بارگیری صفحه

جادوی رهبری جک ولش در جنرال الکتریک: چراغ راه مدیران آینده

جک ولش مدیرعامل افسانه ای جنرال الکتریک

میراث رهبری جک ولش: مدیرعامل افسانه‌ای جنرال الکتریک

جک ولش: «کسی که تردید داشته باشد باخته است. اگر فکر می‌کنید یک کار صحیح است حتماً آن کار را انجام دهید.»

سادگی در تجارت به سبک جک ولش: پنج سؤال برای تصمیم‌گیری شفاف و رهبری مؤثر

جک ولش: نقش تصمیم‌گیری در مسیر چیرگی بر اهدافجک ولش در خصوص تجارت معتقد است که تجارت امری بسیار ساده است فقط برای اینکه تجارت را همچنان ساده نگه داریم یک مدیر خوب باید بتواند با پرسیدن تنها ۵ سؤال، یک تصمیم واضح، مناسب و سریع اتخاذ کند. اما این ۵ سؤال باید سؤال‌های درست و مناسبی باشند:

  1. محیط رقابت جهانی شما چگونه است؟
  2. در سه سال اخیر، رقبای شما چه اقداماتی انجام داده‌اند؟
  3. در همین مدت، شما چه اقداماتی در  رابطه‌  با آنها انجام داده‌اید؟
  4. آنها در آینده چه خطراتی ممکن است برای شما به وجود آورند و چگونه می‌توانند به شما ضرر بزنند؟
  5. برنامه و طرح شما برای د‌رامان‌‌ماندن از حمله آنها و پیش افتادن از آنها چیست؟

جک ولش رهبری را در چهار خصوصیت تعریف می‌کند:

  1. انرژی و توان شخصی برای مقابله با سرعت تغییرات و بهره‌مندشدن از آن.
  2. توانایی ایجاد محیطی که به دیگران انگیزه و انرژی بخشد.
  3. تحریک دیگران برای اتخاذ نمودن تصمیمات سخت و مشکل.
  4. توانایی اجرای سازگارانه تصمیمات و برنامه‌های طرح‌ریزی شده.

جک ولش معتقد است: یک چارچوب کلی برای عملکرد تیم خودتان تعریف نمایید. هرگز سعی نکنید طرحی که تهیه می‌کنید، دارای تمام جزئیات حالت‌های مختلف باشد. به‌جای این کار، چند هدف اصلی را مشخص کنید که با ظهور شرایط جدید، قابل‌تغییر باشند.

ارزش‌هایی را مشخص کنید که با اهداف سازمان سازگاری داشته باشند. این ارزش‌ها باید بیانگر تصویر فرهنگ و اهداف سازمان باشند. اطمینان حاصل کنید که فضا و مجال کافی برای مانور دادن در سازمان شما وجود دارد. درست است که ارزش‌های اصلی سازمان، باید ثابت باشند، اما استراتژی‌ها باید بر اساس شرایط فضای رقابتی موجود، تغییر کنند.

جک ولش: هنر مدیریت و رهبری به یک اصل ساده منتهی می‌شود، روبروشدن با واقعیات مربوط به افراد، موقعیت‌ها و محصولات، و سپس ابزار عکس‌العملی سریع و قاطع در قبال آن واقعیات.

رویارویی با واقعیت‌ها؛ استراتژی جک ولش برای مدیریت چابک و پیشتاز

جک ولش و واقع بینی در مسیر چیرگی بر اهدافجک ولش می‌گوید: اجازه دهید من منظور از واقعیت را برای شما شرح دهم. ممکن است ساده به نظر برسد. اما اینکه یک سازمان یا گروهی از افراد را مجبور کنیم تا جهان را آن‌گونه که هست و نه آن‌گونه که آنها دوست دارند باشد ببینند، کار بسیار مشکلی است. ما مجبور هستیم تا در ذهن هر کدام از افراد سازمان با یک شیوه و یک روش خاص نفوذ کنیم و آنها را تشویق کنیم تا همه چیز را همان‌گونه که هست ببینند و با آن برخورد نمایند، نه آن‌طور که آنها دوست دارند باشد.

به‌خاطر بیاورید که تابه‌حال چند بار، کاری را به این امید آنکه در آینده وضع بهتری به وجود می‌آید، به تعویق انداخته‌اید. بیشترین اشتباهاتی که مرتکب می‌شوید به این دلیل است که علاقه‌ای به روبروشدن با مشکلات ندارید. شما باید به طور مستقیم به دنبال پیداکردن واقعیت‌ها باشید و سپس بر اساس آنها عمل کنید. تمام مدیریت همین است، مشخص‌کردن و عمل‌کردن. نه اینکه امید داشته باشیم و یا منتظر باشیم تا در آینده وضع بهتری حاصل شود و نه اینکه همواره به آن بیندیشیم. باید به حقایق برسیم، آنها را مشخص کنیم و بر اساس آنها عمل نماییم.

ولش در تمام طول این سال‌ها در کمپانی GE با حقایق و واقعیات روبرو می‌گردید. روبروشدن با واقعیات یعنی تشخیص اینکه چه کاری باید صورت بگیرد و سپس انجام‌دادن آن کار حتی اگر بسیار سخت و رنج‌آور باشد. روبروشدن با واقعیات یعنی درک این مسئله که در هر هفته و بلکه هر روز حقایق و واقعیت‌های جدیدی در محیط تجارت در حال شکل‌گیری هستند که باید به آنها توجه نموده و با آنها روبرو شویم.

در اواخر دهه ۱۹۸۰ هنگامی که او برنامه «تمرین تدبیر» را آغاز نمود، با واقعیات روبرو شده بود: مشارکت کارمندان در اداره کمپانی لازم بود. در اواسط دهه ۱۹۹۰، هنگامی که جک ولش شروع به اجرای برنامه کیفیت شش سیگما نمود، او با حقایق روبرو بود، سایر برنامه‌های کیفی جنرال الکتریک (GE) دیگر جوابگو نبودند؛ بنابراین او باعلاقه و اشتیاقی بی‌سابقه شروع به اجرای برنامه شش سیگما در داخل کمپانی GE نمود.

در اواخر دهه ۱۹۹۰ هنگامی که اینترنت جایگاه خود را در تجارت جهانی یافت، او دوباره با حقایق روبرو بود. در ابتدا همانند سایر مدیرعامل‌های شرکت‌های دیگر وی نیز تمایل بسیار کمی برای استفاده از اینترنت از خود بروز می‌داد. اینترنت در آن زمان به‌عنوان یک ابزار تجاری بسیار جدید، نامطمئن و امتحان نشده مطرح بود. هنگامی که مزایای تجاری این ابزار روشن شد، جک ولش کمپانی خود را با سرعت تمام و در مقیاسی بسیار گسترده به سمت استفاده از این ابزار سوق داد.

به‌طوری‌که مجبور شدند ساختار تشکیلات اقتصادی خود را نیز بر اثر این اقدامات جدید، تغییر دهند. او هنگامی که در حضور سهام‌داران GE در اجلاس سالانه این شرکت در آوریل سال ۲۰۰۰ سخنرانی می‌کرد درباره رویارویی با واقعیت‌ها و به‌خصوص مسئله انقلاب اینترنتی چنین گفت: اجازه بدهید ابتدا از واقعیت‌های دهه‌های گذشته GE شروع نماییم. مهم‌ترین اصل ما می‌گوید جهان را آن‌طور که هست ببین، نه آن‌طور که امید یا آرزو دارید باشد.

برای GE، دیدن واقعیت‌ها در دهه ۸۰ به معنای نگریستن به درون یک سازمان تجاری قدیمی بود. در آن زمان دیدن واقعیات این نتیجه را در برداشت که ما تأکید و اصرار داشته باشیم که هر کدام از امور تجاری متعلق به GE باید در زمینه خودشان، شماره اول یا دوم باشند. در غیر این صورت اصلاح، فروخته و یا تعطیل گردند. نتایج عملکرد ما بر اساس این اصل شماره یک شماره دو، ما را به جایی سوق داد که اکنون در آن ایستاده‌ایم.

تصاحب سهام قدرتمندترین و هیجان‌انگیزترین سازمان تجاری بین‌المللی در جهان. اما روبروشدن با واقعیات در حال حاضر بدین معناست که ما بپذیریم تجارت الکترونیکی پدیدآمده است و اینجاست. این مفهوم در حال شکل‌گیری نیست، مربوط به آینده هم نیست، در حال حاضر در کنار ماست. امروزه حقیقت این است که ما «مورد هجوم» واقع شده‌ایم.

هیچ‌کس نمی‌تواند این تهاجم را نادیده بگیرد. بهانه‌هایی مانند بخش‌های بازاریابی و فروش برای مشارکت در امور اینترنتی آماده نیستند و یا مشتری‌ها، هنوز آمادگی لازم را پیدا نکرده‌اند، نمی‌تواند جلوی این تغییر را بگیرد و یا آن را خنثی نماید. برخورد خصمانه با این مقوله نیز، نه‌تنها از مشکلات نمی‌کاهد، بلکه مشکلات جدیدی را به وجود می‌آورد و هیچ‌گونه نتیجه مثبتی در پی ندارد. تنها راه‌حل این است که با این مقوله کنار آمده و از آن استفاده نماییم. بی‌توجهی و نادیده‌گرفتن این پدیده جدید می‌تواند باعث گردد که از گردونه تجارت کنار گذاشته شویم.

البته نباید فکر کرد که توسط رقبای سنتی خودمان از دور خارج می‌شویم، بلکه این اتفاق توسط شرکت‌هایی به وقوع می‌پیوندد که تا ۲۴ ماه قبل، هیچ نامی از آنها وجود نداشت. واقعیت در دنیای اینترنت به معنای این است که باید با سرعتی دیوانه‌وار و به شکلی متعصبانه، GE را به دنیای جدید وارد نماییم. روبروشدن با واقعیت، یکی از استراتژی‌های تجاری جک ولش بود که در نظر وی از ارزش فوق‌العاده‌ای برخوردار بود.

جک ولش: به‌خاطر بیاورید که تابه‌حال چند بار، کاری را به این امید آنکه در آینده وضع بهتری به وجود می‌آید، به تعویق انداخته‌اید. بیشترین اشتباهاتی که مرتکب می‌شوید به این دلیل است که علاقه‌ای به روبروشدن با مشکلات ندارید. شما باید به طور مستقیم به دنبال پیداکردن واقعیت‌ها باشید و سپس بر اساس آنها عمل کنید. تمام مدیریت همین است.

راه‌حل استراتژیک در مسیر چیرگی در رهبری

در مسیر چیرگی بر اهداف، رهبران واقع‌بین، رهبرانی هستند که در مقابله با بحران‌ها نه‌تنها متوقف و تسلیم نمی‌شوند. بلکه باتدبیر و آینده‌نگری روبه‌جلو حرکت می‌کنند و چالش‌ها و مشکلات فقط آنها را انعطاف‌پذیر می‌کند.

ترتیبی که برای مطالعه مطالب سرفصل «چیرگی بر اهداف» پیشنهاد می شود: