بارگیری صفحه

رمزگشایی DNA رهبری: چگونه سبک رهبری خود را شناسایی و تقویت کنیم؟

رمزگشایی DNA رهبری مقدمه‌ای بر سبک‌های رهبری

سبک‌های رهبری چیستند؟ مقدمه‌ای بر DNA رهبری اثربخش

  • بخش ۱: تعریف سبک رهبری

  • بخش ۲: اهمیت درک سبک‌های مختلف رهبری

  • بخش ۳: داستان سرایی و مثال دنیای واقعی

  • بخش ۴: یادگیری از هر دو طرف

به پادکست «لیدرشیپ مستری»، خوش آمدید، پادکستی که به باز کردن پتانسیل رهبری شما و ایجاد نتایج استثنایی اختصاص دارد. من حسین علی‌محمدی میزبان شما خواهم بود و خوشحالم که بعد از پایان فصل اول با موضوع «هوش مصنوعی و رهبری شکل‌دادن به آینده، امروز»،  در فصل دوم به موضوع «رمزگشایی DNA رهبری: چرا سبک رهبری مهم است.» خواهیم پرداخت. در جلسات آینده، ما عمیقاً انواع سبک‌های رهبری را بررسی خواهیم کرد و امروز، روی هسته رهبری متمرکز شده‌ایم: درک مفهوم سبک رهبری.

پادکست درک مفهوم سبک رهبری (Leadership styles)

سبک رهبری

درک مفهوم سبک رهبری (مقدمه‌ای بر سبک رهبری)

۱. تعریف سبک رهبری

درک مفهوم سبک رهبری

بهتر است با این سؤال آغاز کنیم، وقتی می‌گوییم «سبک رهبری» دقیقاً صحبت از چیست؟ سبک رهبری را به‌عنوان امضای خود، اثر انگشت منحصربه‌فرد خود به‌عنوان یک رهبر ببینید. سبک رهبری خودمان را می‌توانیم عموماً در ۴ رفتار روزانه خود مشاهده کنیم:

  • رفتار شماره یک، نحوه تصمیم‌گیری ماست. آیا ما فردی مشارکتی و به دنبال نظرات تیم خود هستیم؟ یا تمایل داریم مستقلانه و بر اساس تخصص خود تصمیم بگیریم؟
  • رفتار شماره دو؛ نحوه ارتباطات ماست. آیا در ارتباطات خود مستقیم و قاطع هستیم؟ یا رویکرد همدلانه‌تر و رابطه محور را ترجیح می‌دهیم؟
  • رفتار شماره سه، نحوه تعامل ما باانگیزه است. چگونه به تیم خود الهام می‌دهیم تا به بهترین شکل ممکن ظاهر شوند؟ بر پاداش‌ها و به‌رسمیت‌شناختن تأکید می‌کنیم یا بر انگیزه و هدف درونی تمرکز داریم؟
  • و نهایت رفتار شماره چهار، نگرش ما نسبت به تفویض اختیار است. وظایف و مسئولیت‌ها را چگونه تعیین می‌کنیم؟ مدیریت خرد را ترجیح می‌دهیم یا به تیم خود قدرت می‌دهیم تا مالکیت را در دست بگیرد؟

اساساً، سبک رهبری ما بازتابی از ارزش‌ها، باورها و شخصیت ماست که بر اساس تجربیات و زمینه سازمان ما شکل می‌گیرد. این ابزار اصلی ما، برای به‌دست‌آوردن نتایج است. اما نکته حیاتی این است که سبک رهبری ما ثابت و همیشگی نیست، بلکه مهارتی است که می‌توانیم در طول زمان آن را توسعه داده و اصلاح کنیم. در حقیقت سبک رهبری ما، در مورد خودآگاهی و سازگاری است.

با یک مثال می‌توان این موضوع را تصویرسازی کرد. به یک گلف باز با یک کیسه چوب فکر کنید. یک گلف باز برای هر ضربه، از یک چوب منحصربه‌فرد استفاده می‌کند. یک رهبر ماهر رویکردهای مختلف رهبری را درک می‌کند و می‌تواند رویکرد مناسب را برای یک موقعیت خاص، پویایی تیم و اهداف کلی سازمان انتخاب کند. ما رهبران، مانند شطرنج‌بازها هستیم و همه اعضای تیم، افراد پیاده ما هستند، باید بدانیم که چگونه از آنها استفاده کنیم.

سبک‌های مختلف رهبری را در جلسات بعدی، توضیح خواهیم داد، نقاط قوت و ضعف آنها را بررسی کرده و استراتژی‌های عملی را برای شما ارائه می‌کنیم تا سبکی را که به بهترین وجه برای شما و سازمانتان مناسب است، شناسایی، توسعه و اعمال کنید. به یاد داشته باشید، درک سبک‌های رهبری، یافتن بهترین راه برای رهبری نیست، بلکه به معنای گسترش مجموعه ابزارهای رهبری و تبدیل‌شدن به یک رهبر همه‌کاره و مؤثر است.

۲. اهمیت درک سبک‌های مختلف رهبری

می‌خواهیم در بخش دوم به یک سؤال مهم بپردازیم: چرا درک سبک‌های مختلف رهبری بسیار مهم است؟

با یک قیاس شروع می‌کنیم. تصور کنید یک سرآشپز در سطح جهانی هستید. ممکن است در استفاده از چاقوی سرآشپز، مهارت فوق‌العاده‌ای داشته باشید، اما سعی نمی‌کنید همه غذاها را تنها با استفاده از یک ابزار آماده کنید.  برای ایجاد یک منوی متنوع و رضایت‌بخش به همزن، مخلوط‌کن، فر و در نهایت مجموعه کاملی از ابزارهای آشپزی نیاز دارید.

رهبری هم همین‌طور است. سبک «پیش‌فرض» شما ممکن است چاقوی سرآشپز قابل‌اعتماد شما باشد، اما تنها باتکیه‌بر آن رویکرد، کارایی شما محدود می‌شود. درک طیف کاملی از سبک‌های رهبری به ما امکان می‌دهد تا به طیف وسیع‌تری از ابزارها برای استفاده در موقعیت‌های مختلف دسترسی داشته باشیم.

سازگاری پیشرفته در دنیای عدم قطعیت

اما امروزه چشم‌انداز کسب‌وکارها در نوسان دائمی است. ازاین‌رو رهبران امروزی از برخورد با عدم قطعیت‌های اقتصادی گرفته تا فناوری‌های به‌سرعت در حال تکامل باید چابک باشند. تنها چیز ثابت در دنیای امروزی خود تغییر است. دانستن سبک‌های مختلف رهبری به ما این امکان را می‌دهد که رویکرد خود را با چالش‌ها و فرصت‌های خاص تطبیق دهیم. اگر در بازاری هستیم که حاشیه سود پایینی دارد، به سبک اقتدارگرایانه نیازمندیم، در مقابل، در تجارت خلاق یا بازاریابی دیجیتال، به سبک‌ رهبری دموکراتیک نیازمندیم. بیایید با دو مثال این موضوع را توضیح دهیم.

  • مثال ۱: مدیریت بحران: در یک بحران، یک سبک استبدادی، با تصمیم گیری قاطع، ممکن است برای تثبیت سریع وضعیت، ضروری باشد. با این حال، در دراز مدت، ممکن است برای روحیه یا نوآوری تیم بهترین گزینه نباشد.
  • مثال ۲: محرک نوآوری: هنگام هدایت نوآوری، یک رویکرد دموکراتیک یا حتی سبک رهبری آزادانه، که تیم ما را برای کشف ایده های جدید توانمند می کند، ممکن است موثرتر از سبک رهبری اقتدارگرا باشد.

به حداکثر رساندن عملکرد تیم از طریق رویکردهای مناسب

به این نتیجه رسیدیم که درک سبک‌های مختلف رهبری به طور مستقیم بر نتیجه ما تأثیر می‌گذارد. همه اعضای یک سازمان یک‌شکل نیستند. آنها شخصیت‌ها، انگیزه‌ها و نیازهای متفاوتی دارند. رهبری یکسان برای همه کار نخواهد کرد. افراد مختلف در یک سازمان به رویکردهای رهبری، پاسخ متفاوت می‌دهند.

برای مثال، برخی از اعضای تیم ما در استقلال و مسئولیت‌پذیری رشد می‌کنند. این افراد به رهبری نیاز دارند که آنها را توانمند کرده و فرصت‌هایی برای رشدشان فراهم کند. یک سبک متحول‌کننده ممکن است شوروشوق آنها را شعله‌ور کند. در مقابل افراد فرایندگرا ممکن است ساختار شفاف و فرایندهای کاملاً تعریف شده را ترجیح دهند. برای این افراد، یک سبک رهبری معاملاتی، با انتظارات و پاداش‌های روشن، ممکن است مؤثرتر باشد و یا هنگام استخدام افراد جدید ممکن است به یک کوچ، منتور و  یا حتی یک فرد اقتدارگرا نیاز داشته باشیم تا اطمینان حاصل شود که فرهنگ ما را درک می‌کنند.

با شناخت این تفاوت‌های فردی و تطبیق سبک رهبری خود، می‌توانیم تیمی متعهدتر، باانگیزه‌تر و با عملکرد بالا ایجاد کنیم. ما اساساً در حال کشف پتانسیل‌های پنهان در سازمان خود هستیم.

بهبود حل تعارض و ارتباطات

و در نهایت، شناخت سبک‌های مختلف رهبری می‌تواند به طور قابل‌توجهی حل تعارض را بهبود بخشد. چرا که اغلب، تعارض‌ها به دلیل سبک‌های ارتباطی متفاوت یا رویکردهای رهبری به وجود می‌آیند.

درک *چرا* کسی به شیوه خاصی رفتار می‌کند – آیا این سبک رهبری پیش‌فرض آنهاست؟ کمک‌حال ما برای حل مشکلات پیش رو خواهد بود.  هنگامی که بتوانیم سبک اساسی را که بر رفتار یک نفر تأثیر می‌گذارد تشخیص دهیم، می‌توانیم با همدلی و درک بیشتر به موقعیت نزدیک شویم و راه‌حل مؤثرتری پیدا کنیم.

به‌عنوان‌مثال، اگر یکی از اعضای تیم به طور مداوم تصمیمات ما را عقب بیندازد، آیا این نافرمانی محسوب می‌شود یا رهبری دموکراتیک ذات اوست. تشخیص این موضوع به ما امکان می‌دهد شرایط را مجدداً بررسی و راه‌حل مشترکی پیدا کنیم.

زمانی که رهبران در تمام سطوح سازمان از سبک‌های مختلف آگاه باشند، فرهنگ منسجم و همسوتری را پرورش می‌دهند. این به نوبه خود منجر به بهبود ارتباطات، همکاری و در نهایت نتایج بهتر کسب‌وکار می‌شود. درک سبک‌های رهبری یک مفهوم انتزاعی نیست. این تفاوت بین یک رهبر خوب و یک رهبر عالی است. این کلید باز کردن پتانسیل کامل سازمان، در دنیای پویا و سخت امروزی است.

۳. داستان سرایی و مثال دنیای واقعی

 امروز در بخش سوم پادکست، از تئوری به عمل می‌رویم. می‌خواهیم قدرت داستان‌سرایی و مثال‌های دنیای واقعی را بررسی کنیم تا بفهمیم سبک‌های مختلف رهبری در سنگر شرکت‌های واقعی چگونه عمل می‌کنند.

چرا داستان‌ها اهمیت دارند.

قبل از اینکه به مثال‌های خاص بپردازیم، اجازه دهید به این باور برسیم که چرا داستان‌ها این‌قدر قدرتمند هستند. به‌عنوان رهبر، ما اغلب با مفاهیم و استراتژی‌های انتزاعی سروکار داریم. داستان‌ها زمینه را فراهم می‌کنند و ایده‌های پیچیده را قابل‌درک ر و به‌یادماندنی می‌کنند. آنها به ما اجازه می‌دهند از موفقیت‌ها و شکست‌های دیگران درس بگیریم، بدون اینکه مجبور باشیم همه اشتباهات را خودمان مرتکب شویم.

یک داستان خوب می‌تواند الهام‌بخش باشد، جرقه تفکر انتقادی را برانگیزد و در نهایت باعث ایجاد تغییرات معنادار در سازمان شود. در دنیای کسب‌وکار، یک داستان قدرتمند می‌تواند مؤثرتر از هر فهرستی عمل کند.

مثال ۱: آلن مولالی و چرخش فورد (رهبری تحول آفرین)

بیایید یک مثال واقعی شروع کنیم. داستان آلن مولالی، مدیرعاملی که فورد را تغییر داد. زمانی که او در سال ۲۰۰۶ سکان رهبری فورد را به دست گرفت، فورد در آستانه فاجعه قرار داشت. این شرکت میلیاردها دلار ضرر می کرد، سهم بازارش در حال کاهش بود و فرهنگ سازمانی اش سمی شده بود. آلن مولالی تشخیص داد که یک تغییر اساسی در سبک رهبری مورد نیاز است.

از این رو، یک سبک رهبری تحول آفرین را در فورد به اجرا گذاشت. آلن مولالی زمانی که به فورد پیوست، فرهنگ سیلو و عدم شفافیت را تشخیص داد. او فرهنگ شرکت را از طریق سبک رهبری تغییر داد، سبکی که به شدت بر همکاری، ارتباطات باز و مسئولیت پذیری تأکید داشت. او بررسی هفتگی طرح کسب و کار را ایجاد کرد، که در آن همه آشکارا چالش ها و موفقیت ها را به اشتراک می گذاشتند.

آلن مولالی از نشان دادن آسیب پذیری نمی ترسید و محیطی را ایجاد کرد که دیگران احساس امنیت کنند تا همین کار را ادامه دهند. رهبری تحول‌آفرین آلن مولالی نه‌تنها فورد را از سقوط نجات داد، بلکه باعث احیای این شرکت شد و بار دیگر آن را به یک قدرت جهانی تبدیل کرد. تمرکز او فقط بر روی سودآوری فورد نبود، بلکه روی ایجاد یک فرهنگ‌سازمانی مبتنی بر اهداف مشترک و احترام متقابل بود.

مثال ۲: استیو جابز و اپل (رهبری اقتدارگرا)

حالا بیایید در مورد یک مثال متضاد صحبت کنیم. در اواخر قرن بیستم، استیو جابز درحالی‌که به‌عنوان یک رهبر دارای چشم‌انداز رویاگرایانه مورداحترام می‌گرفت، می‌گرفت سبک رهبری سخت‌گیرانه اغلب تهاجمی‌اش در حد اقتدارگرایی بود نیز شهرت داشت. او یک رهبر پرتقاضا و همیشه تشنه کمال بود. به طور خلاصه استیو جابز می‌خواست همه اعضای تیم، حول یک ایده برای رسیدن به چشم‌انداز سازمان باشند.

این سبک رهبری در آن دوران باعث رشد و نوآوری اپل شد. استیو جابز تعهدی تزلزل‌ناپذیر به برتری داشت و تیمش را برای دستیابی به چیزی که غیرممکن به نظر می‌رسید تحت‌فشار قرار داد. او به دلیل توجه به جزئیات و تمایلش برای به چالش کشیدن خرد متعارف شناخته شده بود. ایده‌هایی جدید انگیزه برای نوآوری، و استانداردهای سازش‌ناپذیر او، صنایع را متحول کرد.

درحالی‌که سبک رهبری استبدادی استیو جابز نتایج قابل‌توجهی به وجود آورد، هزینه‌هایی نیز به همراه داشت. جابه‌جایی زیاد کارمندان، روابط تیره و گاهی اوقات فضای خفه‌کننده، همگی پیامدهای آن بودند. اما به‌سختی می‌توان از پیامدهای مثبت آن چشم‌پوشی کرد.

چرا که در دوره خود به‌خوبی کار می‌کرد، اما ممکن است در محیط امروزی کمتر مؤثر باشد. نکته کلیدی در اینجا این است که اثربخشی سبک رهبری بسیار به زمینه و موقعیت بستگی دارد. آلن مولالی و استیو جابز هر دو رهبران قوی و شناخته شده در دوران خود بودند. بااین‌حال، سبک رهبری صحیح، چیزی است که ما باید روی آن تمرکز کنیم.

بخش ۴: یادگیری از هر دو طرف

به نظر شما، از این مثال‌های متضاد چه چیزی می‌توانیم بیاموزیم؟

  • اول اینکه، یک سبک رهبری درست وجود ندارد. آنچه در یک موقعیت کار می‌کند ممکن است در موقعیت‌های دیگر به طرز بدی شکست بخورد.
  • در درجه دوم: صنعت، فرهنگ شرکت و چالش‌های خاصی که با آن روبرو هستید را در نظر بگیرید.
  • سوم، خودآگاهی کلید موفقیت در انتخاب سبک رهبری است. مؤثرترین رهبران، استاد خودآگاهی و خودشناسی خودشان هستند. آنها نقاط قوت و ضعف خود را درک می‌کنند و سبک خود را در موقعیت‌های متفاوت تغییر می‌دهند.
  • و در آخر، سبک‌های رهبری باید ریشه در ارزش‌های سازمانی داشته باشد.

فراموش نکنیم نمونه‌های آلن مولالی و استیو جابز طیف‌های مختلف سبک رهبری را به نمایش می‌گذارند. درحالی‌که اولی، از همکاری برای ایجاد رشد استفاده کرد، دومی از دیدگاه منحصربه‌فرد خود استفاده کرد. به یاد داشته باشید، رهبری به معنای کپی‌کردن دیگران نیست، بلکه در مورد پذیرش، تطبیق و بهبود است.

در بخش آخر پادکست، به نقطه‌ای رسیده‌ایم که قصد داریم این بینش‌های به‌دست‌آمده را به عمل تبدیل کنیم. دانش چه فایده‌ای دارد اگر آن را به کار نگیریم؟ بیایید نظریه‌های بررسی شده را به نتایج ملموس تبدیل کنیم. از شما می‌خواهم کمی درون‌نگری جدی انجام دهید. فقط منفعلانه به این پادکست گوش نکنید؛ بلکه آن را به دغدغه خود تبدیل کنید.

  1. در قدم اول: 15 دقیقه را به تفکر در مورد سبک رهبری خود اختصاص دهید. تمایلات طبیعی شما چیست؟ نقاط قوت و ضعف سبک رهبری شما چیست؟ بی رحمانه با خود صادق باشید. از همتایان، زیردستان و سرپرستان خود بازخورد بخواهید.
  2. در قدم دوم: به نحوه تأثیر سبک رهبری بر تیم خود توجه زیادی داشته باشید. آنها چگونه به تصمیمات شما پاسخ می دهند؟ چقدر انگیزه دارند؟ آیا الگوها یا مسائل تکراری وجود دارد؟ به داده ها، امتیازات مشارکت کارکنان، نرخ تکمیل پروژه و گردش مالی تیم نگاه کنید.
  3. در قدم سوم: به چالش خاصی که در حال حاضر در سازمان خود با آن روبرو هستید فکر کنید. به طور معمول چگونه با آن برخورد می کنید؟ حال، در نظر بگیرید که چگونه یک سبک رهبری متفاوت ممکن است در آن موقعیت، موثرتر باشد.
  4. در قدم چهارم: یک فرصت کوچک و کم خطر را برای آزمایش یک سبک رهبری متفاوت در این هفته شناسایی کنید. اگر معمولا مستبد هستید، سعی کنید بیشتر تفویض اختیار کنید و اگر اغلب دست و پا بسته هستید، سعی کنید بیشتر درگیر باشید و راهنمایی مستقیم تری را ارائه دهید.

به یاد داشته باشید، این به معنای تغییر کامل شخصیت شما نیست، بلکه در مورد گسترش مجموعه ابزار خود و تبدیل‌شدن به یک رهبر همه‌کاره و مؤثرتر است.

در قسمت دوم سری پادکست‌های سبک رهبری، ما عمیقاً به یکی از رایج‌ترین سبک‌های رهبری خواهیم پرداخت: رهبری اقتدارگرایانه و استبدادی. ما مزایا و معایب آن را بررسی می‌کنیم، نمونه‌های واقعی،  و راهنمایی‌های عملی در مورد نحوه استفاده مؤثر و اخلاقی از آن را ارائه خواهیم داد. آیا رهبری اقتدارگرایانه، هنوز در قرن ۲۱ کاربرد دارد؟ ما به این سؤالات و موارد دیگر پاسخ خواهیم داد.

فراموش نکنید که ما را در پلتفرم‌های کست باکس و شنوتو با عنوان «لیدرشیپ مستری: استراتژی‌هایی برای رهبری در قرن ۲۱ ام» دنبال کنید و مانند همیشه بازخورد شما، برای ما بسیار ارزشمند است. نظرات خود را در مورد پادکست با من به اشتراک بگذارید. می‌توانید از طریق وب‌سایت شخصی و شبکه‌های اجتماعی  با من در ارتباط باشید. خوشحال میشم اگر این پادکست را مفید دیدید آن را به دوستان خود معرفی کنید.

به یاد داشته باشید، رهبری یک سفر است، نه یک مقصد. همان‌طور که پیتر دراکر گفت: “مدیریت، انجام کارها به‌درستی است؛ رهبری انجام کارهای درست است.”

 

فهرستی جامع از سبک‌های رهبری

انواع سبک های رهبری و منابع آنهاسبک‌های رهبری سنتی / کلاسیک

  1. رهبری استبدادی | اقتدارگرا  (Autocratic Leadership): رهبر به طور مستقل و بدون نظر اعضای تیم تصمیم‌گیری می‌کند. تأکید بر کنترل و اطاعت.
  2. رهبری دموکراتیک | مشارکتی  (Democratic Leadership): رهبر اعضای تیم را در فرایند تصمیم‌گیری، درخواست ورودی و بازخورد مشارکت می‌دهد. اجماع را هدف می‌گیرد.
  3. رهبری آزادانه یا تفویضی (Laissez-Faire): رهبر حداقل راهنمایی را ارائه می‌دهد و به اعضای تیم اجازه می‌دهد تا به طور مستقل تصمیم بگیرند و کار خود را مدیریت کنند. سطح بالایی از استقلال.
  4. رهبری بوروکراتیک (Bureaucratic Leadership): رهبر برای هدایت تصمیم‌گیری و حفظ نظم بر قوانین، رویه‌ها و سیاست‌های تعیین شده تکیه می‌کند. تأکید بر انطباق و استانداردسازی.
  5. رهبری پدرانه (Paternalistic Leadership): رهبر مانند یک شخصیت پدر عمل می‌کند و برای اعضای تیم راهنمایی، حمایت و محافظت می‌کند. در مقابل انتظار وفاداری و اطاعت دارد.
  6. رهبری تعاملی (Transactional Leadership): رهبر بر تبادل پاداش و تنبیه با اعضای تیم برای رسیدن به اهداف خاص تمرکز می‌کند. تأکید بر کارایی و عملکرد.

سبک‌های رهبری تحول‌آفرین

    1. رهبری تحول‌آفرین (Transformational Leadership): رهبر با بیان یک چشم‌انداز قانع‌کننده و تقویت حس هدف، اعضای تیم را برای دستیابی به نتایج خارق‌العاده تشویق می‌کند. نوآوری و رشد شخصی را تشویق می‌کند.
    2. رهبری کاریزماتیک (Charismatic Leadership): رهبر دارای شخصیت قوی و مهارت‌های ارتباطی است که الهام‌بخش و جذب‌کننده پیروان است. تأکید بر چشم‌انداز، ارزش‌ها و ارتباط عاطفی.
    3. رهبری خدمتگزار (Servant Leadership): رهبر نیازهای اعضای تیم را اولویت‌بندی می‌کند و بر توانمندسازی آنها برای رشد و موفقیت تمرکز می‌کند. تأکید بر خدمت، همدلی و رفتار اخلاقی.
    4. رهبری اصیل و معتبر (Authentic leadership): رهبر اصیل، خودآگاه و شفاف است و با اعضای تیم اعتماد و اعتبار ایجاد می‌کند. تأکید بر ارزش‌ها، اخلاقیات و روابط مثبت.

سبک‌های رهبری معاصر و تخصصی

  1. رهبری استراتژیک (Strategic Leadership): رهبر بر توسعه و اجرای یک چشم‌انداز بلندمدت برای سازمان، همسویی منابع و قابلیت‌ها برای دستیابی به اهداف استراتژیک تمرکز می‌کند. تأکید بر تحلیل، برنامه‌ریزی و اجرا.
  2. رهبری بین فرهنگی (Cross-Cultural Leadership): رهبر در پیمایش تفاوت‌های فرهنگی و ایجاد روابط با افراد با پیشینه‌های مختلف، مهارت دارد. تأکید بر سازگاری، همدلی و ارتباط.
  3. رهبری موقعیتی (Situational Leadership): رهبر سبک خود را با نیازهای موقعیت و توانایی‌های اعضای تیم تطبیق می‌دهد. تأکید بر انعطاف‌پذیری و پاسخگویی
  4. رهبری تطبیقی (Adaptive Leadership): رهبر به اعضای تیم کمک می‌کند تا با تقویت آزمایش، یادگیری و انعطاف‌پذیری با چالش‌های پیچیده مقابله کنند. تأکید بر حل مسئله و همکاری.
  5. رهبری سطح ۵ (Level 5 Leadership): یک مدل سلسله مراتبی که در آن بالاترین سطح رهبران با تواضع شخصی و اراده حرفه‌ای مشخص می شود و جاه طلبی خود را به جای خود در سازمان هدایت می کند. (ارائه شده توسط جیم کالینز در کتاب از خوب به عالی)
  6. رهبری توزیع شده (Distributed Leadership): رهبری بین اعضای تیم مشترک است و افراد مختلف بر اساس تخصص خود و نیازهای موقعیت رهبری را بر عهده می‌گیرند.
  7. رهبری تیم (Team Leadership): رهبر بر ایجاد یک تیم منسجم و با عملکرد بالا با تقویت همکاری، ارتباطات و اهداف مشترک تمرکز می‌کند.
  8. رهبری کوچینگ (Coaching Leadership): رهبر بر توسعه مهارت‌ها و پتانسیل اعضای تیم از طریق راهنمایی، بازخورد و حمایت تمرکز می‌کند.
  9. رهبری وابسته (Affiliative Leadership): رهبر بر ایجاد روابط قوی و ایجاد یک محیط کاری مثبت و هماهنگ تمرکز دارد.
  10. رهبری تنظیم سرعت (Pace-Setting Leadership): رهبر استانداردهای بالایی را برای عملکرد تعیین می‌کند و از اعضای تیم انتظار دارد که همگام باشند. می‌تواند در دستیابی به اهداف کوتاه‌مدت مؤثر باشد؛ اما می‌تواند منجر به فرسودگی شغلی نیز شود.
  11. رهبری طنین‌انداز (Resonant Leadership) (گلمن، بویاتزیس، مک کی): تمرکز بر هوش هیجانی و ایجاد روابط مثبت برای ایجاد یک محیط کاری هماهنگ و انگیزشی. رهبران با تیم‌های خود در سطح احساسی ارتباط برقرار می‌کنند و اعتماد و الهام را تقویت می‌کنند.
  12. رهبری رؤیایی (Visionary Leadership): بر ایجاد و انتقال یک چشم‌انداز قانع‌کننده برای آینده، الهام بخشیدن به دیگران برای کار در جهت یک هدف مشترک تمرکز می‌کند. رهبران می‌توانند فرصت‌ها را ببینند و تیم‌های خود را برای دستیابی به نتایج بلندپروازانه الهام بخشند.
  13. رهبری خدمتگزار (Servant-Leader): سبک خدمتگزار – رهبری نیازهای دیگران را در اولویت قرار می‌دهد و افراد را قادر می‌سازد تا شکوفا شوند.

سبک‌های رهبری نوظهور (قابل‌انطباق برای جهانی در حال تغییر)

  1. رهبری دیجیتال (Digital Leadership): رهبر به طور مؤثر از فناوری برای هدایت نوآوری، بهبود ارتباطات و ارتقای عملکرد سازمانی استفاده می‌کند.
  2. رهبری چابک (Agile Leadership): رهبر اصول و شیوه‌های چابک را می‌پذیرد، همکاری، سازگاری و بهبود مستمر را تقویت می‌کند.
  3. رهبری تفکر طراحی (Design Thinking Leadership): رهبر از روش‌های تفکر طراحی برای حل مشکلات پیچیده و ایجاد راه‌حل‌های نوآورانه استفاده می‌کند.
  4. رهبری عصبی (Neuro-Leadership): رهبر از بینش‌های علوم اعصاب برای بهبود تصمیم‌گیری، ارتباطات و عملکرد تیم استفاده می‌کند.

 

ماتریس‌ها و ابزارهای کاربردی «رمزگشایی DNA رهبری: چگونه سبک رهبری خود را شناسایی و تقویت کنیم؟»

۱. ماتریس مدل چهار مؤلفه سبک رهبری (تصمیم‌گیری، ارتباطات، انگیزش، تفویض)

جدول زیر مدل چهار مؤلفه سبک رهبری (تصمیم‌گیری، ارتباطات، انگیزش، تفویض) را برای سبک‌های رهبری رایج نشان می‌دهد:

| سبک رهبری        | تصمیم‌گیری | ارتباطات | انگیزش | تفویض اختیار |

|—————–|————|———-|——-|——–|

| سبک رهبری  استبدادی        | ۹          | ۳        | ۴     | ۲      |

| سبک رهبری  کوچینگ          | ۵          | ۸        | ۸     | ۷      |

| سبک رهبری پراگماتیست       | ۷          | ۶        | ۶     | ۷      |

| سبک رهبری تکنوکراتیک        | ۸          | ۵        | ۵     | ۶      |

| سبک رهبری  بوروکراتیک      | ۴          | ۴        | ۳     | ۲      |

| سبک رهبری  خدمتگزار       | ۶          | ۹        | ۹     | ۸      |

| سبک رهبری  چابک           | ۷          | ۸        | ۸     | ۹      |

| سبک رهبری سطح ۵      | ۹          | ۷        | ۹     | ۶      |

| سبک رهبری دیجیتال         | ۷          | ۹        | ۸     | ۸      |

| سبک رهبری  توزیع شده    | ۶          | ۸        | ۷     | ۹      |

| سبک رهبری  اصیل           | ۷          | ۸        | ۸     | ۷      |

| سبک رهبری  کاریزماتیک       | ۸          | ۹        | ۱۰    | ۵      |

| سبک رهبری  تطبیقی         | ۸          | ۹        | ۸     | ۸      |

| سبک رهبری  پوپولیستی       | ۵          | ۹        | ۹     | ۳      |

| سبک رهبری  استراتژیک       | ۹          | ۸        | ۷     | ۷      |

| سبک رهبری  تراکنشی     | ۸          | ۶        | ۵     | ۷      |

| سبک رهبری  تحول‌آفرین | ۷          | ۹        | ۹     | ۸      |

| سبک رهبری  دموکراتیک    | ۵          | ۸        | ۷     | ۸      |

| سبک رهبری  موقعیتی     | متغیر    | متغیر | متغیر | متغیر |

| سبک رهبری  آزادانه      | ۱          | ۲        | ۲     | ۹      |

  • توضیح امتیازدهی:
  • سبک رهبری  استبدادی: تصمیم‌گیری متمرکز و ارتباطات پایین، انگیزش و تفویض ضعیف.
  • سبک رهبری  کوچینگ: تمرکز بر توسعه افراد، ارتباطات و انگیزش بالا، تفویض خوب.
  • سبک رهبری  پراگماتیسم: تمرکز بر نتایج، تصمیم‌گیری و تفویض نسبتا خوب، ارتباطات و انگیزش متوسط.
  • سبک رهبری  تکنوکرات: تمرکز بر تخصص، تصمیم‌گیری بالا، اما ارتباطات، انگیزش و تفویض متوسط.
  • سبک رهبری  بوروکراتیک: تمرکز بر قوانین و رویه‌ها، تصمیم‌گیری، ارتباطات، انگیزش و تفویض ضعیف.
  • سبک رهبری  خدمتگزار: تمرکز بر نیازهای تیم، ارتباطات و انگیزش بسیار بالا، تفویض خوب.
  • سبک رهبری  چابک: تمرکز بر انعطاف‌پذیری و سرعت، ارتباطات، انگیزش و تفویض بالا.
  • سبک رهبری سطح ۵: ترکیبی از فروتنی و اراده قوی، تصمیم‌گیری و انگیزش بالا، ارتباطات خوب، تفویض متوسط.
  • سبک رهبری  دیجیتال: استفاده از فناوری، ارتباطات بالا، تصمیم‌گیری، انگیزش و تفویض خوب.
  • سبک رهبری  توزیع شده: تصمیم‌گیری مشارکتی، ارتباطات خوب، انگیزش متوسط و تفویض بسیار بالا.
  • سبک رهبری  اصیل: صداقت و شفافیت، ارتباطات و انگیزش بالا، تصمیم‌گیری و تفویض خوب.
  • سبک رهبری  کاریزماتیک: نفوذ و الهام‌بخشی، ارتباطات و انگیزش بسیار بالا، اما تصمیم‌گیری نسبتا متمرکز و تفویض کمتر.
  • سبک رهبری  تطبیقی: انعطاف‌پذیری در سبک رهبری، ارتباطات، تصمیم‌گیری و انگیزش بالا، تفویض خوب.
  • سبک رهبری  پوپولیستی: جلب رضایت عمومی، ارتباطات و انگیزش بالا، اما تصمیم‌گیری ضعیف و تفویض بسیار کم.
  • سبک رهبری  استراتژیک: تمرکز بر اهداف بلندمدت، تصمیم‌گیری و ارتباطات بالا، انگیزش و تفویض خوب.
  • سبک رهبری  تراکنشی: سیستم پاداش و تنبیه، تصمیم‌گیری و تفویض نسبتا خوب، ارتباطات و انگیزش متوسط.
  • سبک رهبری  تحول‌آفرین: الهام‌بخشی و ایجاد انگیزه، ارتباطات و انگیزش بسیار بالا، تصمیم‌گیری و تفویض خوب.
  • سبک رهبری  دموکراتیک: مشارکت در تصمیم‌گیری، ارتباطات بالا، انگیزش و تفویض خوب.
  • سبک رهبری  موقعیتی: تغییر سبک بر اساس موقعیت، امتیازدهی متغیر.
  • سبک رهبری  آزادانه: عدم دخالت رهبر، تصمیم‌گیری، ارتباطات و انگیزش بسیار پایین، تفویض بسیار بالا.

نکته: برای درک کامل ماتریس چهار مولفه‌ی سبک‌های رهبری، مطالعه‌ی دقیق و تسلط بر سبک‌های ارائه شده در کتاب ضروری است. پیشنهاد می‌کنیم پس از مطالعه‌ی هر سبک، مجدداً به این ماتریس مراجعه کنید تا درک عمیق‌تری از آن به دست آورید.

۲. ماتریس مقایسه‌ای سبک‌های رهبری کلاسیک و نوین

ماتریس مقایسه‌ای سبک‌های رهبری کلاسیک و نوین به شما کمک می‌کند تا تفاوت‌های کلیدی بین این دو دسته از سبک‌های رهبری را درک کنید. در ادامه، یک ماتریس مقایسه‌ای شامل عناصر کلیدی مختلف آورده شده است.

| ویژگی‌ها          | رهبری کلاسیک                                                          | رهبری نوین                                |

| تعریف           | تمرکز بر ساختار، قواعد و کنترل.       | تمرکز بر مشارکت، همدلی و تفکر نوآورانه.                           |

| رویکرد          | رویکرد سلسله‌مراتبی و اقتدار از بالا به پایین.    | رویکرد مشارکتی و مشاوره‌ای، با تأکید بر تیم‌سازی.                 |

| نقش رهبر | رهبر به عنوان فردی که قدرت را در دست دارد و تصمیمات را اتخاذ می‌کند. | رهبر به عنوان تسهیل‌گر، کوچ، منتور و همکار.|

| ارتباط | ارتباط رسمی و یکسویه، عمدتاً از بالا به پایین.  | ارتباط باز و دوطرفه، تشویق گفت‌وگو و تبادل نظر.                   |

| چشم‌انداز | اهداف کوتاه‌مدت و محوریت بر عملکرد عینی.| اهداف بلندمدت و توسعه‌ای، محوریت بر بهبود مستمر و خلاقیت.|

| شیوه تصمیم‌گیری | تصمیم‌گیری متمرکز، معمولا در سطح بالای هرم سازمانی|تصمیم‌گیری توزیع‌شده، با مشارکت از همه سطوح سازمان. |

| انگیزش | استفاده از پاداش‌ها و تنبیه‌ها به‌عنوان ابزار انگیزش. | استفاده از انگیزش درونی، ایجاد دستاورد شخصی و توسعه شغلی.| | مدیریت تغییر| حفظ وضعیت موجود و تغییرات به شکلی تدریجی و کنترل‌شده.| استقبال از تغییرات و نوآوری، توانایی سازگار شدن با محیط‌های پویا. |

| پراگماتیسم | تاکید بر عمل‌گرایی و کارایی کوتاه‌مدت. | تاکید بر کارایی بلندمدت و تأثیر اجتماعی.  |

| تمرکز بر فرد | کمتر بر نیازهای فردی و عاطفی کارکنان تمرکز دارد. | تمرکز بالایی بر نیازهای عاطفی و فردی کارکنان.  |

| محیط کار | معمولاً محیط‌های رسمی و ساختار یافته.  | نگه‌داشتن محیط‌های غیررسمی و خلاق، با تاکید بر شمول و بازخورد.|

| مدل‌های رهبری | استبدادی، بوروکراتیک، تراکنشی   | تحول‌آفرین، خدمتگزار، مشارکتی، چابک، اصیل، توزیع‌شده |

  • نتیجه‌گیری

این ماتریس مقایسه‌ای به مدیران و سازمان‌ها کمک می‌کند تا درک بهتری از تفاوت‌های کلیدی بین رهبری کلاسیک و نوین داشته باشند و بتوانند سبک رهبری مناسب را بر اساس نیازها و اهداف خاص خود انتخاب کنند. در دنیای امروز، نیاز به رهبری نوین به‌ویژه با توجه به تغییرات سریع بازار و نیازهای نسل جدید کارکنان بیشتر از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

شخصی‌سازی رهبری: از خودآگاهی تا تأثیرگذاری | دکتر سوزان پیترسون | HBR

کشف سبک رهبری با جان مکسول | ویدیویی که دیدگاهتان را عوض می‌کند!

آخرین مطالب و پادکست‌های سبک رهبری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *