بارگیری صفحه

راز جاودانگی رهبری توماس واتسون؛ معمار و بنیانگذار شرکت بین‌المللی IBM

توماس واتسون؛ معمار و بنیانگذار شرکت بین‌المللی IBM

رموز ماندگاری رهبری توماس واتسون بنیانگذار شرکت IBM

توماس واتسون: «اندیشه بدون عمل ارزش ندارد.»

توماس واتسون: انگیزه و شور و اشتیاق ابزار پختگی و استادی هر مهارتی است.

 توماس واتسون پس از اتمام تحصیلات در مدرسه، پس از عدم قبولی پیشنهادش برای ادامه تحصیل در رشته حقوق و تدریس در دهکده به شغل فروشندگی روی آورد کار خود را با شاگردی در فروشندگی چرخ‌خیاطی در محله‌های فقیرنشین شهر شروع کرد این کار فرصتی بود تا وی فنون فروشندگی را کاملاً آموخته و تجارت مفید و ارزنده‌ای به دست آورد. اگرچه فروشندگی ساده‌ترین حرفه برای دستیابی به شهرت و موفقیت نبود، ولی بی‌تردید قابل‌دسترسی‌ترین برای واتسون بود.

وی پس از فروشندگی در شرکت ویلی ویل کاکس در شهر بوفالو نیویورک به فروشندگی چرخ‌خیاطی پرداخت وی زیر نظر فردی بنام «بارون» در این شرکت، تمام شگردهای هنر فروشندگی را آموخت.

سرگذشت توماس واتسون ازاین‌جهت جالب و آموزنده است که ثابت می‌کند هیچ‌کس فروشنده پخته و کارکشته، متولد نمی‌شود؛ بلکه تنها باید به ابزار شور و اشتیاق مجهز باشد و خود را برای هرگونه تلاش آماده کند. توماس واتسون چنان تحت‌تأثیر بارون قرار گرفت که رفتار و گفتار وی را موبه‌مو تقلید می‌کرد و تمام عبارات مهم و کلیدی را که بارون به هنگام دادوستد استفاده می‌کرد تکرار می‌کرد.

«رابرت سابل»، توماس واتسون را در کتاب خود چنین توصیف می‌کند: توماس واتسون مانند هر فروشنده موفق، برای ظاهر خود اهمیت زیادی قائل بود؛ او می‌کوشید تا با مشتریان پروپاقرص برخورد مناسب داشته باشد. در پس ظاهر دلپذیر و رفتار دلچسب او، دنیایی تدبیر نهفته بود. او از حالات و حرکات مشتری، نشانه‌های معنی‌داری را درمی‌یافت و با سبک‌وسنگین کردن رفتار و گفتارش، می‌کوشید که مشتری دست‌خالی از فروشگاه بیرون نرود.

توماس واتسون احساس می‌کرد که مشتریان طبقه متوسط از موهبت صداقت، فداکاری، صمیمیت و آداب پسندیده‌ای برخوردارند و از همه مهم‌تر ظاهر و باطنشان یکی است. او نیز تصمیم گرفت که از چنین خصوصیاتی پیروی کند. ازاین‌رو به‌عنوان نماینده آگاه و خوش‌برخورد شرکت، مشتریان را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار می‌داد. او می‌دانست که چگونه بادقت به سخنان مشتری گوش دهد، چه وقت به او پیشنهاد دهد و چه زمانی شوخی کند. توماس واتسون در تمام امور جانب اعتدال و میانه‌روی را رعایت می‌کرد و درسش را به‌خوبی فراگرفت. به همین دلیل درآمدش به‌زودی از مجموع درآمد قبلی‌اش فراتر رفت.

 وی سپس به شغل فروشندگی در شرکت «آن اس آر سوژینه» در سمت فروش ماشین‌حساب به رهبری «جان رانج» پرداخت. ولی در آغاز کار توماس واتسون در کار خود موفق نبود؛ اما رانج شیوه درست برخورد با مشتریان را به وی آموخت، او می‌بایستی با لبخند برای جلب مشتری می‌گفت: «می‌دانم که به ماشین‌حساب نیازی ندارید؛ چراکه اگر می‌خواستید برای خرید آن به ما مراجعه می‌کردید، فقط مزاحم شدم که ببینم چرا نمی‌خواهید.»

سال‌ها بعد توماس واتسون اعتراف کرد که رانج درس بزرگی به او آموخته است و آن استفاده از کلمه مهم چرا در دادوستد است. سرانجام واتسون با در اختیار داشتن کوله‌باری از اطلاعاتی تازه، به فروشنده فوق‌العاده‌ای تبدیل شد. او سال‌ها بعد به گزارشگری گفت که اندرز جان رانج بزرگ‌ترین تأثیر را در زندگی حرفه‌ای او داشته است. توصیه‌های جان رانج چنین بود: امروز با تلاش فراوان پیمان ببند و نگران فرداهای خود مباش؛ چراکه با تلاش امروز تو، فرداها نیز از تو و سرمایه‌ات مراقبت خواهند کرد.

توماس واتسون پس از گذشت سه سال از آغاز کارش در شرکت «آن. سی. آر» رکورد فروش را در تمام دوران فعالیت این شرکت شکست. او تنها در مدت یک هفته توانست مبلغ ۱۲۵۵ دلار کمیسیون دریافت کند و تازه‌ این مبلغ هنگفت حاصل دریافت پانزده درصد حق کمیسیون در ازای فروش هر ماشین حساب بود. توماس واتسون در مقایسه با سایر فروشندگان‌ که هر هفته فقط صد یا دوست دلار درآمد داشتند فروشنده ای خارق العاده به شمار می‌آمد.

او حالا دیگر فروشنده ای مجربی بود و آماده بود تا به مبارزه با سختیها برخیزد. توماس واتسون در سال ۱۸۹۹، مدیر کل شعبه ای از شرکت شد که آینده روشنی برای آن پیش‌بینی نمیشد؛ اما تلاش و استقامت واتسون به‌زودی درآمد این شرکت را هم به‌شدت افزایش داد؛ به‌طوری‌که باترسون تحت تأثیر قوه تحرک و عملکرد شگفت‌انگیز واتسون، وی را به مدیریت بخش ماشینهای دست دوم شرکت گماشت.

سه سال بعد توماس واتسون مدیر کل فروش شد. تاکنون سابقه نداشت که فردی به این سرعت سلسله ‌مراتب را در آن شرکت طی کند. اسم توماس واتسون بر سر زبانها افتاد. او در سی و شش سالگی به کمک شور و حرارت بی‌حدوحصر و کار خستگی ناپذیرخود در شرکت «آن، سی، آر» مقام والایی را کسب کرده بود.

توماس واتسون، بنیان‌گذار شرکت بزرگ آی‌بی‌ام، همیشه به فروشندگان کالاهایش می‌گفت: تنها زمانی می‌توانید در کار خود موفق شوید که باور کنید فروشندگی جالب‌ترین کار دنیاست. پس در قلب خود برای کارتان جایی بگشاید و عشق و علاقه قلبی خود را در کارتان متمرکز کنید.

توماس واتسون: «بخوان، بشنو، بگو، ببین و فکر کن»

تأثیر توماس واتسون بر موفقیت آی. بی. ام: رهبری، نوآوری و احترام به کارکنان

توماس واتسون؛ معمار و بنیانگذار شرکت بین‌المللی IBMراه تأسیس شرکت آی. بی. ام  از زمانی شروع شد که توماس واتسون قدم به راه شرکت سی تی آر سی گذاشت. در تمام مدتی که واتسون در این شرکت کار می‌کرد هدف روشن و دقیقی داشت و آن تأسیس شرکتی مشابه آن. سی. آر بود و قصد داشت که با تولید محصولات و فروش بیشتر، از آن شرکت سبقت گیرد. واتسون یک مدیر واقعی بود و توانایی او را در الهام بخشیدن به دیگران و نفوذ در آن‌ها بود.

او از تجربه‌های دوران فروشندگی سیارش الهام می‌گرفت. وی در جلسات هفتگی خود برای فروشندگان شرکت سخنرانی می‌کرد و اصولی را که در زندگی به کار گرفته بود به ایشان منتقل می‌کرد. یکی از شعارهای دلخواه واتسون این بود: «بخوان، بشنو، بگو، ببین و فکر کن» او در این عبارات به‌صراحت، اهمیت اندیشیدن را بیان می‌کند. او متعاقب این عبارت اضافه می‌کند: «اندیشه بدون عمل ارزش ندارد.»

احترام و اهمیتی که شرکت آی. بی. ام به مردم می‌داد عامل موفقیت چشمگیر آن شرکت بود. شرکت هوندا موتور و شرکت‌های والت‌دیزنی به پشتوانه همین عامل مهم به موفقیت رسیدند. چنین دیدگاهی تصویری هوشمندانه از انسان‌دوستی است.

تام واتسون در یکی از سخنرانی‌هایش که در تاریخچه شرکت آی. بی. ام. ثبت شده و نقش انسان نامیده می‌شود می‌گوید: «درست است که ما افکار متفاوتی داریم و کارهای گوناگونی را عرضه می‌کنیم، اما وقتی خوب به اندیشه و تحقیق بپردازیم عاقبت به این نتیجه می‌رسیم که در تمام سازمان‌ها و شرکت‌ها فقط با یک چیز سروکار داریم و آن‌هم نیروی انسانی است.»

در سال ۱۹۱۹ آزمایشگاه سی. تی. آر، فعالیت‌های خود را به سمت تحقیق و توسعه سوق داد و دستگاه چاپگری ساخت که می‌توانست اطلاعات و ارقام دریافت شده را پس از محاسبه چاپ و ارائه کند. جهان هر روز به عصر کامپیوتر نزدیک‌تر می‌شد. در سال ۱۹۲۴ توماس واتسون پنجاه‌ساله به‌عنوان مدیرعامل و رئیس‌کل تولید شرکت انتخاب شد. او به‌تدریج موفق شد تمام کنترل شرکت را به دست گیرد.

در همین سال توماس واتسون نام شرکت سی. تی. آر را به شرکت ماشین‌های تجارتی بین‌المللی آی. بی. ام تغییر داد و به‌این‌ترتیب، این شرکت در راهی جدید افتاد و اهدافی تازه را برای خود در نظر گرفت. توماس واتسون از بازار ماشین‌تحریر و ماشین‌حساب دل کند و به‌جانب ماشین‌های جدید تجزیه‌وتحلیل آمار و اطلاعات روی آورد.

او قدم در راهی نهاده بود که چهره جامعه غرب را دگرگون کند و طلایه‌دار انقلاب کامپیوتر لقب گیرد. شرکت آی، بی، ام. تحت حمایت توماس واتسون به‌سرعت پیشرفت کرد و روش‌های علمی فروش را مورداستفاده قرار داد. در سال ۱۹۴۹ درآمد شرکت از مرز سی و سه میلیون دلار تجاوز کرد و شمار کارکنان آن حدود دوازده هزار نفر بود. توماس واتسون در سال ۱۹۵۶ یک ماه قبل از مرگش زمام امور را به پسرش سپرد.

آی. بی. ام در آن روزها دارای ۸۸۶ دفتر و شش کارخانه در سراسر آمریکا بود. بخش تجارت بین‌المللی آن نیز ۲۲۷ دفتر و هفده کارخانه را در ۸۰ کشور جهان در اختیار داشت. در سال ۱۹۸۰ کارکنان شرکت آی. بی. ام ۳۴۰ هزار نفر بودند و درآمد خالص آن به حدود ۲۴۰ میلیون دلار رسیده بود. سهم بزرگی از شرکت آی. بی. ام. به نام توماس واتسون تعلق داشت و او از این رهگذر درآمد کلانی را به خود اختصاص داد و او میلیاردر شده بود.

آنچه زندگی‌نامه و تاریخ زندگی توماس واتسون نشان می‌دهد. رمز موفقیت او، توانایی فوق‌العاده‌اش در الهام بخشیدن به افراد بود. او به حقوق کارکنانش ازهرجهت احترام می‌گذاشت و ازاین‌جهت در زمان خود بی‌همتا بود. داستان جذاب زندگی توماس واتسون می‌تواند عبرت همگان باشد. این فروشنده دوره‌گرد چرخ‌خیاطی و ارگ، سرانجام به سرپرستی یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های چندملیتی جهان رسید.

زندگی او ثابت می‌کند که فروشندگی از هر حیث سودمند است، به‌شرط اینکه شخص در راه رسیدن هدف خویش استقامت و پشتکار داشته باشد. زندگی توماس واتسون نمونه بارزی از پایداری است. خلاصه اندرزهای حکیمانه او که در زندگی‌نامه‌اش به نام «استقامت کن» آمده است، چنین است «چیزی در دنیا نمی‌تواند جای پشتکار را بگیرد نه هوش و استعداد؛ زیرا در این دنیا افراد بااستعداد اما ناموفق فراوان‌اند، تنها عزم و پایداری است که برنده را از بازنده جدا می‌کند.»

راه‌حل استراتژیک در مسیر چیرگی در رهبری

در مسیر چیرگی بر اهداف، رهبران واقع‌بین رهبرانی هستند که در مقابله با بحران‌ها نه‌تنها متوقف و تسلیم نمی‌شوند. بلکه با تدبیر و آینده‌نگری روبه‌جلو حرکت می‌کنند و چالش‌ها و مشکلات فقط آنها را انعطاف‌پذیر می‌کند.

‌توماس واتسون و تولد IBM مستند تاریخچه‌ی غول فناوری

ترتیبی که برای مطالعه مطالب سرفصل «چیرگی بر اهداف» پیشنهاد می شود: