از جنگ داخلی تا امپراتوری؛ رمز تحول انگلستان در دوران الیزابت اول
ملکه الیزابت اول: «من قبلاً با شوهری ازدواج کرده ام، به نام پادشاهی انگلستان. (خطاب به مجلس بریتانیا) »
استراتژی «اقتصاد کامل»: راز پیروزی ملکه الیزابت اول بر آرمادا اسپانیا
ملکه الیزابت اول مشهورترین پادشاه تاریخ انگلستان به عنوان یکی از رهبران جاودان جهان شناختهشده است. موفقیتهای روزافزون اقتصادی، شکوفایی بزرگ ادبی و تبدیل انگلستان به اولین قدرت دریایی جهان از ویژگی های بارز دوران سلطنت ۴۵ ساله او هست. اعتبار و افتخار موفقیتهای عصر طلایی انگلستان بهراستی به او تعلق دارد؛ زیرا در آن زمان پادشاهان انگلیس تنها یک رئیس تشریفاتی کشور نبوده و در تمام امور نقش داشتند.
ملکه الیزابت اول به سال ۱۵۳۳ در گرینویچ انگلستان متولد شد. پدرش هنری هشتم هِنری هشتم (Henry VIII of England) زادۀ ۲۸ ژوئن ۱۴۹۱ – درگذشتۀ ۲۸ ژانویه ۱۵۴۷) پادشاه انگلستان، لرد و سپس پادشاه ایرلند، دومین پسر هنری هفتم بود. ، پادشاه انگلستان بود که نهضت رفرماسیون و اصلاحات اصلاحات انگلستان (English Reformation) سلسله اقداماتی که در قرن ۱۶ میلادی معروف به دوره تودور در انگلستان اتفاق میافتد و منجر به جدایی کلیسای انگلستان از حوزه اختیار پاپ و کلیسای کاتولیک میشود. این اقدامات متصل به زنجیره ای از تحولات در اروپاست که با نام اصلاحات پروتستانی شناخته میشود. جنبشی دینی و در حین حال سیاسی که تأثیر بسزایی بر مسیحیت در غرب و مرکز اروپا داشت. را در انگلستان رهبری کرد. وی بعد از درگذشت ملکه ماری اول در سال ۱۵۵۸ در سن ۲۵ سالگی به تخت سلطنت رسید و عموم مردم انگلستان از وی استقبال کردند.
هنگامیکه ملکه الیزابت اول در سال ۱۵۵۸ به تخت سلطنت انگلستان رسید، انگلستان با جنگ داخلی درگیر و به وضعیتی آشفته و نابسامان دچار بود. ملکه الیزابت اول رؤیای ایجاد یک دوره طولانی صلح را در سر داشت که در آن بهآرامی بتواند پایههای انگلیس و بهخصوص اقتصاد آن را بازسازی کند. ازنظر او دولت ثروتمند، حکومتی بانفوذ خواهد بود. از طرفی، جنگ با فرانسه، روابط تیره با اسکاتلند و اسپانیا، وضع بد مالی دولت و از تمام اینها خطرناکتر، تفرقه تلخ و دردناک مذهبی در انگلستان.
در طول ۲۰ سال تمرکز ملکه الیزابت اول بر صنعت و تجارت انگلستان در اواخر دهه ۱۵۷۰ جنگ با اسپانیا وی را تهدید میکرد، چراکه فیلیپ دوم فلیپ دوم (Felipe II) ۲۱ مه ۱۵۲۷ – ۱۳ سپتامبر ۱۵۹۸، یکی از پادشاهان اسپانیا بود. اسپانیا در دوران سلطنت او به اوج نفوذ و قدرت خود رسید. از این رو گاهی این دوره عصر طلایی اسپانیا نامیده میشود. عبارت «امپراتوریای که خورشید هرگز در آن غروب نمیکند» در زمان فلیپ دوم مطرح شد تا منعکسکننده قدرت او و پهناوری سرزمینهای امپراتوری اسپانیا باشد. پادشاه اسپانیا، کاتولیک مذهب بود و وی قصد ازبینبردن آیین پروتستان را در ذهن میپروراند.
ملکه الیزابت اول قبل از هر چیزی، به رفع مشکل اختلاف مذهبی در انگلستان پرداخت. کمی پسازآنکه کنترل امور را در دست گرفت قوانین «تفوق» و «وحدت» را تصویب کرد و مذهب آنگالیکان بهعنوان مذهب رسمی کشور تعیین شد. این کار پروتستانهای معتدل را راضی کرد. علیرغم مخالفتهای پیوریتانها از یک سو و کاتولیکها از سوی دیگر، ملکه الیزابت اول در تمام طول سلطنت خود با استواری و ثبات، سازش و توافق سال ۱۵۵۹ را حفظ کرد.
- ملکه الیزابت اول (Elizabeth I) ۷ سپتامبر ۱۵۳۳ – ۲۴ مارس ۱۶۰۳؛ از ۱۷ نوامبر ۱۵۵۸ تا زمان مرگش در ۱۶۰۳ ملکه انگلستان و ایرلند بود. او گاهی با عنوانهای الیزابت دوشیزه، گلوریانا و ملکه بثنیکو نیز نامیده شدهاست. ملکه الیزابت اول، آخرین شخص از پنج فرمانروای دودمان تودور بود.
ملکه الیزابت اول: «اگرچه جنسیتی که من به آن تعلق دارم ضعیف تلقی می شود، اما برای من سنگی خواهید یافت که بدون باد خم می شود.»
ملکه الیزابت اول: «مردان در جنگ می جنگند. زنان آنها را برنده می شوند.»
دیپلماسی، جاسوسی و کشتیهای کوچک: راز پیروزی ملکه الیزابت اول
اداره سیاست خارجی توسط ملکه الیزابت اول با زیرکی و فراست عمدهای همراه بود. در سال ۱۵۶۰ با امضای پیمان ادینبورگ پیمان اتحاد بریتانیا و اسکاتلند (Treaty of Union) نام موافقتنامهای است که به ایجاد بریتانیای کبیر منجر شد. اتحاد سیاسی میان پادشاهی انگلستان که از پیش ولز را هم دربرداشت و پادشاهی اسکاتلند، از اول ماه مه ۱۷۰۷ رسمیت یافت. با جزئیات این معاهده در ۲۲ ژوئیه۱۷۰۶ موافقت شدهبود، و سپس مقررات جداگانهای از پیمان اتحاد برای تصویب و قانونسازی توسط پارلمانهای انگلستان و اسکاتلند به پیمان منتقل میشد.، زمینه حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات با اسکاتلند فراهم شد. جنگ با فرانسه پایان پذیرفت و مناسبات دو کشور رو به بهبود رفت؛ اما اوضاعواحوال بهتدریج انگلستان را بهسوی یک درگیری با اسپانیا پیش برد. الیزابت تمام تلاش خود را برای اجتناب از جنگ به کاربرد؛ اما افکار کاتولیکی ستیزهجویانه حاکم بر اسپانیای قرن شانزدهم، بروز جنگ بین آن کشور و انگلستان پروتستان را اجتناب ناپذیر میکرد.
شروع شورشی در هلند علیه حکومت اسپانیا مزید بر علت شد، شورشیان هلندی عمدتاً پروتستان بودند و هنگامیکه اسپانیا کوشید شورش را سرکوب کند، ملکه الیزابت به هلندیها کمک رساند. ملکه الیزابت شخصاً تمایلی به جنگ نداشت ولی بیشتر مردم انگلیس و همچنین وزرا و پارلمان به دنبال یک برخورد مسلحانه بودند. بههرحال زمانی که سرانجام آتش جنگ با اسپانیا در دهه ۱۵۸۰ آغاز شد ملکه الیزابت میتوانست روی حمایت قاطعانه مردم انگلیس حساب کند.
حمله به نقاط ضعف دشمن با استفاده از نقاط قوت انگلستان، این پیروزی را برای ملکه الیزابت اول میسر ساخت. نقاط قوت انگلستان نیروی دریایی پرسرعت و کوچک و شبکه جاسوسی دقیق بود. نقاط ضعفشان نیز منابع محدود در تعداد نفرات، سلاح و پول بود. نقاط قوت اسپانیا ثروت فراوان، ارتش و ناوگان عظیم و نقاط ضعفشان ساختار اقتصادی متزلزل، کندی و سنگینی کشتیهایشان بود.
ملکه الیزابت اول به دلیل نداشتن ارتش قوی از جنگ با اسپانیا اجتناب کرد و در عوض با کمکگرفتن از نقاط قوت خود به ضعفهای اسپانیا حمله کرد. حمله به گالئونهای اسپانیایی با کشتیهای کوچک، انتقام ویرانگر از اقتصاد اسپانیا و وقفه اندازی در جنگ از مواردی است که سبب موفقیت ملکه الیزابت اول شد. حتی او توانست شرایط را با کاهش هزینهها کنترل کند و در عوض جنگی پرهزینه برای اسپانیا رقم بخورد. سرانجام نیز با در هم شکستن آرمادا، توانست سد راه فیلیپ برای ورود به کشورش شود. گرین، رابرت. ۳۳ استراتژی جنگ. ترجمه: ایزدی، مرجان (۱۴۰۰)، تهران: نشر آرایان. صفحه ۲۴۵
وی برای نابودی اعتبار فیلیپ در اروپا، سازمان اطلاعاتی پیچیدهای را در آنجا پایهگذاری کرد. فیلیپ قصد داشت با تجهیز ناوگان دریایی خود و تبدیل آن به بزرگترین ناوگان دریایی دنیا به انگلستان حمله کند، اما ملکه الیزابت اول با یک استراتژی اقتصادی کامل، وی را در جنگ آرمادای به معنای واقعی کلمه بزرگترین و مساعدترین نیروی دریایی یک ناوگان از هابسبورگ اسپانیا متشکل از ۱۳۰ کشتی از نوع گالئون میباشد که از لاکرونیا در اوت ۱۵۸۸ با هدف اسکورت نظامی ارتش فلاندرز در جهت حمله به انگلستان تحت فرمان آلونسو پرز دی گوزمن، هفتمین دوک مدینا سیدونیا، بادبان برافراشت هدف استراتژیک از این برنامه، سرنگونی ملکه الیزابت اول انگلستان و به دنبال آن از میان بردن خانواده سلطنتی تودور پروتستان در آن کشور بود، انتظار اصلی و اولیه از این لشکرکشی دریایی، توقف دخالت و آمیزش زبان و فرهنگ انگلیسی در منطقه هلند اسپانیا و جلوگیری از آسیب به منافع اسپانیا توسط انگلستان بود. شکست داد. (از شکست آرمادای اسپانیا بهعنوان یکی از پیروزیهای بسیار کمهزینه در تاریخ یاد شده است.) ملکه الیزابت اول که هزینه نگهداری دائمی ارتش را نداشت، توانست با استراتژی اقتصاد کامل با بزرگترین امپراتوری زمان خود روبرو شود.
ملکه الیزابت اول سالیان متوالی سرسختانه به دنبال ایجاد یک نیروی دریایی قوی برای انگلستان بود. فیلیپ دوم فلیپه دوم (Felipe II) ۲۱ مه ۱۵۲۷ – ۱۳ سپتامبر ۱۵۹۸، یکی از پادشاهان اسپانیا بود.اسپانیا در دوران سلطنت او به اوج نفوذ و قدرت خود رسید. از این رو گاهی این دوره عصر طلایی اسپانیا نامیده میشود. عبارت «امپراتوریای که خورشید هرگز در آن غروب نمیکند» در زمان فلیپه دوم مطرح شد تا منعکسکننده قدرت او و پهناوری سرزمینهای امپراتوری اسپانیا باشد. پادشاه اسپانیا بهسرعت ناوگانی مجهز و بزرگ را برای هجوم به انگلستان ساخته و پرداخته کرد. تعداد کشتیهای اسپانیا تقریباً با ناوگان دریایی انگلستان برابر بود ولی ملوانان کمتری داشتند.
علاوه بر این افراد نیروی دریایی انگلستان بهتر آموزش دیده بودند، کشتی های انگلیسی کیفیت و ساخت بهتری داشته و از قدرت آتش بیشتری برخوردار بودند. نبرد دریایی بزرگ در سال ۱۵۸۸ شروع شد و با شکست کامل اسپانیا پایان یافت. درنتیجهاین پیروزی، انگلستان موقعیت خود را بهعنوان بزرگترین قدرت دریایی جهان تثبیت کرد، موقعیتی که تا قرن بیستم همچنان حفظ شد.
ملکه الیزابت اول درباره مسائل مالی همواره با احتیاط و مدبرانه عمل میکرد و در سالهای اولیه سلطنت او، وضع مالی دستگاه سلطنتی انگلستان بسیار خوب بود؛ اما جنگ با اسپانیا پرهزینه بود و در سالهای پایانی سلطنت او وضعیت خزانه کشور اندوهناک و اسفناک شد. بههرحال اگرچه حکومت تهیدست شده بود ولی کشور بهطورکلی به مراتب از زمان آغاز سلطنت او، ثروتمندتر گردیده بود.
ملکه الیزابت اول: «به کسانی که ایمان و سکوتشان را امتحان نکرده ای راز مگو.»
در تقابل دو رهبر کسبوکار، دو رهبر سازمانی و یا دو رهبر سیاسی، رهبری به چیرگی نهایی میرسد که شناخت کامل از نقاط قوت و ضعف خود و رقبایش دارد.
عصر طلایی الیزابت: وحدت مذهبی و شکوفایی فرهنگی انگلستان
از دوران سلطنت ۴۵ ساله الیزابت (۱۵۵۸ تا ۱۶۰۳) اغلب بهعنوان عصر طلایی انگلستان یاد میشود. برخی از بزرگترین نویسندگان ازجمله ادوارد دوویر (که با نام مستعار نویسندگی ویلیام شکسپیر معروف است) در آن زمان زیستند. ملکه الیزابت اول بدون شک سزاوار افتخار و اعتبار، برای این توسعه فرهنگی هست. او با وجود مخالفت مقامات محلی لندن حامی و مشوّق تئاتر شکسپیری بود. البته در زمینه موسیقی و نقاشی، پیشرفت و شکوفایی قابل مقایسه با ادبیات به وجود نیامد.
عصر ملکه الیزابت اول شاهد ظهور مکتشفین انگلیسی نیز بود. مسافرتهای اکتشافی به روسیه انجام شد، «مارتین فردبیشر سر مارتین فروبیشر (Sir Martin Frobisher) زاده ۱۵۳۵- درگذشت ۲۲ نوامبر ۱۵۹۴؛ ملوان انگلیسی و ناخدایی که برای یافتن گذرگاه شمال غربی سه بار سفر کرد. احتمالاً قبل از ورود به خلیج فروبیشر و پهلو گرفتن در جزیره بافین امروزی، جزیره رزولوشِن را در نزدیکی لابرادور در شمال شرقی کانادا دید. فروبیشر در دومین سفرش چیزی پیدا کرد که به نظرش سنگ طلا بود و ۲۰۰ تُن از این سنگ را با سه کشتی به انگلستان برد و تخمینهای اولیه نشان داد که سود این مقدار سنگ به ازای هر تُن ۵٫۲۰ پوند بود. فروبیشر که مورد تشویق قرار گرفته بود با ناوگان بزرگتری به کانادا برگشت و معدنهای زیادی اطراف خلیج فروبیشر حفر کرد. او ۱۳۵۰ تُن از این سنگ را به انگلستان برد و بعد از سالها گداخت معلوم شد سنگ بیارزشی به اسم هورنبلاند بود. به عنوان ناخدای انگلیسی ثروت زیادی از کشتیهای فرانسوی را تاراج کرد. بعدها به دلیل شکست دادن ناوگان اسپانیایی آرمادا در سال ۱۵۸۸ نشان شوالیه را دریافت نمود.» و «جان دیویس جان دیویس (John Davis) زاده حدود ۱۵۵۰ – درگذشته۲۹ دسامبر ۱۶۰۵ میلادی؛ یکی از دریانوردان پیشروی الیزابت اول ملکه انگلستان بود. او هدایت سفرهای متعددی را بر عهده داشت که منتهی به کشف گذرگاه شمال غربی شد. او همچنین در سفرهای انگلستان و هلند به هند شرقی به عنوان ناخدا و سکاندار کشتی حضور داشت. وی همچنین جزایر فالکلند را در اوت سال ۱۵۹۲ کشف کرد.» سعی کردند تا از طریق شمال غرب راهی بهسوی خاور دور خاور دور یک اصطلاح جغرافیایی جایگزین است که در زبان انگیسی (و برابر آن در بسیاری از زبانهای دیگر) برای اشاره به آسیای شرقی (شامل آسیای شمال شرقی) شرق دور روسیه (بخش آسیای شمالی) و آسیای جنوب شرقی است. آسیای جنوبی نیز گاهی به دلایل اقتصادی و فرهنگی جزئی از آن محسوب میشود.در کل خاور دور به معنای مناطق میدان شرقی آسیا است. بیابند. «سر فرانسیس درک سر فرانسیس دریک (Sir Francis Drake) (۱۵۴۰ –۲۷ ژانویه ۱۵۹۶)؛ دریاسالار، کاپیتان دریا، سیاستمدار و دزد دریایی انگلیسی بود. او در ژانویه ۱۵۹۶ بعد از یک حمله ناموفق در پورتو ریکو درگذشت.او با غارت کشتیهای اسپانیایی که از قاره آمریکا میآمدند اسپانیا را دچار مشکل کرد تا حدی که پادشاه اسپانیا از ملکه الیزابت درخواست سر وی را کرد و بعد از بزرگترین دزدیاش، ملکه الیزابت شخصاً به استقبال او آمد و گفت: پادشاه اسپانیا درخواست سر شما را کردهاست ما هم اکنون وسیله انجام این کار را داریم.سپس او را به لقب سر ارتقاء داد. از او به عنوان بزرگترین دزد دریایی تاریخ نامبرده میشود.» دور دنیا را با کشتی پیمود (از سال ۱۵۷۷ تا ۱۵۸۰) و در مسیر سفر خود در کالیفرنیا پهلو گرفت. همچنین تلاش های ناموفقی توسط «سر والتر رالی سر والتر رالی (Sir Walter Raleigh) زاده در حدود ۱۵۵۲ – درگذشته ۲۹ اکتبر ۱۶۱۸؛ از اعیان و اشراف، نویسنده، شاعر، لشکری، مقرب دربار و کاشف و جهانگرد انگلیسی بود. شهرت او همچنین به سبب معرفی تنباکو به انگلستان میباشد.» و دیگران صورت گرفت تا مستعمرهنشینهای انگلیسی در آمریکای شمالی ایجاد گردد.
مهمترین دستاوردهای ملکه الیزابت اول را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد:
- اولاً؛ انگلستان را بدون خونریزی جدی و ترسناک از مرحله دوم «رفرماسیون» گذراند (برعکس آلمان که طی جنگهای ۳۰ ساله «۱۶۴۸- ۱۶۱۸» بیش از ۲۵ درصد جمعیت آن کشته شدند)؛ و با مرهم نهادن بر زخم دشمنی و دیرینه مذهبی بین پروتستانها و کاتولیکها در انگلستان، موفق شد ملت را یکپارچه و متحد نگه دارد.
- ثانیا؛ سلطنت ۴۵ ساله او (عصر ملکه الیزابت)، عموماً بهعنوان عصر طلایی یکی از بزرگترین ملتهای جهان شناختهشده است.
- ثالثاً؛ در دوران او بود که انگلستان بهعنوان یکی از قدرتهای بزرگ جهان شناخته شد و این موقعیت را برای قرنهای بعد حفظ کرد. اچ. هارت، میشل. تاثیرگذارترینهای تاریخ، شرح احوال و آثار یکصد نفر از موثرترین شخصیتها جهان. ترجمه: آهوئی، محمد حسین(۱۳۷۸). تهران: روزنه. صص ۴۶۳ الی ۴۶۸
ملکه الیزابت اول: «برنج برای نادانان مانند طلا برای زرگران می درخشد.»
رهبری کلیدی و درسهای استراتژیک از الیزابت اول (با کاربردهای قرن ۲۱)
- چشم انداز استراتژیک و برنامهریزی بلندمدت:
- استراتژی ملکه الیزابت اول: او دید روشنی از انگلستان بهعنوان یک کشور قدرتمند و مستقل داشت و اقدامات او اغلب با این هدف بلندمدت هدایت میشد. او همچنین سرمایهگذاریهای استراتژیک بلندمدتی انجام داد که به رشد و شکوفایی کشور کمک میکرد.
- درسآموخته رهبری: رهبران مؤثر باید چشمانداز روشن و برنامه راهبردی برای دستیابی به آن داشته باشند. آنها باید همیشه روی بلندمدت متمرکز باشند و همچنین باید اطمینان حاصل کنند که اهداف کوتاهمدت آنها با استراتژی کلان همسو هستند.
- کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید متفکرانی استراتژیک باشند که بتوانند برای بلندمدت برنامه ریزی کنند و همچنین تغییرات و چالش های آینده را پیش بینی کنند. آنها همچنین باید بتوانند با فرصت های غیرمنتظره سازگار شوند.
۲. سازگاری و عملگرایی:
- استراتژی ملکه الیزابت اول: او استاد سازگاری با شرایط در حال تغییر بود، و همیشه در تصمیمگیری عملگرا بود و منافع دولت را بر همه ملاحظات دیگر ترجیح میداد. او میتوانست چالشهای پیچیده مذهبی و سیاسی را به طرز ماهرانهای پشت سر بگذارد و به خود اجازه نمیداد که بهشدت به هیچ مسیری گره بخورد.
- درسآموخته رهبری: رهبران باید انعطافپذیر باشند و مایل باشند در صورت لزوم برنامههای خود را تنظیم کنند. سفتی نشانه قدرت نیست.
- کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید بتوانند بهسرعت خود را با محیطهایی که بهسرعت در حال تغییر هستند وفق دهند و همچنین باید پذیرای ایدههای جدید باشند. آنها نباید به روشهای قدیمی انجام کارها تکیه کنند.
۳. قدرت ارتباط و بلاغت:
- استراتژی ملکه الیزابت اول: او سخنران با استعدادی بود که میدانست چگونه از لفاظی برای الهام بخشیدن، متقاعدکردن و متحد کردن مردمش استفاده کند. او از کلمات خود برای جمعکردن مردم استفاده استراتژیک میکرد و بهخاطر سخنرانیهای قدرتمند و الهامبخشش شناخته شده بود.
- درسآموخته رهبری: ارتباط مؤثر برای رهبری بسیار مهم است.
- کاربرد قرن۲۱: رهبران باید بتوانند به طور مؤثر، واضح و مختصر با همه ذینفعان ارتباط برقرار کنند و به شیوهای الهامبخش و انگیزه دهنده باشد.
۴. ایجاد اتحاد و مشارکت استراتژیک:
- استراتژی ملکه الیزابت اول: او قادر به ایجاد اتحاد با کشورهای دیگر بود که در خدمت بهبود موقعیت استراتژیک انگلستان و درعینحال تقویت قدرت او بود. او اهمیت ایجاد اتحادها را درک کرد و از این اتحادهای استراتژیک برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرد.
- درسآموخته رهبری: همکاری مؤثرتر از کارکردن بهتنهایی است.
- کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید بتوانند با ذینفعان مختلف همکاری، مشارکت و اتحاد ایجاد کنند و همچنین باید بتوانند روابط سودمند متقابل ایجاد کنند.
۵. بازی برای نقاط قوت و به حداقل رساندن نقاط ضعف:
- استراتژی ملکه الیزابت اول: او با نقاط قوت انگلیس مانند نیروی دریایی، قابلیتهای تجاری و موقعیت جغرافیایی آن بازی کرد و درعینحال نقاط ضعف آن را به حداقل رساند. او در تخصیص منابع خود بسیار استراتژیک بود و بادقت از منابع برای بهترین نتیجه استفاده کرد.
- درسآموخته رهبری: رهبران باید بر به حداکثر رساندن نقاط قوت خود و همچنین بهحداقلرساندن نقاط ضعف خود تمرکز کنند.
- کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید تجزیهوتحلیل SWOT (نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها، تهدیدها) را انجام دهند و بر روی استفاده از نقاط قوت خود تمرکز کنند. همچنین در تلاش است تا نقاط ضعف خود را به حداقل برساند.
۶. تدبیر مالی و مدیریت منابع:
- استراتژی ملکه الیزابت اول: او اهمیت اقتصاد قوی را درک میکرد و در اداره امور مالی عمومی بسیار محتاط و محتاط بود و مراقب بود که بیش از حد خرج نکند.
- درسآموخته رهبری: رهبران باید مطمئن شوند که یک مدل کسبوکار پایدار دارند و باید مراقب باشند که منابع را بیش از حد خرج نکنند.
- کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید همیشه احتیاط کنند و منابع خود را با دقت مدیریت کنند.
۷. پرورش وفاداری و اعتماد:
- استراتژی ملکه الیزابت اول: او توانست از طریق اعمال خود و همچنین سخنانش، وفاداری و اعتماد را از مردم خود کسب کند. او برای ایجاد روابط و جلباعتماد مردمش تلاش کرد.
- درسآموخته رهبری: ایجاد اعتماد برای داشتن یک تیم متعهد و متعهد ضروری است.
- کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید اعتماد را در اولویت قرار دهند و باید با صداقت و درستکاری رهبری کنند. آنها باید همیشه به دنبال ایجاد روابط قوی با همه ذینفعان باشند.
۸. مدیریت تعارض و مخالفت:
- استراتژی ملکه الیزابت اول: او با مخالفتهای داخلی و خارجی قابلتوجهی روبرو بود و در مدیریت مناقشه از طریق دیپلماسی، مذاکره و گاهی از طریق استفاده از نیروی استراتژیک بسیار ماهر بود.
- درسآموخته رهبری: تعارض باید از طریق ابزارهای مشارکتی حل شود.
- کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید مدیریت تعارضات را بیاموزند، و همچنین باید بتوانند راهحلهای برد – برد ایجاد کنند که برای همه طرفهای درگیر سودمند باشد.
۹. درک افکار عمومی:
- استراتژی ملکه الیزابت اول: او با افکار عمومی بسیار هماهنگ بود و میدانست چگونه مردم را جذب کند و آنها را برای حمایت از اهداف خود جمع کند.
- درسآموخته رهبری: هنگام تدوین استراتژیها باید احساسات عمومی در نظر گرفته شود، زیرا هیچ فایدهای برای دنبالکردن اهداف نامطلوب وجود ندارد.
- کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید ارزش ها، نظرات و خواسته های همه ذینفعان را درک کنند و هنگام ایجاد استراتژی باید از این درک استفاده کنند.
۱۰. قدرت تصویر و برند شخصی:
- استراتژی ملکه الیزابت اول: او در پرورش تصویری خاص از یک رهبر قوی و خیرخواه بسیار مراقب بود و این به او کمک کرد تا اعتماد و احترام مردم خود را جلب کند.
- درسآموخته رهبری: رهبران باید برند خود را مدیریت کنند و باید در تمام تعاملات خود معتبر و واقعی باشند.
- کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید همیشه برای ارائه تصویری مثبت تلاش کنند و همیشه باید با اصالت و همچنین با ثبات عمل کنند.
سبک رهبری ملکه الیزابت اول:
- مقتدر و درعینحال کاریزماتیک: او حس قوی اقتدار را با جذابیت و کاریزمای شخصی ترکیب کرد. او توانست اعضای تیمش را وادار کند که عملکرد خوبی داشته باشند، و آنها همیشه با رویکرد الهامبخش او انگیزه داشتند.
- استراتژیک و حساب شده: او هرگز تصمیمات عجولانه نمیگرفت، بلکه در تصمیمگیری بسیار استراتژیک و محتاط بود و همیشه به عواقب بلندمدت اعمال خود فکر میکرد.
- عملگرا و سازگار: او بسیار منعطف و عملگرا بود و مایل بود برنامههای خود را بر اساس موقعیتهایی که در آن فعالیت میکرد تغییر دهد.
- استاد ارتباطات: او سخنور ماهری بود، میتوانست مردم خود را متقاعد کند و الهام بخشد و همیشه در ارتباطات خود، با جمعیت بزرگ و گروههای کوچک بسیار مؤثر بود.
- تمرکز بر منافع ملی: او رفاه ملت را بیش از همه ملاحظات شخصی در اولویت قرار داد.
رهبران مشابه با سبک رهبری ملکه الیزابت اول:
پیداکردن سبک رهبریهای شبیه ملکه الیزابت اول در میان سایر رهبران کامل دشوار است، اما جنبههای سبک رهبری الیزابت اول را میتوان در رهبران زیر مشاهده کرد:
- لی کوآن یو (سنگاپور): او مانند ملکه الیزابت اول چشماندازی بلندمدت برای ملت خود داشت، عملگرا بود و بر ایجاد قدرت اقتصادی تمرکز داشت و درعینحال یک ارتباطدهنده استثنایی بود. او همچنین تمرکز بسیار زیادی بر ساختن کشوری برای موفقیت بلندمدت داشت.
- آنگلا مرکل (آلمان): آنگلا مرکل به دلیل تفکر استراتژیک، عملگرایی، و توانایی رهبری در موقعیتهای پیچیده سیاسی، بسیار شبیه ملکه الیزابت اول و مانند آن، مشهور است. آنجلا همچنین بهخاطر تمرکزش بر ثبات و برنامهریزی بلندمدت معروف بود.
- نلسون ماندلا (آفریقای جنوبی): رویکرد استراتژیک او برای برچیدن آپارتاید، و تأکید او بر آشتی، شبیه به جنبههای رهبری ملکه الیزابت اول است. او همچنین بهخاطر همدلی، تفکر استراتژیک، و بینش بلندمدت و همچنین تواناییاش در القای وفاداری و اعتماد معروف بود.
نتیجهگیری:
زندگی ملکه الیزابت اول یک مستر کلاس در رهبری و استراتژی است. توانایی او برای عبور از چالشهای پیچیده سیاسی، مذهبی و اجتماعی در عین حفظ ثبات و ساختن یک کشور قدرتمند و مرفه، او را به نمونهای تبدیل میکند که هنوز میتوانیم از آن در قرن بیست و یکم درس بگیریم. بامطالعه روشهای او، همه ما میتوانیم تواناییهای رهبری خود را بدون توجه به حوزه خاصی که در آن فعالیت میکنیم، بهبود بخشیم.
ملکه الیزابت اول: «گذشته قابل درمان نیست.»
- راهحل استراتژیک در مسیر چیرگی در رهبری
نتیجه این درسآموخته این است که در تقابل دو رهبر کسبوکار، دو رهبر سازمانی و یا دو رهبر سیاسی، رهبری به چیرگی نهایی میرسد که شناخت کامل از نقاط ضعف و قوت خود و رقبایش دارد. حمله به نقاط ضعف رقیب با استفاده از نقاط قوتمان، استراتژی است که میتواند پیروزی را میسر سازد بهشرط اینکه اجازه ندهیم دشمن از نقطهضعف ما برای پیروزی استفاده کند.