پترکبیر: «وقتی حاکمیت از قانون پیروی می کند. پس هیچ کس جرات نقض آن را نخواهد داشت.
راز جاودانگی رهبری پترکبیر (پتر اول): آیندهنگری، تجددخواهی و میهن پرستی

طی سالهای ۱۶۹۸-۱۶۹۷ پترکبیر سفری طولانی به اروپای غربی داشت، این سفر طرز فکر و نگرش او را در سالهای بعدی سلطنت شکل داد.
پترکبیر حدود ۲۵۰ نفر را در این سفر «سفارت بزرگ» با خود همراه برده بود. او با استفاده از نامی مستعار «بطر میخائیلوف» موفق شد بسیاری از چیزهایی را که امکان نداشت با عنوان رسمی خود بتواند مشاهده کند، ببیند. در میان همین سفر بود که پترکبیر مدتی را بهعنوان نجار کشتی در کمپانی هند شرقی در هلند کار کرد.
او همچنین در کارگاه کشتی سازی نیروی دریایی سلطنتی انگلستان نیز کارکرد و دانش توپخانه را در پروس پروس یا پروسیا در ابتدا منطقه سکونت قوم بالتی غربی به نام پروسها بودهاست. بعدها یکی از کشورهای شوالیههای آلمانی شد و از سده شانزده میلادی، توسط یک دوکنشین از دودمان هوهنتسولرن، که در آغاز تحت سلطه فئودالیِ پادشاهی لهستان و سپس امپراتوری سوئد بود، اداره میشد. در سال ۱۷۰۱ میلادی در دوران فریدریش سوم، دوک پروس به پادشاهی مستقلی تبدیل شد.بین سالهای ۱۸۶۷ تا ۱۸۷۱ میلادی بهصورت بخشی از کنفدراسیون آلمان شمالی اداره میشد و بین سالهای ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۸ جزئی از امپراتوری آلمان و از ۱۹۱۸ تا ۱۹۴۵ میلادی به یکی از ایالتهای جمهوری وایمار و آلمان نازی تبدیل گردید. فرا گرفت. از کارخانه ها، مدارس، موزهها و زرادخانه ها دیدن کرد و حتی در یک جلسه کاری پارلمان انگلستان حضور یافت. بهطور خلاصه او تا جایی که میتوانست در باب فرهنگ، علوم، صنایع غرب و روشهای اداری و اجرایی آن آموخت.
پترکبیر در سال ۱۶۹۸ به روسیه بازگشت و انجام یک سلسله اصلاحات وسیع را بهمنظور مدرنیزه و غربی کردن کشور روسیه آغاز نمود. پترکبیر باهدف آشنایی با تکنولوژی و راهکارهای غرب، تعداد زیادی از کارشناسان غربی را به روسیه دعوت کرد و بسیاری از جوانان روس را برای تحصیل به کشورهای اروپای غربی اعزام نمود. پترکبیر در سراسر دوران سلطنت خود مشوق توسعه صنعت و بازرگانی بود.
تحت حکومت او شهرها رشد کردند و بر تعداد افراد طبقه متوسط و نفوذ آنان افزوده شد. در خلال سلطنت پترکبیر اولین نیروی دریایی روسیه شکل گرفت، علاوه بر این، نیروی زمینی نیز با الگوگرفتن از غرب تغییر یافت. افراد آن ملبس به لباس یونیفرم و مجهز به سلاحهای آتشین جدید شدند و تمرینات نظامی همانند شکل غربی آن اجباری شد.
پترکبیر همچنین در سیستم اداری و اجرایی روسیه نیز تغییرات زیادی پدید آورد. برای ارتقای کارکنان کشوری بر مبنای طول مدت خدمت آنان و نه بر اساس امتیازات موروثی، اصلاحاتی معقول انجام داد. پترکبیر در موضوعات اجتماعی نیز مشوّق غربی شدن بود. طبق فرمان او همه مردان باید ریش خود را میتراشیدند، هرچند بعداً این فرمان تعدیل شد. در دربار مردان باید به شیوه غربیها لباس میپوشیدند و سیگار به دست میگرفتند و قهوه مینوشیدند. این اقدامات گرچه در زمان خود با مخالفتهای پرسروصدا مواجه شد؛ ولی تأثیرش در بلندمدت آنچنان بود که بسیاری از اشراف روسی سرانجام بافرهنگ و منش غربی خو گرفته و خود را با آن هماهنگ کردند.
پترکبیر: «با اراده و پشتکار می توانیم به عظمت دست یابیم.»
پترکبیر: «یک رهبر باید در برابر ناملایمات نترس باشد.»

پترکبیر مدارس غیرمذهبی زیادی در روسیه تأسیس کرد و پیشرفت و گسترش علوم را بهشدت تشویق مینمود. او همچنین تقویم میلادی کنونی را جایگزین تقویم قدیمی کرد و الفبای روسی را اصلاح نمود. در دوران سلطنت او اولین روزنامه روسیه منتشر شد. علاوه بر تمام این اصلاحات داخلی، پترکبیر نوعی سیاست خارجی را دنبال کرد که در آینده نتایج مهمی برای روسیه در پی داشت.
تحت رهبری او، روسیه در جنگهایی علیه ترکیه در جنوب و علیه سوئد در شمال شرکت کرد. در نبرد علیه ترکها او در ابتدا به موفقیتهایی دستیافت. بندر آزوف دریای آزُف بخش شمالی دریای سیاه است که از راه تنگه کرچ به آن میپیوندد. کرانه شمالی آن در اوکراین، شرقی روسیه، و غربی شبه جزیره کریمه است.یونانیان و رومیان از سده ۷ پیش از میلاد تا سده ۴ میلادی، این دریا را به نام قوم ساکن آن ناحیه که قوم مایوت نام داشت، مایوتیس میخواندهاند.دریای آزوف دریای نسبتاً کوچکی است (پهنه آن تقریباً یک دهم دریای سیاه است) و با حداکثر عمق تنها ۱۴ متر کمعمقترین دریای جهان بهشمار میآید. حجم آب موجود در این دریا تقریباً ۲۵۶ کیلومتر مکعب است. دریای آزوف در زمستان، یخ میزند و کشتیها تنها با کمک یخشکن میتوانند از آن گذر کنند. این دریا بین روسیه و اوکراین بود اما در جریان الحاق کریمه به روسیه و همچنین حمله ۲۰۲۲ روسیه به اوکراین، تقریباً به صورت کامل تحت کنترل روسیه است. را در سال ۱۶۹۶ تصرف کرد و بهاینترتیب امکان دسترسی روسیه به دریای سیاه فراهم شد؛ اما بعداً در دوران سلطنت او ترکها نتایج بهتری کسب کردند و وی در سال ۱۷۱۱ مجبور شد بندر آزوف را به ترکها پس دهد؛ اما در جنگ علیه سوئدیها، سیر جریان نبردها کاملاً برعکس بود. روسها در آغاز شکست خوردند و در پایان پیروز شدند.

پترکبیر با غنیمت شمردن فرصت بهدستآمده تمام ارتش خود را مجدداً سازماندهی داد. سرانجام جنگ بین روسیه و سوئد ازسرگرفته شد و نیروهای سوئدی در سال ۱۷۰۹ در پولتاوا پولتاوا شهری در استان پولتاوا در کشور اوکراین واقع شدهاست. جمعیت این شهر ۲۸۳,۴۰۲ نفر (۲۰۲۱ تخمینی) است. موزه هوانوردی دوربرد و استراتژیک پولتاوا در این شهر قرار دارد.دچار شکستی قطعی شدند.
درنتیجهاین جنگ روسیه؛ استونی، لتونی و ناحیه وسیعی در نزدیکی فنلاند را تصرف کرد. اگرچه وسعت سرزمینهای بهدستآمده فوقالعاده زیاد نبود؛ اما ازاینجهت اهمیت داشت که به روسیه راهی به دریای بالتیک و چشماندازی به اروپا میداد.
پترکبیر در سواحل رودخانه «نوا» و بر زمینهایی که از سوئد گرفته بود شهری جدید بنا کرد و آن را سنپترزبورگ سَنْت پِتِرزْبورگ یا سَنْ پِتِرزْبورگ که پیشتر پِتروگراد(۱۹۱۴–۱۹۲۴) و لِنینگراد (۱۹۲۴–۱۹۹۱) نامیده میشد، دومین شهر بزرگ روسیه پس از مسکو است. سنت پترزبورگ در ساحل خلیج فنلاند قرار دارد و رود نوا نیز از این شهر میگذرد. در سرشماری سال ۲۰۲۱ میلادی در روسیه، این شهر ۵٫۶ میلیون نفر سکنه داشت که آن را به چهارمین شهر پرجمعیت در اروپا، پرجمعیتترین شهر در دریای بالتیک و شمالیترین شهر بزرگ جهان تبدیل میکند. جمعیت این شهر به تنهایی برابر تمام جمعیت کشور فنلاند است. سنت پترزبورگ به عنوان پایتخت امپراتوری روسیه، یکی از بنادر مهم روسی و یک شهر فدرال است. نامید. در سال ۱۷۱۲ پترکبیر، پایتخت را از مسکو به سنپترزبورگ منتقل کرد. ازآنپس سنپترزبورگ نقطه اصلی تماس بین روسیه و اروپایی غربی شد.
پترکبیر بهعنوان شاخصترین و برجستهترین رهبر تزار روسیه، توسط مورخین روسی و غربی شناخته میشود. سیاستی را که او برای غربی کردن کشور خود بنیان گذاشت عامل عمدهای در تبدیل روسیه به یک قدرت بزرگ بود. آنچه که به پترکبیر اینچنین برجستگی و عظمت میبخشد آن است که او با درک اهمیت غربی کردن و تجددخواهی و آیندهنگری در کشور خویش دو قرن از زمان خود جلوتر بود.
بهخاطر همین دوراندیشی و آیندهنگری پترکبیر، روسیه که در بیشتر طول تاریخ کشوری عقبمانده بود توانست خود را از بسیاری کشورهای جهان جلوتر قرار دهد؛ اما بههرحال بهخاطر پیشرفت بسیار سریع اروپای غربی در قرن ۱۸ و ۱۹ روسیه نمیتوانست شانهبهشانه کشورهای اروپای غربی حرکت کند. در خلال دو قرن قبل از سلطنت پترکبیر، ترکیه از جنبه نظامی، اقتصادی و فرهنگی بسیار پیشرفتهتر از روسیه بود، حتی بهتر است گفته شود در بیشتر طول تاریخ، ترکیه از روسیه پیشرفتهتر بود؛
اما حدود سال ۱۷۰۰ هیچ سلطانی در ترکیه، نتوانست اهمیت غربی کردن سریع کشور را درک کند و کشور خود را بدان جهت سوق دهد؛ بنابراین درحالیکه روسیه از زمان پترکبیر به بعد خیزهای سریعی برداشت، ترکیه فقط به پیشرفتهای کوچک و آرام قناعت کرد. از قرن هیجدهم به بعد، تنها در قرن بیستم بود که مصطفی کمال آتاتورک اهمیت این تغییر را حس کرد و یک برنامه تجددگرایی پرشتاب را رهبری نمود.
در پایان باید گفت پترکبیر از جمله رهبران جاودان جهان بود که راز جاودانگی رهبری وی را در این موارد دید که
- اولاً توانست خود را با روند حوادث جهان هماهنگ کرده و در مسیر جریانات حرکت کند.
- ثانیاً او بسیار جلوتر از زمان خود حرکت میکرد و چشمانداز ملی وی برای روسیه بهعنوان الگوی تزارهای بعدی قرار گرفت.
- ثالثاً، دروننگری، تجددخواهی و آیندهنگری او نهتنها تاریخ روسیه، بلکه مسیر تاریخ جهان را عوض کرد و در مسیری قرار داد که بدون وجود او نمیتوانست در آن مسیر قرار بگیرد. هارت، میشل اچ. تاثیرگذارترینهای تاریخ، شرح احوال و آثار یکصد نفر از مؤثرترین شخصیتها جهان. ترجمه: آهوئی، محمدحسین (۱۳۷۸). تهران: روزنه.صص ۴۳۶ الی ۴۴۱
پترکبیر: «جزر و مد تاریخ نام من را به یاد خواهد آورد.»
پترکبیر: «یک دشمن آشکار بهتر از یک چاپلوس پست است.»









