بارگیری صفحه

راز جاودانگی رهبری پترکبیر

راز جاودانگی پترکبیر

پتر‌کبیر: «وقتی حاکمیت از قانون پیروی می کند. پس هیچ کس جرات نقض آن را نخواهد داشت.

راز جاودانگی رهبری پتر‌کبیر (پتر اول): آینده‌نگری، تجددخواهی و میهن پرستی

 پترکبیرروسیه سال ۱۶۸۹ ناحیه‌ای عقب‌مانده و تقریباً در تمام زمینه‌ها، قرن‌ها از اروپای غربی عقب‌تر بود. تعداد شهرها به‌مراتب از غرب کمتر بود. سیستم بردگی در اوج خود بود. هر روز به تعداد برده‌ها پیوسته افزوده می‌شد؛ ولی حقوق قانونی آنان کمتر و کمتر می‌گردید، ادبیات تقریباً وجود نداشت و به ریاضیات و علوم توجهی نمی‌شد. برخلاف اروپایی که در همان زمان، نیوتن «پرینسیپیا» را نوشت و فلسفه و ادبیات درحال‌رشد بود، روسیه کشوری قرون‌وسطایی محسوب می‌شد.

طی سال‌های ۱۶۹۸-۱۶۹۷ پترکبیر سفری طولانی به اروپای غربی داشت، این سفر طرز فکر و نگرش او را در سال‌های بعدی سلطنت شکل داد.

پترکبیر حدود ۲۵۰ نفر را در این سفر «سفارت بزرگ» با خود همراه برده بود. او با استفاده از نامی مستعار «بطر میخائیلوف» موفق شد بسیاری از چیزهایی را که امکان نداشت با عنوان رسمی خود بتواند مشاهده کند، ببیند. در میان‌ همین سفر بود که پترکبیر مدتی را به‌عنوان نجار کشتی در کمپانی هند شرقی  در هلند کار کرد.

او همچنین در کارگاه کشتی سازی نیروی دریایی سلطنتی انگلستان نیز کارکرد و دانش توپخانه را در پروس   فرا گرفت. از کارخانه ها، مدارس، موزه‌ها و زرادخانه ها دیدن کرد و حتی در یک جلسه کاری پارلمان انگلستان حضور یافت. به‌طور خلاصه او تا جایی که می‌توانست در باب فرهنگ، علوم، صنایع غرب و روش‌های اداری و اجرایی آن آموخت.

پترکبیر در سال ۱۶۹۸ به روسیه بازگشت و انجام یک سلسله اصلاحات وسیع را به‌منظور مدرنیزه و غربی کردن کشور روسیه آغاز نمود. پترکبیر باهدف آشنایی با تکنولوژی و راهکارهای غرب، تعداد زیادی از کارشناسان غربی را به روسیه دعوت کرد و بسیاری از جوانان روس را برای تحصیل به کشورهای اروپای غربی اعزام نمود. پترکبیر در سراسر دوران سلطنت خود مشوق توسعه صنعت و بازرگانی بود.

تحت حکومت او شهرها رشد کردند و بر تعداد افراد طبقه متوسط و نفوذ آنان افزوده شد. در خلال سلطنت پترکبیر اولین نیروی دریایی روسیه شکل گرفت، علاوه بر این، نیروی زمینی نیز با الگوگرفتن از غرب تغییر یافت. افراد آن ملبس به لباس یونیفرم و مجهز به سلاح‌های آتشین جدید شدند و تمرینات نظامی همانند شکل غربی آن اجباری شد.

پترکبیر همچنین در سیستم اداری و اجرایی روسیه نیز تغییرات زیادی پدید آورد. برای ارتقای کارکنان کشوری بر مبنای طول مدت خدمت آنان و نه بر اساس امتیازات موروثی، اصلاحاتی معقول انجام داد. پترکبیر در موضوعات اجتماعی نیز مشوّق غربی شدن بود. طبق فرمان او همه مردان باید ریش خود را می‌تراشیدند، هرچند بعداً این فرمان تعدیل شد. در دربار مردان باید به شیوه غربی‌ها لباس می‌پوشیدند و سیگار به دست می‌گرفتند و قهوه می‌نوشیدند. این اقدامات گرچه در زمان خود با مخالفت‌های پرسروصدا مواجه شد؛ ولی تأثیرش در بلندمدت آن‌چنان بود که بسیاری از اشراف روسی سرانجام بافرهنگ و منش غربی خو گرفته و خود را با آن هماهنگ کردند.

پتر‌کبیر: «با اراده و پشتکار می توانیم به عظمت دست یابیم.»

پتر‌کبیر: «یک رهبر باید در برابر ناملایمات نترس باشد.»

پترکبیرجای شگفتی نیست که پترکبیر فهمید کلیسای ارتودوکس روس نیرویی عقب‌مانده، محافظه‌کار و مرتجع است. او در تجدید سازمان کلیسای ارتودوکس و اعمال قابل‌ملاحظه کنترل خود بر آن تشکیلات، توفیق یافت.

پترکبیر مدارس غیرمذهبی زیادی در روسیه تأسیس کرد و پیشرفت و گسترش علوم را به‌شدت تشویق می‌نمود. او همچنین تقویم میلادی کنونی را جایگزین تقویم قدیمی کرد و الفبای روسی را اصلاح نمود. در دوران سلطنت او اولین روزنامه روسیه منتشر شد. علاوه بر تمام این اصلاحات داخلی، پترکبیر نوعی سیاست خارجی را دنبال کرد که در آینده نتایج مهمی برای روسیه در پی داشت.

تحت رهبری او، روسیه در جنگ‌هایی علیه ترکیه در جنوب و علیه سوئد در شمال شرکت کرد. در نبرد علیه ترک‌ها او در ابتدا به موفقیت‌هایی دست‌یافت. بندر آزوف  را در سال ۱۶۹۶ تصرف کرد و به‌این‌ترتیب امکان دسترسی روسیه به دریای سیاه فراهم شد؛ اما بعداً در دوران سلطنت او ترک‌ها نتایج بهتری کسب کردند و وی در سال ۱۷۱۱ مجبور شد بندر آزوف را به ترک‌ها پس دهد؛ اما در جنگ علیه سوئدی‌ها، سیر جریان نبردها کاملاً برعکس بود. روس‌ها در آغاز شکست خوردند و در پایان پیروز شدند.

نبرد درپولتاوا پترکبیر روسیه و سوئددر سال ۱۷۰۰ روسیه با پیوستن به دانمارک و ساکسونی‌ها، علیه سوئد که در آن زمان یک قدرت نظامی بزرگ بود، وارد جنگ شد. لهستان نیز به سوئد اعلان‌جنگ داد. در همان سال، روس‌ها درنبرد ناروا به‌شدت شکست خوردند. پس از این شکست، پادشاه سوئد توجه خود را به‌سوی سایر دشمنان خویش معطوف کرد.

پترکبیر با غنیمت شمردن فرصت به‌دست‌آمده تمام ارتش خود را مجدداً سازمان‌دهی داد. سرانجام جنگ بین روسیه و سوئد ازسرگرفته شد و نیروهای سوئدی در سال ۱۷۰۹ در پولتاوا  دچار شکستی قطعی شدند.

درنتیجه‌این جنگ روسیه؛ استونی، لتونی و ناحیه وسیعی در نزدیکی فنلاند را تصرف کرد. اگرچه وسعت سرزمین‌های به‌دست‌آمده فوق‌العاده زیاد نبود؛ اما ازاین‌جهت اهمیت داشت که به روسیه راهی به دریای بالتیک و چشم‌اندازی به اروپا می‌داد.

پترکبیر در سواحل رودخانه «نوا» و بر زمین‌هایی که از سوئد گرفته بود شهری جدید بنا کرد و آن را سن‌پترزبورگ  نامید. در سال ۱۷۱۲ پترکبیر، پایتخت را از مسکو به سن‌پترزبورگ منتقل کرد. ازآن‌پس سن‌پترزبورگ نقطه اصلی تماس بین روسیه و اروپایی غربی شد.

پترکبیر به‌عنوان شاخص‌ترین و برجسته‌ترین رهبر تزار روسیه، توسط مورخین روسی و غربی شناخته می‌شود. سیاستی را که او برای غربی کردن کشور خود بنیان گذاشت عامل عمده‌ای در تبدیل روسیه به یک قدرت بزرگ بود. آنچه که به پترکبیر این‌چنین برجستگی و عظمت می‌بخشد آن است که او با درک اهمیت غربی کردن و تجددخواهی و آینده‌نگری در کشور خویش دو قرن از زمان خود جلوتر بود.

به‌خاطر همین دوراندیشی و آینده‌نگری پترکبیر، روسیه که در بیشتر طول تاریخ کشوری عقب‌مانده بود توانست خود را از بسیاری کشورهای جهان جلوتر قرار دهد؛ اما به‌هرحال به‌خاطر پیشرفت بسیار سریع اروپای غربی در قرن ۱۸ و ۱۹ روسیه نمی‌توانست شانه‌به‌شانه کشورهای اروپای غربی حرکت کند. در خلال دو قرن قبل از سلطنت پترکبیر، ترکیه از جنبه نظامی، اقتصادی و فرهنگی بسیار پیشرفته‌تر از روسیه بود، حتی بهتر است گفته شود در بیشتر طول تاریخ، ترکیه از روسیه پیشرفته‌تر بود؛

اما حدود سال ۱۷۰۰ هیچ سلطانی در ترکیه، نتوانست اهمیت غربی کردن سریع کشور را درک کند و کشور خود را بدان جهت سوق دهد؛ بنابراین درحالی‌که روسیه از زمان پترکبیر به بعد خیزهای سریعی برداشت، ترکیه فقط به پیشرفت‌های کوچک و آرام قناعت کرد. از قرن هیجدهم به بعد، تنها در قرن بیستم بود که مصطفی کمال آتاتورک اهمیت این تغییر را حس کرد و یک برنامه تجددگرایی پرشتاب را رهبری نمود.

در پایان باید گفت پترکبیر از جمله رهبران جاودان جهان بود که راز جاودانگی رهبری وی را در این موارد دید که

  • اولاً توانست خود را با روند حوادث جهان هماهنگ کرده و در مسیر جریانات حرکت کند.
  • ثانیاً او بسیار جلوتر از زمان خود حرکت می‌کرد و چشم‌انداز ملی وی برای روسیه به‌عنوان الگوی تزارهای بعدی قرار گرفت.
  • ثالثاً، درون‌نگری، تجددخواهی و آینده‌نگری او نه‌تنها تاریخ روسیه، بلکه مسیر تاریخ جهان را عوض کرد و در مسیری قرار داد که بدون وجود او نمی‌توانست در آن مسیر قرار بگیرد.

پتر‌کبیر: «جزر و مد تاریخ نام من را به یاد خواهد آورد.»

پتر‌کبیر: «یک دشمن آشکار بهتر از یک چاپلوس پست است.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *