بارگیری صفحه

پویایی جنسیتی در رهبری: شکستن سقف شیشه‌ای، بازتعریف قدرت

پویایی جنسیت در رهبری

پویایی جنسیتی در رهبری: درک تفاوت‌ها، ساختن آینده‌ای برابر

آنچه در قسمت ۴۷ام سری پادکست‌های «رمزگشایی DNA رهبری: چرا سبک رهبری مهم است.» با عنوان «پویایی جنسیت در رهبری: چگونه جنسیت بر سبک رهبری تأثیر می گذارد (Gender Dynamics in Leadership: How Gender Affects Leadership Style)» به آن پرداخته شده است:

  • پویایی جنسیت در رهبری: زمینه تاریخی و انتظارات اجتماعی
  • پویایی جنسیت در رهبری: تفاوت‌های درک شده جنسیتی در سبک‌های رهبری
  • پویایی جنسیت در رهبری: رهبری تحول‌آفرین
  • پویایی جنسیت در رهبری:رهبری تراکنشی
  • پویایی جنسیت در رهبری: مطالعات موردی رهبران زن برجسته
  • پویایی جنسیت در رهبری: ایندرا نویی (مدیرعامل سابق پپسی)
  • پویایی جنسیت در رهبری: کریستین لاگارد (رئیس بانک مرکزی اروپا)
  • پویایی جنسیت در رهبری: روزالیند بروئر (مدیرعامل سابق)
  • پویایی جنسیت در رهبری: پیمایش در چشم‌انداز رهبری جنسیتی
  • پویایی جنسیت در رهبری: مردان به عنوان متحدان
  • پویایی جنسیت در رهبری: آینده جنسیت و رهبری
  • نتیجه‌گیری: پویایی جنسیت در رهبری
  • منابع و مراجع پویایی جنسیت در رهبری

سلام، به قسمت ۴۷ ام پادکست «لیدرشیپ مستری» خوش آمدید، پادکستی که به ارائه استراتژی‌های رهبری در قرن ۲۱ ام اختصاص دارد. من حسین علی‌محمدی میزبان شما در پادکست امروز خواهم بود. و خوشحالم که با ۲۷ام پادکست از فصل دوم در خصوص سبک های رهبری ، امروز به موضوع تفاوت‌های ظریف پویایی جنسیت در رهبری خواهیم پرداخت. بیایید لحظه ای به گذشته نظری بیندازیم.

نقش های جنسیتی به طور چشمگیری در طول قرن ها تکامل یافته و چشم انداز رهبری را به روش های عمیقی شکل داده است. از سلسله مراتب سنتی تحت سلطه مردان تا ظهور تدریجی زنان در نقش های رهبری، درک این جریانات برای درک اهمیت نقش های رهبری ضروری است.

ما در این پادکست به موضوعاتی از قبیل زمینه های تاریخی و انتظارات اجتماعی از زنان, تفاوت های درک شده در سبک‌های رهبری جنسیتی، مطالعات موردی رهبران برجسته زن و آینده جنسیت و رهبری بحث خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

پادکست پویایی جنسیت در رهبری (Gender Dynamics in Leadership)

پویایی جنسیت در رهبری

مفهوم پویایی جنسیت در رهبری: (Gender Dynamics in Leadership)


پویایی جنسیت در رهبریمقدمه پویایی جنسیت در رهبری

سفر به‌سوی برابری جنسیتی در رهبری، ملیله پیچیده‌ای است که با موضوعات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بافته شده است. از نظر تاریخی، زنان با موانع قابل‌توجهی برای دستیابی به نقش‌های رهبری روبرو بوده‌اند که اغلب علی‌رغم توانایی‌هایشان به موقعیت‌های تابعی تنزل داده شده‌اند.

زمینه تاریخی و انتظارات اجتماعی

چشم‌انداز تاریخی

از لحاظ تاریخی، دسترسی زنان به نقش‌های رهبری به طور قابل‌توجهی تکامل‌یافته است، اما بدون موانع نبوده است. از جنبش‌های حق رأی در اوایل قرن بیستم تا افزایش تدریجی زنان در نقش‌های سیاسی و شرکتی، پیشرفت اجتماعی با نقاط عطفی همراه بوده است.

چهره‌های برجسته‌ای مانند النور روزولت (Eleanor Roosevelt)، راه را برای حضور زنان در سیاست هموار کردند، درحالی‌که اواخر قرن بیستم شاهد حضور فزاینده زنان در نیروی کار بودیم که پتانسیل آنها را به عنوان رهبر، برجسته کرد. بااین‌حال، موانع سیستمی، از جمله محدودیت‌های قانونی و هنجارهای فرهنگی که نقش‌های جنسیتی سنتی را ترویج می‌کنند، پیوسته مانع پیشرفت زنان شده‌اند.

زنان در طول قرن گذشته گام‌های مهمی در نقش‌های رهبری برداشته‌اند، اما از لحاظ تاریخی با موانع قابل‌توجهی روبرو بوده‌اند. در اوایل قرن بیستم، زنان تا حد زیادی از پست‌های رهبری رسمی کنار گذاشته شدند، زیرا هنجارهای اجتماعی حکم می‌کرد که رهبری یک حوزه مردانه است.

جنبش حق رأی در دهه ۱۹۲۰ نقطه عطف مهمی بود که به زنان حق رای داد و شروع به تغییر برداشت از توانایی های زنان کرد. در طول دهه‌ها، زنان شروع به نفوذ به بخش‌های مختلف کردند و چهره‌های برجسته‌ای مانند مارگارت تاچر و ایندیرا گاندی راه را برای رهبری زنان در سیاست هموار کردند. با این حال، موانع سیستماتیک مانند تبعیض، عدم دسترسی به مربیگری، و انتظارات جنسیتی همچنان مانع پیشرفت شده است.

تعصبات و کلیشه‌های ضمنی

باوجود پیشرفت‌ها، تعصب ضمنی و کلیشه‌های جنسیتی ریشه‌دار، همچنان بر ادراک رهبری تأثیر می‌گذارد. تحقیقات نشان می‌دهد که بسیاری از مردم ویژگی‌های رهبری مانند قاطعیت و اقتدار را با مردانگی مرتبط می‌دانند که منجر به پدیده «مدیر فکر کن – مرد فکر کن». شده است. این پارادایم نه‌تنها بر تصمیمات استخدام و ارتقای شغلی تأثیر می‌گذارد، بلکه بر نحوه درک رهبران زن از نظر اثربخشی و شایستگی نیز تأثیر می‌گذارد و اغلب اقتدار آنها را در محیط کار تضعیف می‌کند.

پیوند دوگانه (The Double Bind)

زنان در موقعیت‌های رهبری اغلب با چالش دشواری به نام تنگنای دوگانگی[۱] روبرو هستند. از یک سو، اگر قاطع، رک و یا جاه‌طلب باشند، ممکن است مورد انتقاد قرار گرفته و برچسب‌های منفی دریافت کنند.

از سوی دیگر، اگر رویکردی مشارکتی و گروهی اتخاذ کنند، ممکن است در مواجهه با چالش‌ها، بی‌کفایت یا ضعیف تلقی شوند. کتاب تأثیرگذار شریل سندبرگ، «تغییر مسیر»، به خوبی این دوگانگی را به تصویر می‌کشد و بر ضرورت اثبات توانمندی‌های زنان در محیط‌های کاری تأکید می‌کند.

با این حال، این کتاب انتقاداتی را نیز به همراه داشته است، از جمله این که تمرکز بیش از حد بر اقدامات فردی زنان دارد و به تغییرات اساسی ساختاری و فرهنگی که برای حمایت از رهبری زنان ضروری است، کمتر می‌پردازد. این تنش مداوم، پیچیدگی‌هایی را که زنان در مسیر دستیابی به جایگاه رهبری با آن مواجه هستند، نشان می‌دهد.

[۱] تنگنای دوگانه (Double Bind) موقعیتی است که فرد در آن با دو گزینه متناقض روبرو می‌شود و هر دو گزینه پیامدهای منفی دارند. در مورد زنان رهبر، این تنگنا اغلب به شکل انتظارات متضاد بروز می‌کند. از آنها انتظار می‌رود که هم قاطع و محکم باشند و هم مهربان و دلسوز. اگر خیلی قاطع باشند، «پرخاشگر» یا «سلطه‌جو» تلقی می‌شوند، و اگر خیلی ملایم باشند، «ضعیف» یا «بی‌کفایت» دانسته می‌شوند. این تنگنا باعث می‌شود زنان در موقعیت «باخت-باخت» قرار بگیرند، چرا که هر انتخابی با انتقاد و قضاوت روبرو می‌شود و مانع پیشرفت و موفقیت آنها در نقش‌های رهبری می‌شود.

 

تفاوت‌های درک شده جنسیتی در سبک‌های رهبری

داده‌ها در مقابل کلیشه‌ها

هنگام تجزیه‌وتحلیل تفاوت‌های جنسیتی در سبک‌های رهبری، مطالعات نتایج متفاوتی به دست می‌دهند که اغلب تعمیم‌های گسترده را به چالش می‌کشند. درحالی‌که برخی تحقیقات تفاوت‌های بالقوه را در رویکرد نشان می‌دهند، خطر در کلیشه‌سازی رهبران تنها بر اساس جنسیت نهفته است.

چنین مفروضاتی می‌تواند قابلیت‌های فردی را تحت‌الشعاع قرار دهد و سوگیری‌های موجود را تقویت کند. رهبری پیچیده و چندوجهی است و تحت‌تأثیر شخصیت، عوامل موقعیتی و فرهنگ‌سازمانی قرار می‌گیرد و نه کاملاً عوامل جنسیتی.

رهبری تحول‌آفرین

زنان ممکن است در نقش‌های رهبری تحول‌آفرین برتری داشته باشند که مشخصه آن توانایی آنها در الهام بخشیدن و ایجاد انگیزه در دیگران از طریق ارتباط، همدلی و همکاری است. رهبران تحول‌آفرین، تیم‌سازی و پرورش محیط‌های حمایتی را در اولویت قرار می‌دهند و این موارد با بسیاری از نقاط قوت زنان در روابط بین‌فردی همسو هستند.

یک نمونه بارز جاسیندا آردرن، نخست‌وزیر سابق نیوزیلند است که به دلیل مدیریت بحران همدلانه خود در جریان رویدادهایی مانند تیراندازی در مسجد کرایست‌چرچ و همه‌گیری کووید-۱۹، تحسین بین المللی را به دست آورد. آردرن به طور موثر از ارتباطات باز و شفقت برای متحد کردن و هدایت کشورش در زمان های چالش برانگیز استفاده کرد و تأثیر رویکرد تحول آفرین را به نمایش گذاشت.

رهبری تراکنشی

برعکس، مطالعات اغلب نشان می‌دهند که مردان ممکن است به سمت رهبری معامله‌ای یا تراکنشی گرایش پیدا کنند که بر وظایف ساختاریافته، اهداف روشن و استفاده از پاداش‌ها یا مجازات‌ها برای دستیابی به نتایج مطلوب متمرکز است.

درحالی‌که این سبک می‌تواند در زمینه‌های مختلف مؤثر باشد، بسیار مهم است که بااحتیاط با این نوع مطالعات برخورد کنیم. کلیشه‌ای بودن مردان به‌عنوان ذاتاً معامله‌گرتر، تنوع در سبک‌های رهبری‌فردی را نادیده می‌گیرد و در نظر نمی‌گیرد که هر دو جنس، بسته به موقعیت می‌توانند ترکیبی از ویژگی‌های تحول‌آفرین و معاملاتی را نشان دهند. در نهایت، رهبری مؤثر باید با توانایی تطبیق سبک خود با نیازهای تیم و سازمان به‌جای انطباق با هنجارهای مبتنی بر جنسیت تعریف شود.

مطالعات موردی پویایی جنسیتی در رهبری: رهبران زن برجسته

ایندرا نویی (مدیرعامل سابق پپسی)

ایندرا نویی به عنوان مدیرعامل پپسی از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۸ خدمت کرد و این شرکت را از طریق رهبری رؤیایی و تمرکز استراتژیک خود بر ارائه محصولات سالم‌تر متحول کرد. در یک صنعت تحت سلطه مردان، او با چالش‌های مهمی از جمله غلبه بر شک‌وتردید در مورد توانایی‌های خود و هدایت تعصبات فرهنگی به عنوان یک زن هندی‌تبار مواجه شد.

سبک رهبری نویی بر همکاری و فراگیر بودن تأکید داشت و او را قادر می‌ساخت تا روابط قوی با سهام‌داران ایجاد کند و فرهنگ نوآوری را در سازمان ترویج کند. تعهد او به پایداری و مسئولیت‌پذیری شرکتی به تغییر موقعیت پپسی برای رشد بلندمدت کمک کرد و توانایی او را برای رهبری با دلسوزی و چشم‌انداز استراتژیک روشن نشان داد.

کریستین لاگارد (رئیس بانک مرکزی اروپا)

کریستین لاگارد (Christine Lagarde) به عنوان اولین زنی که به عنوان رئیس بانک مرکزی اروپا (ECB) خدمت کرد و در سال ۲۰۱۹ پس از یک حرفه برجسته که شامل رهبری صندوق بین‌المللی پول بود، این سمت را آغاز کرد. در دنیای پیچیده و اغلب ناپایدار مالی بین‌المللی، رویکرد رهبری لاگارد درک محکمی از اصول اقتصادی را با تأکید قوی بر ارتباطات و ایجاد اجماع در میان سهام‌داران مختلف ترکیب می‌کند.

او در جهت‌یابی بانک مرکزی اروپا در مقابله با چالش‌های مهمی مانند بحران منطقه یورو و اخیراً پیامدهای اقتصادی همه‌گیری COVID-19 نقش اساسی داشته است. توانایی او در ایجاد تعادل بین سخت‌گیری و همدلی، او را به عنوان یک رهبر محترم در عرصه‌ای که اقدام قاطع در آن اولویت دارد، قرار می‌دهد.

روزالین بروئر (مدیرعامل سابق)

روزالیند بروئر (Rosalind Brewer) زمانی که در سال ۲۰۲۱ سکان هدایت شرکت چکمه‌های والگرین (Walgreens Boots Alliance)  را به دست گرفت، اولین زن سیاه‌پوستی بود که رهبری یک شرکت فورچون ۵۰۰ را تصاحب کرد.

او از ابتکاراتی با هدف تقویت یک محل کار فراگیر و رفع موانع سیستمی در بخش شرکت حمایت کرده است. صعود بروئر به سمت مدیرعاملی نه تنها نشان‌دهنده یک پیروزی شخصی است، بلکه به عنوان نمادی قدرتمند از پیشرفت برای زنان و رنگین پوستان در رهبری عمل می‌کند، و الهام‌بخش نسل‌های آینده برای شکستن موانع در یک چشم‌انداز تاریخی است.

پیمایش در چشم‌انداز رهبری جنسیتی

منتورشیپ و حمایت

منتورشیپ (Mentorship) و حمایت (Sponsorship) نقش مهمی در پیشبرد زنان در پست‌های رهبری ایفا می‌کند. منتورها (Mentors) راهنمایی و پشتیبانی می‌کنند و به زنان کمک می‌کنند تا در چالش‌های شغلی، مهارت‌ها را توسعه دهند و اعتمادبه‌نفس پیدا کنند.

در همین حال، حامیان مالی فعالانه از زنان دفاع می‌کنند و از نفوذ خود برای ایجاد فرصت‌هایی برای پیشرفت استفاده می‌کنند. برنامه‌هایی که رهبران زن نوظهور را با مدیران مجرب مرتبط می‌کنند، می‌توانند این روابط حیاتی را تقویت کنند و به زنان این امکان را می‌دهند که از تجربیات و بینش‌های مشترک بهره‌مند شوند. ایجاد فرهنگی که در آن منتورشیپ و حمایت مالی در اولویت قرار گیرد، می‌تواند به طور قابل‌توجهی نمایندگی زنان را در نقش‌های رهبری افزایش دهد.

ایجاد شبکه‌ها و اتحادها

ایجاد شبکه‌ها و اتحادهای قوی برای زنان در رهبری ضروری است تا به طور مؤثر از خود دفاع کنند. زنان باید به دنبال فرصت‌های شبکه‌ای خاص صنعت، سازمان‌های حرفه‌ای و کنفرانس‌هایی باشند که بتوانند با همتایان و رهبران ارتباط برقرار کنند.

استفاده از پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی مانند لینکدین می‌تواند ایجاد رابطه را تسهیل کند و به زنان کمک کند تا از روندها و فرصت‌ها در زمینه‌های خود مطلع شوند. علاوه بر این، ایجاد اتحاد با سایر زنان و همکاران مرد حامی می‌تواند حس اجتماع را ایجاد کند و یک سیستم پشتیبانی قدرتمند برای عبور از چالش‌ها در محیط کار فراهم کند.

مذاکره و خود تبلیغی

برای زنانی که مشتاق نقش‌های رهبری هستند، مذاکره مؤثر و ارتقای خود مهارت‌های حیاتی است. زنان می‌توانند مهارت‌های مذاکره خود را با آماده‌سازی کامل – تحقیق در مورد معیارهای حقوق و دستمزد صنعت و روشن بودن ارزش آنها برای سازمان افزایش دهند. تمرین سناریوهای مذاکره با همتایان مورد اعتماد می‌تواند اعتمادبه‌نفس ایجاد کند.

علاوه بر این، باید به تبلیغات خود استراتژیک برخورد کرد. زنان باید دستاوردها و مشارکت‌های خود را به طور واضح و منظم بیان کنند. استفاده از بررسی‌های عملکرد، رویدادهای شبکه، و ارائه‌ها به عنوان فرصت‌هایی برای به اشتراک گذاشتن موفقیت‌ها به افزایش دید کمک می‌کند.

قدردانی و تجلیل منظم از دستاوردهای آنها می‌تواند اعتماد زنان را تقویت کند و اطمینان حاصل کند که توانایی‌های آنها در سازمانشان شناسایی می‌شود و راه را برای فرصت‌های رهبری آینده هموار می‌کند.

مردان به عنوان متحدان

نقش متحدان مرد

مردان به عنوان متحدان در جنبش برابری جنسیتی در رهبری نقش اساسی دارند. با حمایت فعالانه از پیشرفت زنان، آنها می‌توانند بر فرهنگ و شیوه‌های سازمانی تأثیر بگذارند. این شامل حمایت از شیوه‌های استخدام عادلانه، منتورینگ همکاران زن و ترویج دستاوردهای زنان در شبکه‌های آنها است.

متحدان مرد می‌توانند از امتیاز و دیده‌شدن خود برای تقویت صدای زنان استفاده کنند و اطمینان حاصل کنند که آنها در فرایندهای تصمیم‌گیری و فرصت‌های رهبری گنجانده شده‌اند. درگیرکردن مردان به عنوان مدافع نه‌تنها به رفع موانع سیستمی کمک می‌کند، بلکه باعث ایجاد یک محل کار عادلانه‌تر می‌شود.

تعصب و کلیشه به چالش کشیدن

برای اینکه مردان به طور مؤثر از برابری جنسیتی حمایت کنند، ابتدا باید تعصبات خود را بپذیرند و با آنها مقابله کنند. این خودآگاهی مستلزم شناخت این است که چگونه شرطی‌شدن اجتماعی ممکن است بر ادراک آنها از قابلیت‌های رهبری در بین جنسیت‌ها تأثیر بگذارد.

مردان می‌توانند با زیرسؤال‌بردن مفاهیم سنتی در مورد اینکه یک رهبر چگونه باید باشد و به طور فعال الگوهای مختلف نقش را در محل کار ترویج داده و کلیشه‌ها را به چالش بکشند. با بحث آشکار در مورد تعصبات جنسیتی و فراخوانی رفتارهای تبعیض‌آمیز، متحدان مرد می‌توانند محیط عادلانه‌تری ایجاد کنند که همه رهبران را بدون درنظرگرفتن جنسیت توانمند می‌کند.

ایجاد محیط‌های فراگیر

ایجاد فرهنگ‌های فراگیر که در آن همه رهبران بتوانند پیشرفت کنند ضروری است. مردان می‌توانند با حمایت از طرح‌های تنوع، شرکت در برنامه‌های آموزشی که فراگیری را ترویج می‌کنند، و حمایت از سیاست‌هایی که از تعادل بین کار و زندگی حمایت می‌کنند، مانند ساعات کاری انعطاف‌پذیر و مرخصی والدین، به این امر کمک کنند.

رهبران مرد با اولویت‌دادن به فراگیری و فعالیت فعالانه برای ازبین‌بردن موانع سیستمی، به ایجاد محیطی کمک می‌کنند که در آن همه – صرف‌نظر از جنسیت – فرصت تعقیب و دستیابی به نقش‌های رهبری را داشته باشند. تلاش جمعی برای برابری جنسیتی، در نهایت به نفع همه سازمان‌ها خواهد بود و به بهبود عملکرد، نوآوری و رضایت کارکنان منجر خواهد شد.

آینده پویایی جنسیت در رهبری

حرکت فراتر از جنسیت

آینده رهبری به طور فزاینده‌ای به سمت شناخت و اولویت‌دادن به ویژگی‌های رهبری‌فردی است، نه اینکه توسط کلیشه‌های جنسیتی محدود شود. سازمان‌ها شروع به ارزش‌گذاری مهارت‌هایی مانند هوش هیجانی، سازگاری، و تفکر استراتژیک نسبت به مفاهیم مرسوم رهبری مرتبط با جنسیت کرده‌اند.

این تغییر، رویکردی فراگیرتر را تشویق می‌کند، جایی که تمرکز بر پتانسیل افراد صرف‌نظر از جنسیت برتری یافته و از این طریق استعدادهای متنوعی پرورش‌یافته و اثربخشی کلی سازمان افزایش می‌یابد.

تلاقی هویت‌ها

اذعان به پیچیدگی در درک ماهیت چندوجهی هویت و تأثیر آن بر رهبری بسیار مهم است. عواملی مانند نژاد، قومیت، گرایش جنسی و وضعیت اجتماعی – اقتصادی با جنسیت تلاقی می‌کنند و چالش‌ها و تجربیات منحصربه‌فردی را برای افراد ایجاد می‌کنند. 

برای سازمان‌ها ضروری است که این پیچیدگی‌ها را بشناسند و استراتژی‌هایی را اجرا کنند که از هویت‌های متنوع پشتیبانی می‌کنند، و اطمینان حاصل کنند که همه صداها در فرایندهای تصمیم‌گیری و نقش‌های رهبری گنجانده می‌شوند.

برابری فرصت‌ها

کار مداوم برای ایجاد فرصت‌های واقعاً عادلانه برای همه رهبران ضروری است. این شامل اجرای برنامه‌های آموزشی ساختاریافته و حمایت مالی، ترویج شیوه‌های استخدام و ارتقای شفاف، و سرمایه‌گذاری در آموزش‌هایی است که به تعصبات ضمنی رسیدگی می‌کند. سازمان‌ها باید فرهنگ‌ها، سیاست‌ها و شیوه‌های خود را ارزیابی کنند تا موانعی را که مانع دسترسی برابر به رهبری می‌شوند، برطرف کنند.

تعهد به برابری و فراگیر بودن، نه‌تنها به نفع رهبران فردی است، بلکه با به‌کارگیری نقاط قوت و چشم‌اندازهای یک تیم رهبری متنوع، نوآوری و موفقیت را در سازمان‌ها هدایت می‌کند.

نتیجه‌گیری: پویایی جنسیت در رهبری

گفتگو پیرامون پویایی‌های جنسیتی در رهبری در چند دهه اخیر به طور قابل‌توجهی تغییر کرده است. با تکامل هنجارهای اجتماعی، درک چگونگی تأثیر جنسیت بر سبک‌های رهبری به طور فزاینده‌ای تغییر می‌کند. درحالی‌که مفاهیم سنتی غالباً رهبران را بر اساس جنسیت خود نشان می‌دهند، دیدگاه‌های معاصر رویکرد فردی‌تر را تشویق می‌کند که کیفیت‌های مختلف را فراتر از تمایزات بیولوژیکی ارزش‌گذاری می‌کند.

از لحاظ تاریخی، رهبری از دریچه جنسیتی نگریسته می‌شود و ویژگی‌های مردانه مانند  قاطعیت بیشتر مورد تجلیل قرار گرفته است. این پارادایم، عبارت همانند “مدیر فکر کن، مرد فکر کن” را تداوم بخشیده است.

بااین‌حال، تحقیقات نشان می‌دهد که تفاوت در سبک‌های رهبری بین جنسیت‌ها آن‌طور که قبلاً تصور می‌شد دوتایی نیست. مطالعات نشان داده‌اند که درحالی‌که مردان ممکن است بیشتر به سمت رهبری تراکنشی متمایل شوند؛ مانند تمرکز بر رفتارهای وظیفه محور، اهداف روشن و پاداش‌ها؛ زنان تمایل دارند در رهبری تحول‌آفرین برتر باشند.

این رویکرد بر هوش هیجانی، همکاری، و تقویت روابط تیمی، متناسب با نیازهای سازمانی پیچیده تأکید دارد. باوجود این روندها، واقعیت محل کار به دلیل تعصبات و کلیشه‌های فراگیر پیچیده است. زنان در پست‌های رهبری اغلب با چالش ایجاد تعادل بین شایستگی و دوست‌داشتن مواجه هستند.

همان‌طور که در آثاری که توسط شریل سندبرگ همانند «تغییر مسیر» برجسته شده است، زنان تشویق می‌شوند تا با اعتمادبه‌نفس بیشتری در محیط‌های حرفه‌ای خود را نشان دهند.

بااین‌حال، حتی باوجود تلاش آنها برای تجسم این ویژگی‌ها، انتظارات اجتماعی همچنان می‌تواند اثربخشی آنها را تضعیف کند. درحالی‌که جنسیت بر سبک‌های رهبری تأثیر می‌گذارد، آینده رهبری مؤثر در پذیرش تنوع، تعصبات چالش‌برانگیز، و پرورش محیط‌هایی است که همه رهبران می‌توانند در آن شکوفا شوند.

تا این قسمت از پادکست لیدرشیپ مستری، ما عمیقاً ۲۳ نوع سبک رهبری را بررسی و به تشریح مزایا ومعایب آنها و به ذکر نمونه های واقعی از سبک رهبری، رهبران سیاسی و کارآفرین پرداختیم. اگر علاقه‌مند هستید در خصوص سبک‌های رهبری  بیشتر بدانید سری به صفحه اختصاصی این موضوع در وب‌سایت ما بزنید.

در ضمن یک ماتریس رهبری برای تمامی سبک رهبری و سبک پیروان آماده شده که از صفحه اختصاصی هر موضوع قابل مشاهده و دانلود است و همچنین یک پرسش‌نامه و چک لیست برای  ارزیابی سبک رهبری و سبک پیروان  برای بازدیدکنندگان از سایت تهیه شده است  که چارچوبی بصری برای درک سبک‌ رهبری‌تان برای شما فراهم می‌کند.

من حسین علی‌محمدی میزبان شما در پادکست امروز «پویایی جنسیت در رهبری: چگونه جنسیت بر سبک رهبری تأثیر می گذارد (Gender Dynamics in Leadership: How Gender Affects Leadership Style)»  بودم  امیدوارم این قسمت از پادکست، بینش‌های ارزشمند و ابزارهای عملی را برای ارتقای قابلیت‌های رهبری در اختیار شما قرار داده باشد. به یاد داشته باشیم، رهبری واقعی در مورد قدرت یا اقتدار نیست، بلکه در مورد خدمت، صداقت و تعهد واقعی برای ایجاد یک تفاوت مثبت است. این در مورد الهام بخشیدن به دیگران برای باور به چیزی بزرگ‌تر از خودشان و توانمندسازی آنها برای دستیابی به نتایج خارق‌العاده است.

از اینکه در این قسمت از  [پادکست لیدرشیپ مستری: استراتژی‌های رهبری در قرن ۲۱ام] با ما همراه بودید سپاسگزارم. لطفاً ما را در پلتفرم‌های پادکست مانند کست باکس، شنوتو و یوتیوب دنبال کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید. بازخورد شما به ما کمک خواهد کرد با شنوندگان بیشتری در تعامل باشیم و کیفیت پادکست‌ها را بهبود ببخشیم.

همچنین، برای اطلاع از مقاله‌ها، منابع و اطلاعات بیشتر در مورد رهبری استراتژیک، سری به وب‌سایت ما به آدرس [https://hosseinalimohammadi.com] بزنید. همچنین می‌توانید در رسانه‌های اجتماعی با ما ارتباط برقرار کنید. امیدوارم این قسمت، «بینش‌های ارزشمند و استراتژی‌های عملی برای رهبری» به شما ارائه کرده باشد. به یاد داشته باشید، رهبری یک سفر است، نه یک مقصد.  با ما همراه باشید. در قسمت بعدی پادکست لیدرشیپ مستری، ما در خصوص رهبری چندنسلی  صحبت خواهیم پرداخت.

فیلم های پیشنهادی: فیلم های با موضوع پویایی جنسیت در رهبری

۱. زن آهنین (The Iron Lady): زندگی مارگارت تاچر، نخست‌وزیر بریتانیا

 این فیلم به چالش‌های رهبری زن در فضای کاملاً مردانه سیاست بریتانیا می‌پردازد. سبک رهبری مقتدرانه‌ی او، نحوه مواجهه با تبعیض و فشارهای جنسیتی از عناصر کلیدی فیلم است.

۲. هریت (Harriet): زندگی هریت تابمن، رهبر جنبش لغو برده‌داری

 نمونه‌ای از رهبری زنانه با تأکید بر شجاعت، اخلاق‌مداری و توانایی الهام‌بخشی. فیلم قدرت مقاومت یک زن سیاه‌پوست را در برابر سیستم مردسالار و نژادپرست برجسته می‌کند.

۳. زن شگفت‌انگیز (Wonder Woman): رهبری قهرمانانه یک زن در دنیایی تحت سلطه مردان

نشان‌دهنده سبک رهبری اخلاق‌مدار، همدلانه و در عین حال قاطعانه است که در مقابل رهبران مرد جنگ‌طلب قرار می‌گیرد. فیلم الگویی فانتزی اما تأثیرگذار از رهبری زنانه ارائه می‌دهد.

۴. ارین براکوویچ (Erin Brockovich): یک زن عادی که علیه یک شرکت بزرگ حقوقی پیروز می‌شود

رهبری بدون عنوان رسمی، پیگیری عدالت، قدرت صدای فردی، و شکستن کلیشه‌های جنسیتی از عناصر برجسته فیلم‌اند.

۵. ملکه (The Queen): واکنش الیزابت دوم به مرگ پرنسس دایانا

علت انتخاب: تقابل نسل‌ها و تفاوت رویکردهای زنانه در رهبری سنتی و احساسی. فیلم نشان می‌دهد چگونه انتظارات جامعه از زنان رهبر در بحران‌ها متفاوت است.

۶. خانم وزیر (Madam Secretary):موضوع: وزیر خارجه‌ای زن در ایالات متحده

 بررسی سبک رهبری زنانه در بالاترین سطوح دیپلماسی و سیاست خارجی؛ تمرکز بر توازن بین خانواده، اخلاق، قدرت، و تصمیمات استراتژیک.

۷. امواج (On the Basis of Sex):  زندگی قاضی روث بیدر گینزبرگ

 فیلم به مبارزه یک زن برای اصلاح ساختار حقوقی مردسالار می‌پردازد. تأکید بر تفکر سیستمی، شجاعت مدنی و قدرت نرم زنانه در رهبری.

ماتریس‌ها و ابزارهای کاربردی «پویایی جنسیتی در رهبری»

۱) KPIs برای پویایی جنسیت در رهبری

پویایی جنسیت در رهبری به بررسی نقش‌های جنسی و چگونگی تأثیر آن‌ها بر فرآیندهای رهبری، تصمیم‌گیری و فرهنگ سازمانی اشاره دارد. برای ارزیابی این پویایی‌ها، می‌توان از شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPIs) استفاده کرد که به سازمان‌ها کمک می‌کند تا وضعیت موجود را ارزیابی کرده و زمینه‌های بهبود را شناسایی کنند. در زیر لیستی از KPIها برای ارزیابی پویایی جنسیت در رهبری به همراه توضیحات مربوط به هر کدام آورده شده است.

| شماره | شاخص کلیدی عملکرد (KPI)                           | توضیحات                                                      |

| ۱     | نسبت جنسیتی در سطوح رهبری | نسبت مردان به زنان در سطوح مختلف رهبری. | این KPI کمک می‌کند تا مشخص شود آیا تنوع جنسیتی در موقعیت‌های رهبری وجود دارد یا خیر.  |

| ۲     | نرخ پیشرفت شغلی زنان | درصد زنان که در شغل‌های مدیریتی یا رهبری ارتقاء می‌یابند. | این نرخ نشان‌دهنده برابری فرصت‌ها برای زنان در مقایسه با مردان است. |

| ۳     | نرخ تقاضا برای وضعیت‌های رهبری | نسبت زنان به مردانی که برای موقعیت‌های رهبری درخواست می‌دهند. |این KPI نشان‌دهنده تمایل زنان به دستیابی به سمت‌های رهبری و همچنین کارکرد سازمان در جذب آنان است. |

| ۴     | نسبت زنان در کمیته‌های تصمیم‌گیری | درصد زنان در کمیته‌های کلیدی تصمیم‌گیری سازمان. | این شاخص به ارزیابی نفوذ و نمایندگی جنسیتی در فرآیندهای تصمیم‌گیری کمک می‌کند. |

| ۵     | امتیاز فرهنگ شمولیت | ارزیابی فرهنگ شمولیت در سازمان از دیدگاه جنسیت. |این امتیاز می‌تواند از نظرسنجی‌های برآورد شامل احساس شمول و احترام به تنوع جنسیتی به دست آید.   |

| ۶     | نرخ تشخیص و قدردانی | درصد ابتکارات و تلاش‌های تجاری برای ارتقاء تنوع جنسیتی که شناسایی یا تحسین می‌شوند. این نرخ نشان‌دهنده تعهد سازمان به تنوع و شمولیت است. |

| ۷     | نرخ شکایات مربوط به تبعیض جنسیتی | تعداد شکایات مرتبط با تبعیض جنسیتی در سازمان. |نرخ بالا می‌تواند نشان‌دهنده وجود مشکلات فرهنگی یا سیستمیک در سازمان باشد.   |

| ۸     | تنوع جنسیتی در کارکنان | نسبت زنان و مردان در کل نیروی کار سازمان. |این KPI نشان‌دهنده دستاورد سازمان در ایجاد تعادل در برابری جنسیتی است.  |

| ۹     | نرخ حفظ زنان در رده‌های مدیریتی | درصد زنانی که در موقعیت‌های رهبری ماندگارند. |نرخ بالای حفظ نشان‌دهنده محیط کاری مثبت و حمایت‌گر برای زنان است.    |

| ۱۰    | امتیاز برنامه‌های توسعه زنان | ارزیابی کیفیت و تأثیر برنامه‌های توسعه و مربی‌گری برای زنان در سازمان. | این امتیاز می‌تواند از طریق نظرسنجی‌های مربوط به رضایت و تأثیرگذاری به دست آید.  |

 

  • نکات مهم در ارزیابی KPIها:

⦁ توجه به تنوع داده‌ها: ارزیابی و تحلیل بر اساس سن، نژاد و سایر عوامل به شما کمک می‌کند تا تصویر کاملی از وضعیت جنسیتی در سازمان داشته باشید.

⦁ ارتباط با کارکنان: نتایج KPIها باید به‌طور منظم با کارکنان به اشتراک گذاشته شود تا ایشان احساس شریک بودن در فرآیند توسعه و بهبود را داشته باشند.

⦁ اقدام بر اساس داده‌ها: این KPIها باید به‌عنوان پایه‌ای برای شناسایی زمینه‌های بهبود و توسعه فرهنگ شمولیت و برابری جنسیتی در سازمان استفاده شوند.

استفاده از این KPIها به سازمان‌ها کمک می‌کند تا به‌طور مؤثری پویایی جنسیت را در رهبری مورد ارزیابی قرار دهند و فرصت‌های ترقی و بهبود را شناسایی کنند. این به نوبه خود منجر به ایجاد یک محیط کاری متنوع‌تر، عادلانه‌تر و کارآمدتر خواهد شد.

۲) ماتریس پویایی‌های جنسیت در رهبری و تأثیر آن بر سبک رهبری

پویایی‌های جنسیت در رهبری به این موضوع می‌پردازد که چگونه انتظارات اجتماعی، کلیشه‌ها، و هنجارهای مرتبط با جنسیت بر نحوه درک، ارزیابی، و تجربه رهبری توسط افراد تأثیر می‌گذارد. این پویایی‌ها می‌توانند بر سبک رهبری که افراد اتخاذ می‌کنند (یا مجبور به اتخاذ آن می‌شوند)، چالش‌هایی که با آن روبرو می‌شوند، و فرصت‌های پیشرفت آن‌ها تأثیر بگذارند.

تهیه یک ماتریس کامل و جامع در این زمینه بسیار پیچیده است، زیرا تعامل جنسیت با عوامل دیگری مانند فرهنگ سازمانی، صنعت، زمینه اجتماعی، نژاد، و هویت‌های دیگر فردی رخ می‌دهد. با این حال، می‌توانیم یک ماتریس ساختاریافته ارائه دهیم که ابعاد اصلی این پویایی‌ها و تأثیرات بالقوه آن‌ها بر سبک رهبری را پوشش دهد.

این ماتریس بر درک کلیشه‌ها، تفاوت‌های مشاهده شده (که اغلب بیشتر ادراکی هستند تا ذاتی)، چالش‌ها، و نحوه تعامل این عوامل با سبک‌های مختلف رهبری تمرکز دارد. مهم است که تأکید کنیم این جدول در مورد پویایی‌ها و ادراکات اجتماعی صحبت می‌کند، نه تفاوت‌های ذاتی بیولوژیکی در سبک رهبری بر اساس جنسیت. افراد فارغ از جنسیتشان می‌توانند سبک‌های متنوعی از رهبری را از خود نشان دهند.

|ویژگی/بعد کلیدی| تعریف/مفهوم اصلی|کلیشه‌ها و انتظارات رایج (اغلب ناخودآگاه)|تفاوت‌های مشاهده شده (بر اساس تحقیقات، نیازمند احتیاط در تعمیم)|چالش‌های مرتبط با جنسیت در رهبری|تأثیر بالقوه بر سبک رهبری فردی| نقش فرهنگ سازمانی و زمینه|

| ادراک و ارزیابی رهبر | نحوه درک و قضاوت عملکرد و ویژگی‌های رهبر بر اساس جنسیت او.| مردان: قاطع، قدرتمند، تصمیم‌گیرنده، منطقی، ریسک‌پذیر. رهبری به عنوان ویژگی «مردانه» تلقی می‌شود.|تحقیقات نشان می‌دهد رهبران زن ممکن است نیاز به اثبات شایستگی خود بیش از مردان داشته باشند. رفتارهای مشابه ممکن است در مردان «قاطع» و در زنان «تهاجمی» تلقی شود (Double Bind[۱]). |

ارزیابی نابرابر عملکرد، سوگیری در استخدام و ارتقاء، مشکل «Double Bind» (اگر قاطع باشند دوست‌داشتنی نیستند، اگر دلسوز باشند شایسته رهبری نیستند). | ممکن است افراد (به خصوص زنان) برای غلبه بر کلیشه‌ها، سبک خود را به سمت قاطعیت بیشتر سوق دهند یا برعکس، سعی کنند «دوست‌داشتنی» باقی بمانند و از نمایش قاطعیت پرهیز کنند. | کلیشه‌های موجود در فرهنگ سازمانی، فرآیندهای ارزیابی عملکرد (عینی در مقابل ذهنی)، حضور مدل‌های نقش متنوع. |

| سبک‌های رهبری (کلیشه‌ای در مقابل واقعی) | ارتباط بین جنسیت و انواع سبک‌های رهبری (مانند تحول‌آفرین، معاملاتی، دموکراتیک، مستبد). | مردان: رهبری معاملاتی، متمرکز بر پاداش و مجازات، بیشتر دستوری. زنان: رهبری تحول‌آفرین، متمرکز بر الهام‌بخشی و توسعه، بیشتر مشارکتی. |

تحقیقات اغلب نشان می‌دهد رهبران زن تمایل بیشتری به استفاده از رهبری تحول‌آفرین و سبک‌های مشارکتی دارند، در حالی که رهبران مرد بیشتر از سبک رهبری آزادانه (Laissez-faire) استفاده می‌کنند. هر دو جنس به یک اندازه از رهبری معاملاتی استفاده می‌کنند. | عدم تطابق بین سبک واقعی و انتظار کلیشه‌ای، مجازات شدن برای استفاده از سبک «غیرمنتظره» (مثلاً زن مستبد، مرد بیش از حد همدل). |

رهبران ممکن است سبک خود را برای همسویی با انتظارات کلیشه‌ای (خواسته یا ناخواسته) تنظیم کنند، یا برعکس، آگاهانه سبک‌های متفاوتی را انتخاب کرده و با چالش‌های پذیرش آن روبرو شوند. | نوع صنعت (برخی صنایع کلیشه‌های جنسیتی قوی‌تری دارند)، ارزش‌های سازمانی (آیا همکاری و توسعه کارکنان ارزش تلقی می‌شود؟). |

| ارتباطات و تعاملات | نحوه ارتباط رهبر و تأثیر جنسیت بر درک این ارتباطات. | مردان: مستقیم، مختصر، متمرکز بر اطلاعات، زبان بدن مسلط‌تر. زنان: غیرمستقیم‌تر، متمرکز بر رابطه، استفاده بیشتر از کلمات ملایم‌تر یا سؤالات. | تفاوت‌های مشاهده شده در سبک ارتباطی کوچک و زمینه‌محور است. اما ادراکات در مورد «قاطعیت» یا «پرچانگی» به شدت تحت تأثیر کلیشه‌ها قرار می‌گیرد.|

نادیده گرفته شدن، قطع شدن صحبت، نیاز به «صحبت کردن به زبان مردان» برای شنیده شدن (برای زنان)، یا برعکس، تلقی شدن به عنوان «ضعیف» (برای مردانی که سبک ارتباطی نرم‌تر دارند). |افراد ممکن است سبک ارتباطی طبیعی خود را برای همسویی با آنچه «مؤثر» یا «مورد احترام» در آن محیط تلقی می‌شود، تغییر دهند.|هنجارهای ارتباطی در سازمان، فرهنگ جلسات، آموزش‌های ارتباطی. |

| شبکه‌سازی و روابط | نحوه ساخت و استفاده از شبکه‌های حرفه‌ای و تأثیر جنسیت بر آن.| مردان: استفاده از شبکه‌های غیررسمی («Boys’ Club»)، منتورشیپ و حمایت توسط رهبران بالاتر (اغلب مرد). زنان: ممکن است دسترسی کمتری به شبکه‌های قدرت غیررسمی داشته باشند، بیشتر متکی بر شبکه‌های رسمی یا شبکه‌های زنان. |

تحقیقات نشان می‌دهد رهبران مرد دسترسی بیشتری به شبکه‌های غیررسمی دارند که می‌تواند برای پیشرفت شغلی حیاتی باشد. | عدم دسترسی به شبکه‌های کلیدی، دشواری در یافتن حامی (Sponsor)، احساس انزوا.  |

ممکن است رهبران زن به سمت ایجاد شبکه‌های حمایتی رسمی‌تر یا شبکه‌های متمرکز بر زنان سوق داده شوند، یا بر مهارت‌های فردی برای غلبه بر فقدان حمایت شبکه‌ای تمرکز کنند. | وجود یا عدم وجود شبکه‌های غیررسمی قوی، برنامه‌های مربی‌گری و حمایت رسمی، فرهنگ شمولیت در فعالیت‌های غیررسمی. |

| تعادل کار و زندگی | ادراکات و انتظارات در مورد مسئولیت‌های خانوادگی و تأثیر آن بر رهبری.| مردان: انتظار کمتر برای مسئولیت‌های اصلی خانوادگی، رهبری به عنوان اولویت اصلی شغلی. زنان: انتظار بیشتر برای مسئولیت‌های مراقبتی (کودکان، سالمندان)، تعارض ادراکی بین نقش مادری/همسری و رهبری. | زنان بیشتر از مردان گزارش می‌دهند که مسئولیت‌های خانوادگی بر پیشرفت شغلی آن‌ها تأثیر گذاشته است. سوگیری در مورد تعهد زنان دارای فرزند به کار.  |

«سقف شیشه‌ای» ناشی از مفروضات در مورد تعهد، مشکل «صفحه شیشه‌ای» (قابلیت مشاهده پایین پس از مرخصی)، نیاز به اثبات تعهد بیشتر. | ممکن است رهبران (به خصوص زنان) سبک خود را برای نشان دادن تعهد بالا (مثلاً کار طولانی مدت) تنظیم کنند، یا برعکس، بر کارایی و مدیریت زمان برای حفظ تعادل تأکید بیشتری داشته باشند. | فرهنگ سازمانی در مورد ساعات کاری و انعطاف‌پذیری، وجود سیاست‌های حمایتی (مرخصی والدین، کار از راه دور)، نگرش رهبران بالاتر. |

| اعتماد به نفس و جسارت | نحوه نمایش اعتماد به نفس و قاطعیت و چگونگی درک آن بر اساس جنسیت.| مردان: انتظار اعتماد به نفس بالا، قاطعیت، و جسارت. عدم این ویژگی‌ها ممکن است به عنوان ضعف تلقی شود. زنان: نمایش اعتماد به نفس بالا یا جسارت ممکن است به عنوان «خودنمایی»، «تهاجم» یا «بی‌توجهی به دیگران» تلقی شود. |

تحقیقات نشان می‌دهد زنان ممکن است در ابراز علنی دستاوردها یا مذاکره برای حقوق کمتر جسور باشند (بخشی به دلیل ترس از پیامدهای منفی). | مجازات شدن برای نمایش جسارت، دشواری در مذاکره برای حقوق یا موقعیت، عدم به رسمیت شناخته شدن دستاوردهای فردی. |

رهبران ممکن است در نمایش کامل اعتماد به نفس خود تردید کنند یا برعکس، برای غلبه بر این چالش‌ها، آگاهانه رفتارهایی را اتخاذ کنند که قاطعیت آن‌ها را نشان دهد. | هنجارهای فرهنگی در مورد نمایش موفقیت، فرآیندهای مذاکره و پاداش‌دهی، میزان تحمل رفتارهای قاطع در جنسیت‌های مختلف. |

| پشتیبانی و منتورشیپ | دسترسی به مربیان و حامیان برای رشد و پیشرفت شغلی. | مردان: دسترسی آسان‌تر به مربیان و حامیان در سطوح بالاتر (که اغلب مرد هستند). زنان: دسترسی محدودتر به مربیان همجنس در سطوح ارشد، دشواری در ایجاد روابط مربی‌گری غیررسمی با مردان.| شکاف در دسترسی به حامیان قدرتمند برای رهبران زن در مقایسه با مردان. |

فقدان راهنمایی استراتژیک، دسترسی محدود به فرصت‌های کلیدی، کند شدن سرعت پیشرفت شغلی. | رهبران زن ممکن است بیشتر بر توسعه خودآموز، جستجوی مربیان متعدد، یا ایجاد شبکه‌های رسمی‌تر برای جبران فقدان حمایت غیررسمی تمرکز کنند.  | وجود برنامه‌های مربی‌گری و حمایت رسمی، تشویق رهبران ارشد (مرد و زن) به مربی‌گری افراد با جنسیت متفاوت. |

| ایجاد فرهنگ و تیم | نحوه تأثیر رهبر بر فرهنگ تیمی و روابط بین فردی. | مردان: ممکن است بیشتر بر ساختار و وظیفه تمرکز کنند. زنان: ممکن است بیشتر بر روابط، رفاه تیمی و ایجاد محیط حمایتی تمرکز کنند.| تحقیقات نشان می‌دهد رهبران زن تمایل بیشتری به ایجاد تیم‌های منسجم‌تر و تمرکز بر توسعه فردی اعضای تیم دارند. (که با یافته‌های رهبری تحول‌آفرین همسو است). |

نادیده گرفته شدن اهمیت جنبه‌های رابطه‌ای رهبری (در محیط‌های متمرکز صرف بر نتایج)، یا برعکس، تلقی شدن به عنوان «بیش از حد نرم» یا «مادرانه».  | رهبران ممکن است آگاهانه بر جنبه‌های توسعه تیمی و فرهنگی سبک رهبری خود تأکید کنند یا برعکس، برای جدی گرفته شدن، از نمایش رفتارهای «نرم» پرهیز نمایند. | ارزش‌های سازمانی (آیا تیم‌سازی و رفاه کارکنان ارزش محسوب می‌شود؟)، هنجارهای ارتباطی در تیم.  |

  • تنگنای دوگانه (Double Bind):  موقعیتی است که فرد در آن با دو گزینه متناقض روبرو می‌شود و هر دو گزینه پیامدهای منفی دارند. در مورد زنان رهبر، این تنگنا اغلب به شکل انتظارات متضاد بروز می‌کند. از آنها انتظار می‌رود که هم قاطع و محکم باشند و هم مهربان و دلسوز.

اگر خیلی قاطع باشند، «پرخاشگر» یا «سلطه‌جو» تلقی می‌شوند، و اگر خیلی ملایم باشند، «ضعیف» یا «بی‌کفایت» دانسته می‌شوند. این تنگنا باعث می‌شود زنان در موقعیت «باخت-باخت» قرار بگیرند، چرا که هر انتخابی با انتقاد و قضاوت روبرو می‌شود و مانع پیشرفت و موفقیت آنها در نقش‌های رهبری می‌شود.

۳) ماتریس تطبیقی سبک‌های رهبری زنان و مردان

این ماتریس به مقایسه‌ی سبک‌های رهبری زنان و مردان می‌پردازد. لازم به ذکر است که این مقایسه بر اساس کلیشه‌های رایج و تحقیقات انجام‌شده در این زمینه است و به معنای تعمیم دادن این ویژگی‌ها به تمام زنان و مردان نیست. افراد فارغ از جنسیت، می‌توانند ویژگی‌های مختلفی از سبک‌های رهبری را نشان دهند.

| ویژگی          | سبک رهبری اغلب منتسب به زنان                      | سبک رهبری اغلب منتسب به مردان       |

| سبک ارتباطی  | مشارکتی، تعاملی، توجه به ایجاد روابط              | دستوری، مستقیم، تمرکز بر انتقال اطلاعات        |

| تصمیم‌گیری   | مشارکتی، جلب نظر دیگران، اجماع‌گرا                | مستقل، قاطع، سریع                              |

| مدیریت تعارض | همکاری‌محور، تمرکز بر یافتن راه‌حل‌های برد-برد   | رقابتی، تمرکز بر پیروزی                        |

| انگیزش       | تشویق و حمایت، ایجاد انگیزه از طریق ارتباطات مثبت | پاداش و تنبیه، تمرکز بر نتایج                  |

| بازخورد      | شخصی‌سازی شده، حمایتی، تمرکز بر توسعه فردی        | مستقیم، تمرکز بر عملکرد                        |

| مدیریت تیم   | ایجاد حس تعلق و همکاری، تمرکز بر رشد تیمی         | تفویض وظایف، تمرکز بر دستیابی به اهداف         |

| قدرت         | استفاده از قدرت برای توانمندسازی دیگران           | استفاده از قدرت برای کنترل و نفوذ              |

| ریسک‌پذیری   | محاسبه‌شده، تمایل به مشورت و بررسی جوانب          | تمایل بیشتر به ریسک‌پذیری، تمرکز بر نتایج بزرگ |

| رهبری        | تحول‌گرا، تمرکز بر الهام‌بخشی و انگیزش            | تحریک‌محور، تمرکز بر مبادله و پاداش            |

  • نکات تکمیلی:

⦁ تفاوت‌های فردی: تفاوت‌های فردی در سبک رهبری بسیار مهم‌تر از جنسیت است. زنان و مردان می‌توانند سبک‌های رهبری بسیار متنوعی داشته باشند.

⦁ تأثیر فرهنگ و جامعه: فرهنگ و جامعه نیز بر سبک رهبری افراد تأثیر می‌گذارند. در برخی فرهنگ‌ها، از زنان انتظار می‌رود که سبک رهبری ملایم‌تر و مشارکتی‌تری داشته باشند.

⦁ تغییر الگوها: با تغییر نقش‌های جنسیتی در جامعه، الگوهای سنتی رهبری نیز در حال تغییر هستند. امروزه، زنان بیشتری در پست‌های رهبری ارشد قرار می‌گیرند و سبک‌های رهبری متنوع‌تری را به نمایش می‌گذارند.

⦁ نقاط قوت هر سبک: هر دو سبک رهبری، نقاط قوت و ضعف خود را دارند. سبک رهبری مشارکتی می‌تواند به افزایش خلاقیت و نوآوری منجر شود، در حالی که سبک رهبری دستوری می‌تواند در شرایط بحرانی و نیازمند تصمیم‌گیری سریع، موثرتر باشد.

  • نتیجه‌گیری:

در حالی که می‌توان برخی تمایلات کلی را در سبک‌های رهبری زنان و مردان مشاهده کرد، مهم است که به یاد داشته باشیم که این تفاوت‌ها مطلق نیستند و افراد فارغ از جنسیت می‌توانند سبک‌های رهبری متنوعی را از خود نشان دهند. به جای تمرکز بر جنسیت، بهتر است بر مهارت‌ها، تجربه و ویژگی‌های شخصی هر فرد در ارزیابی توانایی‌های رهبری او توجه کنیم.

۴) ماتریس چک‌لیست چالش‌های پیش روی رهبران زن

این ماتریس، چالش‌های پیش روی رهبران زن را دسته‌بندی کرده و توضیح می‌دهد. هدف، ارائه تصویری جامع از موانع موجود و راهکارهای بالقوه برای غلبه بر آنهاست.

|دسته‌بندی چالش              |توضیحات                      | مثال‌ها                  | راهکارهای پیشنهادی           |

| تبعیض و کلیشه‌های جنسیتی | باورهای نادرست و کلیشه‌ای در مورد توانایی‌ها و شایستگی زنان در رهبری |  عدم اعتماد به تصمیم‌گیری زنان.  انتساب موفقیت‌های زنان به شانس یا عوامل بیرونی.  انتظار رفتارهای خاص از زنان در نقش رهبری (مثلاً ملایمت و انفعال)  محدودیت فرصت‌های شغلی و ارتقاء برای زنان.  حضور کمتر زنان در شبکه‌های حرفه‌ای |  آموزش و آگاهی‌بخشی در مورد تبعیض جنسیتی.  به چالش کشیدن کلیشه‌های جنسیتی.  ایجاد الگوهای موفق زن.  حمایت از شبکه‌های حرفه‌ای زنان.  سیاست‌های ترویج برابری جنسیتی در سازمان‌ها |

| موانع ساختاری | موانع سیستمی و ساختاری که پیشرفت زنان را در سلسله مراتب سازمانی دشوار می‌کند |  نبود انعطاف‌پذیری در ساعات کاری.  عدم دسترسی به مرخصی زایمان و مراقبت از فرزندان.  نبود حمایت کافی برای مادران شاغل.  ساختارهای سازمانی مردانه‌محور.  فقدان زنان در سطوح بالای تصمیم‌گیری |  ایجاد سیاست‌های حمایتی از خانواده.  انعطاف‌پذیری در ساعات کاری.  ایجاد مهدکودک در محل کار.  تغییر ساختارهای سازمانی برای ایجاد فضای مناسب برای زنان|

| چالش‌های فرهنگی | هنجارها و ارزش‌های فرهنگی که می‌توانند مانع پیشرفت زنان شوند |  انتظار جامعه از زنان برای اولویت دادن به خانواده بر شغل.  قضاوت‌های منفی در مورد زنان جاه‌طلب.  فشارهای اجتماعی بر زنان برای انطباق با نقش‌های سنتی جنسیتی |  تغییر نگرش‌های فرهنگی نسبت به نقش زنان در جامع.ه  ترویج الگوهای موفق زن در عرصه‌های مختلف.  گفتگو و بحث در مورد چالش‌های فرهنگی پیش روی زنان |

| چالش‌های شخصی | چالش‌های فردی که زنان ممکن است در مسیر رهبری با آن روبرو شوند | سندرم ایمپاستر[۱] .  کمبود اعتماد به نفس.  ترس از شکست.  تعادل بین کار و زندگی.  محدودیت شبکه‌های حمایتی |  برنامه‌های منتورشیپ و کوچینگ برای زنان.  کارگاه‌های آموزشی مهارت‌های رهبری. ایجاد گروه‌های حمایتی برای زنان.  تقویت اعتماد به نفس و خودباوری  |

  • نتیجه‌گیری:

غلبه بر این چالش‌ها نیازمند تلاش‌های چندجانبه از سوی افراد، سازمان‌ها و جامعه است. با افزایش آگاهی، تغییر نگرش‌ها و ایجاد ساختارهای حمایتی، می‌توان زمینه را برای شکوفایی استعدادهای رهبری زنان و ایجاد فرصت‌های برابر برای آن‌ها فراهم کرد.

  • سندرم ایمپاستر(Imposter Syndrome) یا سندرم شیاد: یک وضعیت روانی است که در آن فرد علی‌رغم شواهدی از موفقیت‌هایش، نمی‌تواند دستاوردهای خود را بپذیرد و دائماً احساس می‌کند که یک شیاد است و دیگران را فریب داده است.

این افراد موفقیت‌های خود را به شانس، زمان‌بندی مناسب یا عوامل خارجی نسبت می‌دهند و از ترس تبدیل شدن به عنوان یک «کلاهبردار» رنج می‌برند. این سندرم می‌تواند منجر به اضطراب، استرس و کاهش اعتماد به نفس شود و در نهایت مانع از پیشرفت و رسیدن به پتانسیل کامل فرد شود.

۵) ماتریس شکاف جنسیتی در رهبری

ماتریس ۱: تمرکز بر عوامل و راهکارها

| عامل شکاف جنسیتی         | توضیحات                     | پیامدها                               | راهکارها                         |

| کلیشه‌ها و تبعیض | باورهای نادرست در مورد توانایی‌های زنان | محدود شدن فرصت‌های شغلی، نابرابری در دستمزد                   | آموزش و آگاهی‌بخشی، الگوهای موفق زن، تغییر سیاست‌های استخدام و ارتقا |

| موانع ساختاری    | نبود انعطاف‌پذیری، عدم حمایت از مادران شاغل   | ترک شغل توسط زنان، کاهش مشارکت زنان در نیروی کار  | سیاست‌های حمایتی از خانواده، انعطاف‌پذیری در ساعات کاری، مهدکودک در محل کار |

| چالش‌های فرهنگی  | انتظار اولویت دادن به خانواده، قضاوت‌های منفی | کاهش اعتماد به نفس زنان، عدم تمایل به پذیرش مسئولیت‌های رهبری | تغییر نگرش‌های فرهنگی، ترویج الگوهای موفق، گفتگو و بحث  |

ماتریس ۲: تمرکز بر سطوح مختلف و اقدامات

| سطح       | چالش‌ها             | راهکارها                  | شاخص‌های سنجش                                            |

| فردی    | کمبود اعتماد به نفس، سندرم ایمپاستر | برنامه‌های منتورشیپ، کارگاه‌های آموزشی، شبکه‌های حمایتی | افزایش اعتماد به نفس، تمایل به پذیرش نقش‌های رهبری|

| سازمانی | نبود سیاست‌های برابری، فرهنگ سازمانی مردانه‌محور | بازنگری سیاست‌ها، آموزش کارکنان، ترویج تنوع    | افزایش تعداد زنان در پست‌های مدیریتی، برابری در دستمزد   |

| اجتماعی | کلیشه‌های جنسیتی، هنجارهای فرهنگی محدودکننده    | کمپین‌های آگاهی‌بخشی، تغییر قوانین تبعیض‌آمیز  | تغییر نگرش‌های اجتماعی، افزایش مشارکت زنان در عرصه عمومی |

  • نکات:

⦁ این ماتریس‌ها تنها نمونه‌هایی هستند و می‌توان بر اساس نیاز و تمرکز مورد نظر، آن‌ها را تغییر داد یا گسترش داد.

⦁ می‌توانید از داده‌ها و آمارهای مربوط به هر بخش برای تکمیل ماتریس استفاده کنید.

⦁ این ماتریس‌ها می‌توانند به عنوان ابزاری برای برنامه‌ریزی و ارزیابی اقدامات برای کاهش شکاف جنسیتی در رهبری مورد استفاده قرار گیرند.

 

🎞 مطالعات موردی: پویایی جنسیت در رهبری

💎 مشاوره شغلی که احتمالاً هرگز نشنیده‌اید – سوزان کولانتونو

💎 کریستین لاگارد: با اراده ادامه بده و لبخند بزن

💎چگونه تنوع و شمول واقعی در سازمان‌ها ایجاد کنیم؟ | روزالین بروئر

💎روزالین بروئر به رهبران: گوشی‌تان را کنار بگذارید و به کارکنانتان گوش دهید

💎ایندرا نویی: از پپسی‌کو تا آمازون، درس‌هایی از رهبری جهانی

💎رهبری در دوران نو | گفت‌وگوی ایندرا نویی با کن هرش در دالاس

💎زندگی کامل: کار، خانواده و آینده‌مان | ایندرا نویی در گوگل

آخرین مطالب و پادکست‌های سبک رهبری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *