اهمیت تعریف چشمانداز فردی در تحقق اهداف بلندمدت
چشمانداز فردی و چرایی اهمیت آن در حیات فردی انسانها
در شروع برای درک اهمیت حفظ چشمانداز غایی[۱]، بهتر است نگاهی به دوندههای دو ماراتن بیندازیم. کمترین آمار انصراف از ماراتن، در مایل اول رقابت است و بعد از آن، در مایل آخر رقابت. این انتظار وجود دارد که افراد زیادی در مایل آخر رقابت، از ماراتن کنار بکشند و انصراف دهند؛ چراکه در آن موقعیت مسافتی بسیار طولانی را طی کردهاند و خستگی بر آنها حاکم شده است؛ اما انصراف نمیدهند، چرا؟
چون خیلی به خط پایان نزدیک شدهاند از مسابقه خارج نمیشوند. چون نور را در انتهای تونل میبینند. آنها چشماندازی نسبت به مقصدشان دارند و به حرکت خود برای رسیدن به آن ادامه میدهند.
این مثال، نشاندهنده قدرت ذهن و البته چشمانداز است. بدن خسته است و به دنبال تسلیمشدن است؛ ولی ذهن انسان، خط پایان را میبیند. بیشترین انصراف در بین دوندگان ماراتن در مایل بیستم است؛ آنها ازنظر فیزیکی و ذهنی خستهاند، چراکه مسافتی طولانی را دویدهاند و هنوز راه زیادی تا پایان مسابقه باقیمانده است. گوردون، جان. مزیت رهبری مثبتگرا. ترجمه: فاضلی مقدم ،امیرحسین (۱۳۹۷). تهران: نشر کتاب کولهپشتی. صفحه ۴۳
[۱] منظور از چشم انداز غایی، چشم انداز نهایی است که ما در فلسفه زندگی و چرایی خود تعیین کرده ایم. در طول زندگی و کسب و کار به عنوان یک رهبر فردی یا رهبر سازمانی ممکن است چندین چشم انداز میانی تعریف کرده باشیم که در مسیر چیرگی بر اهداف مان، خواهان رسیدن به آنها هستیم ولی چشم انداز غایی، منزل و مقصد نهایی ماست نقطه ای که آرامشی ابدی برای زندگی مان حاصل می شود.
هیلاری کلینتون در کتاب «آنچه اتفاق افتاد» در باب اهمیت داشتن چشمانداز فردی مینویسد: خودتان را با چشمانداز و هدفی که برایتان اهمیت دارد، درگیر کرده و برای تحقق و رسیدن به آن تلاش کنید. کافی است یک چشمانداز و هدف را انتخاب کنید و در گوشهکناری دستبهکار شوید.
چگونگی اجرای چشمانداز فردی
این آرمان و چشمانداز فردی در مسیر چیرگی در رهبریفردی، هر چیزی میتواند باشد؛ حقوق زنان، حقوق کارگران، حق رأی، محیطزیست، بیمه خدمات درمانی و مراقبت سلامت، اصلاح تأمین مالی ستادهای انتخاباتی و آموزش عمومی، همه اینها شایسته توجه و رسیدگی هستند.
اینطور نباشد که به این موضوعات فکر کنید یا فقط درباره آنها حرف بزنید، خیر. برای حمایت از یک آرمان و چشمانداز فردی باید پولتان، وقتتان و استعدادهایتان را صرفش کنید. سازمانی را پیدا کنید که همان کاری را انجام میدهد که شما بدان معتقد هستید. ممکن است یک سازمان باسابقه و بزرگ باشد یا یک سازمان جدید الماسی یا کوچکتر.
اگر سازمانی وجود ندارد که با آرمانهای شما همخوانی داشته باشد، خودتان آن سازمان را ایجاد کنید. اگر تا امروز نظرات و عقایدتان را برای خودتان نگه میداشتید، الان دیگر وقت آن است که سعی کنید صدایتان را به گوش همه برسانید. فرقی نمیکند به چه طریق این کار را انجام میدهید، چه در شبکههای اجتماعی، چه در نامهای به سردبیر یک روزنامه یا در گفتگوهایی با دوستان و خانواده و همسایگان.
مهم این است که به هر طریقی که میتوانید صدایتان را به دیگران برسانید. دیدگاهها و نظرات شما هم درست بهاندازه دیدگاههای دیگران مهم و ارزشمند است. وقتی نظرات و دیدگاههایتان را برای دیگران ابراز میکنید، آنقدر احساس رضایتمندی به شما دست میدهد که خودتان هم از آن تعجب خواهید کرد. ضمن آنکه این احتمال میرود که بهمحض اینکه در برابر مسئلهای که موضع میگیرید، مردم به شما میگویند که با شما همعقیده و همنظر هستند و شما متوجه میشوید که تنها نیستید. اگر تمام برنامههایتان با شکست مواجه شد یا نتوانستید آنها را عملی کنید، پلاکاردی درست کرده و در یک تظاهرات یا تجمع اعتراضآمیز شرکت کنید. کلینتون، هیلاری ردهام. گزینههای سخت. ترجمه: پزشکی، سیده نسترن (۱۳۹۵). تهران: انتشارات آزادمهر. صص ۶۴۳ و ۶۴۴
چارلز کولتون: «رضایت و خشنودی حقیقی به آنچه در اختیارداریم وابسته نیست؛ یک بشکه کوچک تنشویی برای دیوژن کافی بود، درحالیکه جهانی با چنان بزرگی و عظمت برای اسکندر مقدونی بسیار کوچک مینمود.»
نمونههای چشمانداز فردی در حیات رهبران جاودان جهان
جان سی مکسول در کتاب ۲۱ قانون انکارناپذیر مینویسد: تجربه آموزگار بزرگی برای من بود. در جریان کار به این نتیجه رسیدم که رمز موفقیت در تدارکدیدن است. وقتی تدارک کافی میبینید، اعتماد و اطمینان اشخاص را جلب میکنید؛ اما نبود تدارک تأثیر معکوس دارد.
میدانید بزرگی طرح نیست که پذیرش آن را ممکن میسازد. بلکه بزرگی رهبر است که این امر را رقم میزند. به همین دلیل است که میگویم هر کس میتواند سکان کشتی را به دست بگیرد، اما رهبر است که مسیر حرکت را مشخص میسازد.
رهبران جاودان جهان میتوانند در مسیر چیرگی بر اهداف، پیروانشان را بهدرستی و در مسیر صحیح به سمت چشمانداز فردی، سازمانی و ملی هدایت کنند.
برای مثال «جی کی رولینگ» جوآن رولینگ (Joanne Rowling) زاده ۳۱ ژوئیه ۱۹۶۵؛ متخلص به جی. کی. رولینگ (J. K. Rowling) مؤلف، تهیهکننده فیلم و فیلمنامهنویس بریتانیایی است. عمده شهرتش را برای نوشتن مجموعه فانتزی هری پاتر کسب کرده است که بیش از ۵۰۰ میلیون نسخه فروش داشته است و به یکی از پرفروشترین مجموعه کتابهای تاریخ تبدیلشدهاند. از این کتاب فیلم مجموعه فیلمهای هری پاتر از شرکت برادران وارنر نیز ساختهشده است. یک مجموعهفیلم محبوب بر پایه این کتابها ساخته شد و رولینگ هم از تهیهکنندگان قسمتهای پایانی این مجموعه بود. او بانام مستعار رابرت گالبریث چند داستان جنایی نوشته است. در سال ۲۰۰۷ فهرست ثروتمندان ساندِی تایمز، میزان ثروت رولینگ را به ۴۵۴ میلیون پوند (۱٫۰۷ میلیارد دلار) تخمین زد و در بین پولدارترین زنان انگلیس، رولینگ را در رده ۱۳ جدول قرارداد. همچنین در همین سال به انتخاب مجله تایم، رولینگ پس از ولادیمیر پوتین بهعنوان دومین شخص تأثیرگذار سال انتخاب شد. مجله فوربز، رولینگ را در رده چهل و هشتمین شخصیت معروف در سال ۲۰۰۷ معرفی کرد. او در حال حاضر فعالیتهای انسان دوستانه و خیرخواهانه بسیاری را به عهده گرفته و پشتیبانی میکند. در سال ۲۰۱۴ جایزه ادبیات داستانی زنان، اقدام به انتخاب بیست نویسنده زنی کرد که بیشترین تأثیر را بر روی خوانندگان خود گذاشتهاند. در این فهرست، رولینگ پس از هارپر لی، مارگارت اتوود و شارلوت برونته در جایگاه چهارم قرار گرفت.در ابتدا فقط یک تصور درباره هری پاتر در ذهن داشت، اما اکنون هری پاتر بدل به عضوی از جامعه انسانها و علیالخصوص کودکان شده است. جان افکندی در فکر فرستادن یک نفر به کره ماه بود. رونالد ریگان رونالد ویلسن ریگان ( Ronald Wilson Reagan) زاده ۶ فوریه ۱۹۱۱ – درگذشته ۵ ژوئن ۲۰۰۴؛ هنرپیشه سابق و سیاستمدار آمریکایی که چهلمین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا بین سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۹ از حزب جمهوریخواه بود. پیش از آن، او سی و سومین فرماندار کالیفرنیا بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۵ بود. پیش از فروریختن دیوار برلین این فکر را در ذهن میپروراند. پیش از آنکه همگان درگیر استفاده از آیپاد و آیفون شوند، استیو جابز این دو را در ذهنش تصور میکرد. آبراهام لینکلن رؤیای یک آمریکای متحد را در سر میپروراند. مارتین لوتر کینگ جونیور در فکر دنیایی باعدالت و مساوات بود. جرج واشنگتن هم تصوراتی همچون انقلاب و آزادی در ذهن داشت. گوردون، جان. مزیت رهبری مثبتگرا. ترجمه: امیرحسین فاضلی مقدم (۹۷). تهران: نشر کتاب کولهپشتی. صفحه ۳۶
هیچوقت در زندگی نباید فریب موفقیتهای ظاهری و انگیزههای بیرونی را خورد. موفقیتهای ظاهری از قبیل شغل خوب، خانه خوب و… اگرچه در اول راه خوباند اما نباید حواس ما را برای موفقیتهای پایدار و جاودانه پرت کنند، چراکه موفقیتها همیشه آماده ضربهزدن به ما انسانها هستند.
بالزاک (نویسنده بزرگ فرانسوی) که تمام امیال و خواستههایش در حیطه ادبیات برآورده نشد، میگوید: «من به جریان مخالفی به نام زندگی تعلق دارم. هرکه از خواستههای خود دست بشوید و بر شعلههای سوزان آرزوهای خود آب حسرت بپاشد، انسان نیم مردهای بیش نیست؛ بنابراین هرگز تمایلات و خواستههای خود را در دل نگه ندارید، بلکه آن را مجبور کنید تا خود را بروز دهد و بهاینترتیب، راهی برای جریان نیروهای خلاق خود بگشایید. تجربه ثابت کرده است که هیچ کار بزرگی بدون حضور یک رؤیا و یک تخیل خالص و بیتکلف انجامنشده است.» آلبرت پویسانت، چالز. توانگران چگونه میاندیشند. آل یاسین، محمدرضا (۱۳۹۴). تهران: هامون. صص ۳۲ و ۳۳
در حقیقت تصویر انسان از خود، استعدادهای او را در زمینههای مختلف رقم میزند و شخصیت و رفتارش را مشخص میکند. میزان ثروت و دولتمندی هرکسی نیز با تصویر او از خود، نسبت مستقیم دارد. این حقیقت را آویزه گوش خود کنیم که بزرگترین محدودیت انسان در کسب ثروت و فراوانی نعمت، محدودیتی است که در ذهن برای خویش آفریده است. همینطور بزرگترین آزادی انسان نیز از ذهن او نشئت میگیرد. درنتیجه برای اینکه تصویری روشن از ممکنها را پیش رو داشته باشیم، باید تصویر بزرگتری از خود را بر پرده ذهن بتابانیم. همان. صفحه ۶۳
درس آموخته طبیعت؛ پیش از طوفان آماده باش: حکمت پنهان گراز و درخت
روزی گرازی وحشی، دندانهایش را با تنه یک درخت تیز میکرد. روباهی از او پرسید: «چرا این کار را زمانی که شکارچی در کار نیست و خطری تهدید نمیکند، انجام میدهی؟» او پاسخ داد: «برای کارم دلیل خوبی دارم. اگر من به طور ناگهانی در معرض خطر قرار بگیرم، زمانی برای تیزکردن دندانهایم نخواهم داشت؛ اما حالا دندانهایم را برای وقت خطر تیز میکنم.» گرین، رابرت. ۳۳ استراتژی جنگ. ترجمه: ایزدی، مرجان (۱۴۰۰)، تهران: نشر آرایان. صص ۳۶۱ و ۳۶۰
راهحل استراتژیک در مسیر چیرگی در رهبری
نتیجه این درسآموخته این است که در مسیر چیرگی در رهبریفردی، رهبری کسبوکار و رهبری سازمانی در دنیا همواره باید برای خطر آماده بود. رقابت در دنیای امروز همانند جنگ در روزگاران قدیم است. در میدان رقابت، همه چیز مبهم و سرگردان است، بهسختی میتوان دوست را از دشمن تشخیص داد و باید حرکات رقیبان را پیشبینی کرد.
به طور معمول باید در کشمکشها و درگیری، به سطوح بالاتری از موقعیت کنونی صعود کنیم، یعنی به قله و جایی که همه چیز مشخص و واضحتر است و تمرکز بیشتری بر وقایع داریم. در آنجا میتوان فراتر از میدان رقابت را دید، یعنی حرکات سربازان ذخیره رقیب، اردوگاه وی و شکل آینده رقابت. فقط از قله است که میتوان جنگ را هدایت کرد.
تمرین، اتاق فکر، چکلیست و اقدامات اجرائی چشمانداز فردی
- گفتیم برای حمایت از آرمان و چشمانداز فردی غاییمان باید پول، وقت و استعدادهایمان را صرفش کنیم. برای چه چشمانداز فردی حاضر هستید اینچنین بهایی را پرداخت کنید؟
- حال که با مفاهیم «خودشناسی» و «خودآگاهی»، «فلسفه زندگی و چرایی» آشنا شدهاید، فکر میکنید چشمانداز فردیتان در زندگی چیست؟ در قدم اول اگر چشمانداز فردی برای زندگی خود تعریف نکردهاید در باب آن بیندیشید و آن را مکتوب کنید. فراموش نکنید چشمانداز فردی باید در راستای فلسفه زندگی و چراییتان باشد؟ اگر چشماندازی برای خودتان تعریف کردهاید بهتر است دوباره آن را بررسی نماید و از قطعیت آن مطمئن شوید؟
- موقعیتی را به یاد آورد که چشمانداز رهبریفردیتان تحتفشار مورد سنجش قرار گرفته است. تا چه اندازه تحتفشار شرایط موجود از چشماندازتان فاصله گرفتید؟ تحت این فشار، از چه منابع کمکی استفاده کردید؟
- اگر مجبور میشدید دوباره در این شرایط قرار بگیرید، چه کاری را به شکل متفاوتی انجام میدادید؟
- چگونه انحرافات کوچکی را که در آینده ممکن است منجر به اشتباهاتی بزرگ در مسیر چشمانداز فردیتان شوند را درک خواهید کرد؟
- ده رهبر جاودان جهان که مسیر چشمانداز فردیشان با شما یکسان است را پیدا کنید؟ مسیر چشمانداز فردی آنها چه کمکی میتواند به شما در مسیر چشمانداز فردیتان بکند؟
- کدامیک از درسآموختههای رهبران جاودان جهان بیشترین تأثیر را بر روی مسیر چشمانداز فردی شما داشته است؟ چرا؟