بارگیری صفحه

سبک رهبری پراگماتیست (عمل‌گرا): تصمیم‌گیری بر پایه واقعیت و نتایج

سبک رهبری پراگماتیست یا عمل‌گرا

سبک رهبری پراگماتیست: رهبری با تکیه بر واقعیت‌ها و نتایج ملموس

آنچه در قسمت چهاردهم سری پادکست‌های «رمزگشایی DNA رهبری: چرا سبک رهبری مهم است.» با عنوان «سبک رهبری عمگرا یا پراگماتیسم (Pragmatic Leadership Style)» به آن پرداخته شده است:

  • تعریف سبک رهبری عملگرا

  • اصول سبک رهبری عملگرا

  • مزایا سبک رهبری عملگرایانه

  • معایب  سبک رهبری عملگرا

  • چه زمانی سبک رهبری عملگرا مؤثر است؟

  • ویژگی‌های شخصیتی یک رهبر عملگرا

  • پیامدهای استراتژیک رهبری عملگرا برای مدیران اجرایی

  • نمونه‌های دنیای واقعی: سبک رهبری عملگرایانه

  • پیامدهای استراتژیک رهبری عملگرا برای مدیران اجرایی

  • نتیجه‌گیری سبک رهبری عملگرا یا پراگماتیسم

سلام، به قسمت ۳۶ام پادکست «لیدرشیپ مستری» خوش آمدید، پادکستی که به ارائه استراتژی‌های رهبری در قرن ۲۱ ام اختصاص دارد. من حسین علی‌محمدی میزبان شما خواهم بود و خوشحالم که در دنیای پیچیده و به سرعت در حال تغییر امروزی که رهبران در سیاست و تجارت با چالش‌های بی‌سابقه‌ای مواجه و دیگر سبک های سنتی رهبری جوابگو نیستند. به  سبک رهبری عملگرا خواهیم پرداخت.
در حقیقت در دنیای امروزی، ما به رهبرانی نیاز داریم که سازگار، نتیجه گرا و قادر به گذر از عدم قطعیت باشند. سبک رهبری عملگرا سبکی است  کمتر به ایدئولوژی پرداخته و بیشتر بر آنچه واقعاً کار می کند تمرکز دارد.

رهبران عملگرا راه‌حل‌های عملی را بر نظریه‌های انتزاعی اولویت می‌دهند و مایل‌اند استراتژی‌های خود را با تغییر شرایط تطبیق دهند. آن‌ها می‌دانند که راه‌حل «کامل» اغلب وجود ندارد، بنابراین بر یافتن بهترین راه‌حل برای موقعیت فعلی تمرکز می‌کنند، حتی اگر به معنای سازش یا انحراف از برنامه اصلی باشد. به این نگرش به‌عنوان رویکردی مبتنی بر نتایج و شواهد برای رهبری فکر کنید.

در این قسمت از پادکست لیدرشیپ مستری، ویژگی‌های کلیدی یک رهبر عمل‌گرا را ارائه و نمونه‌های واقعی را در عمل بررسی می‌کنیم، و استراتژی‌های عملی برای پرورش سبک رهبری عملگرا را به شما ارائه می‌دهیم. ما در مورد چگونگی ایجاد تعادل بین اصول و عملی‌بودن، نحوه تصمیم‌گیری مؤثر در موقعیت‌های مبهم و چگونگی ایجاد فرهنگ سازگاری و انعطاف‌پذیری در تیم یا سازمان بحث خواهیم کرد.

همچنین به مشکلات احتمالی سبک رهبری عملگرا و نحوه اجتناب از آنها خواهیم پرداخت؛ بنابراین، چه رهبری یک تیم، یک شرکت یا یک کشور را برعهده داشته باشید، این قسمت مملو از بینش‌هایی است که به شما کمک می‌کند در قرن بیست و یکم، رهبری مؤثرتری داشته باشید.

⚠️در منابع فارسی، واژه « Pragmatic» معمولاً به «عمل‌گرا» ترجمه می‌شود. در این فصل، از آنجا که اشتراکات فراوانی بین رهبری پراگماتیست (که ریشه در فلسفه پراگماتیسم دارد) و عمل‌گرا وجود دارد، آن‌ها را به‌صورت هم‌ارز بررسی کرده‌ایم. بااین‌حال، در برخی منابع بین «رهبری پراگماتیست»  و «رهبری عمل‌گرا» تمایز قائل می‌شوند؛ به‌ویژه در برابر سبک‌هایی مانند تکنوکراتیک. در نگاه دقیق‌تر، تفاوت‌هایی در مبانی تصمیم‌گیری و سبک اقدام میان این دو وجود دارد: رهبری پراگماتیست بر مصلحت، سازگاری و تحلیل موقعیت تمرکز دارد، در حالی‌که رهبری عمل‌گرا بیشتر معطوف به اقدام سریع و راه‌حل‌گرایی فوری است. با توجه به عرف ترجمه فارسی و ساختار این کتاب، ما در این فصل این دو را یکجا بررسی کرده‌ایم، اما خوانندگان حرفه‌ای را به بررسی تفاوت‌های مفهومی بیشتر در منابع تخصصی دعوت می‌کنیم.

پادکست سبک رهبری عمگرا یا پراگماتیسم (Pragmatic Leadership Style)

سبک رهبری عملگرا

مفهوم سبک رهبری عمگرا یا پراگماتیسم (Pragmatic Leadership Style)

سبک رهبری عملگرا

تعریف سبک رهبری عملگرا

اما منظور از سبک رهبری عملگرا چیست؟  سبک رهبری عملگرا نوعی سبک رهبری است که راه‌حل‌های عملی و نتایج ملموس را بر ایدئولوژی‌های سفت‌وسخت یا نظریه‌های انتزاعی اولویت می‌دهد.

این در مورد سازگاری، انعطاف‌پذیری و تمرکز بر دستیابی به نتایج خاص است، حتی اگر این به معنای انحراف از هنجارها یا رویه‌های تعیین شده باشد. در اصل یک رهبر عمل‌گرا گرفتار تعصب نمی‌شود. آنها دائماً وضعیت را ارزیابی و اطلاعات جمع‌آوری می‌کنند و رویکرد خود را در صورت نیاز تنظیم می‌کنند.

اصول سبک رهبری عملگرا

سبک رهبری عملگرا بر پایه ۳ اصل کلیدی پایه گذاری شده است که در ادامه به تشریح آنها خواهیم پرداخت:

  1. اولین و مهم‌ترین اصل سبک رهبری عملگرا، انعطاف‌پذیری است. رهبران عملگرا با ابهام میانه خوبی دارند. وقتی اطلاعات جدید ظاهر و یا محیط تغییر می‌کند، آنها از تغییر هراسی ندارند. آنها تغییر را نه به‌عنوان یک تهدید، بلکه به‌عنوان یک فرصت می‌بینند.
  2. دومین اصل سبک رهبری عملگرا این است که رهبران عملگرا به‌شدت نتیجه‌گرا هستند. آنها روی دستیابی به نتایج مشخص و قابل‌اندازه‌گیری متمرکز هستند.
  3. در نهایت، رهبران عمل‌گرا، افرادی واقع‌بین هستند. آنها می‌دانند که منابع محدود هست و محدودیت‌هایی در مورد آنچه می‌توان به دست آورد وجود دارد، و از طرفی برای هر مشکلی راه‌حل کاملی ندارد؛ لذا بر روی گرفتن بهترین تصمیم ممکن با اطلاعات موجود تمرکز می‌کنند.

مزایا سبک رهبری عملگرایانه

چنانچه قبلاً اذعان کردیم؛ مانند هر سبک رهبری، سبک رهبری عملگرا، هم دارای نقاط قوت و ضعف است. در ابتدا به نقاط قوت و مزایای آن خواهیم پرداخت. سبک رهبری عملگرا می‌تواند  منجر به افزایش کارایی در تصمیم‌گیری شود، زیرا رهبران کمتر در بحث‌های بی‌پایان سازمانی گرفتار می‌شوند.

این به سازمان‌ها اجازه می‌دهد تا موقعیت‌های پیچیده و سریع‌تر در حال تغییر را به طور مؤثرتری هدایت کنند، در صورت نیاز، چرخش و تطبیق لازم را انجام دهند و این به نوبه خود تمرکز بر نیازهای ذی‌نفعان و نتایج عملی را تقویت می‌کند که منجر به رضایت بیشتر و نتایج ملموس می‌شود.

معایب  سبک رهبری عملگرا

در مقابل در خصوص معایب سبک رهبری عملگرا می‌توان گفت،

  1. پتانسیل برای تفکر کوتاه‌مدت: یکی از اشکالات بالقوه، خطر تفکر کوتاه‌مدت به قیمت چشم‌انداز بلندمدت است. مانند نادیده‌گرفتن سرمایه‌گذاری در توسعه کارکنان یا حفظ فرهنگ قوی شرکت. تمرکز بر نتایج فوری گاهی اوقات می‌تواند رهبران را به نادیده‌گرفتن ملاحظات استراتژیک و سرمایه‌گذاری‌های مهم در آینده سوق دهد.
  2. همچنین خطر بیگانگی با کسانی که ارزش‌ها یا ایده‌آل‌ها را بر عملی‌بودن محض ترجیح می‌دهند، وجود دارد. اگر به‌دقت مدیریت نشود، یک رویکرد صرفاً عملی می‌تواند فرصت‌طلبانه یا حتی غیراخلاقی به نظر برسد.

چه زمانی سبک رهبری عملگرا مؤثر است؟

در ادامه پادکست به جواب این سؤال اساسی خواهیم پرداخت که سبک رهبری عملگرا چه زمانی مؤثر است؟ جواب این است که سبک رهبری عملگرا در موقعیت‌هایی که به سازگاری و تمرکز بر نتایج فوری نیاز دارند خارق‌العاده است.

برای مثال مدیریت بحران، موقعیت‌های چرخشی، صنایع بسیار رقابتی که با تغییرات سریع مواجه هستند یا محیط‌های سیاسی که نیاز به اقدام سریع و مصالحه دارند این نوع سبک رهبری یکی از بهترین گزینه‌ها برای انتخاب است. چرا که در این نوع موقعیت‌ها؛ توانایی ارزیابی سریع موقعیت، تصمیم‌گیری قاطع، و سازگاری با شرایط متغیر برای موفقیت ضروری است.

ویژگی‌های شخصیتی یک رهبر عملگرا

اما رهبران عملگرا را با چه خصوصیات شخصیتی می‌توان شناخت؟ در حالت کلی ویژگی‌های شخصیتی رهبران عملگرا را می‌توان در ۳ مورد خلاصه کرد:

  1. رهبران عملگرا، اول‌ازهمه، داده‌محور هستند. آن‌ها به‌جای احساسات درونی یا ایدئولوژی‌های سفت‌وسخت، بر شواهد و تحلیل‌های عینی برای تعیین تصمیمات خود تکیه می‌کنند. آنها با اعداد، معیارها و نتایج قابل‌سنجش راحت هستند. این بدان معنا نیست که آنها شهود یا عوامل انسانی را نادیده می‌گیرند، بلکه تصمیمات خود را بر اساس یک‌پایه محکم از حقایق استوار می‌کنند. رهبر عملگرا از داده‌ها به عنوان یکی از ابزارها برای رسیدن به هدف استفاده می‌کند و ممکن است در صورت لزوم، بر اساس شهود و تجربه عمل کند. در مقابل، رهبر تکنوکرات کاملاً متکی بر داده و تخصص فنی است و کمتر به شهود یا تجربه تکیه می‌کند.
  2. مهم‌تر از همه، آنها دارای مهارت‌های ارتباطی قوی هستند. آن‌ها می‌توانند به‌روشنی، منطق خود را برای انتخاب یک مسیر خاص بیان کنند، و مسائل پیچیده را به‌گونه‌ای توضیح دهند که به‌راحتی قابل‌درک و متقاعدکننده باشد. این برای حضور گروه‌های متنوع و ایجاد راه‌حل‌های عملی حیاتی است.
  3. و در نهایت، رهبران عملگرا در ایجاد اجماع ماهر هستند. آنها تشخیص می‌دهند که اگر مردم مایل به اجرای آنها نباشند، حتی بهترین راه‌حل‌ها نیز کارساز نیستند. آنها در جهت‌یابی دیدگاه‌های مختلف، یافتن زمینه‌های مشترک و ایجاد اتحاد برای دستیابی به اهداف مشترک مهارت دارند.

این ویژگی‌های شخصیتی رهبران عملگرا به مزایای قابل‌توجهی تبدیل می‌شود. رهبران عمل‌گرا در حل مسائل سرآمد هستند. آنها می‌توانند به‌سرعت علت اصلی یک مشکل را شناسایی و راه‌حل‌های عملی را توسعه و آنها را به طور مؤثر پیاده‌سازی کنند. آنها همچنین در برابر چالش‌های پیش‌بینی‌نشده بسیار سازگار هستند.

ازآنجایی‌که آنها به ایدئولوژی یا رویکرد خاصی وابسته نیستند، وقتی همه چیز طبق برنامه پیش نمی‌رود، می‌توانند به‌سرعت استراتژی‌های خود را تنظیم کنند و مهم‌تر از همه، تمرکز آنها بر دستاوردهای ملموس می‌تواند روحیه تیم را تقویت کند. هنگامی که تیم‌ها پیشرفت ملموس و نتایج مثبت را می‌بینند، اعتماد آنها به رهبر و تعهد آنها به اهداف مشترک تقویت می‌شود.

بااین‌حال، یک رویکرد عمل‌گرایانه می‌تواند جنبه‌های منفی خود را نیز داشته باشد. برخی ممکن است رهبران عملگرا را فاقد بینش یا اشتیاق بدانند. ازآنجایی‌که آنها بر روی کارهای عملی متمرکز هستند، ممکن است به‌اندازه یک رهبر کاریزماتیک یا رؤیایی، الهام‌بخش نباشند. همچنین خطر واکنش بیش از حد به‌جای فعال‌بودن وجود دارد. سازگاری مداوم با شرایط در حال تغییر گاهی اوقات می‌تواند منجر به فقدان برنامه‌ریزی بلندمدت و تفکر استراتژیک شود.

نمونه‌های دنیای واقعی: سبک رهبری عملگرایانه

در ادامه پادکست از دنیای تئوری به دنیای عمل می‌رویم و مثال‌هایی از شرکت‌ها و رهبران سیاسی و کارآفرینی را بررسی می‌کنیم که چگونه سبک رهبری عملگرایانه را بکار بستند.

  1. در عرصه سیاسی، آنگلا مرکل نمونه بارز یک رهبر عملگرا است. در دوران صدراعظمی آلمان، آنگلا مرکل با بحران‌های متعددی از بحران بدهی منطقه یورو گرفته تا بحران پناه‌جویان مواجه شد و پیوسته این چالش‌ها را با تمرکز بر راه‌حل‌های عملی به‌جای تکیه بر ایدئولوژی دنبال کرد.
    توانایی او در ایجاد اجماع، حتی در میان کسانی که دیدگاه‌های متفاوتی داشتند، نشانه رویکرد عمل‌گرایانه او بود. او اغلب ترجیحات شخصی و سیاست‌های حزبی را برای ایجاد مصالحه و دستیابی به نتایج ملموس کنار می‌گذاشت.
  2. تیم کوک، مدیرعامل اپل، نمونه‌ای بارز از رهبری عمل‌گرایانه است. در حالی که نبوغ رؤیایی استیو جابز، اپل را به اوج نوآوری رساند، رهبری عملگرایانه‌ی تیم کوک، این شرکت را در مسیر سودآوری و ثبات هدایت کرده است.

جابز با تمرکز بر چشم انداز و ایده‌آل‌گرایی، محصولاتی انقلابی خلق کرد، در حالی که کوک با تخصص عملیاتی و تمرکز بر کارایی، ساده‌سازی فرایندها و بهینه‌سازی زنجیره‌های تأمین، موقعیت اپل را به عنوان یک رهبر جهانی تثبیت کرده است. هر دو رهبر، تصمیمات سخت و گاه نامحبوب را در راستای منافع بلندمدت شرکت اتخاذ کرده‌اند، هرچند با رویکردهایی متفاوت.

تجزیه‌وتحلیل این مثال‌های واقعی به‌خوبی نشان می‌دهد که رهبری مرکل، قدرت عمل‌گرایی را موقعیت‌های پیچیده سیاسی نشان می‌دهد. تمرکز او بر ایجاد اجماع و یافتن زمینه‌های مشترک، حتی در میان اختلاف‌نظرها، درس ارزشمندی برای هر رهبر است. از سوی دیگر، رهبری کوک، اهمیت کارایی عملیاتی و رویکرد مبتنی بر داده در تصمیم‌گیری را برجسته می‌کند.
تأکید او بر بهبود مستمر و سازگاری برای موفقیت در محیط کسب‌وکار پویای امروزی بسیار مهم است. هم مرکل و هم کوک، علی‌رغم زمینه‌های متفاوت رهبری‌شان، در برخی از ویژگی‌های اصلی رهبری عمل‌گرایانه مشترک هستند. آنها هر دو نتیجه‌گرا، سازگار، و در ایجاد اجماع ماهر هستند. آنها هر دو راه‌حل‌های عملی را بر ایدئولوژی یا ترجیحات شخصی اولویت می‌دهند.

پیامدهای استراتژیک رهبری عملگرا برای مدیران اجرایی

رهبری عملگرا تأثیر عمیقی بر فرهنگ‌سازمانی دارد. اجرای رهبری عملگرا، فرهنگ سازگاری، انعطاف‌پذیری و نتیجه گرایی را پرورش می‌دهد. وقتی رهبران راه‌حل‌های عملی را اولویت‌بندی می‌کنند و تمایل دارند رویکرد خود را در صورت لزوم تنظیم کنند، در حقیقت لحن را برای کل سازمان تعیین می‌کند. این می‌تواند به‌ویژه در محیط کسب‌وکار که به‌سرعت در حال تغییر است، ارزشمند باشد، جایی که توانایی انطباق سریع برای بقا ضروری است.

 از نظر استراتژیک، رهبری عملگرا، تصمیم‌گیری مبتنی بر داده، تمرکز بر نتایج قابل‌اندازه‌گیری و تمایل به آزمایش و درس‌گرفتن از اشتباهات را تشویق می‌کند. این می‌تواند منجر به تخصیص مؤثرتر منابع، نوآوری بیشتر، و در نهایت بهبود عملکرد شود. این به سازمان‌ها اجازه می‌دهد تا زمانی که شرایط بازار تغییر می‌کند، به‌سرعت حرکت کنند، از فرصت‌های جدید استفاده کرده و از رقبا جلوتر بمانند.

رهبران سیاسی و مدیران اجرایی چگونه می‌توانند رهبری عمل‌گرایانه را در سبک‌های خود ادغام کنند؟

  1. اول، یک ذهنیت داده‌محور را پرورش دهید. تصمیمات خود را بر اساس شواهد و تحلیل قرار دهید، نه فقط شهود یا ایدئولوژی. تیم‌های خود را به جمع‌آوری داده‌ها، ردیابی معیارها و اندازه‌گیری نتایج تشویق کنید.
  2. دوم، انعطاف‌پذیری را بپذیرید. وقتی شرایط تغییر می‌کند، مایل باشید برنامه‌ها و استراتژی‌های خود را تطبیق دهید. اگر گزینه بهتری به وجود آمد، از انحراف از برنامه اصلی هراسی نداشته و فرهنگی ایجاد کنید که در آن تغییر به‌عنوان یک فرصت تلقی شود نه تهدید.
  3. سوم، ارتباط مؤثر را در اولویت قرار دهید. منطق اهداف خود برای تصمیم‌گیری‌ها و نتایج مورد انتظار را به‌وضوح بیان کنید. اطمینان حاصل کنید که همه «چرایی» پشت «چگونگی» را درک می‌کنند. چرا که این امر برای ایجاد اطمینان از اینکه همه اعضای سازمان در جهت اهداف یکسانی کار می‌کنند ضروری است.

نتیجه‌گیری سبک رهبری عملگرا یا پراگماتیست

با همه این تفاسیر سبک رهبری عملگرا  به‌ویژه برای محیط‌های بوروکراتیک که در آن پیمایش رویه‌ها و مقررات پیچیده بسیار مهم است، مناسب است. همچنین در دوره‌های تغییر سازمانی، زمانی که انعطاف‌پذیری و سازگاری برای موفقیت ضروری است، بسیار مؤثر است و یا هنگام مدیریت تیم‌های متنوع با اولویت‌های بالقوه متضاد بسیار ارزشمند است، زیرا به رهبران اجازه می‌دهد زمینه مشترک پیدا کرده و در مورد راه‌حل‌های عملی اجماع ایجاد کنند.

در پایان فراموش نکنیم رهبری به این معنی نیست که همه پاسخ‌ها را داشته باشیم؛ بلکه در مورد پرسیدن سؤالات درست، توانمندسازی تیم خود، و عبور از عدم اطمینان با شجاعت و صداقت است. با اجرای این استراتژی‌های عملی، می‌توانیم رهبر مؤثرتری شده، سازمان‌های انعطاف‌پذیرتری ساخته و آینده بهتری برای همه ایجاد کنیم.

تا این قسمت از پادکست لیدرشیپ مستری، ما عمیقاً ۲۰ نوع سبک رهبری را بررسی و به تشریح مزایا ومعایب آنها و به ذکر نمونه های واقعی از سبک رهبری، رهبران سیاسی و کارآفرین پرداختیم.

اگر علاقه‌مند هستید در خصوص سبک‌های رهبری  بیشتر بدانید سری به صفحه اختصاصی این موضوع در وب‌سایت ما بزنید. در ضمن یک ماتریس رهبری برای تمامی سبک رهبری آماده شده که از صفحه اختصاصی هر سبک رهبری قابل مشاهده و دانلود است و همچنین یک پرسش‌نامه و چک لیست برای  ارزیابی سبک رهبری  برای بازدیدکنندگان از سایت تهیه شده است  که چارچوبی بصری برای درک سبک‌ رهبری‌تان برای شما فراهم می‌کند.

 

من حسین علی‌محمدی میزبان شما در پادکست امروز سبک رهبری عمگرا یا پراگماتیسم (Pragmatic Leadership Style) بودم  امیدوارم این قسمت از پادکست، بینش‌های ارزشمند و ابزارهای عملی را برای ارتقای قابلیت‌های رهبری در اختیار شما قرار داده باشد. به یاد داشته باشیم، رهبری واقعی در مورد قدرت یا اقتدار نیست، بلکه در مورد خدمت، صداقت و تعهد واقعی برای ایجاد یک تفاوت مثبت است. این در مورد الهام بخشیدن به دیگران برای باور به چیزی بزرگ‌تر از خودشان و توانمندسازی آنها برای دستیابی به نتایج خارق‌العاده است.

از اینکه در این قسمت از  [پادکست لیدرشیپ مستری: استراتژی‌های رهبری در قرن ۲۱ام] با ما همراه بودید سپاسگزارم. لطفاً ما را در پلتفرم‌های پادکست مانند کست باکس، شنوتو و یوتیوب دنبال کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید. بازخورد شما به ما کمک خواهد کرد با شنوندگان بیشتری در تعامل باشیم و کیفیت پادکست‌ها را بهبود ببخشیم. در قسمت بعدی پادکست لیدرشیپ مستری، ما در خصوص  سبک رهبری اصیل (Authentic leadership) صحبت خواهیم پرداخت.

همچنین، برای اطلاع از مقاله‌ها، منابع و اطلاعات بیشتر در مورد رهبری استراتژیک، سری به وب‌سایت ما به آدرس [https://hosseinalimohammadi.com] بزنید. همچنین می‌توانید در رسانه‌های اجتماعی با ما ارتباط برقرار کنید. امیدوارم این قسمت، «بینش‌های ارزشمند و استراتژی‌های عملی برای رهبری» به شما ارائه کرده باشد. به یاد داشته باشید، رهبری یک سفر است، نه یک مقصد.  با ما همراه باشید.

 

نکات کلیدی سبک رهبری عملگرا:

  • نتایج گرا: رهبران عملگرا دستیابی به نتایج ملموس را در اولویت قرار می دهند.
  • سازگاری: آنها رویکرد خود را بر اساس زمینه و چالش های خاص تطبیق می دهند.
  • حل مسئله: آنها بر یافتن راه حل های عملی برای مسائل پیچیده تمرکز می کنند.
  • کارایی: آنها برای کارایی ارزش قائل هستند و برای رسیدن به اهداف با حداقل منابع تلاش می کنند.
  • مزایا: در دستیابی به اهداف کوتاه مدت، پیمایش در موقعیت های پیچیده و انجام اقدامات سریع موثر است.

 

تمرینات سبک رهبری عملگرا:

  • طرحی برای پرداختن به یک چالش سازمانی فرضی با استفاده از رویکرد رهبری عمل گرایانه ایجاد کنید.
  • یک مسئله پیچیده را تجزیه و تحلیل کنید و راه حل های عملی را با استفاده از یک لنز عملگرایانه بنویسید.
  • مطالعه موردی یک رهبر عملگرا و اثربخشی رویکرد آنها را تجزیه و تحلیل کنید.

 

سوالات بررسی سبک رهبری عملگرا:

  1. ویژگی های کلیدی یک رهبر عمل گرا چیست؟
  2. رهبری عملگرا در چه شرایطی مؤثرتر است؟ چه زمانی ممکن است کمتر مناسب باشد؟
  3. رهبران عملگرا چگونه می توانند نیاز به اقدام سریع را با اهمیت برنامه ریزی بلندمدت و ملاحظات اخلاقی متعادل کنند؟
  4. اشکالات احتمالی اتکای بیش از حد به سبک رهبری عملگرا چیست؟
  5. چگونه رهبران عملگرا می توانند چشم اندازی را پرورش دهند و تیم های خود را فراتر از اهداف فوری الهام بخشند؟

 

فیلم های پیشنهادی: فیلم های از سبک رهبری عملگرا

۱. بنیان‌گذار (The Founder): نمونه‌ای از عمل‌گرایی افراطی در تصمیم‌گیری تجاری

ری کراک با اتخاذ رویکردی کاملاً نتیجه‌گرا، شرکت مک‌دونالد را به یک امپراتوری جهانی تبدیل کرد. او با بی‌اعتنایی به توافق‌های اولیه با بنیان‌گذاران اصلی، تصمیماتی را اتخاذ کرد که از نظر عملی سودمند اما از نظر اخلاقی بحث‌برانگیز بودند. کراک نماینده‌ای تمام‌عیار از رهبری عمل‌گراست: تمرکز صرف بر «آنچه کار می‌کند»، حتی به بهای زیر پا گذاشتن اصول.

۲. خانه پوشالی (House of Cards): فرانک آندروود: رهبری مبتنی بر قدرت و نتیجه، نه ارزش‌ها

فرانک نمونه‌ای از رهبری سیاسی پراگماتیست است. برای او اخلاق، عدالت یا شفافیت، اولویت نیستند. او به شکلی فرصت‌طلبانه و انعطاف‌پذیر از هر ابزاری – اعم از فریب، تهدید یا ائتلاف‌های موقت – استفاده می‌کند تا قدرت را در دست بگیرد یا حفظ کند. او مدام خود را با شرایط جدید تطبیق می‌دهد و این همان جوهره عمل‌گرایی است.

۳. گرگ وال‌استریت (The Wolf of Wall Street): بلفورت: از قانون‌گریزی تا فروشندگی مبتنی بر عمل‌گرایی خام

جردن بلفورت به دنبال آن بود که بفهمد «چه چیزی جواب می‌دهد»، نه «چه چیزی اخلاقی یا قانونی است». او خلأهای قانونی را کشف کرد، سیستم بورس را دور زد و بدون توجه به ساختارهای سنتی، روش‌های نوآورانه و تهاجمی برای فروش و سودآوری ایجاد کرد. سبک رهبری او، نمونه‌ای از ریسک‌پذیری عمل‌گراست، هرچند با هزینه‌های بالای اجتماعی و شخصی.

۴. استیو جابز (Steve Jobs, 2015): رهبری محصول‌محور، با تصمیم‌گیری مبتنی بر آن‌چه «کار می‌کند.

در این فیلم، جابز نه به دنبال رضایت‌مندی تیم، نه توجه صرف به روابط انسانی، بلکه صرفاً به دنبال خلق محصولی است که موفق شود. او در اولویت‌بندی‌ها، تصمیم‌گیری سریع و تمرکز بر خروجی ملموس، تجلی یک رهبر عمل‌گراست – گاهی به قیمت بی‌توجهی به احساسات اطرافیانش.

۵. شوالیه تاریکی (The Dark Knight, 2008): بتمن به‌عنوان یک رهبر عمل‌گرا در بحران

در این فیلم، بتمن اغلب تصمیماتی می‌گیرد که از نظر اخلاقی دشوار یا حتی ناپسندند، اما از منظر نجات شهر و کنترل بحران، ضروری به نظر می‌رسند. او برای جلوگیری از هرج‌ومرج، حاضر است حقیقت را پنهان کند یا مسئولیت اقداماتی را بر عهده بگیرد که جامعه درک نکند. این نوع رهبری در بحران‌ها، نمایانگر سبک پراگماتیست است.

فیلم‌های بالا نمونه‌های روشنی از رهبری عمل‌گرا هستند. در این سبک، تصمیم‌گیری بر اساس واقعیت، کارایی و نتیجه است – نه الزامات اخلاقی یا ایدئولوژیک. رهبران عمل‌گرا انعطاف‌پذیرند، سرعت عمل دارند، و در شرایط پیچیده می‌توانند راه‌حل‌های قابل اجرا پیدا کنند، حتی اگر «درست‌ترین» راه‌حل نباشد.

ماتریس‌ها و ابزارهای کاربردی «سبک رهبری پراگماتیست (عمل‌گرا)»

۱) KPIها برای ارزیابی اثربخشی رهبری عملگرا

ارزیابی اثربخشی رهبری عملگرا به طور مستقیم با توانایی رهبر در دستیابی به نتایج ملموس، تصمیم‌گیری‌های واقع‌بینانه، انطباق با شرایط و حل مؤثر مسائل مرتبط است. این رهبران کمتر به حرف و تئوری متکی هستند و بیشتر بر «انجام کار» و «آنچه که در عمل کار می‌کند» تمرکز دارند. بنابراین، معیارهای کلیدی عملکرد برای این سبک رهبری باید بر خروجی‌ها، کارایی، کیفیت تصمیم‌گیری و توانایی انطباق سازمان/تیم تحت هدایت آن‌ها متمرکز باشد.

  1. نتایج کسب‌وکار و مالی:

⦁   هدف: سنجش تأثیر مستقیم رهبری عملگرا بر سود و زیان و سلامت مالی سازمان/واحد.

⦁   KPIs:

⦁   رشد درآمد یا سودآوری در واحد تحت رهبری: (مقایسه با دوره‌های قبل یا اهداف) – نشان‌دهنده توانایی رهبر در دستیابی به موفقیت‌های مالی ملموس.

⦁   بازده سرمایه‌گذاری (ROI) پروژه‌ها/ابتکارات کلیدی: (به خصوص آن‌هایی که توسط رهبر هدایت شده‌اند) – نشان‌دهنده تمرکز بر سرمایه‌گذاری‌های مؤثر و نتیجه‌بخش.

⦁   کاهش هزینه‌ها در فرآیندهای عملیاتی: (ناشی از بهبودها و کارایی که توسط رهبر ایجاد شده است) – معیار مستقیم تمرکز بر کارایی و واقع‌بینی.

⦁   دستیابی به اهداف بودجه‌ای: (چقدر رهبر توانسته در چارچوب بودجه مصوب عمل کند) – نشان‌دهنده واقع‌بینی در برنامه‌ریزی مالی.

 

  1. عملکرد عملیاتی و بهره‌وری:

⦁   هدف: سنجش کارایی فرآیندها و توانایی تیم/واحد در تولید خروجی با کیفیت و به موقع.

⦁   KPIs:

⦁   افزایش بهره‌وری: (مثلاً خروجی به ازای هر کارمند، یا تعداد واحدهای تولید شده در زمان مشخص) – نشان‌دهنده بهینه‌سازی فرآیندها.

⦁   کاهش زمان چرخه فرآیندهای کلیدی: (زمان لازم برای تکمیل یک فرآیند از ابتدا تا انتها) – نشان‌دهنده کارایی عملیاتی.

⦁   کاهش نرخ خطا یا ضایعات: (در تولید، خدمات، یا فرآیندهای داخلی) – نشان‌دهنده تمرکز بر کیفیت و کاهش ناکارآمدی.

⦁   نرخ تکمیل پروژه در زمان و بودجه مشخص: نشان‌دهنده توانایی برنامه‌ریزی و اجرای واقع‌بینانه.

 

  1. دستیابی به اهداف و اجرای استراتژی:

⦁   هدف: سنجش توانایی رهبر در تبدیل استراتژی‌ها به اهداف قابل اجرا و اطمینان از دستیابی به آن‌ها.

⦁   KPIs:

⦁   درصد اهداف کلیدی محقق شده: (هم در سطح تیم/واحد و هم اهداف فردی) – معیار اصلی نتیجه‌گرایی.

⦁   همسویی نتایج با استراتژی کلی سازمان: (ارزیابی چقدر خروجی‌ها به پیشبرد استراتژی کمک کرده‌اند) – نشان‌دهنده توانایی عملیاتی کردن استراتژی‌ها.

⦁   سرعت اجرای ابتکارات استراتژیک: (زمان لازم از تصمیم‌گیری تا پیاده‌سازی عملی) – نشان‌دهنده تمرکز بر اجرا.

 

  1. تصمیم‌گیری و حل مسئله:

⦁   هدف: سنجش کیفیت، سرعت و اثربخشی تصمیمات و راه‌حل‌های ارائه شده.

⦁   KPIs:

⦁   درصد تصمیمات کلیدی که مبتنی بر داده و شواهد عینی هستند: (ممکن است نیاز به بررسی فرآیندها یا مصاحبه‌ها باشد) – نشان‌دهنده رویکرد واقع‌بینانه.

⦁   نرخ موفقیت تصمیمات مهم: (چقدر تصمیمات منجر به نتایج مطلوب شده‌اند) – سنجش اثربخشی تصمیم‌گیری.

⦁   زمان لازم برای حل مسائل بحرانی یا عملیاتی: (چقدر سریع به مشکلات واقعی پاسخ داده می‌شود) – نشان‌دهنده تمرکز بر حل مسئله.

⦁   نرخ تکرار مسائل حل شده: (آیا راه‌حل‌ها پایدار بوده‌اند؟) – نشان‌دهنده کیفیت راه‌حل‌های عملی.

 

  1. انطباق‌پذیری و واکنش به تغییرات:

⦁   هدف: سنجش توانایی رهبر در تعدیل رویکردها و برنامه‌ها بر اساس شرایط متغیر و آنچه که در عمل بهتر کار می‌کند.

⦁   KPIs:

⦁   سرعت انطباق فرآیندها/برنامه‌ها با بازخورد: (از مشتری، بازار، یا عملکرد داخلی) – نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری.

⦁   نرخ اجرای موفق تغییرات پیشنهادی: (چقدر ایده‌های بهبود یا تغییرات لازم به سرعت عملی می‌شوند) – نشان‌دهنده تمرکز بر عمل.

⦁   امتیاز چابکی تیمی/واحدی: (با نظرسنجی در مورد توانایی تیم در پاسخگویی به تغییرات و اولویت‌های جدید) – یک معیار ادراکی از انعطاف‌پذیری.

 

  1. ارتباطات و مدیریت افراد (جنبه عملگرایانه):

⦁   هدف: سنجش وضوح ارتباطات (به خصوص در مورد وظایف و نتایج) و اثربخشی رهبر در هدایت افراد به سمت اهداف.

⦁   KPIs:

⦁   امتیاز وضوح اهداف و انتظارات شغلی کارکنان: (با نظرسنجی از کارکنان) – رهبران عملگرا معمولاً در این زمینه شفاف هستند.

⦁   همسویی اهداف فردی کارکنان با اهداف تیمی/سازمانی: (ارزیابی چقدر اهداف افراد به اهداف بزرگتر مرتبط است) – نشان‌دهنده تمرکز بر نتایج مشترک.

⦁   امتیاز بازخورد عملکردی منظم و سازنده: (با نظرسنجی از کارکنان) – رهبران عملگرا تمایل دارند بازخورد مستقیمی برای بهبود عملکرد ارائه دهند.

 

  1. کیفیت راه‌حل‌ها و بهبودها:

⦁   هدف: سنجش اثربخشی بلندمدت و پایداری بهبودهایی که توسط رهبر ایجاد می‌شود.

⦁   KPIs:

⦁   پایداری بهبودهای فرآیندی: (آیا بهبودها پس از مدتی از بین نمی‌روند؟) – نیاز به ردیابی بلندمدت.

⦁   بازخورد مشتری در مورد بهبود محصولات/خدمات: (آیا تلاش‌های عملگرا برای بهبود، رضایت مشتری را افزایش داده است؟) – معیار خارجی از کیفیت نتایج.

⦁   امتیاز کیفیت خروجی‌ها/محصولات: (مانند نرخ پذیرش، امتیاز کیفیت توسط مشتری) – نشان‌دهنده تمرکز بر تحویل چیزی که در عمل خوب کار می‌کند.

 

  • نکات مهم در استفاده از معیارهای رهبری عملگرا:

⦁   تمرکز بر خروجی: این معیارها به شدت بر نتایج قابل اندازه‌گیری و ملموس تمرکز دارند، که جوهره رهبری عملگراست.

⦁   ترکیب کمی و کیفی: در حالی که بسیاری از KPIها کمی هستند (درآمد، زمان چرخه، نرخ خطا)، برخی جنبه‌ها (مانند وضوح انتظارات، چابکی ادراکی) نیاز به نظرسنجی‌های کیفی برای جمع‌آوری ادراکات دارند.

⦁   اجتناب از تمرکز صرف بر فعالیت: مهم است که به جای سنجش صرفاً «چه کارهایی انجام شده است» (مثلاً تعداد جلسات)، «چه نتایجی از آن فعالیت‌ها به دست آمده است» را سنجید.

⦁   زمینه‌محور بودن: انتخاب KPIها باید با اهداف خاص سازمان، صنعت و نقشی که رهبر در آن قرار دارد، همسو باشد.

⦁   پرهیز از تنگ‌نظری: رهبری عملگرا نباید به معنای نادیده گرفتن عوامل انسانی، اخلاقی یا چشم‌انداز بلندمدت باشد. در ارزیابی کلی، باید این تعادل نیز در نظر گرفته شود، حتی اگر KPIهای صرفاً عملگرا بر نتایج تمرکز دارند.

⦁   استفاده برای یادگیری: این معیارها باید به عنوان ابزاری برای کمک به خود رهبر عملگرا برای درک نقاط قوت و زمینه‌هایی که می‌تواند رویکرد خود را برای دستیابی به نتایج بهتر تنظیم کند، استفاده شوند.

۲) ماتریس رهبری عملگرا (پراگماتیست)

 ماتریس رهبری عملگرایانه که برای کمک به رهبران طراحی شده است تا پیچیدگی‌های محیط امروز را با تمرکز بر نتایج عملی و سازگاری هدایت کنند.

| ابعاد | سؤالات کلیدی | رفتارها/عملکردها | چالش‌ها و کاهش | سؤالات راهنما |

| اقدام متمرکز بر نتایج | • فوری‌ترین نیازها و اهداف دست‌یافتنی در حال حاضر چیست؟ • چه اقدامات مشخصی می‌توانیم فوراً انجام دهیم؟ | • اولویت‌دادن به اقدام بر تجزیه‌وتحلیل طولانی‌مدت. • بر روی ابتکاراتی تمرکز کنید که نتایج ملموس را به‌سرعت ارائه می‌کنند. • اهداف واضح و قابل‌اندازه‌گیری تعیین کنید و پیشرفت را با جدیت دنبال کنید. • به طور منظم استراتژی‌ها را بر اساس نتایج ارزیابی و تنظیم کنید. |

• می‌تواند منجر به تصمیمات تکانشی شود. کاهش سرعت: با تعیین معیارهای تصمیم‌گیری روشن، سرعت را بادقت لازم متعادل کنید. • ممکن است از برنامه‌ریزی بلندمدت غفلت کند. کاهش: به طور منظم چشم‌انداز استراتژیک را بازبینی کنید و اهداف کوتاه‌مدت را بر اساس آن تنظیم کنید. |

• چه اقدامات فوری می‌توانیم انجام دهیم تا به اهداف کلی خود نزدیک‌تر شویم؟ • چگونه می‌توانیم اثربخشی اقدامات خود را بسنجیم و مطابق با آن سازگار شویم؟ |

| تصمیم‌گیری تطبیقی ​​| • باتوجه‌به شرایط فعلی مؤثرترین رویکرد چیست؟ • آیا مایل به تغییر مسیر در صورت نیاز هستیم؟ | • انعطاف‌پذیری و سازگاری را در آغوش بگیرید. • برای آزمایش رویکردهای جدید آماده باشید. • مایل به کنارگذاشتن استراتژی‌هایی باشید که کارساز نیستند. • از موفقیت‌ها و شکست‌ها درس بگیرید. |

• می‌تواند ناسازگار یا غیرقطعی به نظر برسد. کاهش: به‌وضوح منطق پشت تصمیمات را بیان کنید و تأکید کنید که سازگاری کلیدی است. • ممکن است به جای پیشگیری از مشکلات و حل ریشه‌ای آنها، فقط به رفع مشکلات فوری و سطحی (مانند آتش‌نشان‌ها که فقط آتش را خاموش می‌کنند و به علت آن نمی‌پردازند) پرداخته شود. کاهش: زمانی را به تفکر استراتژیک و برنامه‌ریزی اختصاص دهید، حتی در حالت بحران. |

• چگونه می‌توانیم رویکرد خود را برای برآوردن نیازهای در حال تغییر و غلبه بر موانع تطبیق دهیم؟ • چگونه می‌توانیم از تجربیات خود بیاموزیم و فرایند تصمیم‌گیری خود را بهبود بخشیم؟ |

| حل‌المسائل مدبرانه | • چه منابعی در دسترس داریم و چگونه می‌توانیم به بهترین نحو از آنها استفاده کنیم؟ • چگونه می‌توانیم بر محدودیت‌ها غلبه کنیم؟ | • بر یافتن راه‌حل‌های خلاقانه برای مشکلات با استفاده از منابع موجود تمرکز کنید. • در غلبه بر موانع مدبر و نوآور باشید. • از نقاط قوت تیم برای مقابله با چالش‌ها استفاده کنید. • در صورت لزوم منابع خارجی را جستجو کرده و از آنها استفاده کنید. |

• می‌تواند منجر به «انجام‌دادن» با منابع ناکافی شود. کاهش: حمایت از منابع لازم و اولویت‌بندی سرمایه‌گذاری‌های استراتژیک. • ممکن است فرصت‌های بهبود بلندمدت را نادیده بگیرد. کاهش: به طور منظم کارایی و اثربخشی فرایندهای موجود را ارزیابی کنید. | • چگونه می‌توانیم ارزش منابع موجود خود را به حداکثر برسانیم؟ • چه راه‌حل‌های نوآورانه‌ای می‌توانیم برای غلبه بر محدودیت‌ها و دستیابی به اهداف خود ایجاد کنیم؟   |

ارتباط واقع‌بینانه | • چگونه می‌توانیم به‌وضوح و صادقانه در مورد چالش‌هایی که با آن روبرو هستیم ارتباط برقرار کنیم؟ • چگونه می‌توانیم با ذی‌نفعان اعتماد و اعتبار ایجاد کنیم؟ | • در مورد وضعیت، اعم از مثبت و منفی، آشکارا و شفاف ارتباط برقرار کنید. • ارزیابی‌های واقع‌بینانه از ریسک‌ها و فرصت‌ها ارائه دهید. • از هیاهو یا اغراق پرهیز کنید. • با صادق و قابل‌اعتماد بودن، اعتماد و اعتبار را با سهام‌داران ایجاد کنید. |

• می‌تواند بدبینانه یا منفی تلقی شود. کاهش: واقع‌گرایی را با خوش‌بینی متعادل کنید و بر پتانسیل موفقیت تأکید کنید. • ممکن است روحیه تیم را تضعیف کند. کاهش: پیروزی‌های کوچک را جشن بگیرید و روی پیشرفت تمرکز کنید. | • چگونه می‌توانیم صادقانه در مورد چالش‌هایی که با آن روبرو هستیم ارتباط برقرار کنیم و درعین‌حال امید و اطمینان را القاء کنیم؟ • چگونه می‌توانیم اعتماد و اعتبار را با ذی‌نفعان از طریق ارتباطات خود ایجاد کنیم؟ |

| همکاری و توانمندسازی | • چگونه می‌توانیم تیم را با در اختیار گرفتن مالکیت و مشارکت در تخصص خود توانمند کنیم؟ • چگونه می‌توانیم یک محیط مشارکتی را تقویت کنیم؟ | • تفویض اختیار و توانمندسازی اعضای تیم برای تصمیم‌گیری. • همکاری و ارتباط باز را تشویق کنید. • برای دیدگاه‌ها و مشارکت‌های مختلف ارزش قائل شوید. • ایجاد فرهنگ پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری مشترک. |

• می‌تواند منجر به درگیری یا اختلاف شود. کاهش: نقش‌ها و مسئولیت‌های روشن را تعیین کنید و آموزش مهارت‌های حل تعارض را ارائه دهید. • ممکن است منجر به تصمیم‌گیری ناسازگار شود. کاهش: دستورالعمل‌های تصمیم‌گیری روشنی را ایجاد کنید و تیم را برای انتخاب آگاهانه توانمند کنید. |

• چگونه می‌توانیم اعضای تیم خود را برای مالکیت و مشارکت در مهارت‌ها و دیدگاه‌های منحصربه‌فرد خود توانمند کنیم؟ • چگونه می‌توانیم محیطی مشارکتی ایجاد کنیم که در آن همه احساس ارزشمندی و احترام کنند؟ |

  • تصمیم تکانشی (Impulsive decision): تصمیمی است که بدون فکر و برنامه‌ریزی قبلی، به صورت ناگهانی و بر اساس احساسات آنی گرفته می‌شود. در این نوع تصمیم‌گیری، فرد به عواقب بلندمدت تصمیم خود فکر نمی‌کند و بیشتر تحت تأثیر هیجانات زودگذر و بدون ارزیابی منطقی جوانب مثبت و منفی آن عمل می‌کند.

ویژگی‌های تصمیم تکانشی عبارتند از: سریع و بدون فکر بودن، یعنی تصمیم به سرعت و بدون تأمل کافی گرفته می‌شود؛ احساسی بودن، به این معنا که احساسات آنی مانند خشم، هیجان، ترس یا خوشحالی محرک اصلی تصمیم‌گیری هستند؛ بدون برنامه‌ریزی بودن، یعنی تصمیم بدون هیچ‌گونه برنامه‌ریزی قبلی و ارزیابی عواقب آن گرفته می‌شود؛ و پشیمانی، به این صورت که اغلب بعد از فروکش کردن احساسات اولیه، فرد از تصمیم خود پشیمان می‌شود.

برای مثال، خرید یک لباس گران‌قیمت فقط به دلیل اینکه در لحظه آن را دوست داشته‌اید، بدون توجه به بودجه‌ی خود؛ ترک کردن شغل در یک لحظه عصبانیت، بدون داشتن برنامه‌ای برای آینده؛ و شروع یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی جدید بلافاصله بعد از پایان یک رابطه، بدون دادن زمان کافی به خود برای التیام یافتن، همگی از مصادیق تصمیم‌گیری تکانشی هستند.

مهم است که تصمیم تکانشی را با تصمیم سریع اشتباه نگیریم. تصمیم سریع می‌تواند حاصل تجربه، دانش و مهارت باشد و در شرایط اضطراری مفید باشد، اما تصمیم تکانشی همیشه بدون فکر و بر اساس احساسات زودگذر است.

۳) ماتریس ویژگی‌های رهبری عملگرا (پراگماتیست)

| ویژگی                            |          توضیحات                                                                                                            |      مثال                                                                       |

| تمرکز بر واقعیت    | رهبران پراگماتیک بر حقایق و واقعیت‌های موجود تمرکز می‌کنند و از ایده‌های انتزاعی و آرمان‌گرایانه که با واقعیت همخوانی ندارند، اجتناب می‌کنند. آن‌ها به جای تمرکز بر «آنچه باید باشد»، بر «آنچه هست» تمرکز می‌کنند. | رهبری که به جای بحث‌های طولانی در مورد راه‌حل‌های ایده‌آل، بر اساس داده‌های بازار و نیاز مشتریان تصمیم می‌گیرد.  |

| عدم وابستگی به ایدئولوژی     | این رهبران به ایدئولوژی یا مکتب فکری خاصی وابسته نیستند و تصمیمات خود را بر اساس شواهد و داده‌ها اتخاذ می‌کنند. آن‌ها انعطاف‌پذیر هستند و می‌توانند در صورت لزوم، رویکرد خود را تغییر دهند.  | رهبری که با وجود اعتقاد شخصی به یک روش خاص، در صورت وجود شواهد مبنی بر ناکارآمدی آن روش، حاضر به تغییر رویکرد می‌شود.       |

| تصمیم‌گیری با داده   | رهبران پراگماتیک برای تصمیم‌گیری به داده‌ها، آمار و اطلاعات متکی هستند و از تصمیم‌گیری بر اساس احساسات، شهود یا تجربیات شخصی خودداری می‌کنند. | رهبری که قبل از سرمایه‌گذاری در یک پروژه جدید، تحقیقات بازار انجام می‌دهد و بر اساس نتایج آن تصمیم‌گیری می‌کند.  |

| اجتناب از احساس‌گرایی افراطی | این رهبران از احساس‌گرایی افراطی در تصمیم‌گیری و ارتباطات خودداری می‌کنند و به جای آن، بر منطق، استدلال و شواهد متکی هستند. آن‌ها سعی می‌کنند در شرایط بحرانی آرامش خود را حفظ کنند و با منطق تصمیم بگیرند.        | رهبری که در مواجهه با یک بحران، به جای وحشت‌زدگی، با خونسردی و با استفاده از اطلاعات موجود، بهترین راه‌حل را انتخاب می‌کند. |

| انعطاف‌پذیری  | رهبران پراگماتیک در برابر تغییرات انعطاف‌پذیر هستند و می‌توانند به سرعت با شرایط جدید سازگار شوند. آن‌ها از تغییر استقبال می‌کنند و آن را به عنوان یک فرصت برای بهبود و پیشرفت می‌بینند.  | رهبری که در مواجهه با تغییر در بازار، به جای مقاومت، استراتژی سازمان را تغییر می‌دهد تا با شرایط جدید سازگار شود.  |

| تمرکز بر نتیجه    | هدف اصلی رهبران پراگماتیک، دستیابی به نتایج مطلوب است. آن‌ها برای رسیدن به اهداف، از روش‌های مختلف استفاده می‌کنند و به فرآیندها و رویه‌های غیرضروری وابسته نیستند.   | رهبری که برای افزایش فروش، از روش‌های مختلف بازاریابی استفاده می‌کند و به یک روش خاص محدود نمی‌شود.    |

| ساده‌سازی  | رهبران پراگماتیک سعی می‌کنند مسائل را ساده کنند و از پیچیدگی‌های غیرضروری اجتناب می‌کنند. آن‌ها به دنبال راه‌حل‌های عملی و قابل اجرا هستند.   | رهبری که به جای ایجاد فرآیندهای پیچیده، به دنبال راه‌حل‌های ساده و موثر برای حل مشکلات است.   |

| عمل‌گرایی     | رهبران پراگماتیک بر عمل و اجرا تمرکز می‌کنند و به جای بحث‌های نظری و انتزاعی، به دنبال راه‌حل‌های عملی و قابل اجرا هستند.|رهبری که به جای برگزاری جلسات طولانی و بی‌نتیجه، بر اجرای برنامه‌ها و دستیابی به نتایج تمرکز می‌کند.  |

مثلث رهبری پراگماتیست: تعامل میان واقع‌بینی، انعطاف‌پذیری و تمرکز بر خروجی

مثلث رهبری پراگماتیک نشان‌دهنده تعامل پویا و حیاتی میان سه رکن اساسی واقع‌بینی، انعطاف‌پذیری و تمرکز بر خروجی است. این سه رکن به رهبران پراگماتیک کمک می‌کنند تا در شرایط پیچیده و متغیر امروزی به طور مؤثر عمل کنند و به نتایج مطلوب دست یابند.

  1. واقع‌بینی:

⦁ ماهیت: رهبران پراگماتیک با نگاهی واقع‌بینانه به شرایط موجود، چالش‌ها و فرصت‌ها را ارزیابی می‌کنند. آن‌ها به جای ایده‌آل‌گرایی و تمرکز بر «آنچه باید باشد»، بر «آنچه هست» تمرکز می‌کنند و بر اساس داده‌ها و شواهد تصمیم می‌گیرند.

⦁ نقش در مثلث: واقع‌بینی به عنوان پایه و اساس مثلث عمل می‌کند. درک واقعیت‌های موجود، نقطه شروع برای برنامه‌ریزی و اقدام مؤثر است.

 

  1. انعطاف‌پذیری:

⦁ ماهیت: رهبران پراگماتیک در برابر تغییرات انعطاف‌پذیر هستند و می‌توانند به سرعت با شرایط جدید سازگار شوند. آن‌ها از تغییر استقبال می‌کنند و آن را به عنوان یک فرصت برای یادگیری و بهبود می‌بینند.

⦁ نقش در مثلث: انعطاف‌پذیری پل ارتباطی بین واقع‌بینی و تمرکز بر خروجی است. با توجه به تغییرات محیطی و واقعیت‌های جدید، رهبران پراگماتیک با انعطاف‌پذیری خود، مسیر دستیابی به خروجی‌های مطلوب را تنظیم می‌کنند.

 

  1. تمرکز بر خروجی:

⦁ ماهیت: رهبران پراگماتیک بر نتایج و خروجی‌های کار تمرکز می‌کنند و برای رسیدن به اهداف، از روش‌های مختلف استفاده می‌کنند. آن‌ها به فرآیندها و رویه‌های غیرضروری وابسته نیستند و به دنبال راه‌حل‌های عملی و کارآمد هستند.

⦁ نقش در مثلث: تمرکز بر خروجی، رأس مثلث و هدف نهایی رهبری پراگماتیک است. واقع‌بینی و انعطاف‌پذیری در خدمت دستیابی به خروجی‌های مطلوب قرار می‌گیرند.

 

تعامل میان ارکان مثلث:

این سه رکن به طور پویا با یکدیگر در تعامل هستند. واقع‌بینی به رهبران کمک می‌کند تا شرایط را به درستی درک کنند و بر اساس آن، با انعطاف‌پذیری لازم، استراتژی‌های خود را برای دستیابی به خروجی‌های مطلوب تنظیم کنند.

مثال هایی از رهبری عملگرا با تمرکز بر مثلث رهبری پراگماتیک (تعامل میان واقع‌بینی، انعطاف‌پذیری و تمرکز بر خروجی)

  • سیاسی:
  1. یک شهردار عملگرا با درک محدودیت بودجه (واقع‌بینی)، به جای وعده‌های بلندپروازانه و غیرقابل اجرا، بر پروژه‌های کوچک‌تر اما با تاثیر بالا تمرکز می‌کند (تمرکز بر خروجی) و با جذب سرمایه‌گذاری خصوصی، پروژه‌ها را به سرانجام می‌رساند (انعطاف‌پذیری).
  2. یک کاندیدای انتخاباتی با ارزیابی واقع‌بینانه شانس پیروزی خود (واقع‌بینی)، به جای مبارزات پرهزینه و کم‌اثر، بر جلب حمایت گروه‌های خاص تمرکز می‌کند (تمرکز بر خروجی) و با ائتلاف با دیگر کاندیداها، شانس خود را افزایش می‌دهد (انعطاف‌پذیری).

 

  • تجاری:
  1. مدیرعامل یک شرکت با مشاهده کاهش تقاضا برای محصول اصلی (واقع‌بینی)، به جای اصرار بر تولید بیشتر، خط تولید جدیدی راه‌اندازی می‌کند (تمرکز بر خروجی) و با تغییر استراتژی بازاریابی، به بازارهای جدید ورود می‌کند (انعطاف‌پذیری).
  2. مدیر فروش با درک تغییر رفتار مصرف‌کننده (واقع‌بینی)، به جای استفاده از روش‌های سنتی، به بازاریابی دیجیتال روی می‌آورد (انعطاف‌پذیری) و با ارائه‌ی تخفیف‌های ویژه، فروش را افزایش می‌دهد (تمرکز بر خروجی).
  3. یک رستوران‌دار با مشاهده‌ی کاهش مشتریان در روزهای هفته (واقع‌بینی)، سرویس‌های تحویل غذا راه‌اندازی می‌کند (انعطاف‌پذیری) و با ارائه‌ی منوهای ویژه و تخفیفات، مشتریان بیشتری جذب می‌کند (تمرکز بر خروجی).
  4. یک شرکت هواپیمایی با افزایش قیمت سوخت (واقع‌بینی)، به جای کاهش تعداد پروازها، از هواپیماهای کم‌مصرف‌تر استفاده می‌کند (انعطاف‌پذیری) و با ارائه‌ی بلیط‌های ارزان‌تر در ساعات کم‌تردد، ضرر خود را کاهش می‌دهد (تمرکز بر خروجی).
  5. یک رهبر پراگماتیک در مواجهه با کاهش فروش (واقعیت)، به جای سرزنش کردن تیم فروش، با انعطاف‌پذیری به دنبال یافتن راه‌حل‌های جدید است. او ممکن است تحقیقات بازار انجام دهد، با مشتریان مصاحبه کند و از نظرات کارشناسان استفاده کند. سپس، بر اساس اطلاعات جمع‌آوری شده، استراتژی بازاریابی و فروش را تغییر می‌دهد (انعطاف‌پذیری) تا به هدف افزایش فروش (تمرکز بر خروجی) دست یابد.

 

  • استارتاپی:
  1. بنیان‌گذار یک استارتاپ با دریافت بازخورد منفی از کاربران اولیه (واقع‌بینی)، به جای اصرار بر طرح اولیه، محصول را بازطراحی می‌کند (انعطاف‌پذیری) و با تمرکز بر نیازهای واقعی کاربران، محصولی کارآمدتر ارائه می‌دهد (تمرکز بر خروجی).
  2. یک تیم استارتاپی با کمبود منابع مالی (واقع‌بینی)، به جای استخدام نیروی تمام‌وقت، از فریلنسرها استفاده می‌کند (انعطاف‌پذیری) و با صرفه‌جویی در هزینه‌ها، به توسعه‌ی محصول ادامه می‌دهد (تمرکز بر خروجی).

 

  • بحران:
  1. در شرایط وقوع سیل (واقع‌بینی)، شهردار به جای انتظار برای کمک‌های دولتی، از ظرفیت‌های محلی استفاده می‌کند (انعطاف‌پذیری) و با بسیج نیروهای مردمی، به امدادرسانی می‌پردازد (تمرکز بر خروجی).
  2. یک مدیر بیمارستان در مواجهه با شیوع یک بیماری واگیردار (واقع‌بینی)، با تغییر کاربری بخش‌ها، ظرفیت پذیرش بیماران را افزایش می‌دهد (انعطاف‌پذیری) و با آموزش سریع کادر درمان، به کنترل بیماری می‌پردازد (تمرکز بر خروجی).

 

  • فناوری:
  1. یک شرکت فناوری با ظهور رقیبی قدرتمند (واقع‌بینی)، به جای رقابت مستقیم، بر توسعه‌ی فناوری‌های جدید تمرکز می‌کند (انعطاف‌پذیری) و با ارائه‌ی خدمات نوآورانه، سهم بازار خود را حفظ می‌کند (تمرکز بر خروجی).
  2. یک برنامه‌نویس با مشاهده‌ی باگ در نرم‌افزار (واقع‌بینی)، به جای پنهان کردن مشکل، به سرعت آن را برطرف می‌کند (انعطاف‌پذیری) و با انتشار به‌روزرسانی، از بروز مشکلات جدی‌تر جلوگیری می‌کند (تمرکز بر خروجی).

 

  • منابع انسانی:
  1. مدیر منابع انسانی با افزایش نرخ استعفای کارکنان (واقع‌بینی)، به جای نادیده گرفتن مشکل، سیستم پاداش و مزایا را بهبود می‌بخشد (انعطاف‌پذیری) و با ایجاد محیط کاری جذاب‌تر، کارکنان را حفظ می‌کند (تمرکز بر خروجی).
  2. یک مدیر با مشاهده‌ی کاهش انگیزه تیم (واقع‌بینی)، به جای سرزنش کردن، جلسات انگیزشی برگزار می‌کند (انعطاف‌پذیری) و با ارائه‌ی فرصت‌های رشد، انگیزه تیم را افزایش می‌دهد (تمرکز بر خروجی).
  3. یک مدیر پروژه با تاخیر در پروژه (واقع‌بینی)، به جای سرزنش تیم، منابع بیشتری اختصاص می‌دهد (انعطاف‌پذیری) و با تغییر برنامه زمانی، پروژه را به موقع تحویل می‌دهد (تمرکز بر خروجی).
  4. یک معلم با مشاهده‌ی عدم یادگیری دانش‌آموزان (واقع‌بینی)، روش تدریس خود را تغییر می‌دهد (انعطاف‌پذیری) و با استفاده از روش‌های تعاملی، یادگیری را بهبود می‌بخشد (تمرکز بر خروجی).
  5. یک مربی ورزشی با شکست تیم در چند بازی اخیر (واقع‌بینی)، تاکتیک‌های تیم را تغییر می‌دهد (انعطاف‌پذیری) و با تمرینات بیشتر، عملکرد تیم را بهبود می‌بخشد (تمرکز بر خروجی).
  6. یک رهبر اجتماعی با مشاهده‌ی افزایش فقر در جامعه (واقع‌بینی)، برنامه‌های آموزشی و اشتغال‌زایی راه‌اندازی می‌کند (انعطاف‌پذیری) و با توانمندسازی افراد، فقر را کاهش می‌دهد (تمرکز بر خروجی).
  7. یک هنرمند با عدم استقبال از آثارش (واقع‌بینی)، سبک هنری خود را تغییر می‌دهد (انعطاف‌پذیری) و با خلق آثار جدید، مخاطبان بیشتری جذب می‌کند (تمرکز بر خروجی).
  8. یک نویسنده با انتقادات منفی به کتابش (واقع‌بینی)، داستان را بازنویسی می‌کند (انعطاف‌پذیری) و با اصلاح نقاط ضعف، کتابی بهتر منتشر می‌کند (تمرکز بر خروجی).

  • نتیجه‌گیری:

مثلث رهبری پراگماتیک یک چارچوب مفید برای درک و توسعه رهبری پراگماتیک است. با تمرکز بر واقعیت، انعطاف‌پذیری و تمرکز بر خروجی، رهبران می‌توانند در محیط‌های پیچیده و متغیر امروزی به طور مؤثر عمل کنند و به نتایج مطلوب دست یابند.

۴) ماتریس مقایسه رهبری عملگرا و تکنوکراتیک: نقاط مشترک و تفاوت‌ها

درست است که رهبری عملگرا و تکنوکراتیک اشتراکاتی در زمینه‌ی تمرکز بر داده، نتایج و دوری از ایدئولوژی دارند. اما این دو سبک، تفاوت‌های مهمی نیز دارند که گاهی نادیده گرفته می‌شوند. ادعای «مشتراکات زیاد» این دو سبک را می‌توان به چالش کشید، زیرا تفاوت‌های آن‌ها در عمل، بسیار تعیین‌کننده هستند.

| ویژگی                | رهبری عملگرا                              | رهبری تکنوکراتیک                                    |

| منشاء تصمیم‌گیری  | شهود، تجربه، داده، مصلحت‌اندیشی    | تخصص فنی، داده‌های پیچیده، تحلیل علمی  |

| نوع تخصص   | عمومی و متنوع، انعطاف‌پذیر در یادگیری  | تخصص عمیق در یک یا چند حوزه فنی   |

| تمرکز بر نتایج | زیاد، نتایج کوتاه‌مدت و میان‌مدت| زیاد، نتایج بلندمدت و پایدار       |

| اهمیت به داده‌ها و حقایق | متوسط، داده‌ها ابزاری برای تصمیم‌گیری هستند | بسیار زیاد، داده‌ها اساس تصمیم‌گیری هستند  |

|تصمیم‌گیری بر اساس شواهد | زیاد، اما شهود و تجربه نیز مؤثرند| بسیار زیاد، تکیه اصلی بر شواهد و تحلیل است   |

| پرهیز از ایدئولوژی و آرمان‌گرایی صرف | زیاد، تمرکز بر واقعیت‌های موجود| زیاد، تمرکز بر راه‌حل‌های عملی و مبتنی بر داده|

| رویکرد به حل مسئله | راه‌حل‌های ساده، سریع، و در دسترس، حتی اگر موقتی باشند. تمرکز بر کاهش اثرات منفی مشکل، نه لزوماً حل ریشه‌ای آن| راه‌حل‌های مبتنی بر دانش فنی، حتی اگر پیچیده یا زمان‌بر باشند. تمرکز بر حل ریشه‌ای مشکل و بهینه‌سازی سیستم|

| نگرش به فرآیند | فرآیند ابزاری برای رسیدن به نتیجه است و می‌تواند تغییر کند| فرآیندها و متدولوژی‌های مشخص و از پیش تعیین‌شده اهمیت دارند|

| اهمیت به افراد | افراد ابزاری برای رسیدن به هدف هستند| افراد به عنوان منابع تخصصی در نظر گرفته می‌شوند|

| ارتباطات | مستقیم، مختصر، غیررسمی     | رسمی، فنی، مبتنی بر داده      |

| انعطاف‌پذیری  | بسیار زیاد، آمادگی تغییر سریع استراتژی| کمتر، تمرکز بر برنامه‌ریزی بلندمدت|

| ریسک‌پذیری | ریسک‌های حساب‌شده برای رسیدن به هدف، ریسک‌پذیری بیشتر| ریسک‌گریزی، تمایل به راه‌حل‌های مطمئن|

| نوآوری    | نوآوری در خدمت عملگرایی و حل مشکلات فعلی   | نوآوری مبتنی بر پیشرفت‌های فنی      |

| تجربه | بسیار ارزشمند، منبع اصلی دانش و تصمیم‌گیری  | مفید، اما در کنار تخصص فنی و داده‌ها              |

| تفکر سیستمی | درک کلی از سیستم و ارتباط اجزا، تمرکز بر پیچیدگی عملی| درک عمیق از سیستم و ارتباط اجزا، تمرکز برپیچیدگی فنی|

| پیش‌بینی پیامدها | تمرکز بر پیامدهای کوتاه‌مدت و میان‌مدت  | تمرکز بر پیامدهای بلندمدت       |

| داده محوری | داده‌ها ابزاری برای تصمیم‌گیری هستند، نه تنها عامل      | داده‌ها اساس تصمیم‌گیری و ارزیابی عملکرد هستند |

| راه‌حل‌های جامع | کمتر، تمرکز بر حل مشکلات فوری و بهبودهای تدریجی|زیاد، تمرکز بر حل ریشه‌ای مشکل و بهینه‌سازی سیستم|

| میزان پیچیدگی |تمایل به ساده‌سازی مسائل پیچیده| توانایی مدیریت مسائل بسیار پیچیده         |

| تمرکز  | تمرکز بر اثربخشی راه‌حل در کوتاه‌مدت  | تمرکز بر بهینه‌سازی سیستم در بلندمدت           |

  • نتیجه گیری:
  • طرز تفکر سیستمی: هر دو نوع رهبر به دنبال درک روابط علت و معلولی درون سیستم هستند و می‌دانند تغییر در یک بخش می‌تواند بر کل سیستم تأثیر بگذارد.
  • پیش‌بینی پیامدها: هر دو سعی می‌کنند پیامدهای تصمیمات خود را پیش‌بینی کنند و از تصمیمات عجولانه که می‌تواند سیستم را بی‌ثبات کند، پرهیز می‌کنند.

  • راه‌حل‌های جامع: رهبران پراگماتیست به دنبال راه‌حل‌های مؤثر و کارآمد هستند که مشکل را در بافت فعلی حل کند. آن‌ها به جای تمرکز بر بهینه‌سازی کامل سیستم، به دنبال راه‌حلی هستند که در کوتاه‌مدت و میان‌مدت بهترین نتیجه را ارائه دهد و با منابع موجود قابل اجرا باشد.

آن‌ها ممکن است به صورت موقت علائم را برطرف کنند تا زمان و منابع کافی برای پرداختن به ریشه مشکل فراهم شود. همچنین، ممکن است به جای حل کامل و ایده‌آل مشکل، به دنبال کاهش شدت مشکل باشند تا به سطح قابل قبولی از عملکرد برسند.

  • داده محوری: اگرچه هر دو سبک به نتایج و داده‌ها اهمیت می‌دهند، اما نحوه‌ی استفاده و تفسیر آن‌ها متفاوت است. رهبر عملگرا از داده‌ها به عنوان یکی از ابزارها برای رسیدن به هدف استفاده می‌کند و ممکن است در صورت لزوم، بر اساس شهود و تجربه عمل کند. در مقابل، رهبر تکنوکرات کاملاً متکی بر داده و تخصص فنی است و کمتر به شهود یا تجربه تکیه می‌کند.

  • انعطاف پذیری: تفاوت در انعطاف‌پذیری و رویکرد به حل مسئله نشان می‌دهد که این دو سبک، در عمل بسیار متفاوت هستند. رهبر عملگرا به دنبال «راه‌حل سریع» است، در حالی که رهبر تکنوکرات به دنبال «راه‌حل درست» است، حتی اگر زمان‌بر باشد.

  • میزان پیچیدگی: رهبران تکنوکرات معمولاً با سیستم‌های بسیار پیچیده و فنی سر و کار دارند و درک عمیقی از جزئیات فنی دارند. رهبران پراگماتیست، در حالی که به پیچیدگی سیستم واقف‌اند، بیشتر بر پیچیدگیِ عملی تمرکز دارند و به دنبال راه‌حل‌های عملی و قابل اجرا هستند، حتی اگر ساده‌تر باشند. آن‌ها ممکن است از ورود به جزئیات فنی زیاد خودداری کنند و به راه‌حل‌های کلی‌تر بسنده کنند.

  • تمرکز: رهبران تکنوکرات بر بهینه‌سازی سیستم تمرکز دارند، حتی اگر به هزینه و زمان بیشتری نیاز داشته باشد. رهبران پراگماتیست بر اثربخشی راه‌حل تمرکز دارند و ممکن است برای صرفه‌جویی در زمان و منابع، از بهینه‌سازی کامل سیستم صرف‌نظر کنند.

  • تجربه: در سبک تکنوکراتیک، تخصص به‌معنای ترکیبی از آموزش رسمی، تسلط بر مفاهیم علمی-فنی، و تجربه کاربردی مستندشده است. یعنی تجربه، اگر در قالبی نظام‌مند، قابل تعمیم، و تحلیل‌پذیر قرار گیرد (مثل Best Practices، مدل‌های مهندسی یا گزارش‌های ارزیابی)، جزئی از تخصص محسوب می‌شود.

برای مثال اگر یک مدیر زنجیره تأمین، طی ۲۰ سال تجربه‌اش، به یک مدل تحلیلی برای پیش‌بینی اختلالات دست یافته باشد و این مدل بر اساس داده‌های واقعی تدوین شده باشد، آن تجربه در رهبری تکنوکراتیک معتبر است چون کدپذیر، مستند، و قابل تکرار است. اما آن بخش از تجربه که صرفاً در قالب شهود، احساس، یا تصمیم‌گیری سریع بدون تحلیل صریح داده‌ها بروز می‌کند، در رهبری تکنوکراتیک جایگاه کمتری دارد.

این ویژگی بیشتر در سبک‌هایی مثل رهبری عملگرایانه دیده می‌شود. برای مثال اگر رهبری بگوید: «حس کردم باید فلان تصمیم را بگیریم چون در گذشته هم مشابهش جواب داده»، بدون اینکه داده یا مدل تحلیلی پشت آن باشد—این تجربه هرچند ارزشمند است، اما از نگاه تکنوکرات صرف، قابل اتکا نیست.

در نتیجه تجربه به‌عنوان داده تبدیل‌شده و قابل استناد، در تکنوکراسی اعتبار دار و تجربه به‌عنوان شهود یا تصمیم‌های شخصی بدون تحلیل صریح، خارج از قلمرو تکنوکراسی قرار می‌گیرد.

از این روست که رهبری تکنوکرات بیشتر مورد استفاده در زمینه‌های علمی، فنی، پزشکی، مالی و زیرساختی است—جایی که دانش تخصصی و تجربه باید قابل سنجش و تکرارپذیر باشند. بنابراین، می‌توان گفت که اشتراکات این دو سبک، بیشتر در سطح ظاهری است و در عمل، تفاوت‌های آن‌ها بسیار پررنگ‌تر و تعیین‌کننده‌تر است.

💎معامله‌گر عمل‌گرا | رهبری پراگماتیست در مذاکره با مأمور FBI

💎مه جنگ: درس‌هایی از قدرت و اشتباه – The Fog of War (2003)

💎فلسفه نیکولو ماکیاولی: ۷ راز رهبری عمل‌گرایانه

💎بیل گیتس: ذهنی عمل‌گرا با مأموریت جهانی | رهبری پراگماتیستی در خدمت تغییر

💎تیم کوک: معمار بی‌سروصدای اپل | رهبری عملگرایانه و اخلاق‌مدار در سکوت

💎تیم کوک در قلب تصمیم‌گیری: رهبری مبتنی بر ارزش، داده و عملکرد

💎مرکل (۲۰۲۲): از شرق آلمان تا صدرات اروپا – پرتره‌ای از یک رهبر بی‌ادعا

💎آنگلا مرکل – رهبری در بحران: راهبری زنان صدر اعظم در جهان پرتلاطم

💎رهبری در لبه‌ی دروغ: کاریزما، اقتدار و واقع‌گرایی ساختگی در ماجرای الیزابت هولمز

💎رهبری کاریزماتیکِ عملگرا: صعود و سقوط انرون زیر سایه جذابیت و قدرت بی‌مهار

💎خانه‌ای که تیم کوک ساخت: فرماندهی عملگرا و مشارکتی در اپل

💎رهبری عملگرای فروتنانه: تیم کوک از درون اپل می‌گوید

آخرین مطالب و پادکست‌های سبک رهبری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *