رهایی از قلاب ترس؛ کلید رهبری بدون مهار
رویارویی با ترس: چگونه گاندی و کینگ قدرت خود را بازیافتند.
در طول تاریخ بشریت، رویارویی با ترس همیشه بزرگترین ضربه را به آنچه بیشترین ارزش را برای انسانها داشته است زده و خواهد زد. از این جمله بهسادگی میتوان نتیجه گرفت که اگر بهخاطر ازدستدادن جان و زندگیمان در ترس هستیم؟ پس یک خطر و تهدید ساده میتواند کنترل زندگی ما را به دست گیرد.
اگر بهخاطر ازدستدادن داراییهای خود هراسان و مضطرب هستیم؟ پس با کوچکترین خطر و تهدیدی علیه آن داراییها، مهار زندگی خود را از دست خواهیم داد. چهبسا در ترس ازدستدادن جایگاه و منزلت اجتماعی خود هستیم و اینکه دیگران برداشت نادرستی از ما داشته باشند، یا ما را انسانی بد یا حتی ابله و نادان بدانند. این هم یک تله و قلابی دیگر جهت به دام انداختن ما و ازدستدادن تسلط و کنترلمان بر زندگی خویش بدل خواهد شد. اما آنچه این دام و قلاب را از ما جدا میکند بیان این عبارت ساده است: خب که چه؟
زمانی که هیچکسی یا هیچ نیرویی نتواند کنترلی بر زندگی ما اعمال کند، در چنین شرایطی ما قدرت اصیل و ناب خودمان را تجربه خواهیم کرد. زمانی که ما باقدرت تام و بدون هیچ ترس و هراسی عمل کنیم به رهبری مهارنشدنی بدل خواهیم شد. ماهاتما گاندی این انرژی انباشته را نیروی روح یا ساتیاگراها نامیده است.
زمانی که انسانها با یک بافت متحد، مثبت و بدون ترس اقدام به عمل کنند لحظه خطیر تحول و دگرگونی در نظام پوسیده حاکم بر جهان که بر تفکر کهن برتریطلبی استوار است فرا خواهد رسید. هنگامی یک انسان در غایت خویش میتواند به یک رهبر اصیل بدل شود و همانند ماهاتما گاندی بگوید: اگر مرا بکشید، جسم مرا کشتهاید نه روح و فکر مرا، او به آزادی حقیقی رسیده است؛ اما اگر نتوانیم صادقانه به این باور و اعتقاد برسیم و این سخن را باایمان قلبی بر زبان بیاوریم از آزادی حقیقی فاصله بسیاری داریم.
مادام که تصور کنیم ممکن است چیزی را در زندگی از دست بدهیم، باید بدانیم که شخصی هستیم قابلکنترل. بومیان آمریکا ضربالمثلی دارند به این مضمون: چه روز فوقالعادهای است برای مردن! ایمان به چنین جملهای زندگی انسان را دگرگون میسازد. یک رهبر اصیل آماده است تا شخصاً با هر مانعی روبرو شده و کلیه شکستها را قبول کند.
مارتین لوتر کینگ جونیور و ماهاتما گاندی بهخاطر سخنان و اعتقادات خویش متحمل مشقات و رنجهای بسیار شدند. آنها مورد تهدید قرار گرفتند مانع از سخنگفتن آنان شدند، مانع از نوشتن آنان شدند و حتی زندانی گردیدند. این دو رهبر جاودان و بسیاری دیگر از رهبران جاودان جهان درحالیکه مشکلات و رنجهای بسیاری را پشت سر گذاشتند، آموختند که چگونه قدرت خویش را پرورش داده و بکار ببرند. یک رهبر اصیل آماده است تا در برابر موضوعات بهغایت سخت و خشن بایستد. عبدالله، شریف م. عصر ابر بحران و قدرت فرد، گفتاری در باب رهبری اصیل در جهانی آشفته. مترجم: محمد (ایلیایی)، بیژن (۱۳۷۸). تهران:انتشارات آهوان. صص ۷۵ و ۷۶
همانطور که ماهاتما گاندی روزی گفت: میخواهید با من چه کنید؟ جانم را بگیرید؟ پس بگیریدش (و قلاب ترس اینگونه جدا شد). مارتین لوتر کینگ جونیور گفت: شما میخواهید خانواده مرا متلاشی کنید و به مقاومت اجتماعی ما ضربه بزنید؟ خب که چی؟ (و باز قلاب ترس اینگونه جدا شد).
آرتور شوپنهاور: «در این جهان که بازی سرنوشت با انداختن تاس شکل میگیرد، باارادهای آهنین و زرهی پولادین به استقبال ضربتهای سرنوشت روید. زندگی یک جنگ طولانی است و باید در هر مرحله با هم مبارزه کنیم.»
رویارویی با ترس: اجتناب از تفکر بازنده یا برنده
در هر اقدامان در مسیر چیرگی بر اهداف، داشتن تفکر برنده یا بازنده (موفقیت یا شکست) خطرناک است. درواقع، ذهن ما بهجای پیشروی متوقف میشود. احساسات در لحظه بر ما مسلط میشوند. پس بهتر است بیاموزیم که فکر تحسین یا شماتت دیگران را از سر بیرون کنیم. آنچه نیاز داریم، چشمانداز غایی روشن و پویا در مسیر چیرگی در رهبریفردی، رهبری کسبوکار و رهبری سازمانیمان است. هیچچیز تاکنون به پایان نرسیده است، نتیجه تمام رخدادها، تصمیمات و اتفاقات زندگی همواره باقی خواهد ماند و بر بخشهای دیگر سرنوشتمان تأثیرگذار خواهد بود.
برخی پیروزیها، نتیجهای منفی دارد و به هیچ جایی نرسیده است و برخی شکستها مثبت بوده و سبب بیداریمان در آینده میشود. این نوع تفکر مجبورمان میکند تأکید بیشتری بر کیفیت پایاندادن به اهدافمان در مسیر چیرگی در رهبری داشته باشیم. این استراتژی باعث میشود ما به مخالفان، رقیبان و دشمنان خود توجه کنیم، به سویشان گام برداریم و آنها را به متحدان خود تبدیل کنیم. باید بدانیم پیروزی یا شکست موقتی است و آنچه حائز اهمیت است رفتار و نگرش ما در زمان پیروزی یا شکست است. برای مقابله با هزاران چالش زندگی، راحتتر خواهد بود که خود را متعادل نگه داریم. تنها پایان واقعی، مرگ است و هر چیز دیگر موقتی و گذراست. گرین، رابرت. ۳۳ استراتژی جنگ. ترجمه: ایزدی، مرجان (۱۴۰۰). تهران: نشر آرایان. صص۶۱۷ و ۶۱۸
ابن یمین
باش بر احداث روزگار صبور ای دل نیکو شود به صبر، سرانجام کار تو!
راهحل استراتژیک در مسیر چیرگی در رهبری
در مسیر چیرگی در رهبریفردی، رهبری کسبوکار و رهبری سازمانی، رویارویی با ترس مقدمهساز آزادسازی پتانسیلهای درونی هر رهبر جاودانه و اصیل است.
تمرین رویارویی با ترس در مسیر چیرگی بر اهداف
- در مسیر چیرگی بر اهداف، چه زمانهایی از ترس بهعنوان اهرم مثبت استفاده کردهاید؟ این تجربه چطور در قدمهای بعدی دستیابی به سایر اهداف میتواند به کمک شما بیاید؟
- زمانهایی را درگذشته به یاد بیاورید که ترس در نقش اهرم منفی موجب عدم دستیابی شما به اهدافتان شده است، امروزه در آن وضعیت با تجربیات کنونی چطور عمل میکردید؟