بازگشت به کودک درون: راز پایداری روح فیلمسازی استیون اسپلبرگ
از والت دیزنی تا نور شگفتی: چشمانداز غایی فیلمسازی استیون اسپیلبرگ
فیلمهای استیون اسپیلبرگ بهعنوان یکی از رهبران کارآفرین جهان، بیشتر تحتتأثیر آلفرد هیچکاک آلفرد جوزف هیچکاک (Alfred Joseph Hitchcock) ۱۳ اوت ۱۸۹۹ – ۲۹ آوریل ۱۹۸۰، فیلمساز انگلستانی بود. او که از تأثیرگذارترین چهرهها در تاریخ سینما بوده است، طی شش دهه فعالیت حرفهای، بیش از ۵۰ فیلم بلند را کارگردانی کرده که بسیاری از آنها هنوز بهطور گستردهای موردبررسی و مطالعه قرار میگیرند. فیلمهایش نامزد دریافت ۴۶ جایزه اسکار شده و توانسته شش جایزه را کسب کند. (خود هیچکاک، هیچگاه برنده اسکار بهترین کارگردانی نشد.)است. بااینوجود، فیلمهای اسپیلبرگ سرشار از طنز و شوخی است؛ چراکه شوخی، آخرین دژ فناناپذیر دوران شادمانه کودکی است. او برای اینکه شگفتی خلق کند، همواره میکوشید تا معمولترین شخصیتها را در غیرمعمولترین اوضاع و شرایط قرار دهد. استیون اسپیلبرگ خالق فیلمهای سحرآمیز و دلچسب، در هیجدهم دسامبر سال ۱۹۴۸ در شهر سین سیناتی در ایالت اوهایو چشم به جهان گشود. تا آنجا که بهخاطر میآورد، زندگیاش آمیخته با خیالپردازی و کابوس است. بازتاب ذهنیات او را میتوان در فیلمهایش مشاهده کرد.
او در مصاحبه با مجله تایم میگوید: «همهجا تاریک است، به ظلمت نخستین نیمهشب اولین روز خلقت، به تاریکی سالن سینما، لحظهای پیش از آغاز فیلم، حرکتها آغاز میشوند. در راهروی رازها و شگفتیها، ناگاه دری نیمهباز میشود و پرتو نوری، ظلمت میشکافت. از لای در مردانی با ریشهای بلند و کلاههایی بر سردیده میشوند. اینها چهبسا از آسمان به زمین افتاده باشند. در انتهای اتاق، بر روی سکویی چراغی با نوری قرمز روشن است و روشنایی آن، حواس را میآزارد و بر ابهامها میافزاید.» این تنها نمونهای از تصورات اوست که به بسیاری از صحنههای فیلمهایش شباهت دارد و کنجکاوی هرکسی را بهشدت تحریک میکند.»
استیون اسپیلبرگ هم مانند سایرین احساس کرد که باید تجربه فیلمسازی را از خانه شروع کند. او نخست فیلمهای نامشخص و درهمبرهم میگرفت، اما بهتدریج اشکالات معمولی را که یک فیلمساز غیرحرفهای با آن مواجه میشود، اصلاح کرد. روزی پدرش، دوربین را به دست گرفت تا صحنهای را فیلمبرداری کند، اسپیلبرگ بامتانت گفت: چرا دوربین را درست و محکم به دست نمیگیری؟ این سخن بر پدرش گران آمد و آرام و بیسروصدا دوربین را به استیون داد و گفت: ازاینپس تو فیلمبردار خانواده باش. از آن لحظه بود که فلسفه زندگی، چرایی و چشمانداز غایی وی شکل گرفت و اسپیلبرگ تصمیم قطعی خود را برای فیلمساز شدن گرفت.
استیون اسپیلبرگ خودش میگوید: این رویداد جهشی در زندگیام بود، جهشی بزرگ. این رویداد، دریچهای به روی تبلور تخیلاتم گشود و راهی باشکوه برای فرار از واقعیتها و کارهای معمول روزانه و مدرسه. فرار از بچههای قلدری که سر راهم قرار میگرفتند و مرا میترساندند، گریز از ترس ناشی از تاریکی و سرانجام فرار از پدر و مادری که آماده میشدند تا برای همیشه از یکدیگر جدا شوند و من تنها یک هدف داشتم «فیلمسازی».
استیون اسپیلبرگ در دوران کودکی و نوجوانی سخت مرید «والتدیزنی» والتِر اِلیاس دیزنی (Walter Elias Disney) ۵ دسامبر ۱۹۰۱ – ۱۵ دسامبر ۱۹۶۶، یک انیمیشن ساز، تهیهکننده فیلم و کارآفرین آمریکایی بود. او که یکی از پیشگامان صنعت انیمیشن آمریکا بود، تحولات متعددی را در تولید کارتون ایجاد کرد. او بهعنوان تهیهکننده فیلم، رکورد بیشترین جوایز اسکار و نامزدی این جایزه را در اختیار دارد و از ۵۹ نامزدی، ۲۲ جایزه اسکار را برده است. او دو جایزه دستاورد ویژه گلدن گلوب و یک جایزه امی را دریافت کرد. چندین فیلم او توسط کتابخانه کنگره در فهرست ملی فیلم ثبتشده است و همچنین از سوی مؤسسه فیلم آمریکا بهعنوان یکی از بهترین فیلمهای تاریخ معرفیشده است. دیزنی اولین کسی بود که در شش رشته مختلف نامزد جوایز اسکار شد.بود، بهطوریکه فیلمهای دیزنی بخش مهمی از زندگی او را پر میکرد. او میگوید: «من تصور میکنم پیترپن باشم». جای شگفتی نیست که اسپیلبرگ اغلب با والتدیزنی مقایسه میشود. او در فیلمهایش مانند دیزنی در آثارش، چنان برداشتی را ارائه میکند که گویی این آثار برای کودکان ساخته میشوند. به عبارت ساده، او هم از دریچه چشم کودکان به همه چیز مینگریست.
استیون اسپیلبرگ: «به آن صدایی گوش کنید که کاری که میتوانید انجام دهید را به شما میگوید. هیچچیز نمیتواند بیشتر از آن شخصیت شما را مشخص کند.»
از «دوئل» تلویزیونی تا «نیشوی» سینمایی: مسیر صعود اسپیلبرگمیانسالی
استیون اسپیلبرگ در سن ۳۶ سالگی، یکی از قدرتمندترین فیلمسازان جهان شد. او را والتدیزنی عصر جدید نامیدند و ثروت فراوانی به چنگ آورد. اشتیاق مفرط به فیلمسازی وی را بر آن داشت تا خاطره شهابهای نورانی خود را در فیلم غیرحرفهای «نور آتش» عینیت بخشد و لذت دیدنش را با دیگران قسمت کند.اسپلبرگ بعد از شروع فعالیت در کمپانی یونیورسال، بعد از تولید یکسری فیلمهای کوتاه از وی خواسته شد که تعدادی از سریالهای تلویزیونی را کارگردانی کند، بلافاصله پذیرفت. تولید این فیلمها به او فرصتی داد تا کار فیلمسازی را در همه سطوح فراگیرد. سرانجام در اواسط سال ۱۹۷۱، استیون آماده جهشی بزرگ شد.
روزی منشی او مجلهای را روی میزش گذاشت و توصیه کرد که داستان علمی تخیلی دوئل را در آن مجله بخواند. این داستان که نوشته ریچارد ماتسون بود، شرححال بازرگانی است که در یکی از مسافرتهایش، مورد تعقیب یک کامیون هیجده چرخ قرار میگیرد. راننده کامیون قصد دارد او را در یکی از گردنههای کوهستانی غافلگیر کند و از پای درآورد.
استیون اسپیلبرگ فیلم دوئل را طبق برنامه، فقط در چهارده روز به پایان رسانید و از این نظر تعجب همگان را برانگیخت. این فیلم در سیزدهم نوامبر بهعنوان فیلم هفته در شبکه تلویزیونی «ای، بی، سی» به نمایش درآمد و دو سال بعد هم در دوازدهمین فستیوال تلویزیونی «مونتکارلو» دیپلم افتخار گرفت. استقبالی که از این فیلم در اروپا صورت گرفت، مدیران اجرایی کمپانی یونیورسال را شگفتزده کرد. آنها اجباراً پذیرفتند که این فیلمساز جوان سرشار از استعداد و خلاقیت است.
بهاینترتیب، استیون اسپیلبرگ توانست با بودجه ناچیز چهارصد و پنجاههزار دلار، شش میلیون دلار به دست آورد. ازاینرو کارگزاران استودیو یونیورسال که همواره پول برایشان در درجه اول اهمیت قرار داشت، ساختن فیلمهای بزرگی را به او واگذار کردند. باوجود این، اسپیلبرگ مجبور بود که به تهیه سریالهای تلویزیونی اکتفا کند، چراکه هنوز خلاقیتهایش را نشناخته بودند. از طرف دیگر بیش از دو سال طول کشید تا استقبالی که از فیلم دوئل در اروپا صورتگرفته بود، به گوش متصدیان کمپانی یونیورسال برسد. فروش این فیلم رکورد بالایی را به خود اختصاص داد و این در حالی بود که اسپیلبرگ تنها بیست و پنج سال داشت و بیشتر اوقاتش را همچنان به تهیه فیلمهای تلویزیونی میگذراند.
او عزم خود را جزم کرده بود که یک فیلم بلند سینمایی بسازد و میدانست که این بار، کسی نخواهد توانست جلوی او را بگیرد. به همین دلیل، وقتی به برج سیاه کمپانی یونیورسال دعوت شد، با صراحت اعلام کرد که برای تهیه فیلمهای بلند سینمایی آمادگی کامل دارد. فیلم نیش وی توانست به نحوی باورنکردنی، ۶۸ میلیون و ۴۵۰ هزار دلارفروش داشته باشد، درحالیکه در آن زمان «سرزمین نیشکر» تنها موفق شد ۲ میلیون و ۸۹۰ هزار دلار را به خود اختصاص دهد. آلبرت پویسانت، چالز. توانگران چگونه میاندیشند. آل یاسین، محمدرضا (۱۳۹۴). تهران: هامون. صص ۱۲۹ الی ۱۴۰
چهره سینمای معاصر در قاب تایم: خودشناسی استیون اسپیلبرگ
پانزدهم جولای ۱۹۸۵، مجله تایم برای سومین بار روی جلد خود را به تصویر استیون اسپیلبرگ، چهره جهانی سینما اختصاص داد. فیلم «آروارههای کوسه» Jaws ، نخستین شاهکار اسپیلبرگ در سال ۱۹۷۵ ساخته شد و نام کارگردان جوانش را بر سر زبانها انداخت. در این فیلم کوسهماهی بزرگ و سفیدی، تماشاچیان سینما را در سراسر عالم، از وحشت و هیجان بر صندلیهایشان میخکوب کرد. در سال ۱۹۸۲، مجله تایم برای دومین بار مطالبی را درباره فیلمهای ای. تی، «موجود فرازمینی» ET the Eztra Terres trial و «ارواح خبیثه» Poltergeistبه چاپ رساند، اما تصویر روی جلدش را به جنگ در جزایر فالکلند اختصاص داد که موضوع داغ آن روزها بود.
در جولای سال ۱۹۸۵، این مجله با درج مقالهای به تجزیهوتحلیل استعدادها و خلاقیتهای استیون اسپیلبرگ که با انتقال کابوسهای دنیای کودکی خود به سینما شور و هیجان خارقالعادهای آفریده بود، پرداخت. دنیس ورل، خبرنگار مجله تایم میگوید: «برای تهیه گزارش از کار و زندگی استیون اسپیلبرگ، باید به دنیای کودکان و نوجوانان قدم گذاشت. در حقیقت، آنچه او را به نیرومندترین فیلمساز دنیا تبدیل کرد و او را یاری رساند تا در ردیف ثروتمندترین مردان جهان قرار گیرد، نبوغ و خلاقیتش در بهتصویرکشیدن تجارب دوران کودکیاش بود.
استیون اسپیلبرگ، هنوز به بعضی از باورها و سنتهایی که در دوران کودکی با آنها آشنا شده، سخت پایبند است. زندگی او در این دوران، دیگر چندان با روشناییها، نیکیها و خیرخواهیها نزدیک نیست، بلکه هر چه هست تاریکی، تهدید و موجوداتی باهیبتهای ناشناخته است. هراسی که بهتدریج حیرت و شگفتی میآفریند و رویدادهای پیشپاافتادهای که به اتفاقات غیرمعمول و شگفتانگیز بدل میشود؛ سفری پراضطراب از تاریکی به روشنایی، سفری که ما را وامیدارد تا هراسهایی که روزی سراسر وجودمان را فرامیگرفت، دوباره تجربه کنیم و شادمانی وصفناپذیری را نیز که در اعماق قلبمان خفته است، بیدار کنیم.
اگرچه استیون اسپیلبرگ از آغاز، گامهای استوار خود را در میان مردم سفیدپوست طبقه متوسط و حاشیهنشین آمریکای شمالی محدود کرد، اما شور و اشتیاق و هیجان چنان در وجودش جوشوخروش دارد که گویا سر بر ابرهای آسمان میساید.»
[۱] استیون آلن اسپیلبرگ (Steven Allan Spielberg) زاده ۱۸ دسامبر ۱۹۴۶، کارگردان، تهیهکننده و فیلمنامهنویس آمریکایی است. او فعالیت حرفهای خود را در دوره هالیوود نو آغاز کرد و از چهرههای برجسته این دوره است. او ازلحاظ فروش فیلمهایش موفقترین کارگردان جهان است. استیون اسپیلبرگ دریافتکننده افتخارات گوناگونی ازجمله سه جایزه اسکار، یک جایزه مرکز کندی، یک جایزه گلدن گلوب سیسیل بی دمیل و جایزه یک عمر دستاورد هنری بنیاد فیلم آمریکا بوده است. او در سال ۲۰۱۳ از سوی مجله تایم بهعنوان یکی از ۱۰۰ شخصیت برجسته قرن بیستم انتخابشده است.
- راهحل استراتژیک در مسیر چیرگی در رهبری
بهعنوان یک رهبر فردی، نقاط عطف منحصربهفرد در رهبریفردی، رهبری کسبوکار و رهبری سازمانیتان را شناسایی کنید این نقاط عطف میتوانند زمینهساز تحولی بنیادین در مسیر آینده چیرگی در رهبری شما شوند. هر رهبری میتواند با رسیدن به مرحله «خودشناسی و خودآگاهی» و گوشدادن به ندای درونیاش به این درک و استنباط برسد که میتواند در چه شغل و حرفهای به سطح چیرگی برسد.
- تمرین
در قدم اول بهعنوان بک رهبر فردی یا رهبر سازمانی، نقاط عطف زندگی و کسبوکارتان را شناسایی کنید و سپس بررسی کنید این نقاط عطف در مسیر گذشته زندگی و کسبوکارتان، زمینهساز چه تحولات بنیادین بوده است؟ و در مسیر آیندهتان برای چیرگی در رهبری میتواند زمینهساز چه تحولات بنیادین جدید باشد؟