راز جاودانگی رهبری کنراد هیلتون در صنعت هتلداری
کنراد هیلتون: جسارت در تصمیمگیری و تأثیر آن بر موفقیتهای بزرگ
افراد موفق ثابت کردهاند که سرعت فوقالعاده در تصمیمگیری، حتی در مواردی که پای پول و سرمایه کافی در میان بوده است، به موفقیت آنها انجامیده است، بدون شک سرمایه کلانی که در اختیار دولتمندان قرار داشت به آنها جسارت میبخشید که در تصمیمگیریهای خود تعلل نکنند، اما این را هم نباید فراموش کرد که آنان هدف خود را در منتهای تهیدستی تعیین کردهاند و مسلماً تصمیمات سریع و بهموقع، عامل مهمی در تغییر سرنوشتشان بوده است.
کنراد هیلتون ازجمله افرادی است که بخش قابلتوجهی از موفقیت خود را مدیون سرعت در تصمیمگیری میداند. او در جوانی، به طور مبهم به فکر تأسیس یک بانک افتاد. یکی از دوستانش در تگزاس، به او توصیه کرد که پیش از گشودن بانک، جوانب آن را از هر بابت بررسی کند، به همین دلیل، کنراد هیلتون به سانفرانسیسکو رفت و برحسبتصادف در هتلی اقامت کرد که زمانی در اندیشه خرید آن بود.
سالها بعد، خبرنگاری از مجله بازرگانی کشور از او پرسید: شما مسلماً برای خرید این هتل دفاتر آن را جزءبهجزء بررسی کرده، عایدات آن را سنجیده و دریافته بودید که معامله خوبی است، اینطور نیست؟ کنراد هیلتون در پاسخ گفت: خیر، در آغاز فقط دریافتم که خرید این هتل از تأسیس یک بانک بهصرفهتر است و در کمتر از بیست و چهار ساعت به این نتیجه رسیدم که این همان کاری است که سالها به دنبالش بودهام. احساس میکردم که این کار زندگی من است. وقتی یقین پیدا کردم، تصمیم خود را گرفتم.
البته مالک بانک، با افزودن پنج هزار دلار به قیمت پیشنهادی، تا حدودی مرا از بانکداری دلسرد کرد؛ اما حقیقت این است که وقتی ازدحام مسافران را در آن هتل سانفرانسیسکو دیدم و با مدیر هتل درباره وضعیت کار، چگونگی حملونقل مسافران توسط قطارها گفتوگو کردم و سودی را که به صندوق هتل سرازیر میشد مشاهده کردم، تصمیم خود را گرفتم. آنگاه بود که پس از مشاهده دفاتر هتل، یقین کردم که ظرف یک سال تمامی سرمایه خود را بازخواهم یافت.
جالبتوجه این است که کنراد هیلتون پیش از بررسی درآمد هتل، تصمیم خود را گرفته بود. مسلماً این ماجرا برای کسانی که معتقدند باید قبل از هر تصمیمی جزءجزء کار را مورد بررسی قرارداد، چندان دلچسب نیست. بههرحال کنراد هیلتون پس از دیدن هتل، و شکوه و جلالی که داشت تحتتأثیر قرار گرفت، آرزو کرد و بهسرعت تصمیم گرفت. بهاینترتیب، کنراد هیلتون با داشتن سرمایهای پنج هزاردلاری که سه هزار دلار آن را به ارث برده بود و دو هزار دلار دیگر را هم در طول سالهای درازی اندوخته بود، کار را آغاز کرد. قاطعیت او را در تصمیمگیری بهموقع، تنها میتوان باحال عاشقی قیاس کرد که در یکلحظه بارقه عشق، قلبش را تسخیر میکند. پویسانت، چالز آلبرت. توانگران چگونه می اندیشند. مترجم: آل یاسین، محمدرضا(۱۳۹۴). تهران: هامون. صص ۱۰۴ الی ۱۰۶
شور و اشتیاق رمز موفقیت کنراد هیلتون در صنعت هتلداری
این عبارات زیر معرف اندیشه مردی است که در صنعت هتلداری جهان تحولی عظیم به وجود آورد و یکی از بزرگترین قطبهای هتلداری دنیا را پایهگذاری کرد. در کتاب شرححال کنراد هیلتون به قلم یکی از دوستانش چنین میخوانیم:
«آغاز زندگی هرکسی زمانی است که جهت زندگی خود را تعیین میکند. تا آنجا که به یاد میآورم، مردم همواره مرا سمبل شور و اشتیاق دانستهاند. اشتیاق بود که مرا پیش میبرد و عبادت بود که از من محافظت میکرد. بهجرئت میتوانم رضایتم را از اعمال و رفتار خود اعلام کنم. با چنین سرمایههای باطنی، زندگی ناگزیر بهسوی فعالیت، موفقیت و از همه مهمتر شادمانی حرکت میکند. میل و آرزو انسان را برمیانگیزاند، ایمان هدایتش میکند و تندرستی فرصتی را برایش فراهم میآورد که از تمام تواناییهایش بهرهمند شود، با چنین شرایطی موفقیت امری مسلم است.»
موفقیت کنراد هیلتون از همان سالهای نخستین زندگی آغاز شد. موفقیت و شهرت او صرفاً مرهون استعداد و تواناییهایش در اداره یک هتل مجلل نیست؛ بلکه حاصلشم و بینش اقتصادی اوست. کنراد هیلتون در سرمایهگذاری ماهر، در مذاکره و معامله سرآمد و در تمام دادوستدها، حسابگر و دوراندیش بود.
برخورداری از یک حس ششم نیرومند به او فرصت میداد تا زمان مناسب انجام هر کاری را تشخیص دهد. چشمان نافذ و تیزبین او هرگونه فرصت مناسب سرمایهگذاری را تشخیص میداد. از اینها مهمتر او یک اصلی اساسی را اهمیت میداد که عبارت بود از: انتخاب افراد شایسته و مناسب، واگذاری کارهای مهم و کلیدی به آنان و پذیرفتن بیچون و چرای نقطهنظرهایشان.
وقتی کنراد هیلتون در سن نود و یکسالگی چشم از جهان فروبست، صد و هشتاد و پنج هتل در آمریکا و هفتاد و پنج هتل در کشورهای دیگر را مدیریت میکرد. او قبل از گرفتن هر تصمیم، مدتها درباره آن به تحقیق میپرداخت و جوانب آن را میسنجید. اگر به این نتیجه میرسید که نمیتواند هتلی را بخرد آن را اجاره میکرد و اگر نمیتوانست اجاره کند آن را میساخت. این مرد بلندقامت و ارزشمند، شیفته کار خود بود و شور و اشتیاق از سراسر وجودش میبارید. او حتی هنگام خوردن و خوابیدن به هتل میاندیشید و تمام شب را با رؤیای هتل به صبح میرساند. پویسانت، چالز آلبرت . توانگران چگونه می اندیشند. مترجم: آل یاسین، محمدرضا (۱۳۹۴) . تهران: هامون. صص ۲۴۷ و ۲۴۸
- کنراد هیلتون (Conrad Hilton) ۲۵ دسامبر ۱۸۸۷ – ۳ ژانویه ۱۹۷۹؛ یک بازرگان اهل ایالات متحده آمریکا و بنیانگذار هتلهای هیلتون بود.