راز جاودانگی رهبری فردریک کبیر: خدمتگزاری به ملت، روشنگری و تجددخواهی، ایجاد آلمان قدرتمند

فردریک کبیر همانند لویی چهاردهم پادشاه فرانسه نگفت «قانون یعنی شاه» و یا مانند کارل دوازدهم پادشاه سوئد متکی به بیباکی و بیپروایی نشد تا سرزمینی چون سوئد آن زمان و ارتش کمنظیرش را تباه کند. به بیهودهگویی درباریان چاپلوس و پست اعتنا نمیکرد و خود را بازیچه این چاپلوسان قرار نمیداد. از روی زیرکی و هوشیاری شخصاً زمام امور را به دست گرفت و مثل پترکبیر آسایش و رفاه ملت را سر حوله کارش قرارداد.
فردریک کبیر چاپلوسان دربار را دلقکی بیش فرض نمیکرد و بیان میکرد اینها شایستگی و لیاقت حضور در حریم سلطان را ندارند تا محرم اسرار دولت شوند؛ چراکه لیاقت آنان محدود است. مضرتر از این چاپلوسان، بوقلمونصفتهایی هستند که هر یک به طریقی مالی اندوخته و سرمایهای از راه وراثت یا تصادفی به دست آوردهاند تا در امور حکومتی وارد شده و بتوانند دارائی خود را حفظ و حتی آن را افزایش دهند و فقرا را مستمندتر کنند.
این شاه جوان و هوشیار که با حکیمان و دانشمندان مأنوس بود بهخوبی میدانست که امور دنیا، پیوسته در تغییروتحول است؛ لذا مملکتی پایدار و ملتی آباد خواهند شد که از قافله روزگار عقب نمانند و گر نه همانند گوسفندی خواهند شد که از گله دور بماند و نصیب گرگ شود.
فردریک کبیر استدلال میکرد بعضی از مردم مزدورند و اکثریت نادان، روشن است سرپرستی و نگاهداری این توده مردم، وظیفه حاکمیت است که نگذارد آن زالو صفتان که اشتها و توانایی بی پایانی دارند تا آخرین قطره خون مردم بیدفاع و نادان را بدوشند.
چراکه افراد ضعیف و ناتوان در وقایع سخت تاب تحمل ندارند و اشخاص ثروتمند و بیکار اگر نتوانند ظاهر خود را تغییر دهند و با وضع جدید هماهنگی نمایند از معرکه فرار کرده و در نقاط دوردست پنهان میشوند و نشانی از این قهرمانان میدان آرامش و خوشگذران در موقع ضرورت و احتیاج، یافت نخواهد شد. از مکاران ریاکار که در لباس دعاگو در هر مجلس و جمعیتی بهانهای آورده و وارد میشوند و با هر دستهای طبق مقتضیات زمان با پیمانشکنی و حیله برخورد میکنند نیز انتظاری نیست.
فردریک کبیر که مدتی مخالف اصول نیکولو ماکیاولی دانشمند و نویسنده فلورانسی بود کتابی در رد اصول و عقاید وی نوشت و معتقد بود چرا یک مرد آزادیخواهی چون ماکیاولی، کتاب همانند شهریار را بنویسد و سعی در راهنمایی دولتمردان برای محو آزادی ملل کوچک بنماید؛ اما وی بعداً دا اقرار نمود که اتفاقات ناگوار که موجب ازهمپاشیدگی امور کشوری میشود بر عهده دستگاه حاکمیت بیکفایت است، وگرنه امکان ندارد یک دولت، هراندازه کوچک باشد در زمان عادی مغلوب بیگانه شود.
فردریک کبیر از تملق و چاپلوسی متنفر بود و معتقد بود این دسته از مردم خائن هستند که حقایق را با مهارت و فن اغوا میپوشاندند و نمیگذارند دردهای مردم دوا شود و مخالف با هر اصلاحی هستند که به نفع جامعه هست، زیرا آسایش توده مردم را به ضرر خود میدانند دوستی مال و مقام نمیگذارد دورتر از زیر پای خود را ببینند اما گذشت زمان، آنها را به درون چاه عمیقی خواهند انداخت که انتظارش را نداشتند.
به خدمتگزاران صادق که نمیخواستند وی را فریب دهند، علاقهمند بود. خشونت و ناسزاگویی آنها را بر چاپلوسی ظاهرسازان ترجیح میداد با صبر و حوصله به توضیحات و پیشنهادهایشان گوش میکرد. نظرات شایسته و منطقی را میپذیرفت و به کار میبست. روز دوم که به سلطنت رسیده بود به خدمت مادر و دیدار اعضای خانواده خود رفت با نهایت ادب و مهربانی دستور داد وسایل آسایش و تفریحات آنها را کامل کنند. ضمنا نقشه و افکار آنها را برای شرکت در امور حکومت با نگاهی تند و صراحت تمام بر هم زد و به آنها بهخوبی فهماند که تصورات ایشان برای مداخله در امور مملکت یک خواب طلایی رؤیایی بیش نیست.
فردریک کبیر: «پادشاه مالک الرقاب نیست بلکه اولین خدمتگزار ملت است».
- مالک الرقاب بمعنی پادشاه صاحب اختیار و سرور کسی نیست.
یکی از خصائص فردریک کبیر شم قضائیاش بود، در روانشناسی و شخصیتشناسی مهارت کامل داشت. چاپلوسان و بازیگران سیاسی را از خود میراند خدمتگزاران صدیق و میهندوست را جلب میکرد

وی همچنین کتاب دیگری در باب سیاست تألیف کرده است. درحالیکه دو کشور اتریش و فرانسه در اروپا خیلی نیرومند شده بودند، برای حفظ موازنه و جلوگیری از خطرات احتمالی جنگ و اغتشاش در اروپا لازم بود، کشور سومی دیگری تقویت و نیرومند شود؛ یعنی پروس.
فردریک کبیر در کشمکش با اتریش، در سال ۱۷۴۰ به تخت پادشاهی نشست اگرچه در ظاهر، دستگاه و دربار را حفظ نمود؛ ولی طرز حکومتداری خود را تغییر داد، عقاید و کیشها را آزاد نمود، عمل قصاص در مورد قاتلین عمدی و توطئهگران علیه خانواده سلطنت، تأمین قضائی و حسن جریان امور دادگستری را سرلوحه وظیفه خود قرار داد.
باقدرت کاملی که داشت با نهایت حوصله و خوشرویی به انتقادات معقول و وارد توجه میکرد، پیشنهادهایی را که سودمند تشخیص میداد قبول مینمود و به آنچه مقرونبهصرفه و صلاح مردم بود علاقه داشت به گفتههای مردم بیغرض و خیرخواه احترام میگذاشت و مرتباً تکرار میکرد «انتقاد موجب کمال مقصود است».
فردریک کبیر در ۳۳ سالگی، مشهورترین و برجستهترین سلطان عصر خود بود. گرچه باکمال قدرت سلطنت میکرد و وزراء مانند رؤسای ادارات، مجری دستوراتش بودند؛ اما هیچ زمانی بازیچه و گرفتار کسی قرار نمیگرفت، مصداق و مفهوم کتاب خود را همیشه در نظر داشت و بدان عمل مینمود. «پادشاه اولین خدمتگزاران ملت است» با یک حوصله و تحمل شگفتانگیزی به تمام امور رسیدگی میکرد.
یکی از خصائص وی شم قضائیاش بود، در روانشناسی و شخصیتشناسی مهارت کامل داشت. چاپلوسان و بازیگران سیاسی را از خود میراند خدمتگزاران صدیق و میهندوست را جلب میکرد و با ارجاع خدمت، لیاقت اشخاص را امتحان میکرد و آنهایی را که ابراز علاقه و صداقت میکردند محافظت میکرد. سخنچینان را دفع، و خیانت و خطا را هرقدر کوچک و ناچیز بود مخصوصاً نسبت به آنچه که مربوط به ضرر عموم مردم بود بی مجازات نمیگذاشت.
به امور فرهنگی که در دوره پادشاهی پدرش بدان توجه کمی شده بود توجه زیادی بخشید. برای تعمیم فرهنگ، مدارس زیادی ساخت و فرهنگستان علمی را که از رونق افتاده بود را احیا و ترقی داد. همچنین کشاورزی را بسط و توسعه زیادی داد، در طرز آبیاری و حفر کانالها و خشکانیدن باتلاقها توجه خاص نمود و همه را تبدیل به مراتع کرد.
در نهالکاری درختان و ایجاد جنگلها یادگاریهای مهمی گذاشت با تخفیف دادن و لغو پارهای از عوارض، زندگانی کشاورزان را بهبود بخشید با تأسیس کارخانههای متنوع و توجه زیاد به ابریشم، نیاز کشور را به واردات آن بینیاز کرد و در دوران خود مستعمراتی به دست آورد و بیکاری را در سرزمین خود ریشهکن کرد. در نظم بخشیدن به ارتش و جلوگیری از خودسری افسران و ظلم و ستم به سربازان بهقدری توجه نظر داشت که بسیاری از کارهایش در تاریخ ضربالمثل شده است.
ممکن نبوده از مجازات کسانی که رشوه میگرفتند یا نسبت به اموال، حقوق و هزینههای ارتش دستدرازی میکردند خودداری کند. همین توجهات وی در آن زمان بود که نفرات ارتش را به ۱۲۰ هزار نفر رساند. پیش از آغاز جنگ هفتساله، معروفیت و شهرت فردریک در تمام اروپا به اوج کمال رسیده بود.
فردریک کبیر اوقات فراغت خود را در کاخ کوچک موسوم به «سآنسوسی» که در پایان جنگ هفتساله بنا کرده بود، میگذراند. در فصل تابستان ساعت ۵ و در زمستان ۶ از خواب برمیخاست و پنج ساعت به امور مملکتی رسیدگی میکرد در ساعت ۱۱ بعد از صرف قهوه با نواختن نی، کمی تفریح و رفع خستگی مینمود و بلافاصله به رسیدگی و ساماندهی کارهای ارتش میپرداخت.
ساعت ۱ تا ۲ بعدازظهر بصرف ناهار و صحبتهای متفرقه میگذراند، هرگاه موضوع شیرین و دلپسندی به میان میآمد دیرتر میز غذا را ترک میکرد بعد نوبت به نوشتن و امضای احکام و دستورات میرسید. از ساعت ۶ تا ۷ با مشاورین و امیران مخصوص خود صحبت میکرد یا به کتابی که برایش میخواندند گوش میداد. ساعت هفت جز شنیدن موسیقی کاری نداشت و هشت و نیم بهصرف شام مشغول میشد تا نیمهشب.

اما تنها استقامت و نبوغ نظامی وی بود که توانست کشور را نجات دهد؛ اما این زدوخوردهای طولانی برای تربیت و تقویت روحیه پروسیها ارزشمند بود. پیروزی در این جنگها بود که آن کشور ناچیز را همردیف ممالک بزرگ قرارداد و توانست در مقابل رقیب بزرگی مانند اتریش، پایداری و خودنمایی کند.
در این هنگام بود که ایالات مستقل و ولایات آزاد بایستی به یکی از دو کشور اتریش یا پروس ملحق میشدند. این پادشاه هوشیار که تشخیص داده بود فتوحات جنگ مانند نهالهای جوانی است که تازه کاشته شدهاند که با آبیاری و مواظبت، باید آنها را پرورش داد. فوراً به آبادی محلها و دوستی با مردم پرداخت.
«پومرانی و نورمبرگ» را تا دو سال از پرداخت هرگونه مالیاتی معاف کرد و تا ۶ ماه در سیلزی به مالکین و کشاورزانی که زراعتشان خسارتدیده بود، بذر داد و ماههای متوالی کلیه اسبها و قاطرهای ارتش برای مدد به زارعین در سراسر سرزمینهای پروس به شخم و سایر کارها مشغول نمود و خانهها و کلبههای مردم را به خرج دولت تعمیر نمود.
ارزش مسکوکات که کاسته شده بود را با ایجاد اشتغال و توجه مخصوص، به میزان ارزش اصلی خود بازگرداند، رکود بازار و زیان ناشی از تجارت را به کمک سرمایههای کافی که توسط بانکهای برلین بهعنوان وامهای طولانی در میان تجار تزریق میکردند به حال عادی برگردانید. فردریک کبیر با زیرکی و سخاوت تمام امور را در مدت کوتاهی اصلاح نمود.
فردریک کبیر برای استحکام مبانی سلطنت معتقد بود که قوانین عادلانه و موافق اخلاق عمومی لازم است؛ بنابراین اشخاص آگاه و شایسته مانند «ون کارمر» و «ون کن سژی» و چندتن از مردمان هم طراز با این اشخاص را مأمور نمود که قوانینی از ترکیب و آمیختگی قوانین رم و آلمان باتوجهبه اوضاع، احوال و عادات اخلاق توده مردم وضع کنند. این کمیسیون ۴۸ سال ادامه پیدا کرد و بعد از درگذشت فردریک کبیر خاتمه یافت. مولباخ، ن. فردریک کبیر و دربار. ترجمه: منزوی س.م(۱۳۳۵). تهران: فردوسی. صص ۲ الی ۱۲
فردریک کبیر که مدتی مخالف اصول ماکیاولی دانشمند و نویسنده فلورانسی بود کتابی در رد اصول و عقاید وی نوشت و معتقد بود چرا یک مرد آزادیخواهی چون ماکیاولی، کتاب همانند شهریار را بنویسد و سعی در راهنمایی دولتمردان برای محو آزادی ملل کوچک بنماید؛ اما وی بعدا اقرار نمود که اتفاقات ناگوار که موجب از هم پاشیدگی امور کشوری میشود بر عهده دستگاه حاکمیت بی کفایت است، وگرنه امکان ندارد یک دولت، هراندازه کوچک باشد در زمان عادی مغلوب بیگانه شود.
درسهای رهبری و استراتژی از فردریک کبیر
۱.نوآوری و سازگاری نظامی:
- درسآموخته رهبری: فردریک کبیر یک مبتکر نظامی بود و تاکتیکهای جدیدی مانند نظم مایل را اتخاذ کرد که به ارتش او برتری قابلتوجهی داد. او همچنین بهسرعت با شرایط در حال تغییر در میدان جنگ سازگار شد.
- کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید تمایل داشته باشند که روش های سنتی تفکر را به چالش بکشند و از نوآوری استقبال کنند. آنها باید با شرایط متغیر بازار، پیشرفت های تکنولوژیکی و فشارهای رقابتی سازگار باشند.
- مثال: تاکتیکهای میدان نبرد و تعدیل مداوم جنگ بر اساس تجربه او نشاندهنده تعهد او به نوآوری و سازگاری است.
۲.اجرا و سازماندهی منضبط:
- درسآموخته رهبری: فردریک کبیر اهمیت انضباط و سازماندهی را در مدیریت نظامی و مدنی خود درک کرد. او یک بوروکراسی بسیار کارآمد ایجاد کرد و خواستار رعایت دقیق رویهها شد.
- کاربرد قرن بیست و یکم: رهبران باید یک ساختار سازمانی قوی ایجاد کنند، فرایندهای واضح را تعریف کنند و از اجرای منظم برنامهها اطمینان حاصل کنند. این کارایی و مسئولیتپذیری را در تیم ارتقا میدهد.
- مثال: توسعه او در سیستم نظامی پروس و تلاشهای او برای سادهکردن بوروکراسی نشاندهنده تعهد او به اجرای منظم و ساختار سازمانی است.
۳.استفاده استراتژیک از منابع و لجستیک:
- درسآموخته رهبری: فردریک کبیر در مدیریت منابع خود، چه انسانی و چه مادی، دقیق بود. او توجه زیادی به تدارکات و خطوط تدارکاتی داشت و اطمینان حاصل کرد که ارتشش همیشه بهخوبی مجهز است.
- کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید در تخصیص منابع استراتژیک باشند و مطمئن شوند که برای دستیابی به اهداف سازمانی به طور مؤثر از آنها استفاده می شود. تمرکز بر زنجیره تامین کارآمد و کارایی عملیاتی حیاتی است.
- مثال: برنامهریزی دقیق او برای تدارک ارتشش، بهویژه در مبارزات دشوار، نشاندهنده تفکر استراتژیک او در مورد مدیریت منابع است.
۴.عملگرایی و سیاست واقعی:
- درسآموخته رهبری: فردریک کبیر یک عملگرا بود، بر دستیابی به نتایج عملی متمرکز بود و مایل بود از هر وسیلهای که برای رسیدن به اهدافش لازم بود استفاده کند. او استاد Realpolitik بود، یعنی دیپلماسی مبتنی بر ملاحظات عملی بهجای ایدئولوژی.
- کاربرد قرن بیست و یکم: رهبران باید واقعبین و نتیجهگرا باشند و بر آنچه قابلدستیابی است تمرکز کنند و در رویکرد خود سازگار باشند. نگاه عملگرایانه و عینی به موقعیتها بسیار مهم است.
- مثال: تمایل او به مشارکت در اتحادها و معاهدات مبتنی بر نیازهای فوری سیاسی، حتی اگر برخلاف ایدئولوژیهای گذشته باشد، نشاندهنده تعهد او به Realpolitik است.
۵.اخلاق کاری قوی و مشارکت شخصی:
- درسآموخته رهبری: فردریک کبیر بهخاطر اخلاق کاری بیوقفه و مشارکت شخصیاش در امور پادشاهیاش شهرت داشت. او به رهبری با الگو اعتقاد داشت و ساعتهای طولانی برای اطمینان از موفقیت پروژههای خود کار کرد.
- کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید مایل به انجام کار سخت و رهبری باشند. آنها باید شخصاً در عملیات سازمان خود مشارکت داشته باشند و تعهد خود را برای دستیابی به اهداف نشان دهند.
- مثال: رویکرد عملی فردریک کبیر در مدیریت ارتش، برنامهریزی دقیق، و مشارکت شخصی او در پروژههای زیربنایی، اخلاق کاری و مشارکت شخصی او را به نمایش میگذارد.
۶.کنجکاوی فکری و یادگیری مادامالعمر:
- درسآموخته رهبری: فردریک کبیر علیرغم برنامه سخت خود، کنجکاوی فکری خود را حفظ کرد و درگیر خیانت شد. یادگیری مداوم در طول زندگی؛ او حامی هنر و علوم بود.
- کاربرد قرن بیست و یکم: رهبران باید یادگیرنده مادامالعمر باشند و پیوسته به دنبال دانش و دیدگاههای جدید باشند. آنها باید فرهنگ یادگیری را تقویت کنند و تیمهای خود را تشویق کنند تا مهارتهای جدید را توسعه دهند.
- مثال: علایق فلسفی او، مکاتباتش با ولتر، و حمایت او از هنرها و علوم، کنجکاوی فکری و تعهد او به یادگیری مادامالعمر را نشان میدهد.
۷.حفظ حس قوی از خود:
* درسآموخته رهبری: فردریک کبیر شخصیت پیچیدهای بود که حس بسیار قوی از خود داشت. او بسیار منضبط بود و تحتفشار برای به خطر انداختن اصول یا دیدگاه خود خم نمیشد.
* کاربرد قرن بیست و یکم: رهبران باید درک محکمی از ارزشها و اصول خود داشته باشند و باید مایل به حمایت از این استانداردها حتی در زمانهای چالشبرانگیز باشند. دانستن اینکه چه کسی هستید و برای چه چیزی ایستادهاید برای موفقیت بلندمدت ضروری است.
* مثال: علیرغم شکستهای نظامی متعددی که متحمل شد، عزم شدیدی داشت که هرگز تسلیم نشود و برای دیدگاه خود از پروس به مبارزه ادامه دهد.
سبک رهبری فردریک کبیر
سبک رهبری فردریک کبیر را میتوان اینگونه توصیف کرد:
- رهبری اقتدارگرا: فردریک کبیر کنترل شدیدی بر پادشاهی و ارتش خود داشت. او از زیردستان خود انتظار اطاعت مطلق داشت و از استفاده از قدرت برای اجرای اراده خود ابایی نداشت.
- رهبری تحولآفرین: فردریک کبیر درحالیکه اقتدارگرا بود، از طریق چشمانداز ملی خود از شکوه پروس، وفاداری و فداکاری را از سربازان خود الهام بخشید.
- رهبری فکری: فردریک کبیر به بحثهای فلسفی میپرداخت و از منطق و عقل برای هدایت تصمیمگیری استفاده میکرد. او نهتنها به اینکه یک رهبر قدرتمند باشد، بلکه به رشد، دانش و پیشرفت نیز علاقهمند بود.
- رهبری عملگرا: فردریک کبیر بر دستیابی به نتایج عملی متمرکز بود و مایل بود برای تأمین منافع پروس ریسک کند و انتخابهای دشواری انجام دهد.
- رهبری نتیجهگرا: فردریک کبیر خود و زیردستانش را با استانداردهای بسیار بالا نگه میداشت و بر دستیابی به نتایج ملموس تمرکز میکرد.
رهبران مشابه با سبک رهبری فردریک کبیر
سبک رهبری فردریک کبیر شباهتهایی با رهبرانی دارد که:
- نشاندادن کنترل و انضباط اقتدارگرایانه قوی: رهبرانی مانند لی کوان یو از سنگاپور که نظم و انضباط شدیدی را برای تغییر کشورش اعمال کرد، یا ولادیمیر پوتین که کنترل شدیدی بر کشور و سیاستهای آن اعمال میکند.
- نمایش نبوغ نظامی و هوش استراتژیک: رهبرانی مانند ژولیوس سزار که به دلیل استراتژیهای نظامی نوآورانه و تواناییاش در فتح سرزمینهای وسیع شناخته میشود، یا ناپلئون بناپارت که از تاکتیکهای نظامی ابتکاری نیز استفاده میکرد و یک استراتژیست درخشان در میدان جنگ بود.
- آیا روشنفکر هستند و توسط یک چشمانداز هدایت میشوند: رهبرانی مانند پیتر کبیر روسیه که متعهد به مدرنسازی کشورش بر اساس آرمانهای غربی بود، یا بنجامین فرانکلین که همچنین بینا و حامی هنر و علوم بود.
- تأکید بر عملگرایی و نتایج: رهبرانی مانند مارگارت تاچر که سیاستهای مبتنی بر ملاحظات عملی را بهجای ایدئولوژی دنبال میکرد، یا اتو فون بیسمارک که استاد Realpolitik بود.
- استانداردهای عالی برای تعالی را رعایت کنید: رهبرانی مانند «بیل بلیچیک»، مربی «نیوانگلند پاتریوتز» که سطح بالایی از نظم و انضباط و اجرای تیم خود را میطلبد، یا «وینس لومباردی» که به دنبال بیوقفه خود برای کمال شناخته شده بود.
نتیجهگیری
فردریک کبیر یک مدل پیچیده؛ اما قانعکننده برای رهبری ارائه میدهد که امروزه نیز مرتبط است. تأکید او بر تفکر استراتژیک، اجرای منظم، سازگاری و اخلاق کاری قوی برای موفقیت در هر زمینهای ضروری است. درحالیکه سبک اقتدارگرایانه او ممکن است در همه زمینهها مناسب نباشد، اصول اصلی رهبری او؛ عملگرایی، نوآوری و بهبود مستمر درسهای ارزشمندی برای هر رهبر مدرن است. او بهعنوان نمونهای از رهبری عملگرا است که به چشمانداز خود، به یادگیری، و به جاانداختن مرزها برای ساختن یک ملت بزرگ متعهد بود.




