خلاصه کتاب رهبری در دوران پرتلاطم (Leadership: In Turbulent Times)
کتاب رهبری در دروان پرتلاطم، به بررسی ویژگیهای رهبری چهار رئیسجمهور ایالات متحده میپردازد: آبراهام لینکلن، تئودور روزولت، فرانکلین روزولت و لیندون جانسون. ساختار کتاب، بررسی زندگی اولیه هر رئیسجمهور، بهقدرترسیدن و لحظات کلیدی رهبری، را شامل میشود.
کتاب رهبری در دوران پرتلاطم (Leadership: In Turbulent Times)، به دلیل تحلیل روشنگرانهاش از سبکهای رهبری چهار رئیسجمهور در طول بحران بسیار تحسین شده است. خوانندگان از داستانسرایی، سازماندهی و توانایی گودوین در تشبیه شباهت بین رهبران قدردانی میکنند. این کتاب بهعنوان منبع آموزشی، الهامبخش و مرتبط با زمان کنونی دیده میشود. این کتاب به طور گستردهای برای کسانی که به تاریخ، سیاست و رهبری علاقهمند هستند توصیه میشود.
۱. رهبری از طریق ناملایمات و رشد شخصی ظاهر می شود
- پیشینه های متنوع رهبران را شکل می دهند. آبراهام لینکلن که در فقر به دنیا آمده بود و تئودور روزولت در مزیت و امتیاز، هر دو با چالشهای شخصی مهمی روبرو شدند که ویژگیهای رهبری آنها را شکل داد. خودآموزی آبراهام لینکلن و نبرد روزولت با آسم تابآوری و اراده را القا کرد.
- ناملایمات بهعنوان کاتالیزور. خوداندیشی کلید رشد است. هر رهبر از دورههای سختی برای ارزیابی مجدد اهداف، ارزشها و روشهای خود استفاده کرد. فلج اطفال فرانکلین روزولت و شکست انتخاباتی لیندون جانسون به تجربیاتی دگرگونکننده تبدیل شدند. این عقبنشینیها آنها را وادار کرد تا نقاط قوت، دیدگاهها و همدلی جدیدی ایجاد کنند و در نهایت تواناییهای رهبری آنها را افزایش دهند.
- افسردگی آبراهام لینکلن پس از، ازدستدادن عشق اولش
- تئودور روزولت همسر و مادرش را در همان روز از دست داد.
- مبارزه فرانکلین روزولت با فلج اطفال
- شکست ویرانگر لیندون جانسون در انتخابات سنا
۲.هوش هیجانی (هوش عاطفی) برای رهبری مؤثر بسیار مهم است.
- همدلی ارتباط را تقویت میکند. توانایی لینکلن در درک و ارتباط با دیگران، از اعضای کابینه گرفته تا سربازان عادی، سنگ بنای رهبری او بود. او پیوسته به دنبال این بود که خود را بهجای دیگران، حتی مخالفانش، قرار دهد که به او اجازه داد در مناظر پیچیده سیاسی حرکت کند و وفاداری را القا کند.
- خودآگاهی باعث رشد میشود. هر رهبر توانایی تشخیص نقاط قوت و ضعف خود را نشان داد. اعتراف فرانکلین روزولت به محدودیتهای فیزیکی خود باعث شد تا مهارتهای جبرانی را توسعه دهد و خود را با اعضای توانمند تیم احاطه کند. تشخیص لیندون جانسون از تمایل خود به ساییدگی، او را بر آن داشت تا رویکرد خود را در موقعیتهای مختلف تعدیل کند.
- مدیریت روابط حیاتی است. توانایی ایجاد و حفظ روابط قوی برای هر چهار رهبر بسیار مهم بود. آنها از هوش هیجانی خود برای موارد زیر استفاده کردند:
- تعارضات را حل کنید.
- الهام بخشیدن و انگیزه دادن به دیگران
- ائتلاف بسازید.
- در محیطهای سیاسی پیچیده حرکت کنید.
۳. رهبران باید عملگرایی را با بینش تحولآفرین متعادل کنند.
- تصمیمگیری عملی. تصمیمگیری عملی برای رسیدگی به چالشهای فوری ضروری است. زمانبندی دقیق آبراهام لینکلن برای اعلامیه رهایی بردگان، الزامات اخلاقی را با واقعیتهای سیاسی متعادل کرد. برنامههای فرانکلین روزولت در خصوص New Deal اغلب نتیجه آزمونوخطا بود و با شرایط متغیر سازگار میشد.
- دید دگرگونکننده. دید دگرگونکننده جهت و الهام را فراهم میکند. رهبران بزرگ ضمن پرداختن به مسائل مبرم و حیاتی، چشمانداز ملی قانعکنندهای را برای آینده بیان میکنند:
- آبراهام لینکلن: حفظ اتحادیه و پایاندادن به بردهداری
- تئودور روزولت: اصلاحات مترقی و حفاظت
- فرانکلین روزولت: بهبود اقتصادی و شبکه امنیت اجتماعی
- لیندون جانسون: حقوق مدنی و جامعه بزرگ
- عمل متعادلکننده. رهبری مؤثر مستلزم توانایی جهتیابی بین عملگرایی کوتاهمدت و چشمانداز بلندمدت، تنظیم مسیر در صورت لزوم و درعینحال حفظ اهداف نهایی است.
۴. رهبران مؤثر، جاهطلبی را بااحساس هدف متعادل میکنند.
- جاهطلبی شخصی بهعنوان نیروی محرکه. هر چهار رهبر از سنین پایین دارای جاهطلبیهای قوی بودند. میل آبراهام لینکلن بهجایگذاشتن اثر، تلاش تئودور روزولت برای عظمت، آرمانهای سیاسی فرانکلین روزولت، و تلاش بیامان لیندون جانسون، همه آنها را به جلو سوق داد.
- هدف بالاتر فراتر از منافع شخصی. مؤثرترین رهبران جاهطلبی خود را در جهت خدمت به خیر بیشتر هدایت کردند. تعهد آبراهام لینکلن به حفظ اتحادیه و پایاندادن به بردهداری، تلاشهای تئودور روزولت برای ازبینبردن اعتماد، برنامههای New Deal فرانکلین روزولت و ابتکارات انجمن بزرگ جانسون نمونهای از این تعادل هستند.
- تکامل لینکلن از جاهطلبی شخصی تا حفظ اتحادیه
- تغییر تئودور روزولت از خودسازی به اصلاحات مترقی
- تبدیل مبارزات شخصی فرانکلین روزولت به همدلی با ملت
- تغییر جهت جاهطلبی لیندون جانسون به سمت حقوق مدنی و کاهش فقر
۵. مدیریت بحران مستلزم سازگاری و اقدام قاطع است.
- انعطافپذیری در رویکرد. مدیریت تئودور روزولت در اعتصاب زغالسنگ در سال ۱۹۰۲ توانایی او را در انطباق تاکتیکها با تغییر وضعیت نشان داد. او از مذاکرات پشت پرده به مداخله عمومی در مواقع لزوم حرکت کرد.
- اقدام سریع و قاطع. واکنش فوری فرانکلین روزولت به بحران بانکی در سال ۱۹۳۳، اهمیت اقدامات سریع و جسورانه را در مواقع اضطراری ملی نشان داد. «تعطیلات بانکی» و اصلاحات بعدی او به ثبات سیستم مالی کمک کرد.
- رویکرد چندوجهی تئودور روزولت به اعتصاب زغالسنگ:
- تلاشهای اولیه حقیقتیاب و میانجیگری
- فشار عمومی از طریق رسانهها
- تهدید به دخالت دولت
- واکنش سریع فرانکلین روزولت به بحران بانکی:
- تعطیلی بانک در سراسر کشور
- قانون بانکداری اضطراری
- چتهای کنار آتش برای بازگرداندن اعتماد عمومی
- رویکرد چندوجهی تئودور روزولت به اعتصاب زغالسنگ:
۶. رهبری تحولآفرین الهامبخش تغییر و وحدت است.
- چشمانداز تغییر رهبری. لینکلن در طول جنگ داخلی و فرایند رهایی نمونه رهبری تحولآفرین بود. او چشماندازی از آمریکای متحد و عاری از برده را بیان کرد و دیگران را تشویق کرد تا در جهت این هدف تلاش کنند.
- متحد کردن گروههای مختلف. توانایی لینکلن برای گرد هم آوردن یک «تیم رقبا» در کابینهاش و متحد کردن ایالتهای شمالی در پشت تلاشهای جنگی، قدرت رهبری تحولآفرین را برای غلبه بر اختلافات و ایجاد حس مشترک هدف نشان داد.
- زمانبندی استراتژیک لینکلن برای اعلامیه رهایی ایجاد حمایت برای رهایی در میان:
- اعضای کابینه
- رهبران نظامی
- عمومی شمالی
- کشورهای مرزی
- جنگ داخلی بهعنوان مبارزه برای دموکراسی و حقوق بشر
- زمانبندی استراتژیک لینکلن برای اعلامیه رهایی ایجاد حمایت برای رهایی در میان:
۷. رهبری چرخشی نیازمند اقدام سریع و جسورانه در شرایط وخیم است.
- اضطرار و قاطعیت. 100 روز اول حضور فرانکلین روزولت نمونه ای از رهبری چرخشی بود. در مواجهه با اقتصاد و سیستم بانکی در حال فروپاشی، او اقدام فوری و چشمگیری برای تثبیت وضعیت و بازگرداندن اعتماد به نفس انجام داد.
- ارتباط امید و جهت. سخنرانی فرانکلین روزولت در مراسم تحلیف و گفتگوهای کنار آتش در جلب حمایت عمومی و آرامکردن ترسها، بسیار مهم بود. او چشماندازی روشن برای بهبودی ارائه کرد و مسائل پیچیده را به زبان ساده توضیح داد.
- ابتکارات ۱۰۰ روز اول:
- قانون بانکداری اضطراری
- سپاه حفاظت غیرنظامی
- اداره دره تنسی
- قانون تعدیل کشاورزی
- استفاده از رادیو برای مخاطب قراردادن مستقیم مردم
- کنفرانسهای مطبوعاتی منظم برای حفظ شفافیت
- ابتکارات ۱۰۰ روز اول:
۸. رهبران باید تیمهای قوی و متنوعی را بسازند که با چشمانداز آنها هماهنگ باشد.
- مهارتها و دیدگاههای مکمل. کابینه «تیم رقبا» لینکلن دیدگاهها و تخصصهای متنوعی را گرد هم آورد. این رویکرد به اطمینان از تصمیمگیری جامع و حمایت سیاسی گستردهتر کمک کرد.
- وفاداری و هدف مشترک. فرانکلین روزولت کابینه و تیمی از مشاوران را تشکیل داد که با دیدگاه او برای تغییر همسو بودند. این انسجام امکان اجرای سریع سیاستهای New Deal را فراهم کرد.
- اعضای کابینه لینکلن:
- ویلیام سوارد (رقیب سابق، وزیر امور خارجه)
- سالمون چیس (رقیب سابق، وزیر خزانهداری)
- ادوین استانتون (دموکرات، وزیر جنگ)
- «اعتماد مغزی» فرانکلین روزولت:
- اعضای کابینه لینکلن:
- فرانسیس پرکینز (اولین عضو زن کابینه، وزیر کار)
- هارولد ایکس (جمهوریخواه مترقی، وزیر کشور)
- هنری والاس (وزیر کشاورزی)
۹. ارتباط مؤثر برای جلب حمایت عمومی بسیار مهم است.
- وضوح و قابلیت ارتباط. هدیه لینکلن برای ترجمه ایدههای پیچیده به زبان ساده و قدرتمند به او کمک کرد تا از سیاستهای دشوار حمایت کند. محل گتیزبورگ او همچنان یک شاهکار سخنرانی مختصر و الهامبخش است.
- استفاده از رسانههای جدید. تسلط فرانکلین روزولت بر رادیو از طریق چتهای کنار آتش به او این امکان را داد که رسانههای سنتی را دور بزند و مستقیماً با مردم آمریکا صحبت کند و اعتماد ایجاد کند و سیاستهای خود را توضیح دهد.
- استفاده لینکلن از داستانسرایی و استعاره برای توضیح مسائل
- گفتگوهای کنار آتش فرانکلین روزولت:
- تبیین مسائل پیچیده اقتصادی
- ایجاد اعتماد در اقدامات دولت
- ایجاد حس هدف ملی مشترک
- گفتگوهای کنار آتش فرانکلین روزولت:
۱۰. رهبران باید در دسترس و همدل باشند تا با مردم ارتباط برقرار کنند.
- مشارکت شخصی. تورهای تئودور روزولت در جوامع معدن زغالسنگ در طول اعتصاب ۱۹۰۲ به او کمک کرد تا مسائل را از نزدیک درک کند و با کارگران ارتباط برقرار کند. این رویکرد باعث ایجاد اعتماد و اعتبار شد.
- تجربیات مشترک. مبارزه فرانکلین روزولت با فلج اطفال به او حس همدلی منحصربهفردی را نسبت به کسانی که با ناملایمات روبهرو هستند، داد. او از این ارتباط برای القای امید و مقاومت در دوران رکود بزرگ استفاده کرد.
- بازدید غیرمنتظره تئودور روزولت از کارخانهها و معادن
- توسعه ورم اسپرینگز توسط فرانکلین روزولت بهعنوان مرکز درمان فلج اطفال
- تور فقر لیندون جانسون برای تبلیغ برنامههای جامعه بزرگ او
۱۱. تصمیمگیری استراتژیک مستلزم برنامهریزی دقیق و زمانبندی است.
- صبر و آمادگی. زمانبندی دقیق اعلامیه رهایی آبراهام لینکلن اهمیت انتظار برای لحظه مناسب برای اقدام را نشان داد. او حمایت ایجاد کرد و قبل از صدور اعلامیه منتظر پیروزی اتحادیه بود.
- استفاده از فرصتها. مداخله تئودور روزولت در اعتصاب زغالسنگ پس از ماهها آمادهسازی و انتظار برای تغییر افکار عمومی صورت گرفت. زمانی که لحظه مناسب بود، قاطعانه عمل کرد.
- رویکرد تدریجی آبراهام لینکلن به رهایی:
- اعلامیه مقدماتی پس از Antietam
- فرصت ۱۰۰ روزه برای بازگشت ایالت های کنفدراسیون به اتحادیه
- اعلامیه نهایی در ۱ ژانویه ۱۸۶۳
- استراتژی ضربت زغالسنگ تئودور روزولت:
- حقیقتیاب و میانجیگری اولیه
- ایجاد حمایت عمومی از طریق رسانهها
- تهدید به دخالت دولت در لحظه حساس
- رویکرد تدریجی آبراهام لینکلن به رهایی:
۱۲. رهبران بزرگ با اقدامات و سیاستهای خود میراثی ماندگار به جا میگذارند.
- سیاستهای تحولآفرین. هر یک از این رهبران سیاستهایی را اجرا کردند که اساساً جامعه آمریکا را تغییر داد. رهایی بردهها توسط آبراهام لینکلن، تلاشهای تئودور روزولت برای حفاظت، طرح جدید فرانکلین روزولت، و برنامههای انجمن بزرگ جانسون همچنان به شکلدهی کشور ادامه میدهند.
- نمونههای الهامبخش. ویژگیهای شخصی و سبکهای رهبری این رؤسای جمهور الهامبخش نسلهای بعدی رهبران بوده است. توانایی آنها برای غلبه بر ناملایمات، برقراری ارتباط مؤثر و رهبری در طول بحران، درسهای ماندگاری را ارائه میدهد.
تأثیرات ماندگار:
- آبراهام لینکلن: اصلاحات سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم قانون اساسی
- تئودور روزولت: سیستم پارکهای ملی، قانون ضد تراست
- فرانکلین روزولت: تأمین اجتماعی، اصلاحات بانکی، قوانین کار
- لیندون جانسون: قانون حقوق مدنی، قانون حقوق رأی، مدیکر، مدیکید
- درسهای رهبری در مورد تابآوری، ارتباطات و مدیریت بحران همچنان در زمینههای مختلف مطالعه و اعمال میشود.
درباره نویسنده
دوریس هلن کرنز گودوین مورخ، زندگینامهنویس و مفسر سیاسی مشهور آمریکایی است. او زندگینامههای تحسینشده چندین رئیسجمهور ایالات متحده را نوشته است و در سال ۱۹۹۵ برای کتابش در مورد فرانکلین و النور روزولت برنده جایزه پولیتزر برای تاریخ شد. کار گودوین فراتر از نویسندگی است، زیرا او بر اساس تحقیقات تاریخی خود سریال های کوتاه تلویزیونی و مستند تولید کرده است. تخصص او در تاریخ ریاست جمهوری و رهبری او را به صدایی قابل احترام در محافل دانشگاهی و مردمی تبدیل کرده است. توانایی گودوین در جان بخشیدن به شخصیت های تاریخی از طریق داستان سراییاش، خوانندگان زیادی را برای او به ارمغان آورده و تحسین های متعددی را برای او به ارمغان آورده است.