راز جاودانگی رهبری آبراهام لینکلن؛ از کلبه تا کاخ سفید
آبراهام لینکلن؛ پدر اتحاد و آزادی در عصر جنگ داخلی
آبراهام لینکلن (۱۸۰۹-۱۸۰۹) به عنوان یکی از بزرگترین روسای جمهور ایالات متحده به دلیل رهبری وی در طول جنگ داخلی ، تعهد وی برای حفظ اتحادیه و رهایی وی از آمریکایی های آفریقایی تبار ، مورد احترام قرار می گیرد. رویکرد او با خرد ، مقاومت و درک عمیق از ماهیت انسان مشخص شد.
باوجود مرگ زودهنگام آبراهام لینکلن، میراث او هنوز زنده و جاودانه است. در سال ۱۹۲۲ در شهر واشنگتندیسی، کار ساخت بنای یادبود آبراهام لینکلن به پایان رسید. قرار بر این بود این بنای یادبود شبیه پارتنون، پرستشگاهی مشهور در یونان باستان باشد. چراکه یونان باستان زادگاه نخستین حکومت دموکراتیک در جهان است. دورادور بنای یادبود آبراهام لینکلن همانند معبد پارتنون، یک سلسله ستون وجود دارد، ستونهایی که سقف را نگه داشتهاند. تعداد این ستونها در بنای یادبود لینکلن ۳۶ عدد است، هر یک از آنها نماد یکی از ایالاتی است که به هنگام مرگ لینکلن دوباره به اتحادیه پیوستند. نام هر یک از این ایالات بر فراز هر ستون نوشتهشده است.
بنای یادبود آبراهام لینکلن به نماد شجاعت و آزادی تبدیل شده است. این بنا جایگاه برخی از بهیادماندنیترین وقایع تاریخ آمریکاست، ازجمله احتمالاً مشهورترین سخنرانی درباره آزادی پس از دوره جنگ داخلی آمریکا در دهه ۱۹۶۰ طی جنجالی که بر سر حقوق مدنی سیاهپوستان صورت گرفت، پدر روحانی مارتین لوتر کینگ جونیور برای ایراد سخنرانی مشهورش با عنوان «من رؤیایی دارم» بنای یادبود آبراهام لینکلن را انتخاب کرد.
آبراهام لینکلن هنوز هم در نظر بسیاری از مردم آمریکا نماد آزادی بردگان است. وی از کلبههای چوبی به کاخ سفید راه یافت. وی نشان داد که مردم، صرفنظر از تبار، نژاد و محیط زندگیشان، چنانچه شور و اشتیاق داشته باشند که بر سر باورها و عقایدشان بایستند، میتوانند در جهان تغییری به وجود آورند.آبراهام لینکلن در مقام رئیسجمهوری در دوره جنگ داخلی آمریکا نامحبوبترین رئیسجمهور بود که ملت آمریکا تا آن زمان دیده بود. او را آدمی غیرحرفهای، روستایی و احمق میخواندند.
باوجود این، وی دارای مجموعه کاملی از صفات لازم برای رهبری بزرگ بود، صداقت، دلسوزی، شجاعت و بالاخره حسی نیرومند برای تشخیص درست و نادرست. وی به سختکوشی احترام میگذاشت و به اهمیت آموزش و یادگیری ایمان داشت. بالاتر از همه اینها آبراهام لینکلن بلندپرواز بود. هرگز از تلاش برای بهتر کردن شخص خودش و دنیای اطرافش دست برنداشت.
چندین سال پس از پایان جنگ داخلی، فردریک داگلاس برده سابق و از نویسندگان طرفدار الغای بردهداری، عظمت شانزدهمین رئیسجمهور آمریکا و یکی از سرشناسترین رهبران جاودان جهان را چنین خلاصه کرد: «بزرگترین فلسفه زندگی و چرایی او بهانجامرساندن دو چیز بود: نخست آنکه کشور خود را از تجزیه و تخریب نجات دهد، دوم آنکه کشور خود را از دست جنایت بزرگ بردهداری آزاد کند… کمتر اتفاق افتاده است که بصیرت بیکران، کسی را در این جهان پدید آورده باشد که بیش از آبراهام لینکلن برای انجام رسالتش مناسب باشد». هاوگن، برندا. آبرهام لینکلن رئیس جمهور آمریکا در جنگ داخلی.ترجمه جواهر کلام، فرید (۱۳۹۱). تهران: ققنوس. صص ۹۳ الی ۹۵
فردریک داگلاس : «بزرگترین فلسفه زندگی و چرایی او بهانجامرساندن دو چیز بود: نخست آنکه کشور خود را از تجزیه و تخریب نجات دهد، دوم آنکه کشور خود را از دست جنایت بزرگ بردهداری آزاد کند. کمتر اتفاق افتاده است که بصیرت بیکران، کسی را در این جهان پدید آورده باشد که بیش از آبراهام لینکلن برای انجام رسالتش مناسب باشد».
آبراهام لینکلن: «وقتی زمام امور وزارت را رها میکنم، فقط یک دوست برایم باقی میماند و آن در درون خود من است.»
رؤیایی که خود را نوشت: وعده پابرهنهای برای ریاستجمهوری آبراهام لینکلن
نقل میشود روزی نسخه موش خوردهای از کتاب زندگانی جورج واشینگتن به دست آبراهام لینکلن افتاد و این پسر پابرهنه روستایی ساعتها در خیال و اندیشه عملیات نظامی آن رهبر و پیشوای بزرگ غوطهور گردید. مطالعه این کتاب به حدی در روحیهاش تأثیر گذاشت که چند روز بعد، زمانی که به علت برپاکردن جنجال مورد مجازات و تنبیه زنی قرار گرفت و به او میگفت: خوب آبراهام، اگر تو بخواهی همیشه و همهوقت از این کارها بکنی عاقبت تو چه میشود؟ گفت: «شرط میبندم که عاقبت رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا گردم.»
آبراهام لینکلن در هجدهسالگی شغلی در یک مغازه کوچک پیدا کرد، در پانزده مایلی «کنتری ویل» دادگاههایی در فصول مشخصی از سال تشکیل میشد. در آن موقع وی هرگاه فرصتی به دست میآورد صبح زود باعجله خود را به آن محل میرسانید و پس از اینکه تمام روز را درنهایت خوشی به شنیدن اظهارات قاضیان و دادستانها و متهمین میگذرانید هنگام شب به خانه باز میگشت.
ضمناً کتابی به امانت گرفته بود که اسم آن کتاب عبارت بود از: «قانون اساسی تجدیدنظر شده ایالت ایندیانا.» یک روز که به دادگاه رفته بود، دفاع وکیل زبردستی به نام «جان برکزیج» را شنید. هرگز سخنانی به این فصاحت و بلاغت نشنیده بود. زمانی که دادگاه تعطیل شد جلو رفت و دست او را فشار داد. ولی وکیل مزبور بدون آنکه به او اعتنایی کند، گذشت و یک کلمه هم سخن نگفت. سیسال بعد این دو شخص در شهر واشینگتن با هم روبرو شدند و آبراهام لینکلن بهعنوان رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا موفق شد از برکزیج به مناسبت سخنرانی مؤثرش تقدیر کند. مردان خودساخته، زیر نظر: ا. خواجه نوری، موسسه انتشارات امیرکبیر تهران: ۲۵۳۵، چاپ اول: ۱۳۳۵، چاپ دوم: ۲۵۳۵ شاهنشاهی، چاپخانه سپهر، تهران، صفحه ۲۳۹ و ۲۴۰
در ایالات متحده ارزشهای محوری ملی به طور مفصل در بیانیه استقلال و سخنرانی گتیزبورگ بیان شده است.سخنرانی گیتزبورگ Gettysburg speech مشهورترین سخنرانی آبراهام لینکلن (شانزدهمین رئیسجمهور آمریکا و اولین رئیسجمهور حزب جمهوریخواه ایالات متحده آمریکا) در مراسمی در ۱۹ نوامبر ۱۸۶۳ در مکانی به همین نام است که بارزترین ویژگی آن لغو بردهداری، آزادی و برابری مردم آمریکا و ایجاد «دولتی منتخب به دست مردم، متعلق به مردم و در خدمت مردم» بود.
آبراهام لینکلن بهعنوان یکی از رهبران جاودان جهان میبایست برای حفظ ایالات متحده آمریکا بردهداری را نابود میکرد. وی این کار را با اعلامیه آزادی بردگان و متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده به انجام رساند. آبراهام لینکلن شخصاً مسئولیت «بازسازی» را به عهده گرفت و در پی آن بود که هرچه سریعتر کشور را دوباره یکپارچه سازد.
تاریخنویسان بر این باورند که آبراهام لینکلن بر نهادهای سیاسی و اجتماعی آمریکا تأثیری ماندگار بر جای گذاشت؛ بهویژه تمرکز قدرت را در دولت فدرال افزایش داد و از قدرت دولتهای ایالتی کاست. اعتبار او مدیون تعریف وی از مسائل بزرگ و مهم، سازماندهی جنگ داخلی و پیروزی در آن، ازبینبردن بردهداری، تجدیدنظر در ارزشهای ملی، تشکیل حزب سیاسی نوین و حفظ آمریکاست. ترور او در نگاه میلیونها تن از مردم آمریکا شهادت محسوب میشود. کالینز،جیم و پوراس،چری. ساختن برای ماندن،عادتهای موفق شرکتهای آرمانی. ترجمه: توکلی، ریحانه و فرهادی، سمیرا (۱۴۰۰). صفحه ۲۴
آبراهام لینکلن خطاب به مادرش : «شرط میبندم که عاقبت رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا گردم.»
دروس رهبری از آبراهام لینکلن (قابلاجرا در قرن بیست و یکم)
۱.چشمانداز و وضوح اخلاقی:
* درسآموخته رهبری: آبراهام لینکلن دارای دید اخلاقی روشن از یک ملت متحد مبتنی بر اصول برابری و آزادی بود. امروزه رهبران باید ارزشهای روشن و اصول اخلاقی را برای هدایت اقدامات خود بیان کنند.
* مثال: اعتقاد بیبدیل وی به حفظ اتحادیه و تصمیم نهایی وی برای صدور اعلامیه رهایی.
۲. فروتنی و خودآگاهی:
* درسآموخته رهبری: آبراهام لینکلن به دلیل فروتنی و تمایل به پذیرش اشتباهات خود مشهور بود. رهبران باید خودآگاهی داشته باشند و مایل به یادگیری از خطاهای خود باشند.
* مثال: توانایی او در پذیرش انتقاد و تطبیق استراتژیهای خود بر اساس بازخورد.
۳. همدلی و هوش هیجانی:
* درسآموخته رهبری: آبراهام لینکلن توانایی قابلتوجهی در همدلی با دیگران، حتی مخالفان سیاسی خود داشت. رهبران امروز باید احساسات انتخابکنندگان و اعضای تیم خود را درک و ارتباط برقرار کنند.
* مثال: کابینه مشهور “تیم رقبا”، کسانی را شامل میشد که از نظر سیاسی با او مخالفت کرده بودند.
۴. صبر و ترغیب
* درسآموخته رهبری: آبراهام لینکلن یک مذاکرهکننده صبور و ماهر بود که توانست از طریق استدلالهای استدلال و روایت قانعکننده خود دیگران را ترغیب کند. رهبران باید قانعکننده باشند و بتوانند برای دستیابی به اهداف مشترک با گروههای متنوع همکاری کنند.
* مثال: توانایی وی در حرکت در چشمانداز سیاسی و جمعآوری جناحهای متنوع.
۵. مقاومت و پشتکار
* درسآموخته رهبری: آبراهام لینکلن در طول جنگ داخلی با چالشهای فوقالعادهای روبرو شد، اما او هرگز امید خود را رها نکرد. رهبران باید از طریق اشکال و سختیها مقاومت کنند و پایدار باشند.
* مثال: پایداری وی در پیگرد قانونی جنگ باوجود شکستهای اولیه و انتقادات.
۶. تفکر استراتژیک و سازگاری
* درسآموخته رهبری: آبراهام لینکلن یک متفکر استراتژیک بود که مایل به تطبیق برنامههای خود بر اساس تغییر شرایط بود. رهبران باید انعطافپذیر باشند و مایل باشند در صورت لزوم رویکرد خود را تنظیم کنند.
* مثال: سیاستهای در حال تغییر او در مورد رهایی با پیشرفت جنگ، با تغییر جنگ، سازگاری را نشان میدهد.
۷. ارتباطات و قصهگویی
* درسآموخته رهبری: آبراهام لینکلن یک استاد بهتماممعنا در ارتباط بود که میتوانست ایدههای پیچیدهای را به زبانی ساده و قانعکننده منتقل کند. رهبران باید در برقراری ارتباط دیدگاه خود و ارتباط با مخاطبان خود از طریق داستانهای قانعکننده مهارت داشته باشند.
* مثال: سخنرانی او در گتیزبورگ، یکی از قدرتمندترین و تکاندهندهترین سخنرانیهای تاریخ آمریکاست.
۸. تمرکز روی وحدت و فراگیر بودن
* درسآموخته رهبری: آبراهام لینکلن به اهمیت وحدت و فراگیر بودن اعتقاد داشت. رهبران امروز باید تلاش کنند تا تیمهای متنوعی را بسازند که در اطراف یک دید و ارزشهای مشترک متحد شدهاند.
* مثال: تمایل او برای بهبود ملت و تلاشهای وی برای اطمینان از حقوق همه شهروندان.
دروس استراتژیک از آبراهام لینکلن
- چشمانداز بلندمدت: او حتی در صورت مواجهه با چالشهای فوری، بر هدف بلندمدت حفظ اتحادیه متمرکز شد.
- استفاده استراتژیک از قدرت نظامی: او بادقت استفاده از نیروی نظامی را در نظر گرفت و استراتژی نظامی خود را در صورت لزوم تطبیق داد.
- اهمیت همکاری را برای دستیابی به اهداف خود نشان داد.
- انعطافپذیری در مذاکره: او توانست بر اساس اهداف کلی خود، استراتژی مذاکره خود را تطبیق دهد.
سبک رهبری آبراهام لینکلن
سبک رهبری لینکلن را میتوان به شرح زیر توصیف کرد:
* تحولآمیز: او به مردم الهام بخشید تا در آینده بهتر تلاش کنند و تحولات عمیق اجتماعی را به وجود آورد.
* اخلاقی: او بر اساس اعتقادات اخلاقی قوی خود عمل کرد.
* فروتن: او متوسط و خودآگاه بود.
* همدلی: او بهخوبی با مردم ارتباط داشت و احساسات آنها را درک کرد.
* استراتژیک: او میتواند یک چشمانداز را تدوین کند و برای دستیابی به اهداف خود قدم بردارد.
رهبران با شباهت با سبک آبراهام لینکلن
* نلسون ماندلا (آفریقای جنوبی): مانند لینکلن، ماندلا رهبری بود که فروتنی، تعهد به برابری و بخشش را نشان داد و مردم خود را پس از سالها ظلم و ستم به آشتی و وحدت سوق داد.
* مهاتما گاندی (هند): مشابه لینکلن، گاندی یک رهبر اخلاقی بود که بر اصول اخلاقی متمرکز بود. رهبری وی بر فروتنی، پشتکار و شجاعت اخلاقی برای دستیابی به تحولات اجتماعی ماندگار تأکید کرد.
* واسلاو هاول (جمهوری چک): مانند لینکلن، هاول یک رهبر روشنفکر بود که به حقیقت و صداقت متمرکز بود و از اقتدار اخلاقی خود برای ایجاد تغییرات مثبت در ملت خود استفاده میکرد.
نتیجهگیری
رهبری ابراهیم لینکلن درسهای ارزشمندی را برای قرن بیست و یکم ارائه میدهد. تعهد او به اصول اخلاقی، توانایی او در متحد کردن گروههای متنوع و مقاومت بیبدیل وی در دنیای امروز بسیار مرتبط است. توانایی او در برقراری ارتباط مؤثر، سازگاری با شرایط جدید و رهبری باقدرت و فروتنی یادآوری این است که رهبری بیش از قدرت است، همچنین در مورد الهام بخشیدن به یک چشمانداز ملی برای آینده بهتر و عمل با اصل و همدلی است
- راهحل استراتژیک در مسیر چیرگی در رهبری
فداکردن زندگی در راه آرمانهای بشری و درک اهمیت چشمانداز ملی و نقش آن در حیات ملی یک ملت، امری است که صرفاً توسط رهبران جاودان جهان به مرحله ظهور میرسد امری که آبراهام لینکلن بهخوبی آن را برای ملت خویش ایالات متحده آمریکا به یادگار گذاشت.