بارگیری صفحه

راز جاودانگی رهبری سوئی چیرو هوندا رهبری با چشم‌انداز ناپلئون بناپارت صنایع موتوری

چشم‌انداز رهبری سوئی چیرو هوندا

کلیدهای جاودانگی مدیریتی هوندا: از بحران فنی تا قله‌های مسابقه

ایمان به ماشین وچشم‌انداز رهبری سوئی چیرو هوندا الهام از ناپلئون؛ آغاز مسیر نوآوری سوئی‌چیرو هوندا

سوئی چیرو هوندا  در سال ۱۹۰۶ در روستایی کوچک، در ژاپن به دنیا آمد. او از همان سال‌های نخستین زندگی عاشق موتور بود. سوئی چیرو هوندا در خاطراتش می‌گوید که حتی در دو سه‌سالگی با دیدن موتور، به‌خصوص از شنیدن صدای موتور ماشین برنج‌کوب مزرعه همسایه، به شور و اشتیاق می‌افتاد. این نخستین آوای موسیقی زندگی‌ام بود که می‌شنیدم. از ایوان کلبه چوبی خودمان می‌توانستم توده دود آبی‌رنگی را که از این ماشین برمی‌خاست ببینم.

روزی از پدربزرگم خواستم که مرا به آنجا ببرد. ازآن‌پس رفتن به آنجا اندک‌اندک برایم به‌صورت یک عادت درآمد. در آنجا از استشمام بوی روغن ماشین که هوا را پر می‌کرد و از صدای تق‌تق موتور برنج‌کوب، غرق شادی می‌شدم. ساعت‌ها در گوشه‌ای می‌نشستم و چشم به کارکردن آن ماشین می‌دوختم. تا این‌که پدربزرگم حوصله‌اش سر می‌رفت و اشاره می‌کرد که به خانه برگردیم. در حقیقت به‌ندرت، ندای باطنی کسی به این زودی شکوفا می‌شود. او عشق به ماشین را از پدر به ارث برده بود.

پدر هوندا مجذوب تکنولوژی‌هایی بود که در آغاز قرن بیستم به‌تدریج پدیدار می‌شد؛ اما روستاییان دیگر، وقت خود را تنها به کشاورزی اختصاص می‌دادند و اما او در کارگاه خود به تعمیر ماشین‌آلات کشاورزی می‌پرداخت و بعدها تعمیرگاه دوچرخه دایر کرد. سوئی چیرو هوندا در خصوص باور و اعتقاد به کارش می‌گوید: «ایمان عمیق به هر چیزی، نیروهای عظیم باطنی را بیدار می‌کند تا بر محدودیت‌ها چیره شوند.»

این حکایت نسبتاً کوتاه، بر اهمیت ایمان ‌که اصل اساسی موفقیت است تأکید می‌کند. چشم‌انداز رهبری سوئی چیرو هوندا را از این نوشته می توان به سادگی فهمید:

«آرزو داشتم که روزی ناپلئون بناپارت مکانیک شوم» از همان کودکی، یک شخصیت برجسته تاریخ می‌رفت تا در ذات و ضمیر سوئی چیرو هوندا رخنه کند و الهام‌بخش زندگی او باشد. سوئی چیرو هوندا از گفته‌های پدرش باشخصیت ناپلئون بناپارت آشنا شده بود. وی دراین‌خصوص می‌گفت: «ناپلئون را فردی با سینه و بازوانی قوی و عضلانی مجسم می‌کردم که شهرت و قدرتش، نیرومند و عظیم است.»

بعدها وقتی در کتاب‌های تاریخ دریافتم که او قامتی کوتاه و چاق داشته است، به خود امیدوار شدم؛ چراکه به‌آسانی پذیرفتم که توانایی‌های یک فرد به داشتن هیکل ورزیده، قدبلند و بروبازوی عضلانی نیست، بلکه تأثیری که بر تاریخ به‌جای می‌گذارد اهمیت دارد؛ بنابراین قدکوتاه نمی‌بایست مانعی در راه پیشرفت و ترقی‌ام باشد. همچنین وقتی دریافتم که ناپلئون بناپارت از خانواده‌ای پست و تهیدست است، به این نتیجه رسیدم که لازمه موفقیت، ثروتمند به‌دنیاآمدن و اشراف‌زاده بودن نیست.

پدر سوئی چیرو هوندا برای تشویق پسرش همیشه به او می‌گفت: «وقتی بزرگ شدی، باید مثل ناپلئون بناپارت نیرومند و مشهور شوی؛ و به این طریق به‌گونه‌ای مثبت، ذهن کودک خود را برنامه‌ریزی می‌کرد». طولی نکشید که سوئی چیرو هوندا احساس کرد به جهاتی با قهرمان رؤیاهایش، هم‌پایه و یکسان است، او مانند ناپلئون قدکوتاهی داشت از خانواده‌ای پست و تهیدست بود و در یک جزیره به دنیا آمده بود، درنتیجه باور کرد که مانند او قادر است قاره‌ای را تحت سلطه خود درآورد. 

چشم‌انداز رهبری هوندا: «ویژگی‌های فلسفی و اخلاقی که ناپلئون بناپارت  را به جلو رانده بود ذهنم را مشغول کرده بود، پسرک فقیری که به فرمانروایان دهن‌کجی کرد و تمام دنیای غرب را تحت سلطه خود درآورد. و روزی من هم ناپلئون خواهم شد با قامتی کوتاه اما مشهور. ناپلئون عزیز! ارباب و سالار من! مقدر است که من نیز چون تو، رؤیاهای جنون‌آمیزی را در سر بپرورانم.»

ذهنیت نبرد و سرسختی فنی در فلسفه سوئی‌چیرو هونداصنایع موتوری

سوئی چیرو هوندا در خاطرات خود درباره اهمیت سرسختی و ذهنیت نبرد در مسیر چیرگی بر اهداف می‌گوید: «که پس از دستیابی به یک‌سری از موفقیت‌ها در صنعت، چنان با یک‌سری از مشکلات فنی مواجه شدم که ناگزیر در ۳۰ سالگی برای آموختن و حل این مسائل روانه دانشگاه هاماساتوسو شدم. در حقیقت به دلیل فقدان دانش فنی قادر نبودم پیستونی را بسازم که شایسته موتور اتومبیل باشد. هر روز صبح به دانشکده می‌رفتم. شب‌ها پس از بازگشت از دانشگاه، آموخته‌های آن روز را به مرحله اجرا می‌گذاشتم.

شور و اشتیاق یادگیری را بازور و فشار در خود ایجاد کردم و چاره‌ای جز این نداشتم. وقتی یک راه‌حل بیشتر نباشد ناگزیر باید تصمیم گرفت که در آن راه ثابت‌قدم بود. با هزار و یک دلیل خود را توجیه کردم که پس از سال‌ها باید در کسب دانش بکوشم. افرادی که برایم کار می‌کردند ازجمله پدرم به موفقیت من ایمان داشتند.

همواره از درس و مدرسه بیزار بودم، اما برای غلبه بر ناگواری‌های زندگی چاره‌ای جز حضور در کلاس درس نداشتم؛ من برای تبدیل‌شدن به یک مهندس واقعی و کسب شایستگی برای انجام کارهای مهندسی می‌بایستی شم فنی خود را با مطالب نظری تقویت و سپس این نظریه‌ها را به مرحله اجرا می‌گذاردم. راهی برای بازگشت نداشتم اگر تسلیم می‌شدم افرادی که به من متکی بودند، از گرسنگی می‌مردند. تصویر این افراد جدی و تهیدست پیوسته در ذهنم رژه می‌رفتند.»

درس‌های رهبری و استراتژی از سوئی چیرو هوندا

چشم‌انداز رهبری سوئی چیرو هوندابه‌عنوان بنیان‌گذار هوندا موتورز، رهبری رؤیایی «سوئی چیرو هوندا» صنعت خودروسازی جهانی را متحول کرد. در اینجا برخی از باارزش‌ترین جنبه‌های چشم‌انداز رهبری او آورده شده است:

  1. رؤیای بزرگ و تعیین اهداف بلندپروازانه: سوئی چیرو هوندا رؤیای ایجاد یک برند جهانی خودرو را داشت که مترادف باکیفیت و نوآوری باشد. او اهداف بلندپروازانه‌ای را برای شرکت خود در نظر گرفت و مرزهای مهندسی و طراحی را برای دستیابی به آنها پیش برد. این چشم‌انداز الهام‌بخش کارکنان او بود و آنها را به تلاش برای تعالی برانگیخت.
  1. تمرکز بر نوآوری و تحقیق‌وتوسعه: هوندا معتقد بود که نوآوری کلید موفقیت است. او سرمایه‌گذاری زیادی در تحقیق‌وتوسعه انجام داد و فرهنگ بهبود مستمر و آزمایش را تقویت کرد. این منجر به پیشرفت‌های پیشگامانه‌ای مانند توسعه موتور CVCC شد که به طور قابل‌توجهی آلاینده‌ها را کاهش داد و راندمان سوخت را بهبود بخشید.
  1. احترام به افراد و کارگروهی: سوئی چیرو هوندا برای کارکنان خود ارزش قائل بود و به آنها احترام می‌گذاشت. او یک محیط کاری مشترک ایجاد کرد که در آن ایده‌ها به اشتراک گذاشته می‌شد و مشارکت‌ها به رسمیت شناخته می‌شدند. این باعث ایجاد حس مالکیت و غرور شد و کارمندان را تشویق کرد که مایل بیشتری را طی کنند.
  1. مشتری‌مداری: چشم‌انداز سوئی چیرو هوندا حول برآوردن نیازهای مشتریان متمرکز بود. او به بازخورد آنها گوش داد و تلاش کرد تا محصولاتی مقرون‌به‌صرفه، قابل‌اعتماد و نوآورانه ارائه دهد. این رویکرد مشتری‌محور یک پایگاه مشتری وفادار ایجاد کرد و به موفقیت بلندمدت شرکت کمک کرد.
  1. شکست را به‌عنوان یک فرصت یادگیری بپذیرید: سوئی چیرو هوندا معتقد بود که شکست بخشی ضروری از فرایند یادگیری است. او کارمندانش را تشویق کرد که ریسک‌های حساب شده را بپذیرند و از اشتباهات خود درس بگیرند. این طرز فکر فرهنگ بهبود مستمر و انعطاف‌پذیری را پرورش داد.
  1. آگاهی زیست‌محیطی: سوئی چیرو هوندا در پایداری محیط‌زیست پیش‌گام بود. او اهمیت کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و حفاظت از سیاره را تشخیص داد. این امر منجر به توسعه خودروهای کم‌مصرف و فناوری‌های سازگار با محیط‌زیست شد.
  1. ذهنیت جهانی: هوندا از همان ابتدا یک‌چشم انداز جهانی برای شرکت خود داشت. او معتقد بود که محصولات هوندا باید در دسترس مردم در سراسر جهان باشد. این طرز فکر باعث گسترش شرکت به بازارهای بین‌المللی شد و به موفقیت جهانی آن کمک کرد.

رهبری رؤیایی سوئی چیرو هوندا با اهداف جسورانه، تعقیب بی‌وقفه نوآوری، احترام به افراد، تمرکز بر مشتری، پذیرش شکست، آگاهی زیست‌محیطی و طرز فکر جهانی مشخص می‌شد. این اصول، هوندا موتورز را به شرکتی موفق و محترم تبدیل کرده است که امروز است.

بیوگرافی و زندگی‌نامه سوئی‌چیرو هوندا همانند سایر رهبران جاودان جهان به‌خوبی نشانگر این است که تمام رهبران در مسیر چیرگی بر اهداف، چشم‌انداز غایی منحصربه‌فردی داشته‌اند و در این راه یک یا چند رهبر اصیل، الگو و الهام‌بخش آنها برای دستیابی به فلسفه زندگی و چرایی‌شان بوده است.

ترتیبی که برای خواندن مطالب چشم انداز غایی به شما پیشنهاد می شود:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *