بارگیری صفحه

تسلط بر تفکر استراتژیک – از چشم انداز تا عمل (Mastering strategic thinking – from vision to action)

تسلط بر تفکر استراتژیک

تسلط بر تفکر استراتژیک: از چشم‌انداز تا عمل

آنچه در این قسمت از فصل «رهبری استراتژیک (Strategic Leadership)»  با عنوان «تسلط بر تفکر استراتژیک – از چشم انداز تا عمل (Mastering strategic thinking – from vision to action)» به آن پرداخته شده است:

  • تعریف تفکر استراتژیک

  • عناصر اصلی تفکر استراتژیک

  • پرورش و توسعه مهارت تفکر استراتژیک

  • داستان‌های واقعی از تفکر استراتژیک: تفکر استراتژیک در عمل

  • تله‌های بالقوه تفکر استراتژیک

  • نیمه دوم داستان تفکر استراتژیک

  • نتیجه‌گیری تفکر استراتژیک

سلام، به قسمت ۴۲ ام پادکست «لیدرشیپ مستری» خوش آمدید، پادکستی که به ارائه استراتژی‌های رهبری در قرن ۲۱ ام اختصاص دارد. من حسین علی‌محمدی میزبان شما خواهم بود و همانطور که مستحضر هستید در قسمت‌های قبلی‌ فصل پنجم، پایه‌ای برای درک رهبری استراتژیک گذاشتیم. امروز، ما به یک مهارت مهم برای هر رهبر می پردازیم: یعنی تفکر استراتژیک. این قسمت به بررسی چیستی تفکر استراتژیک، عناصر اصلی آن، چگونگی توسعه آن، و مهمتر از همه، نحوه اتصال اقدامات روزانه خود به اهداف بلندمدت می پردازیم.

پادکست تسلط بر تفکر استراتژیک: از چشم انداز تا عمل 

تفکر استراتژیکتعریف تفکر استراتژیک و اهمیت آن در رهبری

بسیاری از ما وقتی  واژه «تفکر استراتژیک» را می‌شنویم، تصاویری از نمودارهای پیچیده، جلسات هیئت‌مدیره و پیش‌بینی‌های چند ساله را به ذهن متبادر کنیم. درحالی‌که این چیزها می‌توانند بخشی از فرایند باشند، تفکر استراتژیک بسیار اساسی‌تر از این مسائل است در حقیقت یک طرز فکر است.

تصور کنید که ناخدای یک کشتی هستیم. موافق هستید که ما بدون اینکه مقصدی را در ذهن داشته باشیم، کشتی را حرکت نمی‌دهیم؟ تفکر استراتژیک مانند داشتن یک قطب‌نما و یک نقشه برای سازمان است. تفکر استراتژیک در مورد این است که بدانیم به کجا می‌خواهیم برویم؛ یعنی چشم‌انداز بلندمدت خود و سپس حرکت در طوفان‌های اجتناب‌ناپذیر و جریان‌های غیرمنتظره در طول مسیر.

در دنیای امروز، تنها چیزی که ثابت است خود تغییر است. ما با فناوری‌های جدید، پویایی بازار در حال تغییر و انتظارات مشتری در حال تحول، بمباران شده‌ایم. رهبرانی که نمی‌توانند استراتژیک بیندیشند؛ مانند کشتی‌های بدون سکان هستند که هر موجی که می‌گذرد به سمت آن پرتاب می‌شود. آنها به‌جای ترسیم پیشگیرانه مسیر خود، واکنشی می‌شوند و دائماً آتش را خاموش می‌کنند. آنها آن‌قدر مشغول رسیدگی به امور فوری هستند که از موارد مهم غافل می‌شوند.

تفکر استراتژیک به ما امکان می‌دهد آن تغییرات را پیش‌بینی و تصویر بزرگ‌تر را ببینیم و درک کنیم که چگونه عوامل مختلف – از روندهای بازار گرفته تا منابع داخلی به هم مرتبط هستند. این به ما قدرت می‌دهد تا فرصت‌هایی را که دیگران از دست می‌دهند استفاده کنیم و چالش‌های پیچیده را با اطمینان و شفافیت پشت سر بگذاریم. تفکر استراتژیک  یک قطب‌نما است که کشتی ما را از میان آب‌های متلاطم هدایت می‌کند و اطمینان می‌دهد که به مقصد مورد نظر خود می‌رسیم.

۵ عنصر کلیدی تفکر استراتژیک

ما ثابت کردیم که تفکر استراتژیک ضروری است. اما تفکر استراتژیک دقیقاً چه چیزی را شامل می‌شود؟ خوب است در ابتدا این مسئله را روشن کنیم که تفکر استراتژیک یک مهارت واحد نیست، بلکه ترکیبی از عناصر به‌هم‌پیوسته است. بهتر است آن را به عنوان یک جعبه‌ابزار پر از ابزارهای مختلف در نظر بگیریم که هر کدام نقشی حیاتی در ساخت شاهکار استراتژیک ما دارند.

۱. تفکر سیستمی (systems thinking)

اولین ابزار تفکر استراتژیک، تفکر سیستمی است. این در مورد درک نحوه تعامل و تأثیربخش‌های مختلف یک سیستم – خواه سازمان ما، بازار یا حتی اقتصاد جهانی باشد. مانند صفحه شطرنج، هر مهره نقشی را ایفا می‌کند و حرکت یک‌مهره بر کل بازی تأثیر می‌گذارد. تغییر در یک بخش می‌تواند بر سایر بخش‌ها تأثیر بگذارد.

برای مثال تغییر در رفتار مصرف‌کننده می‌تواند کل صنعت را مختل کند. تفکر سیستمی به ما کمک می‌کند تا آن ارتباطات را دیده و اثرات موجی تصمیمات خود را پیش‌بینی کنیم.

۲.  آینده‌نگری (foresight)

دومین ابزار تفکر استراتژیک، آینده‌نگری است.  آینده‌نگری در مورد پیش‌بینی آینده با قطعیت مطلق نیست. در عوض، این در مورد توسعه سناریوهای قابل‌قبول بر اساس روندهای فعلی، فناوری‌های نوظهور و اختلالات احتمالی است. آن را به عنوان یک حدس و گمان آگاهانه در نظر بگیریم. آینده چگونه می‌تواند باشد؟ چالش‌ها و فرصت‌های بالقوه‌ای که در پیش رو داریم چیست؟

آینده‌نگری به ما کمک می‌کند تا برای احتمالات مختلف آماده شویم و تصمیمات آگاهانه‌تری بگیریم. دعوت می‌کنم اگر به بحث آینده‌نگری علاقه‌مند هستید شنیدن پادکست شماره ۳۱ ام را که به موضوع آینده‌نگری استراتژیک اختصاص داده‌ایم در برنامه خود قرار دهید.

۳. تفکر انتقادی (critical thinking)

سومین ابزار تفکر استراتژیک، تفکر انتقادی است. این در مورد تجزیه‌وتحلیل عینی اطلاعات، زیرسؤال‌بردن مفروضات، و شناسایی سوگیری‌ها است. همه ما عقاید از پیش تعیین شده و میان‌برهای ذهنی خود را داریم. تفکر انتقادی به ما کمک می‌کند این سوگیری‌ها را به چالش بکشیم و تصمیم‌های منطقی‌تر و مبتنی بر شواهد بگیریم. این در مورد پرسیدن سؤالات سخت، کاوش عمیق‌تر و عدم‌پذیرش چیزها به‌صورت واقعی است.

۴. نوآوری (innovation)

چهارمین ابزار تفکر استراتژیک، نوآوری است. نوآوری فقط در مورد توسعه محصولات یا خدمات جدید نیست، اگرچه این قطعاً بخشی از آن است. نوآوری یافتن راه‌حل‌های خلاقانه برای مشکلات موجود، بهره‌برداری از فرصت‌های جدید و جستجوی مداوم راه‌هایی برای بهبود است. نوآوری در مورد به چالش کشیدن وضعیت موجود و فشار قراردادن  مرزهای احتمالی است.

۵. نیت و هدف استراتژیک (Strategic Intent)

در نهایت پنجمین و شاید مهم‌ترین ابزار، نیت استراتژیک ما است. نیت استراتژیک در حقیقت ستاره قطبی ماست. یک چشم‌انداز روشن و متمرکز از آینده که تمام اقدامات ما را هدایت می‌کند. نیت استراتژیک یک آرزوی مبهم نیست، بلکه یک هدف مشخص و قابل‌اندازه‌گیری است که جهت و انگیزه را برای کل سازمان ما فراهم می‌کند. هدف استراتژیک چیزی است که تلاش‌های همه را در جهت یک هدف مشترک هماهنگ می‌کند و سوخت لازم برای موفقیت پایدار را فراهم می‌کند.

راهکارهای پرورش و توسعه تفکر استراتژیک

ما عناصر کلیدی تفکر استراتژیک را بررسی کرده‌ایم. اکنون، سؤال مهم این است: چگونه می‌توانیم این مهارت‌ها را توسعه دهیم؟ مهارت تفکر استراتژیک مانند هر مهارت دیگری به تمرین، فداکاری و تمایل به فراتر رفتن از منطقه امن خودمان نیاز دارد.

۱. پرورش کنجکاوی

اول‌ازهمه، باید مهارت کنجکاوی را در وجودمان پرورش داده و به یک یادگیرنده سیری‌ناپذیر تبدیل شویم. بی‌وقفه «چرا» را بپرسیم، مانند کودکی که برای اولین‌بار جهان را کشف می‌کند. فقط چیزها را به‌صورت اسمی نپذیریم. عمیق‌تر کنکاش کرده و وضعیت موجود را به چالش بکشیم. چرا کارها به این شکل انجام می‌شود؟ آیا راه بهتری وجود دارد؟ این طرز فکر کنجکاوانه، پایه و اساس تفکر استراتژیک است.

۲.  چشم‌انداز

در مرحله دوم، مهارت ایجاد چشم‌انداز را تمرین کنیم. پا به‌جای دیگران بگذاریم و سعی کنیم موقعیت‌ها را از دیدگاه‌های مختلف ببینیم. رقبای ما چه فکری می‌کنند؟ نیازها و انگیزه‌های مشتریان ما چیست؟ درک دیدگاه‌های مختلف، درک ما را از چشم‌انداز گسترش می‌دهد و به ما امکان می‌دهد چالش‌ها و فرصت‌های بالقوه را پیش‌بینی کنیم.

۳. یادگیری مادام‌العمر

در قدم سوم، مقوله یادگیری مادام‌العمر را بپذیریم. جهان دائماً در حال تغییر است و دانش ما نیز باید تغییر کند. به طور گسترده مطالعه کنیم، نه‌تنها در زمینه خود، بلکه در زمینه‌های خارج از تخصص خودمان. در کنفرانس‌ها، وبینارها و کارگاه‌های آموزشی شرکت کرده و در بحث‌های چالش‌برانگیز با افرادی که دیدگاه‌های متفاوتی دارند شرکت کنیم. یادگیری مداوم تفکر ما را تازه نگه می‌دارد و به ما کمک می‌کند خود را با یک محیط پویا سازگار کنیم.

۴. گرفتن بازخورد

در مرحله چهارم، به دنبال بازخورد باشیم. ارزیابی صادقانه تفکر استراتژیک خود را از همکاران، مربیان یا حتی مشتریان قابل‌اعتماد بخواهیم. نقاط کور ما کجاست؟ چه کاری را می‌توانستیم بهتر انجام دهیم؟ انتقاد سازنده می‌تواند برای رشد بسیار ارزشمند باشد.

۵. تفکر و تامل کردن

در نهایت، و امر تفکرکردن و تامل بسیار مهم است.  به طور مرتب برای تجزیه‌وتحلیل موفقیت‌ها و شکست‌های خود وقت بگذاریم. چه چیزی می‌توانیم از این تجربیات بیاموزیم؟ انعکاس مانند نگاه‌کردن به آینه عقب است تا یاد بگیریم چگونه در جاده پیش رو حرکت کنیم.

این به ما کمک می‌کند رویکرد خود را اصلاح‌کرده و الگوها را شناسایی کنیم و تصمیمات استراتژیک بهتری در آینده بگیریم. این در مورد تمرکز بر روی اشتباهات نیست، بلکه در مورد استخراج درس‌های ارزشمندی است که تفکر استراتژیک ما را برنده‌تر می‌کند.

تفکر استراتژیک

نمونه‌های عملی تفکر استراتژیک در دنیای واقعی

داستان شرکت نتفلیکس

نتفلیکس در ابتدای راه در بدو تأسیس شرکت، بر روی اجاره دی‌وی‌دی تمرکز کرد که ظاهراً نسخه بهتری از شرکت بلاک باستر (Blockbuster) بود. اما نقطه کلیدی این است که رهبران نتفلیکس به همین‌جا بسنده نکردند.

آنها از قبل به آینده نگاه می‌کردند و ظهور فناوری استریم را پیش‌بینی می‌کردند. آنها آینده‌ای را دیدند که در آن سرعت اینترنت، امکان تماشای ویدئو به‌صورت آنلاین را فراهم می‌کند، آینده‌ای که رسانه‌های فیزیکی منسوخ می‌شوند. رهبران نتفلیکس آینده‌نگر بود  و روحیه لازم برای نوآوری داشتند تا مدل کسب‌وکار خود را کاملاً متحول کنند، حتی اگر به معنای برهم‌زدن موفقیت آنها باشد.

نلسون ماندلا: تفکر استراتژیک برای آفریقای جنوبی دموکراتیک و چندنژادی

و یا در میان رهبران سیاسی جهان، نلسون ماندلا در مواجهه با چالش عظیم آپارتاید در آفریقای جنوبی، تفکر استراتژیک را در مقیاس بزرگ به نمایش گذاشت. او دیدگاهی شفاف از آفریقای جنوبی دموکراتیک و چندنژادی داشت. این فقط یک رؤیا نبود؛ بلکه یک هدف استراتژیک بود که اقدامات او را برای چندین دهه هدایت کرد.

او تعامل پیچیده نیروهای سیاسی و اجتماعی را، هم در آفریقای جنوبی و هم در صحنه جهانی درک می‌کرد. او این پیچیدگی‌ها را با عزم تزلزل‌ناپذیری پشت سر گذاشت و از مقاومت و آشتی برای رسیدن به هدف نهایی خود استفاده کرد. تفکر استراتژیک او نه‌تنها نظام ظلم و ستم را از بین برد، بلکه زمینه را برای یک ملت جدید فراهم کرد.

تله‌های رایج تفکر استراتژیک و راه‌های اجتناب از آنها

تا این بخش از پادکست ما در مورد قدرت تفکر استراتژیک صحبت کرده‌ایم، اما تشخیص تله‌های بالقوه تفکر استراتژیک به همان اندازه مهم است. حتی با بهترین نیت‌ها، تفکر استراتژیک می‌تواند نادرست باشد. بیایید در مورد برخی از دام‌های رایج صحبت کنیم که می‌توانند حتی امیدوارکننده‌ترین استراتژی‌ها را از مسیر خارج کنند.

۱. فلج شدن از طریق تحلیل

یکی از بزرگ‌ترین دام‌های رایج، فلج شدن از طریق تحلیل است. ما در دنیای داده‌محور زندگی می‌کنیم و جمع‌آوری اطلاعات بسیار مهم است. اما افراط‌اندیشی خطری دارد. صرف زمان زیاد برای تجزیه‌وتحلیل و استراتژی می‌تواند منجر به انفعال شود. به‌اندازه‌ای  در جزئیات غرق می‌شویم که در واقع هیچ کاری انجام نمی‌دهیم. به یاد داشته باشیم، یک طرح خوب که اکنون اجرا می‌شود، اغلب بهتر از یک برنامه عالی است که هرگز اجرا نشده است.

۲. تفکر گروهی

دومین تله رایج در اجرای تفکر استراتژیک، تفکر گروهی است. این زمانی اتفاق می‌افتد که میل به هماهنگی یا انطباق در یک گروه بر ارزیابی انتقادی دیدگاه‌های جایگزین غلبه می‌کند. جایی که نظرات مخالف مهم خفه می‌شوند. این می‌تواند منجر به تصمیمات فاجعه‌بار شود، زیرا ما اساساً تنوع فکری را که برای تفکر استراتژیک قوی ضروری است، حذف کرده‌ایم.

۳. سوگیری تأیید

سومین تله رایج در اجرای تفکر استراتژیک، سوگیری تأیید است. این تمایل ما به جستجوی اطلاعاتی است که باورهای موجود ما را تأیید می‌کند و اطلاعاتی را که با آنها در تضاد است نادیده می‌گیرید. سوگیری تأیید یک گرایش رایج در میان تصمیمات انسان‌ها است، اما برای تفکر استراتژیک می‌تواند فوق‌العاده خطرناک باشد. این منجر به یک دید تحریف شده از واقعیت می‌شود و ما را از دیدن تصویر کامل بازمی‌دارد.

۴. ناتوانی در سازگاری

در نهایت، چهارمین تله، ناتوانی در سازگاری است. چشم‌انداز کسب‌وکار به طور مداوم در حال تغییر است. فن آوری‌های جدید ظهور می‌کنند، رقبا بازار را مختل و ترجیحات مشتری تغییر می‌کند. استراتژی‌ای که دیروز به‌خوبی کار می‌کرد، ممکن است فردا کاملاً بی‌اثر باشد. عدم تطبیق استراتژی خود با شرایط در حال تغییر مانند تلاش برای عبور از طوفان با یک سکان ثابت است. در نتیجه استراتژی ما باید به‌اندازه محیطی که در آن فعالیت می‌کنیم پویا باشد.

از چشم‌انداز تا عمل: پیاده‌سازی استراتژی

تا این بخش از پادکست ما یک چشم‌انداز بلندمدت عالی ایجاد و  اهداف استراتژیک خود را مشخص کرده‌ایم. اما این فقط نیمی از داستان است. تفکر استراتژیک فقط ایجاد یک برنامه بزرگ نیست. نیمی دیگر در آن روی سکه و اجرای آن است.

در حقیقت این در مورد ترجمه آن چشم‌انداز بزرگ یعنی نیمه اول به اقدامات عینی و روزمره در نیمه دوم است. این امر مستلزم ایجاد یک ذهنیت استراتژیک است روشی از تفکر که در آن هر کار، هر جلسه، هر تصمیمی از دریچه اهداف بلندمدت ما مشاهده می‌شود. اگر فراموش نکرده باشید ما در پادکست دوم این فصل مفصلاً در خصوص ذهنیت رهبر استراتژیک صحبت کردیم که دعوت می‌کنم حتماً آن پادکست را هم گوش کنید تا قطعه‌های پازل ما در رهبری استراتژیک رفته‌رفته کامل شود.

بیایید جزئی‌تر مسئله را کنکاش کنیم، نیمه دوم تفکر استراتژیک یعنی  قبل از اینکه وارد لیست کارهای خود شویم، قبل از اینکه دعوت جلسه را بپذیریم، قبل از اینکه آن تصمیم به‌ظاهر کوچک را بگیریم، یک‌لحظه وقت بگذاریم.

از خود بپرسیم: «آیا این فعالیت به استراتژی کلی ما کمک می‌کند؟» اگر پاسخ منفی یا حتی «شاید نه» است، اولویت آن را دوباره ارزیابی کنیم. گرفتار شدن در طوفان کارهای روزانه آسان است، اما تفکر استراتژیک ایجاب می‌کند که دائماً اقدامات خود را با اهداف نهایی خود هماهنگ کنیم.

این همسویی مداوم وظایف روزانه با اهداف کلی، چیزی است که اجرای استراتژیک موفقیت‌آمیز را از تفکر واهی صرف، جدا می‌کند. این کار روزانه، تلاش مداوم، تمرکز تزلزل‌ناپذیر بر روی تصویر بزرگ‌تر است که چشم‌انداز بزرگ را زنده می‌کند.

از طرفی مشکلات در هر تلاشی اجتناب‌ناپذیر هستند. آنها به طور غیرمنتظره ظاهر می‌شوند و نیاز به توجه فوری دارند. طبیعی است که بخواهیم سریع عکس‌العمل نشان دهیم و مشکل را حل کنیم و اوضاع را هر چه زودتر به حالت عادی برگردانیم. اما واکنش غریزی، بدون درنظرگرفتن تصویر بزرگ‌تر، اغلب می‌تواند منجر به مشکلات مهم‌تری در مسیر شود.

هنگامی که با مشکلی روبرو می‌شویم، در مقابل تمایلمان به واکنش ساده مقاومت کنیم. در عوض، یک‌قدم به عقب برداشته و  نفس کشیده و یک سؤال مهم از خود بپرسیم: «این مشکل چگونه با اهداف بلندمدت ما ارتباط دارد؟» چگونه در استراتژی کلی ما قرار می‌گیرد؟

فرض کنیم شرکت ما برای افزایش سود در این سه‌ماهه تحت‌فشار است. ساده‌ترین راه‌حل ممکن، کاهش هزینه‌ها است. شاید بودجه بازاریابی خود را کاهش دهیم، یا شاید با استفاده از مواد ارزان‌تر، کیفیت محصول را به خطر بیندازیم.

در کوتاه‌مدت، ممکن است شاهد افزایش درآمد خود باشیم. اما در مورد عواقب درازمدت آن چطور؟ کاهش بازاریابی می‌تواند به آگاهی از برند ما آسیب برساند و منجر به کاهش فروش شود. به خطر انداختن کیفیت محصول ممکن است اعتماد مشتری را از بین ببرد و شهرت ما را خدشه‌دار کند.

حل مسئله استراتژیک نیازمند رویکرد متفاوتی است. این مستلزم درنظرگرفتن پیامدهای درازمدت اقدامات ما است. به‌جای اینکه فقط آتش را خاموش کنیم، باید علت اصلی را برطرف کنیم. به‌جای واکنش ساده به علائم، باید بیماری را تشخیص دهیم.

شاید سرمایه‌گذاری در فرایندهای تولید کارآمدتر، حتی اگر مستلزم هزینه‌های اولیه باشد، راه‌حل بلندمدت بهتری برای افزایش سودآوری باشد. شاید تمرکز تلاش‌های بازاریابی خود بر روی مخاطبان هدفمندتر، بازده بهتری را به همراه داشته باشد.

نکته کلیدی این است که راه‌حل‌های خود را با اهداف استراتژیک خود هماهنگ کنیم. هر مشکلی و هر چالشی، فرصتی است نه‌تنها برای رفع مشکل، بلکه برای نزدیک‌تر شدن به اهداف بلندمدت خود.

همچنین  اگر علاقه‌مند هستید در خصوص تفکر استراتژیک بیشتر بدانید سری به صفحه اختصاصی این موضوع در وب‌سایت ما بزنید در ضمن ماتریس شایستگی تفکر استراتژیک و یک چک‌لیست و نظرسنجی برای ارزیابی تفکر استراتژیک برای بازدیدکنندگان از سایت تهیه شده است  که چارچوبی بصری برای درک تفکر استراتژیک برای شما فراهم می‌کند.

من حسین علی‌محمدی میزبان شما در پادکست امروز تسلط بر تفکر استراتژیک – از چشم انداز تا عمل (Mastering strategic thinking – from vision to action) بودم  امیدوارم این قسمت از پادکست، بینش‌های ارزشمند و ابزارهای عملی را برای ارتقای قابلیت‌های رهبری در اختیار شما قرار داده باشد. به یاد داشته باشیم، رهبری واقعی در مورد قدرت یا اقتدار نیست، بلکه در مورد خدمت، صداقت و تعهد واقعی برای ایجاد یک تفاوت مثبت است. این در مورد الهام بخشیدن به دیگران برای باور به چیزی بزرگ‌تر از خودشان و توانمندسازی آنها برای دستیابی به نتایج خارق‌العاده است.

از اینکه در این قسمت از  [پادکست لیدرشیپ مستری: استراتژی‌های رهبری در قرن ۲۱ام] با ما همراه بودید سپاسگزارم. لطفاً ما را در پلتفرم‌های پادکست مانند کست باکس، شنوتو و یوتیوب دنبال کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید. بازخورد شما به ما کمک خواهد کرد با شنوندگان بیشتری در تعامل باشیم و کیفیت پادکست‌ها را بهبود ببخشیم.

همچنین، برای اطلاع از مقاله‌ها، منابع و اطلاعات بیشتر در مورد رهبری استراتژیک، سری به وب‌سایت ما به آدرس  [https://hosseinalimohammadi.com] بزنید. همچنین می‌توانید در رسانه‌های اجتماعی با ما ارتباط برقرار کنید. امیدوارم این قسمت، «بینش‌های ارزشمند و استراتژی‌های عملی برای رهبری» به شما ارائه کرده باشد. به یاد داشته باشید، رهبری یک سفر است، نه یک مقصد.  با ما همراه باشید.

سبک رهبری و فرهنگ سازمانی بعد از بحران

پادکست لیدرشیپ مستری: استراتژی‌های رهبری در قرن ۲۱ام

لطفاً ما را در پلتفرم‌های پادکست مانند کست باکس، شنوتو و یوتیوب دنبال کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

بازخورد شما به ما کمک خواهد کرد با شنوندگان بیشتری در تعامل باشیم و کیفیت پادکست‌ها را بهبود ببخشیم.

آخرین مطالب و پادکست‌های رهبری استراتژیک