چگونه سیدارتا گوتاما بودا به رهبری ابدی رسید.
پایان خودپسندی، آغاز آرامش: راهکار بودایی برای رهایی دنیا
سیدارتا گوتاما بودا در ۲۹ سالگی و بلافاصله پس از تولد اولین فرزندش، تصمیم گرفت زندگی سلطنتی را رها کرده و خود را با تمام وجود وقف یافتن حقیقت نماید. او با پشتپازدن به تمام مناصب دنیایی که داشت و ترک زن و فرزند از کاخ سلطنتی خارج شد و با ترک هر آنچه داشت به آوارۀ سائل به کفی بدل گردید. وی برای مدتی از تعلیمات مردان مقدس زمان خود بهره گرفت؛ ولی هنگامیکه به درجات بالای علمی رسید دریافت که راهحلهای ارائهشده توسط آنان برای حل مشکلات بشری کارایی لازم را ندارد.
آنان عمیقاً باور داشتند که ریاضتکشی مفرط، راهی بهسوی خرد واقعی است. گوتاما در ابتدا کوشید با زهد و ریاضت به حقیقت برسد. چند سالی به روزه، ریاضتهای جدی و خودآزاری مشغول شد؛ ولی درنهایت فهمید که رنج و عذابی که به بدن خود میدهد فقط مغزش را تیره و افسرده کرده است بدون آنکه قدمی به خرد واقعی نزدیکتر شده باشد؛ بنابراین دوباره غذای روزانه خود را از سر گرفت و از ریاضتکشی دست برداشت.
سیدارتا گوتاما بودا در خلوت و تنهایی کوشید تا راهحلی برای مشکلات بشری بیابد. سرانجام شبانگاهی که زیر درخت تنومند انجیری نشسته و به تفکر مشغول بود به نظر رسید که تمام زوایای تاریک برایش روشنشده است. او تمام شب را با تفکر عمیقی در آن محل سپری کرد و چون هنگام سحر شد، دریافت راهحلی را که میخواسته، یافته است؛ و اینکه اکنون او یک بودا «روشنشده» بود.
[۱] بودا، فردِ بیدار به معنی «بیدار شده» است و به کسِ «روشنیده» یا بودی گفته میشود. در بسیاری از منابع وقتی صحبت از «بودا» میشود منظور همان «گوتاما بودا» بنیانگذار مذهب بودایی است و همین به این باور غلط که منظور از لفظ «بودا» تنها همان سیدارتا گوتاما بودا است دامن زده است اما به باور بودائیان، بسیاری دیگر نیز به «مقام بودایی» رسیدهاند. آیین بودایی، چهارمین دین فراگیر جهان است؛ که بیش از ۵۰۰ میلیون نفر از جمعیت جهان از آن پیروی میکنند. در حقیقت «بودا» یک لقب است به معنی فرد منورالفکر یا به عبارتی فردی که درک بالایی دارد.
سیدارتا گوتاما بودا : «صلح از درون شما آغاز میشود. در بیرون به دنبالش نباشید.»
پیروان سیدارتا گوتاما بودا، اساس تعالیم بودا را در آنچه بودائیها «چهار حقیقت اصیل و عالی» مینامند، خلاصه کردهاند که عبارتاند از:
حقیقت اول: زندگی انسانها ذاتاً رنج، ناکامی و سرخوردگی است.
حقیقت دوم: علت این رنج و ناکامی، خودپسندی و امیال بشری است.
حقیقت سوم: به این خودپسندی و امیال فردی میتوان پایان داد؛ وقتی تمایلات و آرزوها بهکلی برطرف شد. در آن زمان مرحله نیروانا فرامیرسد (نیروانا ازنظر لغوی به معنای فوتکردن به شعله یا خاموشکردن و ازنظر مفهوم به معنای بازایستادن حالت دوار ذهن و پاکشدن وجود انسان از دایره تجسمات هست).
حقیقت چهارم: روش رهایی از خودپسندی و تمایلات است که اصطلاحاً «مسیر ۸ شاخه» نامیده میشود که عبارتاند از: مشاهده درست، ادراک درست، سخن درست، عمل درست، پیشه درست، تلاش درست، حضور ذهن درست و مراقبه درست. هارت، میشل اچ. تأثیرگذارترینهای تاریخ. ترجمه: محمدحسین آهوئی (۱۳۷۸). تهران: روزنه. صص ۴۶ و ۴۵