هشت اقدام استراتژیک رهبران در مدیریت منابع انسانی
در مسیر چیرگی در رهبری، قابلیت و توانایی یک رهبر در آفرینش تحرک، پویایی و حفظ روحیه جمعی در ادبیات رهبری و فرماندهی «مدیریت منابع انسانی» نامیده میشود. پیروی از ۸ راهکار زیر در مسیر چیرگی در رهبری کسبوکار و رهبری سازمانی که از کتابها و تجربیات اساتید این هنر برداشت شده، ما را در ایجاد بهترین تحرک گروهی، شور و اشتیاق فراوان در میان افراد سازمان یاری میکند:
گام اول: تیم را حول یک دلیل یا انگیزه خاص متحد کنید وادارشان کنید برای چشمانداز غایی و آرمانی واحد بجنگند.
برای اینکه شور و اشتیاق را در سازمان و افراد خود برانگیزانید تا کمتر به فکر منافع خود و بیشتر به منافع جمعی فکر کنند تنها یک راه وجود دارد و آن این است که زندگی درونیشان را تحتتأثیر قرار داده و انگیزههای درونی و ارزشیشان را به جنبش درآورید.
چنانچه افراد یک تیم دارای پیوندهای روحی و اعتقادات درونی یکسان باشند حالات و هیجاناتشان بهسرعت به یکدیگر انتقالیافته و بقا و موجودیتشان را با کل مجموعه یکپارچه میکنند.
بهترین پیشنهاد این است افراد را از خط مقدم رهبری کنید. اجازه دهید اعضای تیم، شمارا در پشت خاکریزهای دفاعی اهدافتان ببینند و فداکاری و جانفشانیتان را احساس کنند. این کار میل و اشتیاق وصفنشدنی را در آنان برمیانگیزاند تا آنجا که برای رضایت و خشنودی رهبرشان از یکدیگر سبقت میگیرند. پاداش و کیفر را غیرمعمول، اما پرمعنا سازید.
بهتر است این دستورالعمل نظامیان را آویزه گوشمان کنیم که میگویند: «ارتشی که از روحیه و انگیزه نیرومند بهرهمند باشد شگفتی میآفریند و فقدان تجهیزات را جبران میکند.» ازاینرو بود که ناپلئون بناپارت برای ایجاد انگیزه و اشتیاق در سربازانش آنان را «روح جمهوری» نامید. او شخصاً از یگانهای ارتش بازدید و از مجروحان در بیمارستان عیادت میکرد. گرین،رابرت. قوانین مبارزه. مترجم: آل یاسین،محمد رضا (۱۳۹۳)،تهران:هامون. صفحه ۶۳
ست گادین در کتاب قبایل دراینخصوص میگوید: دو چیز لازمه تبدیل یک گروه از افراد به یک قبیله است علایق مشترک و راهی برای برقراری ارتباط. پس رهبر به روشهای زیر میتواند به افزایش اثرگذاری قبیله و اعضایش کمک کند؛ تبدیل علاقه مشترک به هدفی پرشور و میل به فراهمکردن ابزارهایی برای اعضا تا بتوانند ارتباطاتشان را محکمتر کنند و بهکارگیری قبیله برای رشد و بهدستآوردن اعضای جدید.
گام دوم: شکم افراد را سیر نگه دارید.
برای حفظ شور و انگیزه افرادتان باید همواره نیازهای مادیشان را تأمین کنید. اگر احساس کنند که به هر دلیلی از آنان بهرهکشی میکنید تحتتأثیر خودخواهی ذاتیشان بهتدریج از وظایفشان فاصله خواهند گرفت و یا مخفیانه به کارهای دیگری خواهند پرداخت.
بنابراین ضمن اینکه تحتتأثیر ارزشهای انسانی و معنوی، متحد و منسجمشان نگه میدارید اسباب رزقوروزیشان را نیز فراهم کنید؛ اما مراقب باشید که با پرداختهای زیاد و بیمورد، بد عادتشان نکنید؛ فقط باید احساس کنند که شما به رفاه و نیازهای زندگیشان نیز بها و ارزش میدهید. این کار موجب میشود ازتهدل و در باطن در پیشاهنگ پیشروی بوده و برای انجام کارهای بیشتر و بهعهدهگرفتن مسئولیتهای سنگین آمادگی داشته باشند.
گام سوم: در مواقع بحران و سختیها با آنها همراه و سهیم شوید.
هرگاه افراد احساس کنند کارهایی که رهبران و مدیران ردهبالا خود موعظه میکنند؛ اما خود از اجرای آن سرباز میزنند انگیزههایشان فروریخته و از آنهمه شور و اشتیاق و هیجان اثری باقی نخواهد ماند. آنان باید از ابتدا ببیند که شما در خط مقدم حضور داشته و در فداکاری و بحرانها با آن سهیم هستید؛ بنابراین بهجای آنکه از پشتصحنه ناظر رفتارشان باشید، جلوتر از همه حرکت کرده و تشویقشان کنید تا سرعت بگیرند و به شما برسند.
گام چهارم: توجهتان را به انرژی «چی» معطوف کنید.
احساس پوچی و بیهودگی تأثیر مخربی بر «چی» دارد. بیکاری سبب میشود روحیه افراد فروکش کند، شکوتردید در وجودشان رخنه کند و ناخودآگاه راه را برای منافع خودخواهانه باز کند. همینطور که حالت تدافعی و انتظار برای حرکت بعدی دشمن نیز چی را پایین میآورد. برای رسیدن به مقصود نیروهایتان را مشغول کنید، آنها را به جلو سوق داده و مشتاق نبرد سازید. گرین، رابرت. ۳۳ استراتژی جنگ . ترجمه: ایزدی ،مرجان (۱۴۰۰)، تهران: نشر آرایان. صفحه ۲۰۲
اگر رهبری میخواهد نیروهای تحت سرپرستی خویش را به پیروزی برساند، باید آنها را هماهنگ ساخته و به هیجان آورد. اگر آنها خسته و دچار سستی و کسلی شوند نمیتوانند پیروز شوند و در این صورت تاکتیکهای ماهرانه فرمانده نیز تأثیری نخواهد داشت. یک رهبر باید با بخشهایی از روح و روان تیم خود صحبت کند که الهامبخش آنها شود و روحیه تیم را افزایش دهد تا زمانی که آن تیم بهسوی پیروزی قدم بر میدارد باید بتواند بهآسانی آن را لمس کند.
اگر سپاهیان شما شور و اشتیاق کافی را ندارند، دلیلش شما هستید! نگذارید روزگار آنها بدون انرژی و هیجان سپری شود. شما تنها کسی هستید که باید انرژی و هیجان را در رگ آنها به جریان بیندازید و آنها را با تصویری از آینده پیش رو تحتتأثیر قرار دهید. بینش و نگرش شما، تمام چیزی است که از شما رهبری قوی میسازد. شما باید بتوانید آنچه را میبینید به اشتراک بگذارید. زمانی که شما بینش و نگرش کاملی داشته باشید و آنها را بهخوبی منتقل سازید، تیم با شور و انرژی رشد خواهد کرد.
حتی یکلحظه به این نیندیشید که این وظیفه شخص دیگری است که تیمتان را به شور و اشتیاق و هیجان بیاورد. شما رهبر هستید و درنهایت این کار شما خواهد بود که آنان را برای آینده آماده نمایید. اسلوان، مایکل. اصول موفقیت و رهبری برای دنیای مدرن بر مبنای دو کتاب هنر رزم و شهریار. ترجمه: چراغیان ،مهدیه (۱۳۹۸). تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه. صص ۸۱ و ۸۲
گام پنجم: هیجانات افراد را برانگیزانید.
برانگیختن هیجانات، تمام نیروهای نهفته در وجود افراد را برای رسیدن به هدف به جریان میاندازد تا بدانجا که تصمیم میگیرند که به هر ترتیب به خواستهشان برسند.
گام ششم: خشونت و مهربانی را متعادل کنید.
برقراری تعادل بین پاداش و کیفر، شاهکلیدی برای مدیریت و رهبری کارکنان است. پاداش پیدرپی افراد را بدعادت کرده و موجب میشود قدر و ارزشتان را ندانند؛ توبیخ و تنبیه بیش از اندازه هم روحیه کارکنان را تضعیف میکند؛ بنابراین در این زمینه به طور دقیق تعادل و توازن را برقرار کنید.
گام هفتم: از تیمتان یک اسطوره بسازید.
ارتش بهرهمند از روحیه بالا، از آزمونهای مختلف در میدان جنگ سربلند و موفق بیرون میآید. سربازان این ارتش در مبارزات مختلف دوشبهدوش یکدیگر جنگیده و بهخاطر پیروزیهای متعدد اسطوره و جاویدان میشوند.
گام هشتم: نسبت به افراد بهانهگیر بیرحم باشید.
به افراد بهانهگیر و ناراضی فرصت عرضاندام ندهید. در غیر این صورت ترس، آشفتگی و بیقراری در میان افراد را ترویج میدهند. سعی کنید هر چه سریعتر آنان را به جدایی و انزوا سوق داده و از شرشان خلاص شوید. گرین،رابرت. قوانین مبارزه. مترجم: آل یاسین،محمد رضا (۱۳۹۳)،تهران:هامون. صص ۶۵ الی ۷۰
- واژه «چی» به زبان چینی به معنای حیات و زندگی است. چینی ها معتقد هستند که این انرژی باعث میشود تا نظم و تعادل و زمینه ایجاد سایر انرژی ها و یا نیروها برقرار شود. انرژی چی کارکرد نیروی جاذبه، مغناطیس و… را به صورت منظم و دقیق تضمین می کند و همینطور بین انرژی مثبت و منفی، یین و یانگ تعادل برقرار میکند. نیروی چی نیز از قوانین انرژی پیروی می کنید این نیرو نه تولید می شود و نه از بین می رود تنها از جایی به جای دیگر منتقل می شود.
هر ارتشی مانند اسبی است که خلقوخو و روحیه سوارش را نشان میدهد. اگر سوار مضطرب باشد، اضطرابش را از طریق افسار اسب به او منتقل میکند و ازاینپس اسب و سوار هر دو احساسی ناخوشایند خواهند داشت. (جان ویلیامز توماسون جونیور)