راز جاودانگی رهبری چوئن لای: خویشتنداری، میهنپرستی
چوئن لای (۱۹۷۶-۱۹۹۸) یک شخصیت مهم در حزب کمونیست چین (CCP) و جمهوری خلق چین (PRC) بود. وی از سال ۱۹۴۹ تا زمان مرگش به عنوان نخستین نخست وزیر جمهوری خلق چین (PRC) خدمت کرد و در کنار مائو تسه تونگ کار کرد. در حالی که مائو چهره کاریزماتیک بود ، جوئن لای نبوغ عملیاتی ، استاد مذاکره کننده و حل کننده مشکل عملی بود.
چوئن لای، نخستوزیر و معمار چین نوین و قدرتمند امروزی، نیازهای غریزی خود به مقام و قدرت را کنار گذاشت و همه چینیها را متوجه مائو کرد تا نیازهای مائو تسه تونگ برای سلطه بر دیگران ارضا شود و خود در پس پرده عقل، تدبیر و عشق به آینده چین و جایگاه پرقدرت جهانی آن کار کرد و مشکلات و موانع را یکی پس از دیگری از بین برد.
با مائوزدایی در زمانی که خود مائو زنده بود، چین را از ایده آلیسم افراطی نجات داد و زمینه ورود چین به موقعیتهای درجهیک قدرت جهانی را فراهم نمود، بهگونهای که امروز هیچ تصمیم مهمی در جهان اتخاذ نمیگردد، مگر آنکه پکن آن را بنا به مصالح خود تأیید کند.
توان چوئن لای در ایجاد فرایندی که به اجماعسازی میان جریانها برای تولید ثروت و قدرت ملی چین منجر شود، در مقایسه با رهبران قرن بیستمی، تقریباً بیهمتا و مثالزدنی است. او به این نتیجه رسیده بود که هیچ راهی جز ثروتمند شدن چینیها و کنارهگیری تدریجی دولت از صحنه اقتصادی وجود ندارد.
با تسلطی که چوئن لای به ظرافتهای فرهنگ چینی داشت، در مدتی بسیار کوتاه فضا و ساختاری را بنیان گذاشت که امروز چین یکی از بزرگترین کشور جهان در دریافت سرمایهگذاری خارجی است و ذخیره ارزی آن در سال ۲۰۲۲ به ۳ تریلیارد و ۱۱۹ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار رسید. سریع القلم، محمود(۱۳۹۰). عقلانیت و توسعه یافتگی ایران. محمود. تهران: فرزان روز. صص۴۲۰ و ۴۲۱
ریچارد نیکسون در خاطراتش مینویسد: هفت ماه پیش از نخستین مسافرتم به چین در ۱۹۷۲، من هنری کسینجر را با مأموریت محرمانه برای مذاکره درباره تهیه مقدمات مسافرتم، به پکن فرستادم. کیسینجر در مدت دو روز اقامت مخفیانهاش در پایتخت چین جمعاً بیش از ۱۷ ساعت در مذاکرات مستقیم در موضوعات گوناگون با چوئن لای سپری کرد. در بازگشتش به من گفت که او چوئن لای را در ردیف «ژنرال دوگل»، بهعنوان یکی از عجیبترین سیاستمداران خارجی که تاکنون ملاقات کرده قرار میدهد.
چوئن لای، یک انقلابی کمونیست، یک نجیبزاده کنفوسیوسی، یک عقیده پرداز (ایدئولوگ) عالیقدر، یک حسابگر روشنبین، یک مبارز سیاسی و یک صلحدوست بزرگ بود. مردی باهوش کمتر و اراده ضعیفتر در فکر، در عمل دچار اغتشاش و سردرگمی میشد؛ اما چوئن لای میتوانست مسئولیت هر یک از این امور را به عهده بگیرد بیآنکه اثری از شک از خود آشکار سازد. تصمیم مصمم و استوار عقیده پرداز کمونیست (مائو)، برای او حداکثر بهرهبرداری از فرصتهای تاریخی، تحمل شکستهای سیاسی و شداید جسمی را میسر میساخت.
صفات شخصی نجیبزاده کنفوسیوسی، باعث سبقت او در سیاست و زمامدار محبوب برای میلیونها چینی شد. دوراندیشی و روشنبینی واقعگرا باعث میشد که نیروهای تحت اختیارش را چه در زمینه سیاست داخلی و چه در زمینه دیپلماسی بینالمللی بهدقت ارزیابی کند. هوش و فراست مبارزه سیاسی این امید را به او میبخشید که سیاست او بعد از مرگش باقی بماند و تا بعد از مائو نیز دنبال شود. هنگامیکه تمام این صفات موجب گشت که چوئن لای در عالیترین مقام کمونیستی به اداره امور بپردازد و طولانیتر از لنین، استالین و مائو تسه تونگ در مقام خود باقیبماند. نیکسون، ریچارد. رهبران، کسانی که دنیا را تغییر دادهاند. ترجمه: عمادی،کاظم (۱۳۶۳). تهران: عطائی. صص ۳۰۷ و ۳۰۶
چوئن لای علاوه بر زبان چینی، به انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، اردو و ژاپنی هم مسلط بود. شخصیت چوئن لای که صفات شخصی نجیبزاده کنفوسیوسی را با غرایز سیاسی پرجنبوجوش انقلابی لنینیستی همراه کرده بود با نقش سیاسی او تناسب کاملی داشت.

در یک روزنامهدیواری تحت عنوان «باید داوری را معکوس نمود»، چپهای افراطی تقاضا کردند که این خطابه از طرف مائو محکوم شود؛ و هرچند در آن زمان مائو تسه تونگ ازلحاظ سیاسی به این چپیها نظر خوبی داشت؛ ولی از انجام تقاضای آنها خودداری کرد و اظهار داشت: «ملت مسلماً با هر حمله به چوئن لای مخالفت خواهد کرد. قضاوتی که درباره چوئن بهعملآمده قابلتغییر نیست ملت تغییر در قضاوت را تحمل نخواهدکرد» همان. صص۳۲۰ و ۳۱۸
ریچارد نیکسون: «بدون مائو تسه تونگ آتش انقلاب چین شعلهور نمیگردید بدون چوئن لای آتش در میگرفت؛ ولی جز خاکستر چیزی از آن باقی نمیماند.»
چوئن لای چهره مرکزی دو رخداد سیاسی عمدهای بود که اساس و بنای تعادل کنونی کره زمین به شمار میروند: یک جدائی اتحاد چین و شوروی و دیگری نزدیکی چین و آمریکا
چین مسلماً چوئن لای را بهعنوان یک واسطه بزرگ که توانست ارتباط و پیوستگی حزب و کشور را در میان همه طوفانها حفظ کند، بهخاطر خواهد داشت؛ ولی دنیا هم بهخصوص او را بهعنوان رئیس برجسته دیپلماسی چین به یاد خواهد داشت. او درعینحال پرنس فن مترنیخ (سیاستمدار اتریشی)، مولوتوف(وزیر امور خارجه اتحاد جماهیر شوروی) و جان دالس(دولتمرد آمریکایی و وزیرخارجه آمریکا در زمان ریاست جمهوری دوایت د.آیزنهاور) کشورش بود.
در چوئن لای شایستگی فطری در مذاکرات و تسلط او بر اصول حاکم بر قدرت بینالمللی و یقین اخلاقی که از اعتقادات محکم ایدئولوژیکی او سرچشمه میگرفت با استعداد درک کشورهای خارجی و دید تاریخی درازمدت و تجارب شخصی فوقالعاده برای بهوجودآوردن یکی از کاملترین دیپلماتهای عصر ما دستبهدست هم داده بود. چوئن لای چهره مرکزی دو رخداد سیاسی عمدهای بود که اساس و بنای تعادل کنونی کره زمین به شمار میروند: یک جدائی اتحاد چین و شوروی و دیگری نزدیکی چین و آمریکا.
اختلافاتی که باعث جدایی چین و اتحاد شوروی شد، اصولاً در این مسئله بزرگ خلاصه میشود: کدام دولت در بلوک کمونیست نمره یک خواهد بود؟ اتحاد جماهیر شوروی، بهعنوان نخستین قدرت بزرگ کمونیست، از همان ۱۹۱۷ در داخل نهضت بینالمللی کمونیست از اولویت و استیلا مطلقی برخوردار شده بود. چین دومین قدرت بزرگ کمونیستی بود، اما مائو تسه تونگ و چوئن لای هم بهعنوان چینی و هم بهعنوان وراث دور «امپراتوری وسط» نمیتوانستند به نقش درجه دوم راضی شوند.
عدم توافق در تقدم در دو سطح مادی و نمادی وجود داشت. درحالیکه اتحاد شوروی تنها کشور کمونیستی بود که به تسهیلات اتمی مجهز بود، رهبرانش میتوانستند از چینیها انتظار داشته باشند که در خط دیپلماسی کرملین موضعگیری کنند باتوجهبه اینکه چین برای حمایت خود به چتر اتمی شوروی وابسته بود و همچنین شورویها از انحصار اتمی خود بهعنوان تهدید مکتوبی استفاده میکردند.
در دنیای کمونیست، چتر اتمی که شورویها در بالای سر متفقین خود میگیرند همراه با شمشیر داموکلس است. پس تعجبآور نیست که چینیها خواستهاند تسهیلات اتمی مخصوص به خودشان را توسعه دهند؛ و برای این کار خواستار کمک فنی شورویها شدند که آنها نخست بااحتیاط و کراهت با آن موافقت کردند و سرانجام هم موافقت خود را پس گرفتند.
بعد از یک گردهمایی در مسکو در ۱۹۵۷، چوئن لای بهشدت از انحصاری بودن زبان روسی در جلسات شاکی بود و به خروشچف اخطار کرد که اینک موقع آنست که او زبان چینی بیاموزد تا مذاکرات همیشه به زبان روسی برگزار نشود. خروشچف گفت «ولی چینیزبان خیلی مشکلی است». چوئن لای در پاسخ گفت: «زبان چینی برای شما مشکلتر از زبان روسی برای من نیست!»
این مشاجره در کنگره حزب کمونیست اتحاد شوروی در سال ۱۹۶۱ علنی گردید. خروشچف خواستار محکومیت آلبانی شد؛ چون این دولت علیرغم خط تازه کرملین همچنان سرسختانه به سیاست استالینی وفادار مانده بود. چوئن لای بهعنوان ناظر رسمی حزب کمونیست چین با این پیشنهاد مخالفت کرد؛ و بیتردید با خود میگفت که اگر آلبانی با افکار استقلالطلبانه خود حالا محکوم بشود، بعدها نوبت چین خواهد رسید.
خروشچف با تصویب رساندن الغای استالینیسم بهطورکلی، در این باره واکنش نشان داد. آنگاه چوئن لای سر قبر استالین رفت و تاجی از گل بر روی آن گذاشت که بر لوحه آن نوشتهشده بود: «به یادبود مارکسیست لنینیسم بزرگ»؛ اما خروشچف در این قبیل مسائل هرگز جای حرف برای مخالفین خود باقی نمیگذاشت و مصوبهای از کنگره گذراند که دستور میداد بقایای استالین از مقبره لنین بهجای دیگر منتقل شود. چوئن لای فوراً تالار کنگره را ترک کرد و جدایی بین دو کشور قطعیت یافت. چوئن لای، چند سال بعد اظهار داشت: «شبح جان فاستردالس اکنون در کرملین جا خوش کرده است!».
با گسیختگی اتحاد چین و شوروی، چین در پایان سالهای ۶۰ خود را تنها و محصور در بین دولتهای دشمن دید. پیشازاین که تصمیم نهایی خود را درباره توافق احتمالی با پکن بگیرم، سعی کردم خودم را بجای چوئن لای بگذارم. تقریباً در تمام جهات، او دشمنان واقعی بالقوه را میدید. در شمال شرقیاش ژاپن بود.

در آنسوی اقیانوس آرام، آمریکا بود که بزرگترین دشمن مرامی او به شمار میرفت؛ و با این توصیف بهعنوان یک چینی اعتراف میکرد که از تمام همسایگانش در آسیا و در اقیانوس آرام، آمریکا تنها کشوری بود که چه در حال و چه در آینده طمعورزی نسبت به چین نداشت! و بهویژه، مهمتر از همه آنکه آمریکا تنها ملتی بود که قدرت او اجازه میداد که با دشمن خونی چینیها در شمال مقابله کند. نیکسون، ریچارد. رهبران، کسانی که دنیا را تغییر دادهاند. ترجمه: عمادی، کاظم (۱۳۶۳). تهران: عطائی. صص۳۲۴ الی ۳۲۶
ریچارد نیکسون رئیسجمهور آمریکا در وصف چوئن لای میگوید: چهار وجه از شخصیت وی، در من اثری محو نشدنی باقی گذاشت: نیرویش، میزان آمادگیاش، مهارت در مذاکرهکردنش و آرامشش در برابر بلا و مصیبت. نیکسون، ریچارد. رهبران، کسانی که دنیا را تغییر دادهاند. ترجمه: عمادی، کاظم ( ۱۳۶۳). تهران: عطائی. صفحه ۳۲۸
ریچارد نیکسون رئیسجمهور آمریکا در وصف چوئن لای میگوید: چهار وجه از شخصیت وی، در من اثری محو نشدنی باقی گذاشت: نیرویش، میزان آمادگیاش، مهارت در مذاکرهکردنش و آرامشش در برابر بلا و مصیبت.
توان چوئن لای در ایجاد فرایندی که به اجماعسازی میان جریانها برای تولید ثروت و قدرت ملی چین منجر شود، در مقایسه با رهبران قرن بیستمی، تقریباً بیهمتا و مثالزدنی است. او به این نتیجه رسیده بود که هیچ راهی جز ثروتمند شدن چینیها و کنارهگیری تدریجی دولت از صحنه اقتصادی وجود ندارد
دروس رهبری از چوئن لای قابلاستفاده در قرن بیست و یکم
- دیپلماسی و مذاکره استادانه:
- درسآموخته رهبری: چوئن لای یک مذاکرهکننده استثنایی بود که بهخاطر صبر، توجه به جزئیات و توانایی یافتن زمینه مشترک شناخته میشد. در قرن بیست و یکم، جایی که چالشهای پیچیده جهانی به همکاری بینالمللی نیاز دارد، مهارتهای دیپلماتیک چوئن لای از همیشه حیاتیتر است. رهبران میتوانند با تمرکز روی علایق مشترک و درگیرشدن در گفتگوی احترامآمیز، حتی با مخالفان ایدئولوژیک یاد بگیرند.
- مثال: نقش وی در کنفرانس ژنو در سال ۱۹۵۴ و سفر ۱۹۷۲ ریچارد نیکسون رئیس جمهور ایالات متحده، توانایی خود را در پیمایش مناظر سیاسی پرتنش و برقراری روابط نشان داد.
۲. عملگرایی و سازگاری:
- درسآموخته رهبری: چوئن لای حاضر بود بر اساس اوضاع رویکرد خود را تطبیق دهد. او فهمید که پایبندی سفتوسخت به ایدئولوژی میتواند ضد تولید باشد. در دنیای پر سرعت امروز، رهبران باید انعطافپذیر باشند و مایل باشند استراتژیهای خود را با تغییر شرایط تنظیم کنند.
- مثال: در دورههای پرخاشگر جهش بزرگ به جلو و انقلابفرهنگی، چوئن لای اغلب بهعنوان یک نیروی تعدیلکننده عمل میکرد و سعی در بهحداقلرساندن آسیب و بازگرداندن ثبات داشت.
۳.قدرت و فروتنی آرام:
- درسآموخته رهبری: چوئن لای به دنبال موردتوجه قرار گرفتن نبود. او با جدیت در پشتصحنه کار میکرد و اغلب به دیگران اعتبار میداد. این قدرت آرام یک ویژگی قدرتمند رهبری است. رهبران میتوانند یاد بگیرند که تیمهای خود را توانمند سازند و برای موفقیت به آنها اعتبار بدهند.
- بهعنوانمثال: علیرغم قدرت و تأثیر عظیم وی، چوئن لای یک سبک زندگی متوسط را حفظ کرد و روی خدمت به مردم متمرکز شد.
۴. توجه به جزئیات و تعالی عملیاتی:
- درسآموخته رهبری: چوئن لای به دلیل توجه دقیق به جزئیات و توانایی وی در مدیریت چالشهای پیچیده لجستیکی شناخته شده بود. رهبران مؤثر در قرن بیست و یکم باید به مدیریت پروژه تسلط داشته باشند و از اجرای صاف چشمانداز خود اطمینان حاصل کنند.
- مثال: چوئن لای در برنامهریزی پروژههای بیشماری، از توسعه کشاورزی گرفته تا صنعتیشدن، با توجه شدید وی به جزئیات درگیر بود.
۵. چشمانداز بلندمدت و تفکر استراتژیک:
- درسآموخته رهبری: چوئن لای همیشه با تمرکز بر توسعه آینده و جایگاه بینالمللی، چشمانداز بلندمدت را حفظ میکرد. رهبران قرن بیست و یکم باید یک چشمانداز روشن را توسعه داده و استراتژیهای پایدار را برای سازمانها و جوامع خود بسازند.
- مثال: برنامهریزی اقتصادی وی و تأکید وی بر آموزش، دیدگاهی را نشان میدهد که فراتر از زندگی خودش است.
۶. اعتماد و وفاداری:
- درسآموخته رهبری: چوئن لای اعتماد و وفاداری اطرافیان خود را به دست آورد، حتی کسانی که با او از نظر سیاسی مخالف بودند. این اعتماد جنبه مهمی از اثربخشی وی بود. رهبران امروز باید روی صداقت و ایجاد روابط واقعی با تیمهای خود تمرکز کنند.
- مثال: بسیاری از همکاران و زیردستان وی، با چوئن لای با احترام و محبت فراوان رفتار کردند حتی در مواقع آشفتگی سیاسی.
دروس استراتژیک از چوئن لای
- قدمزدن روی دو پا: متعادلکردن اولویتهای رقیب
- درسآموخته استراتژی: چوئن لای از اقدام «پیادهروی روی دو پا»، به معنای توسعه همزمان کشاورزی و صنعت و مناطق روستایی و شهری حمایت میکند. در دنیای چالشهای پیچیده، رهبران باید یاد بگیرند که اولویتهای رقابتی را متعادل کنند.
- مثال: تمرکز او هم بر رشد اقتصادی و هم بر ثبات اجتماعی، تعادل استراتژیک را نشان میدهد که باید بهعنوان الگویی برای توسعه مورداستفاده قرار گیرد.
۲. پیشرفت فزاینده نسبت به تغییرات رادیکال:
- درسآموخته استراتژی: چوئن لای بهجای اصلاحات اساسی، از بهبودهای تدریجی و راهحلهای عملی حمایت میکرد. در قرن بیست و یکم، رهبران باید برای بهبود مستمر و پیروزیهای افزایشی ارزش قائل شوند که باعث رشد بلندمدت و پایدار میشود.
- مثال: رویکرد او به اصلاحات اقتصادی بر پیشرفت تدریجی برای بهحداقلرساندن اختلال متمرکز بود.
۳. استفاده استراتژیک از قدرت نرم:
- درسآموخته استراتژی: چوئن لای اهمیت قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی را درک کرد. رهبران باید از ابزارهای فرهنگی برای ایجاد روابط بینالمللی و افزایش نفوذ استفاده کنند.
- مثال: جذابیت و پیچیدگی چوئن لای نقش مهمی در ایجاد روابط بینالمللی برای جمهوری خلق چین ایفا کرد.
سبک رهبری چوئن لای:
سبک رهبری چوئن لای را میتوان بهصورت زیر مشخص کرد:
- عملگرا: تمرکز بر راهحلهای عملی، نه ایدئولوژی سفتوسخت.
- مشارکتی: ارزش کار تیمی و ایجاد اجماع، حتی زمانی که تصمیمی قبلاً گرفته شده است.
- بیسروصدا: تحتتأثیر منطق و دیپلماسی بهجای زور.
- جزئیات گرا: برای آمادگی کامل و زیرکی عملیاتی شناخته شده است.
- خادم رهبر: ارادتمند به مردم، و خدمت به ملت بالاتر از خودش.
رهبرانی با شباهت به سبک چوئن لای:
- نلسون ماندلا (آفریقای جنوبی): مانند چوئن لای، ماندلا ظرفیت قابلتوجهی برای آشتی و دیپلماسی نشان داد و بر ایجاد جامعهای صلحآمیز و فراگیر پس از درگیری تمرکز کرد. رویکرد او هم عملگرایانه و هم استراتژیک بود.
- لی کوان یو (سنگاپور): بهعنوان اولین نخستوزیر سنگاپور، رهبری لی کوآن یو دارای ویژگیهایی با رهبری چوئن لای است. هر دوی آنها عملگرا، جزئیات محور بودند و یک چشمانداز استراتژیک بلندمدت برای کشورهای مربوطه داشتند. هر دو همچنین بر ساختن یک کشور از پایه تمرکز کردند و رشد اقتصادی و ثبات و نظم را در اولویت قرار دادند.
- داگ هامارشلد (سازمان ملل): بهعنوان دومین دبیرکل سازمان ملل، هامارشولد، مانند چوئن لای، یک دیپلمات چیرهدست بود که به دلیل اثربخشی آرام و تعهد خود به صلح و همکاری بینالمللی معروف بود.
نتیجهگیری:
چوئن لای مجموعهای غنی از درسهای رهبری برای قرن بیست و یکم ارائه میدهد. دیپلماسی، عملگرایی، چشمانداز ملی بلندمدت و تأکید او بر صداقت در دنیای پیچیده امروزی بسیار مرتبط است. سبک او در مورد کاریزما نیست، بلکه در مورد عمل مؤثر و خدمات واقعی است. بامطالعه زندگی و کار او، رهبران امروزی میتوانند یاد بگیرند که بدون توجه به رشته خود، سازگارتر، استراتژیکتر و تأثیرگذارتر باشند.








