بارگیری صفحه

چشم‌انداز سازمانی: درک اهمیت چشم‌انداز غایی و نقش آن در حیات سازمان‌ها

چشم‌انداز سازمانی

افق استراتژیک سازمانی: نقش چشم‌انداز بلندمدت در پایداری و رشد

چشم انداز سازمانی

چرایی چشم‌انداز سازمانی

در بعد سازمانی هم حس اضطرار و یک گروه راهبر و قوی برای ایجاد تغییرات متفاوت و منحصربه‌فرد، لازم اما ناکافی است. از میان همه عواملی که همواره در دگرگونی‌های موفق نقش داشته‌اند، هیچ‌یک به‌اندازه چشم‌اندازی منطقی دارای اهمیت نیست. یک قانون کلی سودمند در خصوص چشم‌انداز سازمانی این است که هرگاه به‌عنوان یک رهبر نتوانید ظرف پنج دقیقه یا کمتر از آن، چشم‌انداز سازمانی را که آن را رهبری می کنید توصیف کنید که طرح تغییر را به‌ جلو می‌برد و بازخوردی را دریافت کنید که نشان از درک و توجه مخاطبانتان باشد، به دردسر افتاده‌اید.

اغلب ایجاد تحولات اساسی ممکن نخواهد بود، مگر آنکه بیشتر کارکنان مایل به همکاری باشند، دست‌کم تا آن اندازه که برای مدتی کوتاه، حاضر به فداکاری باشند. درعین‌حال افراد فداکاری نخواهند کرد، حتی اگر از شرایط موجود راضی نباشند، مگر اینکه ازنظر آنان مزایای بالقوه تغییر، شایسته توجه باشد و درواقع باور داشته باشند که ایجاد تغییر امکان‌پذیر است.

بدون اطلاع‌رسانی کافی و باورپذیر، هرگز نمی‌توان از افراد انتظار داشت از دل و عقل خود مایه بگذارند. اطلاع‌رسانی به‌صورت گفتاری و رفتاری هر دو انجام می‌گردد که به‌طورکلی شکل رفتاری آن تأثیرگذارتر است. هیچ‌چیز به‌اندازه رفتار و گفتار متناقض یک فرد مهم و بانفوذ، به روند تحول لطمه نمی‌زند.

آتیلا رهبر امپراتوری هون  و یکی از رهبران جاودان جهان در باب اهمیت چشم‌انداز غایی در به‌عنوان محرک هر رهبری برای موفقیت می‌گوید:

«چشم‌انداز داشتن و خواستن چیزی، خود عامل بزرگی در حرکت یک فرد، علی‌الخصوص رهبر یک جامعه است. رهبر می‌بایست چشم‌اندازهای شخصی خویش را که مثبت هستند به هر نحوی به دست آورد و به سرانجام برساند. چشم‌انداز و خواهش، نیروبخش و بازوی محرک حرکت انسانی است. چشم‌انداز احساس درونی است که از درون قلب و مغز آدمی سرچشمه می‌گیرد و باید چنان درست و منطقی باشد که سایر انسان‌ها، کارهای آنان و آرزوهایشان را تحت‌تأثیر قرار دهد.

رهبر ضعیف، فردی است که چشم‌انداز و خواسته‌ای ندارد. ازاین‌رو کسی که چشم‌انداز چیزی را ندارد و یا در مورد کاری خواسته و آرزوی ندارد، نباید به آن مقام انتخاب و منصوب شود. اگر افراد و نیروهای شما برای انجام مأموریتی داوطلب نیستند، آنان را به چنین مأموریتی نفرستید؛ زیرا انگیزه و محرک اصلی در آن‌ها وجود ندارد و شکست خواهندخورد.»

مدیریت، ارتباط زیادی با پاسخ ها دارد. رهبری تابعی از سوالات است و اولین سوال برای یک رهبر همیشه این است: «ما قصد داریم چه کسی باشیم؟(چشم انداز سازمانی)» نه «چه کاری قرار است انجام دهیم؟» بلکه «ما قصد داریم چه کسی باشیم؟» (مکس دیپری)

راه‌حل استراتژیک در مسیر چیرگی در رهبری

در مسیر چیرگی در رهبری‌فردی، رهبری کسب‌وکار و رهبری سازمانی،  باید این نکته را در ذهن داشته باشید که تشریک‌مساعی آسان نیست. باوجوداینکه خود، از مقصدتان آگاه هستید ولی شاید در ابتدا از دیگران ناامید شوید، دیگرانی که ممکن است چشم‌انداز را نبینند یا تغییرات و رویه‌ها را نپذیرند. این اتفاق ممکن است منجر به این شود که جلوتر از تیمتان حرکت کنید و به این امید باشید که آن‌ها به شما خواهند رسید؛ اما اگر تیمتان را همراه با خود نداشته باشید و جلوتر از تیم حرکت کنید، آن‌وقت دیگر رهبر نیستید، فقط یک دونده هستید. چراکه رهبر، همراه با تیم خود راه می‌رود و می‌دود.

  • تمرین چشم‌انداز سازمانی

  1. در باب اهمیت و نقش چشم‌انداز سازمانی در آینده حیات یک سازمان، چه انسان‌هایی را به‌عنوان یک رهبر سازمانی می‌شناسید که در این زمینه برای شما الگو هستند؟ چرا؟
  2. حال که با مفاهیم «خودشناسی» و «خودآگاهی»، «فلسفه زندگی و چرایی» آشنا شده‌اید، فکر می‌کنید چشم‌انداز سازمانی‌تان در مسیر شغلی و کسب‌وکارتان چیست؟ در قدم اول اگر چشم‌انداز برای کسب‌وکار و سازمانتان تعریف نکرده‌اید در باب آن بیندیشید و آن را مکتوب کنید. فراموش نکنید چشم‌انداز سازمانی باید در راستای فلسفه زندگی کسب‌و‌کار و سازمانتان باشد؟ اگر چشم‌اندازی تعریف کرده‌اید بهتر است دوباره آن را بررسی نماید و از قطعیت آن مطمئن شوید؟
  3. در مسیر رهبری سازمانی تا چه اندازه توانسته‌اید اهمیت چشم‌انداز سازمانی را برای کارکنان و سایر مدیران میانی و اجرایی، بیان و همراهی آنها را در این مسیر داشته باشید؟
  4. چگونه از چشم‌انداز سازمانی در مسیر جهت‌دهی کارکنان سازمانتان استفاده خواهید کرد؟ محرک اصلی‌تان برای همراهی سایرین با شما در مسیر چشم‌انداز سازمانی چیست؟
  5. در مسیر اجرایی‌سازی چشم‌انداز سازمانی با چه مشکلاتی روبرو شده‌اید؟ آنها را به ترتیب اولویت لیست کنید؟ چه اندازه‌ای از این مشکلات به خودتان برمی‌گردد؟ (نحوه بیان چشم‌انداز سازمانی، نحوه متقاعدسازی کارکنان و مدیران میانی در خصوص مزایای این چشم‌انداز برای افراد سازمان و…)
  6. موقعیتی را به یاد آورد که چشم‌انداز سازمانی‌تان تحت‌فشار مورد سنجش قرار گرفته‌اند. تا چه اندازه تحت‌فشار شرایط موجود از چشم‌انداز سازمانی‌تان فاصله گرفتید؟ تحت این فشار، از چه منابع کمکی استفاده کردید؟

ترتیبی که برای خواندن مطالب چشم انداز غایی به شما پیشنهاد می شود:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *