بارگیری صفحه

نقش اعتمادبه‌نفس و خودباوری در رهبری مؤثر

نقش شم و ضمیر ناخودآگاه (انعطاف پذیری) در مسیر چیرگی بر اهداف

اعتمادبه‌نفس و خودباوری در تصمیم‌گیری رهبران و فرماندهان

آتیلا: «گاهی مجبور هستیم خود را در زمین مرگ قرار دهیم. ارتباطات قدیمی و شرایط راحت را رها کنیم و قدم به دنیای جدیدی گذاشته و خود را امتحان کنیم. گذر از گذشته برای ورود به سرزمین‌های ناشناخته مانند مرگ است. با این تفاوت که خود جدیدی از ما متولد می‌شود.»

اعتمادبه‌نفس و خودباوری در مسیر چیرگی بر اهداف

نقش اعتمادبه‌نفس و خودباوری در مسیر چیرگی بر اهداف

اعتمادبه‌نفس و خودباوری یکی از ارکان و پایه‌های مقام رهبری است؛ یعنی داشتن حس اعتماد به خود می‌تواند هر رهبر یا فرماندهی را در تصمیم‌گیری و قاطعیت یاری دهد. شخص رهبر اگر خطا و اشتباهی نیز داشته باشد بر اساس همان اعتمادبه‌نفس به‌راحتی می‌تواند از پس مشکلات خود برآید. اعتمادبه‌نفس و خودباوری انسان را چنان تقویت می‌کند که انسان قادر می‌شود علی‌رغم نداشتن قدرت فیزیکی و یا مادی از پس هر مشکل و یا معضلی برآید. ازاین‌رو رهبران ضعیف و یا فرماندهان کم قابلیت از نیروی اعتمادبه‌نفس و خودباوری برخوردار نیستند.

آتیلا رهبر امپراطوری هون می‌گوید: هر تصمیمی درجه‌ای از خطر و ریسک را به همراه دارد. زمان به طور همیشه بر وفق مراد حکمران و ملت هون نمی‌تواند جریان داشته باشد. اگر چنانچه به انسان‌های بی‌استعداد و کم قابلیت وظیفه تصمیم‌گیری داده شود، خطا و اشتباهات زیادی پدید خواهند آمد. تصمیمات سریع اتخاذ شده، هیچ‌گاه تصمیمات درستی نیستند.

در شرایطی مشابه تصمیماتی که با تأخیر اتخاذ شده‌اند نیز کاملاً منطقی نمی‌توانند باشند؛ زیرا نتایج مثبت و دلخواهی را در زمان مناسب به دست نمی‌دهند. رهبر هیچ‌گاه جروبحث نمی‌کند. رهبر شایسته اگر تصمیم نیکی بگیرد و نتیجه‌ای شایسته به دست آورد موجب می‌شود که شهرت او در بین ملتش افزایش یابد.

در شرایطی که فرصت‌ها و خطرات جبهه‌های جنگ از سوی فرماندهان نظامی مشخص می‌شوند، اتخاذ تدابیر نظامی توسط رهبری که کیلومترها از جبهه دور است توأم با شکست و گاهی ضرر و زیان خواهد بود. اگر رهبر متقاعد می‌شود که ظفرمندی جالب و شیرینی برای ملت خویش نمی‌تواند به ارمغان بیاورد، می‌باید از جنگ دوری کند و تصمیم به آشتی بگیرد. نقطه تمایز رهبر از سایر اشخاص در تصمیم‌گیری به‌موقع و نجات از خطرات است.

در مسیر چیرگی در رهبری‌فردی، رهبری کسب‌وکار و رهبری سازمانی، یکی از خصوصیات بارز مقام هر رهبر و فرماندهی تأکید و اصرارورزیدن به انجام وظایف و دستورات خود است. انسان‌های ضعیف همیشه درگیر اتفاقات و شرایط زمان می‌شوند و به‌جای اینکه خودشان اسب زندگی را سواری کنند، زندگی بر آن‌ها سوار می‌شود.

ازاین‌رو در قبال هر اتفاق و رخدادی به‌راحتی عقب نشسته و نقشه دیگری در ذهنشان می‌پرورانند. این عمل باعث ایجاد بی‌قراری و عدم اعتماد‌به‌نفس و خودباوری در انسان می‌شود و نتیجه آن چیزی جز بی‌اعتنایی سایر افراد به فرد نخواهد بود. مصر نبودن در اهداف و اعمالمان، جز قبول شکست چیز دیگری نیست و پذیرش شکست، جسارت را از بین می‌برد و انسان را از انجام وظایف سخت و دشوار برای رسیدن به اهداف عالی بازمی‌دارد.

افرادی که در آینده، رهبران نظامی و کشوری هون‌ها خواهند شد، بایستی بیش از هرکسی جسور و شجاع باشند. به‌قدری جسارت داشته باشند که وظایف محوله را بدون کم‌وکاستی و بی‌عیب‌ونقص به‌جای آورند و تعللی و درنگی در کار نداشته باشند.

رهبر یک قوم و جامعه به همان اندازه که به آن مقام با حرمت و احترام ملت خویش انتخاب می‌شود، بایستی جسارت آن را داشته باشد که خطرات و ریسک‌های رهبریت را نیز پذیرفته و نباید با مشاهده کوچک‌ترین مشکل و یا شکستی احساس ضعیف و تردد کرده و عقب‌نشینی نموده و شرایط پیش‌آمده را قبول نماید. رهبر حتی در برابر قدرتمندترین دشمن خود نیز نباید احساس ضعف و یا ناتوانی نشان داده و در برابر عظمت دشمن شگفتی و عجز خویش را آشکار سازد.

باید بدانید که اگر فردا، فرمانده نظامی و یا رهبر کشوری شدید به‌یقین تحقیرها، تهمت‌ها و افتراهای بی‌شماری را خواهید شنید. خیانت‌های زیادی به شما خواهد شد و از جانب کسی صدمه و لطمه خواهید خورد که انتظارش را نداشتید؛ اما این را بدانید که در چنین وضعیتی نباید خودتان را ببازید و درمانده و مستأصل شوید. سعی کنید تمامی مشکلات، معضلات و دوران غیرمنتظره را با جسارت و شهامت پشت سر گذارید.

قدرت و توان رهبر هراندازه افزایش یابد، احساس توانمندی و قدرت وی نیز به همان میزان و یا بیشتر افزایش پیدا می‌کند. ازاین‌رو باید شرایطی را فراهم بیاورید که همیشه قدرت شما بیشتر شود و از این قدرت، احساس توان بیشتری پیدا بکنید؛ زیرا احساس قدرت باعث می‌شود که هیچ‌گاه ناامید نشوید و جسارتتان را از دست ندهید.

در مسیر چیرگی بر اهداف، هرگز فراموش نکنیم که اهداف سطحی، نتایج سطحی به بار می‌آورند. هون‌ها هیچ هدفی را تنها به‌خاطر خودشان تعقیب نمی‌کنند. اهداف کلی و ملی مهم‌ترین اهداف آنهاست. اگر رهبر هون وظیفه خود را بداند و هدف را برای خود و ملت خویش اختصاص دهد به موفقیت‌های بسیاری نائل خواهد آمد. هون بی‌هدف هیچ‌گاه نمی‌داند که چه زمانی به اهدافش خواهد رسید و هدف چه باید باشد.

اهداف هون باید چنان باارزش باشد که به پایش جنگ راه بیندازد و جان‌فشانی کند. فرماندهان باید همیشه اهداف عالی‌تری داشته باشند. ازاین‌رو اهداف عالی باعث خواهد شد که به‌سوی آن حرکت کرده و به نتایج عالی‌تری برسند. در چنین شرایطی ارزش و منزلت آنان در پیش سربازان افزون‌تر خواهد بود.

آتیلا رهبر امپراتوری هون عقیده دارد: در روزهای ناگوار و دشوار، ملت همیشه رهبری را می‌طلبد و آرزو می‌کند که بسیار دلیر، شجاع و درعین‌حال در برابر دشمن باشکوه، صاحب قدرت و بانفوذ باشد. شخصی که خود را بیش از حد برتر بداند، در قعر جهالت اندیشه‌ها و غرورش غرق می‌شود. شناخت از هر چیزی و دانستن وظایف رهبری (رهبری‌فردی، رهبری سازمانی و رهبری ملی) به مصلحت آحاد ملت هون است.

انسان‌های هون، اگر بیکار هم باشند بایستی با چیزی خودشان را سرگرم سازند؛ زیرا دشمن نباید ملت هون را تنبل بداند. طوری رفتار کنید که دشمنانتان در مورد شما خوش‌بین و نیک پندار باشند و از شما تعریف کنند؛ اما اگر خفه شوند و اصلاً حرفی نزنند، بهتر از آن است که بر علیه شما چیز بدی بگویند. اگر شما نیز دشمن خود را نمی‌شناسید، بهتر است به‌جای بدگویی، درباره‌شان سکوت اختیار کنید.

اگر کسی در حق شما و به‌خصوص دشمنانتان چیزی نگفتند نگران باشید، زیرا این شرایط از دو حالت خارج نیست، یا اینکه دشمن در تدارک نقشه‌ای بر علیه شماست و یا شما از قابلیت و توانایی نزول کرده و بی‌اعتبار شده‌اید که حتی دشمن، شما را در منزلت بدگویی نیز نمی‌داند.

اعتبار و افتخارات گذشته مهم هستند؛ ولی به  آن اندازه اهمیت ندارند که بدون انجام‌دادن کاری و یا وظیفه‌ای و نشان‌دادن قابلیت و نبوغ، پیوسته به گذشته تکیه کنید. بگذارید تاریخ از شما یاد کند، نه از تاریخ شما.

آتیلا: «برای فرزندان هون بیاموزید که به‌جای پرداختن به مشکلات، با فرصت‌ها مشغول باشند و از آن‌ها استفاده نمایند. برخی از هون‌ها درحالی‌که هیچ مشکلی نیست، به دنبال راه‌حل هستند. این بهترین شیوه است؛ زیرا با پیشگویی و آماده‌بودن می‌توان به‌راحتی و سهولت از پس مشکلات برآمد.»

سعدی شیرازی

 گنج خواهی در طلب، رنجی ببر                                       خرمن ار می‌بایدت، تخمی بکار

راه‌حل استراتژیک در مسیر چیرگی در رهبری

  • رهبران در مسیر چیرگی در رهبری‌فردی، رهبری کسب‌وکار و رهبری سازمانی باید پیش از هرکسی بدانند که موانع و مشکلات کدام‌اند و از چه طریقی مشکلات فراهم می‌شوند و چه زمانی باید آن‌ها را از بین برد. رهبران موفق کسانی هستند که می‌دانند در شرایط دشوار چگونه عمل نمایند تا زمینه نگرانی ملت فراهم نشود.

  • یک رهبر شایسته می‌داند که چه هدف‌هایی دارد و چه بهایی را در ازای آن باید بپردازد. رهبر شایسته برای رسیدن به هدف، بهای کمتری پرداخته و هدف متعالی‌تری را تأمین می‌کند. یک رهبر جاودان و اصیل با ملت و زیردستان خود با رقابت رفتار نمی‌کند

ترتیبی که برای مطالعه مطالب سرفصل «چیرگی بر اهداف» پیشنهاد می شود: