف سازمان را درک کنید. • شناسایی و رسیدگی به مسائل سیستمی. • همکاری و ارتباطات متقابل را ارتقا دهید. • تخصیص منابع را بهینه کنید. |
• مشکل در دیدن تصویر بزرگ. کاهش: توسعه مهارت در تفکر سیستمی و تجزیهوتحلیل استراتژیک. • مقاومت در برابر تغییر از سوی کسانی که از وضعیت موجود سود میبرند. کاهش: منطق تغییر را به اشتراک بگذارید و نگرانیها را برطرف کنید. | • بخشهای مختلف سازمان چگونه با یکدیگر تعامل دارند؟ • چگونه میتوانیم هماهنگی و ارتباط را در سراسر مرزهای عملکردی بهبود بخشیم؟ |
| همسویی استراتژیک و تخصیص منابع | • آیا منابع ما با اولویتهای استراتژیک ما همسو هستند؟ • آیا در زمینههای مناسب سرمایهگذاری میکنیم؟ | • اولویتبندی ابتکارات استراتژیک و تخصیص منابع بر اساس آن. • اطمینان حاصل کنید که تمام فعالیتها با چشمانداز و اهداف سازمان همسو هستند. • در مورد اینکه روی چه چیزی تمرکز کنید و چه چیزی را از اولویت خارج کنید، انتخابهای سخت بگیرید. |
• مشکل در انتخابهای سخت. کاهش: معیارهای تصمیمگیری روشن را تعیین کنید و سهامداران کلیدی را درگیر کنید. • مقاومت از جانب کسانی که تحتتأثیر تخصیص مجدد منابع قرار گرفتهاند. کاهش: منطق تصمیمات را به اشتراک بگذارید و حمایت کنید. | • آیا سرمایهگذاریهای ما با اولویتهای استراتژیک بلندمدت ما همسو هستند؟ • آیا ما برای به حداکثر رساندن تأثیر کلی خود مبادلات درستی انجام میدهیم؟ |
| اجرای تطبیقی و چابک | • چگونه میتوانیم استراتژی خود را در یک محیط پویا به طور مؤثر اجرا کنیم؟ • چگونه میتوانیم از اشتباهات خود درس بگیریم؟ | • فرهنگ آزمایش و یادگیری را پرورش دهید. • مایل به تطبیق استراتژی در صورت نیاز بر اساس بازخورد و شرایط متغیر باشید. • اعضای تیم را برای تصمیمگیری سریع توانمند کنید. • ارتقای بهبود مستمر. |
• مشکل در سازگاری با تغییر. کاهش: مهارتهای مدیریت پروژه چابک و مدیریت تغییر را توسعه دهید. • ترس از شکست. کاهش: یک فضای امن برای آزمایش و یادگیری ایجاد کنید. | • چگونه میتوانیم چابکتر شویم و نسبت به شرایط متغیر بازار واکنش نشان دهیم؟ • چگونه میتوانیم فرهنگی ایجاد کنیم که در آن آزمایش کنیم و از اشتباهات خود درس بگیریم؟ |
| مشارکت و نفوذ ذینفعان | • چگونه میتوانیم روابط قوی با سهامداران کلیدی ایجاد کنیم؟ • چگونه میتوانیم آنها را برای حمایت از اهدافمان تحتتأثیر قرار دهیم؟ | • ذینفعان کلیدی را شناسایی کنید و نیازها و اولویتهای آنها را درک کنید. • ایجاد روابط قوی بر اساس اعتماد و احترام متقابل. • به طور مؤثر و متقاعدکننده ارتباط برقرار کنید. • مذاکره و تأثیرگذاری بر سهامداران برای حمایت از اهداف استراتژیک سازمان. |
• مشکل ایجاد اعتماد با ذینفعان. کاهش: در تعاملات خود شفاف و معتبر باشید. • منافع رقابتی بین ذینفعان. کاهش: تسهیل گفتگو و یافتن راهحلهای سودمند متقابل. | • سهامداران کلیدی ما چه کسانی هستند و اولویتهای آنها چیست؟ • چگونه میتوانیم روابط قوی ایجاد کنیم و آنها را برای حمایت از اهداف استراتژیک خود تحتتأثیر قرار دهیم؟ |
| توسعه استعدادها و برنامهریزی جانشینپروری | • آیا ما افراد مناسب در نقشهای مناسب برای اجرای استراتژی خود داریم؟ • آیا ما رهبران آینده را توسعه میدهیم؟ | • شناسایی و توسعه کارکنان با پتانسیل بالا. • فرصتهایی برای توسعه رهبری و ایجاد مهارت فراهم کنید. • یک طرح جانشینپروری برای اطمینان از تداوم رهبری ایجاد کنید. • ترویج فرهنگ یادگیری و رشد. |
• مشکل در شناسایی و پرورش استعدادها. کاهش: یک سیستم مدیریت استعداد قوی را اجرا کنید. • مقاومت در برابر برنامهریزی جانشینپروری. کاهش: اهمیت برنامهریزی جانشینپروری برای سلامت بلندمدت سازمان را بیان کنید. | • آیا ما یک خط لوله قوی از رهبران آینده داریم؟ • آیا ما مهارتها و فرصتهایی را در اختیار کارکنان خود قرار میدهیم که برای موفقیت نیاز دارند؟ |
۳) ماتریس تطبیقی رهبران استراتژیک در جهان و ویژگیهای آنان
این ماتریس، رهبران استراتژیک را در جهان امروز بر اساس دو بُعد چشمانداز و تطبیقپذیری دستهبندی میکند. چشمانداز به معنای توانایی درک تصویر بزرگ و آیندهی مطلوب است، در حالی که تطبیقپذیری به معنای توانایی تغییر و انطباق با شرایط متغیر است.
| | تطبیقپذیری کم | تطبیقپذیری زیاد |
| چشمانداز کم | ۱. مدیران روزمره: فاقد چشمانداز بلندمدت و انعطافپذیری. در شرایط پایدار میتوانند موثر باشند، اما در مواجهه با تغییر، کارایی خود را از دست میدهند. | ۲. واکنشگراها: در تطبیق با تغییرات مهارت دارند، اما فاقد چشمانداز مشخصی هستند. اغلب در واکنش به بحرانها عمل میکنند و کمتر ابتکار عمل دارند. |
| چشمانداز زیاد | ۳. رؤیاپردازان: چشمانداز قوی دارند اما در تطبیق با واقعیتهای متغیر مشکل دارند. ایدههای بزرگ دارند، اما ممکن است در اجرای آنها با مشکل مواجه شوند. | ۴. رهبران تحولآفرین: هم چشمانداز قوی دارند و هم در تطبیق با تغییرات بسیار ماهرند. میتوانند سازمانها و جوامع را به سمت آیندهای بهتر هدایت کنند. |
- ویژگیهای هر دسته:
⦁ ۱. مدیران روزمره: تمرکز بر رویهها، حفظ وضع موجود، ریسکگریزی، فقدان نوآوری.
⦁ ۲. واکنشگراها: عملگرا، منعطف، تمرکز بر حل مشکلات کوتاهمدت، فاقد جهتگیری استراتژیک بلندمدت.
⦁ ۳. رؤیاپردازان: ایدهآلگرا، خلاق، الهامبخش، مشکل در اجرا و پیادهسازی ایدهها، ممکن است از واقعیتهای عملی دور باشند.
⦁ ۴. رهبران تحولآفرین: چشمانداز بلندمدت، توانایی الهامبخشی، انعطافپذیری و تطبیقپذیری بالا، مهارت در اجرا و پیادهسازی استراتژیها، توانایی ایجاد تغییر و تحول.
این ماتریس ابزاری مفید برای تحلیل و ارزیابی رهبران استراتژیک و شناخت نقاط قوت و ضعف آنهاست. همچنین میتواند به رهبران کمک کند تا با شناخت جایگاه خود در ماتریس، برای بهبود مهارتهای رهبری خود تلاش کنند.
۴) ماتریس تئوری سطوح بالای مدیریتی بر اساس مدل Hambrick & Mason
این ماتریس تئوری سطوح بالای مدیریتی Hambrick & Mason را که به بررسی تأثیر ویژگیهای رهبران ارشد بر جهتگیری استراتژیک سازمان میپردازد، به طور کامل و جامع ارائه میدهد. این تئوری بیان میکند که تصمیمات استراتژیک سازمانها بازتابی از ارزشها، تجربیات، و ویژگیهای شناختی مدیران ارشد آنها است.
| ویژگیهای رهبران ارشد | تأثیر بر جهتگیری استراتژیک | مثالها |
| ویژگیهای روانشناختی: ارزشها باورها شخصیت ادراکات | تأثیر بر تفسیر اطلاعات محیطی، ارزیابی ریسک و انتخاب استراتژیها | رهبری با ارزشهای ریسکپذیری، استراتژیهای جسورانهتری را اتخاذ میکند. رهبری با باور به اهمیت نوآوری، بر روی تحقیق و توسعه سرمایهگذاری میکند. |
| ویژگیهای جمعیتشناختی: سن جنسیت تحصیلات سابقهی کاری | تأثیر بر تجربیات، دانش و شبکهی ارتباطی رهبران، و در نتیجه، بر انتخاب استراتژیها | رهبری با سابقهی کار در صنعت خاصی، به احتمال زیاد در همان صنعت باقی میماند. رهبری با تحصیلات MBA، به احتمال زیاد بر روی تحلیلهای مالی تمرکز میکند |
| ویژگیهای اجتماعی: شبکهی ارتباطی قدرت نفوذ | تأثیر بر توانایی رهبران در ایجاد اجماع، بسیج منابع و اعمال نفوذ بر ذینفعان | رهبری با شبکهی ارتباطی قوی، میتواند حمایت بیشتری برای استراتژیهای خود جلب کند. رهبری با قدرت بالا، میتواند تغییرات استراتژیک را با سرعت بیشتری اجرا کند. |
- فرآیند تأثیرگذاری:
- جریان اطلاعات: ویژگیهای رهبران ارشد بر نوع اطلاعاتی که دریافت و پردازش میکنند، تأثیر میگذارد.
- تفسیر استراتژیک: این ویژگیها بر نحوهی تفسیر اطلاعات محیطی و سازمانی تأثیر میگذارد.
- تعریف و انتخاب استراتژی: ارزشها، تجربیات و ویژگیهای شناختی رهبران ارشد بر انتخاب استراتژیهای سازمان تأثیر میگذارد.
- اجرای استراتژی: ویژگیهای رهبران ارشد بر نحوهی اجرای استراتژیها و واکنش به چالشها تأثیر میگذارد.
- نکات مهم:
⦁ این تئوری بر اهمیت درک ویژگیهای رهبران ارشد برای پیشبینی و تفسیر رفتار استراتژیک سازمانها تأکید دارد.
⦁ ویژگیهای رهبران ارشد به صورت ترکیبی و تعاملی بر استراتژیهای سازمان تأثیر میگذارند.
⦁ این تئوری میتواند به عنوان چارچوبی برای تحلیل و ارزیابی تأثیر رهبری بر عملکرد سازمان مورد استفاده قرار گیرد.
- محدودیتها:
⦁ این تئوری تمام عوامل مؤثر بر استراتژیهای سازمان را در بر نمیگیرد. عواملی مانند محیط رقابتی، منابع سازمان و فرهنگ سازمانی نیز نقش مهمی ایفا میکنند.
⦁ اندازهگیری و سنجش ویژگیهای روانشناختی رهبران میتواند دشوار باشد.
با وجود این محدودیتها، تئوری سطوح بالای مدیریتی چارچوب مفیدی برای درک ارتباط بین رهبری و استراتژی ارائه میدهد.
[۱] Hambrick و Mason دو محقق در حوزه مدیریت و استراتژی هستند که به خاطر کارهایشان در زمینه تئوریهای سازمانی و ویژگیهای مدیران مشهورند. آنها بیشتر به دلیل مدل “مدل سهگانه تأثیر بر عملکرد” شناخته میشوند که در آن تأکید میشود که عملکرد یک سازمان تحت تأثیر سه عامل اصلی قرار دارد: ویژگیهای مدیران، عوامل محیطی و ویژگیهای سازمان.
در مقالهای که در سال ۱۹۸۴ منتشر کردند، آنها دیدگاهی را ارائه دادند که موضوعات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و همچنین تکنولوژی و بازار را به عنوان عوامل مؤثر در کارایی و عملکرد سازمانها مطرح کردند. نظریات آنها به توسعه ادبیات مدیریت و استراتژی کمک قابل توجهی کرده و به عنوان مبنایی برای تحقیقات بعدی در این حوزهها محسوب میشود.
در کل، Hambrick و Mason به عنوان پژوهشگران برجسته در حوزه مدیریت و استراتژی شناخته میشوند و آثار آنها همچنان در مطالعات دانشگاهی و عملی مورد استفاده قرار میگیرد.
۵) ماتریس پنج اقدام رهبری استراتژیک بر اساس مدل کوزس و پوزنر (Kouzes & Posner)
این ماتریس بر اساس مدل Kouzes & Posner، پنج اقدام کلیدی رهبران دارای تفکر استراتژیک را نشان میدهد و رفتارهای مرتبط با هر اقدام را شرح میدهد. این مدل بر این اصل استوار است که رهبری یک رابطه است، نه یک جایگاه و رتبه.
| اقدام | توضیحات | رفتارهای کلیدی |
| رهبری با الگو | رهبران با وضوح ارزشهای خود و پایبندی به آنها، به دیگران الگو میشوند. آنها با گفتار و عمل خود، جهت و مسیر را مشخص میکنند. | شفافسازی ارزشها. تعیین انتظارات. پایبندی به تعهدات. الهامبخشی به دیگران |
| الهامبخشی به چشمانداز مشترک | رهبران با ترسیم تصویری جذاب از آینده، دیگران را به سمت هدف مشترک هدایت میکنند. آنها به افراد کمک میکنند تا پتانسیلهای خود را ببینند و به تحقق چشمانداز مشترک ایمان بیاورند. | ترسیم تصویر روشن از آینده. ایجاد حس تعلق و هدفمندی. ترغیب به مشارکت و همکاری. ایجاد انگیزه و اشتیاق |
| به چالش کشیدن فرآیندها | رهبران به دنبال نوآوری و بهبود مستمر هستند و از وضع موجود راضی نمیشوند. آنها ریسکپذیر هستند و به دنبال فرصتهای جدید میگردند. | جستجوی فرصتهای جدید. آزمایش ایدههای نوآورانه. پذیرش ریسکهای حسابشده. تشویق به خلاقیت و نوآوری |
| توانمندسازی دیگران برای اقدام | رهبران به دیگران قدرت و اختیار میدهند تا در رسیدن به هدف مشترک مشارکت کنند. آنها به افراد اعتماد میکنند و به آنها فرصت رشد و توسعه میدهند. | تفویض اختیار. ایجاد حس مالکیت. تقویت همکاری و کار تیمی. ارائهی بازخورد و پشتیبانی |
| تشویق قلبها | رهبران با قدردانی از تلاشها و موفقیتهای دیگران، انگیزه و اشتیاق آنها را تقویت میکنند. آنها با ایجاد حس تعلق و قدردانی، به افراد کمک میکنند تا در بهترین حالت خود عمل کنند. | قدردانی از زحمات. جشن گرفتن موفقیتها. ایجاد حس تعلق و قدردانی. تقویت روحیه و انگیزه |
- نکات مهم:
⦁ این پنج اقدام به صورت یکپارچه و در تعامل با یکدیگر عمل میکنند.
⦁ رهبران مؤثر، در هر پنج اقدام مهارت دارند و میتوانند آنها را در موقعیتهای مختلف به کار ببرند.
⦁ این مدل میتواند به عنوان چارچوبی برای توسعهی مهارتهای رهبری استراتژیک مورد استفاده قرار گیرد.
- ارتباط با تفکر استراتژیک:
هر یک از این پنج اقدام، به شکلی با تفکر استراتژیک مرتبط است:
⦁ رهبری با الگو: رهبران با شفافسازی ارزشها و پایبندی به آنها، چارچوبی برای تصمیمگیریهای استراتژیک ایجاد میکنند.
⦁ الهامبخشی به چشمانداز مشترک: چشمانداز مشترک، جهتگیری استراتژیک سازمان را مشخص میکند.
⦁ به چالش کشیدن فرآیندها: نوآوری و بهبود مستمر، برای تطبیق با تغییرات محیطی و حفظ مزیت رقابتی ضروری است.
⦁ توانمندسازی دیگران برای اقدام: مشارکت کارکنان در فرآیند استراتژیک، به افزایش خلاقیت و نوآوری کمک میکند.
⦁ تشویق قلبها: انگیزه و اشتیاق کارکنان، برای اجرای موفقیتآمیز استراتژیها حیاتی است.
با بهکارگیری این پنج اقدام، رهبران میتوانند فرهنگ سازمانی قوی و پویا ایجاد کنند که از تفکر استراتژیک و عملکرد برتر پشتیبانی میکند.
[۱] کوزز و پازنر، جیمز کوزز و بارنت پازنر، دو پژوهشگر و نویسنده شناخته شده در حوزه رهبری هستند. آنها به خاطر کتابهایشان و مدلهای توسعه رهبری معروفاند. کتاب معروفشان با عنوان «The Leadership Challenge» به بررسی ویژگیها و رفتارهای مؤثر در رهبری میپردازد و بر اهمیت اعتماد، الهامبخشی و حمایت از دیگران تأکید دارد.
مدل رهبری آنان شامل پنج عملی است که رهبران باید انجام دهند: ایجاد دیدگاه مشترک، الهام بخشیدن به دیگران، تسهیلگری و توانمندسازی، الگوسازی و تشویق به عمل. این مدل به رهبران کمک میکند تا توانمندیهای خود را افزایش دهند و تأثیر مثبتتری بر تیم و سازمانهای خود داشته باشند.
کوزس و پوزنر به عنوان مشاوران و مدرسهای برجسته در سمینارها و کارگاههای آموزشی در سطح جهانی فعال بوده و تأثیر زیادی بر تفکر معاصر در زمینه رهبری داشتهاند. آنها با تحقیق و تجزیه و تحلیل رفتارهای رهبری، به ایجاد درک بهتری از اصول مؤثر در رهبری کمک کردهاند.
۶) ماتریس مدل VUCA و چابکی استراتژیک
این ماتریس، مدل VUCA (نوسان، عدم قطعیت، پیچیدگی، ابهام) و چابکی استراتژیک را برای رهبری در محیطهای ناپایدار، پیچیده و مبهم به طور کامل و جامع ارائه میدهد. این ماتریس نشان میدهد که چگونه رهبران میتوانند با استفاده از چابکی استراتژیک، به مؤلفههای VUCA پاسخ دهند و سازمان خود را در این محیطهای چالشبرانگیز هدایت کنند.
| مؤلفهی VUCA | توضیحات | چالشها | پاسخهای چابکی استراتژیک |
| نوسان (Volatility): | تغییرات سریع و غیرقابل پیشبینی در بازار و محیط کسب و کار. | دشواری در پیشبینی و برنامهریزی | انعطافپذیری و تطبیقپذیری سریع. تمرکز بر کوتاهمدت و میانمدت. ایجاد سناریوهای مختلف|
| عدم قطعیت (Uncertainty): | عدم توانایی در پیشبینی آینده و پیامدهای تصمیمات. | دشواری در تصمیمگیری و ارزیابی ریسک | جمعآوری اطلاعات و تحلیل دادهها. آزمایش و یادگیری سریع. ایجاد گزینههای استراتژیک متنوع |
| پیچیدگی (Complexity): | تعداد زیاد عوامل مؤثر بر سازمان و روابط متقابل پیچیده بین آنها. | دشواری در درک و تحلیل محیط کسب و کار | سادهسازی فرآیندها و ساختارها. تفکر سیستمی و کلنگر. همکاری و اشتراکگذاری اطلاعات |
| ابهام (Ambiguity): | عدم وضوح و شفافیت در مورد اطلاعات و رویدادهای آینده. | دشواری در تفسیر اطلاعات و تصمیمگیری | تقویت مهارتهای تفکر انتقادی. ایجاد تفسیرهای چندگانه. پذیرش ابهام و ریسک |
- رهبری چابک در محیط VUCA:
⦁ بینش: رهبران چابک میتوانند الگوها را در میان هرج و مرج تشخیص دهند و فرصتها را شناسایی کنند.
⦁ سازگاری: آنها به سرعت با تغییرات محیطی سازگار میشوند و استراتژیها را بر اساس نیاز تنظیم میکنند.
⦁ همکاری: آنها همکاری و ارتباطات باز را در سازمان ترویج میدهند.
⦁ توانمندسازی: آنها به کارکنان خود قدرت و اختیار میدهند تا در مواجهه با چالشها خلاقانه عمل کنند.
⦁ یادگیری: آنها از تجربیات خود و دیگران درس میگیرند و به طور مداوم بهبود مییابند.
- نکات مهم:
⦁ چابکی استراتژیک به معنای واکنش سریع به هر تغییری نیست، بلکه به معنای توانایی درک، پیشبینی و پاسخگویی مؤثر به تغییرات کلیدی است.
⦁ توسعهی چابکی استراتژیک نیازمند تغییر در فرهنگ سازمانی، فرآیندها و ساختارها است.
⦁ رهبران نقش کلیدی در ترویج و توسعهی چابکی استراتژیک در سازمان دارند.