بارگیری صفحه

از امام حسین (ع) تا مارتین لوتر کینگ جونیور: تفسیر «وسیله قربانی هدف» در رهبری اخلاقی

همسویی وسیله و هدف

کارکرد «وسیله قربانی هدف» در تحول سازمانی

امام حسین (ع): «من وسیله‌ای هستم برای بقای این ایده؛ اگر به هر قیمت دیگری چند صباح بیشتر عمر کنم و وجدان تاریخ مختل شود، گفتارم و اندیشه‌ام فدا خواهد شد.» 

فداکاری امام حسین (ع) و حفظ وجدان تاریخ: وسیله قربانی هدف

علامه محمدتقی جعفری در کتاب «امام حسین، شهید فرهنگ پیشرو انسانیت» می‌نویسد: از اوایل تاریخ بشر تا حال دیده‌شده است که افراد قوی، ضعفا را از بین می‌برند. به این مسئله نباید جنبه فلسفی داد، بلکه باید علاجش کرد. می‌گویند علاج نمی‌شود، اما دروغ می‌گویند.

تاریخ می‌گوید علاج دارد، تاریخ آن را نشان می‌دهد. ما دیدیم که رادمردانی تمام قدرتشان را در راه استفاده مردم به کاربردند. از نمونه آن رادمردان می‌توان به حسین بن علی (ع) اشاره کرد. حسین بن علی (ع) آن روز اگر واقعاً می‌خواست به زندگانی مادی‌اش برسد، شاید می‌توانست عالی‌ترین زندگی مادی را به دست آورد. می‌توانست بر همه امور مسلط بشود و کاری انجام بدهد و هیچ جراحت و زخمی هم برندارد؛ اما گفت: نه مسئله، مسئله انسان است.

باتوجه‌به این مطلب، آیا حسین بی علی (ع) قدرت خود را درگاه استفاده مردم به کار برده است یا نه؟ در این گذرگاه تاریخ، حسین بی علی (ع) در مسیر چیرگی بر اهداف منظورش این بود که «آنچه هدف است نباید قربانی وسیله شود، بلکه وسیله قربانی هدف است. اگر من به هر قیمتی چند صباح بیشتر زندگی کنم، وجدان تاریخ که جلوه‌گاه مشیت خداوند تعالی است، مختل می‌شود.»

ما که برای حفظ وجدان‌های فردی می‌کوشیم چرا برای حفظ وجدان تاریخ نکوشیم، مگر نه اینکه ما جزئی از همام وجدان تاریخ هستیم؟ اگر یکی از ما سهمی در وجدان تاریخ دارد، باید درباره آن‌هم بکوشیم و سهم خودمان را ادا کنیم. امام حسین (ع) می‌فرماید: «اگر دین محمد (ص) پایدار نمی‌ماند، الا با کشته‌شدن من، باشد پس ای شمشیرها مرا دربرگیرید. اگر بنا شود این کلمه «لا اله الا الله» که جوهر روح آدمی است، قوامش با کشته‌شدن من باشد پس ای شمشیرها مرا در برگیرید. من وسیله هستم. زندگانی من برای بقای این ایده، وسیله است. من حاضر و آماده هستم

حسین بن علی (ع) چند بار به آن‌هایی که اطراف او بودند فرمود که شما آزاد هستید بروید. حتی شب عاشورا، باز این پیشنهاد را تأکید فرمودند. نماز را که خواندند، نشستند و بعد از صحبت مختصری فرمودند که شب تاریک است. من تعهد را از شما برداشتم در مقابل من احساس اجبار نکنید. در این شب تاریک هرکسی می‌خواهد برود. از طرف من مانعی نیست.

ماهاتما گاندی این رهبر فرزانه جزو رهبرانی بود که این حقیقت راستینی که حسین بن علی (ع) در آن قدم گذاشت را می‌دانست و می‌گوید: «این عقیده که هیچ ارتباطی بین هدف و وسیله وجود ندارد، غلط است. ما دقیقاً همان را درو می‌کنیم که می‌کاریم.»

جان استوارت میل: «هیچ جامعه‌ای با ابزارهای خشن به آزادی و عدالت پایدار نمی‌رسد؛ چون ماهیت وسیله، سرنوشت هدف را رقم می‌زند.»

وسیله قربانی هدف در اندیشه گاندی: کوشش کامل، پیروزی حقیقی

وسیله قربانی هدفماهاتما گاندی در کتاب خود تحت عنوان «گزینه گفتارهای گاندی» می‌نویسد: «این عقیده که هیچ ارتباطی بین هدف و وسیله وجود ندارد، غلط است. ما دقیقاً همان را درو می‌کنیم که می‌کاریم.» 

من هرگز بر این اعتقاد نبوده‌ام و اکنون نیز چنین اعتقادی ندارم که هدف توجیه‌گر وسیله است. برعکس، اعتقاد خدشه‌ناپذیر من این است که بین وسیله و هدف ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد، ارتباطی چنان نزدیک که هرگز نمی‌توان با توسل به‌وسیله‌ای ناپاک به هدفی پاک نائل شد.

آن‌ها می‌گویند وسیله، به‌هرحال وسیله است: ولی من می‌گویم «وسیله، همه چیز است». ماهیت وسیله هرچه باشد، ماهیت هدف نیز جز آن نخواهد بود. بین وسیله و هدف هیچ دیوار و مرزی وجود ندارد. «در حقیقت خالق ما فقط اختیار و توانایی به‌کارگیری وسیله را آن‌هم در سطح بسیار محدود به ما عطا کرده، ولی رسیدن به هدف را به‌کلی از حوزه کنترل و اختیار ما خارج ساخته است. تحقق هدف، نسبتی مستقیم با چگونگی وسیله دارد. این گزاره استثناپذیر نیست.»

در همین کتاب در جای دیگر می‌نویسد: «توانایی جسمی سرچشمه قدرت نیست؛ قدرت زاییده اراده‌ای آهنین است. ثبات و پایداری، سحر و جادو نیست. اگر به عقاید خود پایبند باشیم، تضادهایی که به ما نسبت داده می‌شود هیچ آسیبی به ما نمی‌رسانند.

پس هرچقدر هم کار تو بی‌اهمیت باشد تا جایی که می‌توانی آن را به‌خوبی انجام بده. حتی‌المقدور دقت و پشتکار بیشتری داشته باش. گویی این کار مهم‌ترین کار دنیاست. چراکه تو با مسائل کوچک است که سنجیده می‌شوی. چراکه رضایتمندی در کوشش است، نه دررسیدن به هدف. کوشش کامل، پیروزی کامل است.»

 ایمانوئل کانت: «هرگز انسان را تنها به‌عنوان وسیله به کار مگیرید؛ چون کرامت بشری خود هدفی بالاتر از هر غایت دیگر است.»

همسویی وسیله با هدف

وسیله قربانی هدف: اخلاق عدم خشونت در اندیشه مارتین لوتر کینگ جونیور

ازنظر مارتین لوتر کینگ جونیور، اصل اول جنبش حقوق مدنی، عبارت از این بود که وسیله باید به پاکی هدف باشد. هدف چیزی نیست جز ثمره وسیله‌ای که به کار می‌رود و آرمانی که در ذهن پرورانده می‌شود. چنین اعتقادی، از افکار ماهاتما گاندی مبنی بر رد هرگونه تمایز بین هدف و وسیله ریشه می‌گرفت.

چارچوب اخلاقی خود مارتین لوتر کینگ جونیور نیز با اعتقادات ماهاتما گاندی هماهنگ بود، چراکه او هم بر این اعتقاد بود که به‌کارگیری شیوه‌های مخربی برای وصول به نتایج سازنده غیرممکن است و درست به همان‌گونه که در ابتدای مبارزه دراز کردن دست دوستی به‌سوی حریف و تلاش برای متقاعد ساختن او اهمیت دارد، در پایان مبارزه هم رسیدن به آشتی ضروری است.

چنین چیزی مستلزم آماده‌سازی و برنامه‌ریزی است. کینگ چنان به این اعتقاد داشت که نگرانی‌اش از این بود که مبادا موفقیت جنبش حقوق مدنی به ایجاد غرور در سیاه‌پوستان بینجامد. او سیاه‌پوستان را از احساس فاتح بودن بر حذر می‌داشت و وجود چنین احساسی را خطر و خیانتی به اهداف اولیه جنبش می‌شمرد.

مارتین لوتر کینگ جونیور نیز معتقد بود که ماهیت و نوع جامعه آرمانی ما باید در هر قدمی که برمی‌داریم متجلی شود. برای رسیدن به جامعه‌ای عاری از خشونت، باید مفهوم عدم خشونت را تمرین کرد و آن را به کاربرد. این انطباق و همخوانی بخش اساسی مفهومی است که کینگ از «جامعه عزیز» در ذهن داشت.

 

ترتیبی که برای مطالعه مطالب سرفصل «چیرگی بر اهداف» پیشنهاد می شود: