کلیدهای ابدیت رهبری پیامبر اسلام
پسر یتیم در میان شنها: ریشههای خودشناسی پیامبر اسلام
حضرت محمد (ص) بهعنوان رهبر مسلمانان جهان و یکی از رهبران جاودان جهان، بعد از مرگ مادرش در ششسالگی و دو سال زندگی با پدربزرگش عبدالمطلب دوباره تنها ماند و چون عمویش توان مالی نگهداری وی را نداشت، مجبور شد خودش برای تأمین معاش خویش کار نماید؛ لذا در دورهای از عمر که اطفال دیگر تمام اوقات خود را صرف بازی میکنند محمد خردسال مجبور شد که تمام اوقات خود را صرف کار برای تحصیل معاش نماید آن هم یکی از سختترین کارها، یعنی نگاهداری گله در گرمای تابستان در صحراهای عربستان.
تحقیق در وضع زندگی پیامبر اسلام هنگام طفولیت نشان میدهد اندیشهای که سبب گردید بالاخره آن طفل یتیم از طرف خداوند برای پیغمبری مستعد شناخته شود از طفولیت در او راه یافت و از همان موقع که محمد در صحراهای گرم عربستان گله میچرانید عادت کرد که در خود فرورفته و فکر کند، چرا که صحرا برای اندیشهکردن و در خود فرورفتن بهترین مکان است.
مذاهب بزرگ گذشته ازاینجهت از صحراهای گرم پدید آمد که صاحبان ادیان فرصت زیاد داشتند که در آن بیابان و صحرای وسیع به خودشناسی و خودآگاهی رسیده و درباره خداوند، راز خلقت و تکلیف سرنوشت بشر تفکر و تأمل کنند. تا انسان مدتی در صحراهای وسیع عربستان به سر نبرده باشد، نمیتواند بفهمد چگونه وسعت و سکوت آن صحراها سبب توسعه فکر میشود و اندیشه را تقویت مینماید.
حتی گیاهان صحراهای گرم عربستان با گیاهان اروپا فرق دارد و در صحراهای گرم نمیتوان گیاهی یافت که عطر نداشته باشد و حتی خار مغیلان صحرای عربستان دارای عطری دلپسند است. پستترین گلهای بی عطر اروپا را اگر به عربستان ببرند و در صحرای گرم آنجا بکارند بعد از دو سه نسل دارای عطر میشود و بوتههای گل اروپا بعد از انتقال به عربستان مبدل به درخت میگردد.
کسانی که در صحراهای عربستان و مشرقزمین زندگی میکردند وقتی که دارای عقیدهای میشدند، اهل ریا نبودند و آن عقیده را برای امور دنیوی نمیخواستند. درهرحال پیامبر اسلام از سن هشتسالگی مجبور شد که برای تحصیل یک قرص نان و چند خرما و یک جامه و یک جفت کفش در صحرا گله بچراند، او هر بامداد از شهر خارج میشد و تا شب بهتنهایی در صحرا به سر میبرد وی نظر به آسمان نامحدود و افق وسیع دشت میدوخت و قبل از اینکه آفتابغروب کند گله را به آبادی برمیگردانید و شب به منزل عمویش ابوطالب میرفت و میخوابید.
قاعده کلی این است که اطفال یتیم قبل از کودکان دیگر دارای رشد عقلی میشوند؛ زیرا کسی آنها را نوازش نمیکند و غبار غم و اندوه را از چهره آنها نمیزداید. هیچ مادر و پدر مهربان، طفل یتیم را در آغوش نمیگیرد که ببوسد و در اعیاد بزرگ کسی برای یتیمان لباس و کفش نو خریداری نمینماید. پسری که نه پدر دارد نه مادر و از ۸ سالگی مجبور است که کار کند و نان بخورد، میفهمد که جز به خود به هیچکس نباید اتکا داشته باشد و چاره مشکلات خود را فقط از خویش بخواهد. ویرژیل گئورگیو، کنستانتین. محمد پیغمبری که از نو باید شناخت. ترجمه: منصوری، ذبیحالله(۱۳۵۵) . تهران: انتشارات امیرکبیر. صص ۴ و ۵
سالها دل طلب جامجم از ما میکرد وآن چه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد
خودت را بشناس تا خدا را بشناسی (حدیث قدسی)
قطع شجره برای ایمان: خودشناسی پیامبر اسلام در هجرت به مدینه
یکی دیگر از نقاط خودشناسی و خودآگاهی در زندگی پیامبر اسلام بهعنوان رهبر مسلمان جهان و یکی از رهبران جاودان جهان زمانی بود که بعد از افزایش شمار مسلمان در مکه، وی تصمیم گرفت به مدینه مهاجرت نماید. در این زمان رؤسای قبایل مکه تصمیم گرفتند پیامبر اسلام را به قتل برسانند و برای اینکه بعداً مسئولیت این قتل متوجه هیچ قبیلهای نشود، دو قبیله قریش با یکدیگر برای این اقدام هماهنگ شدند؛ اما پیامبر اسلام بعد از اطلاع از این اقدام، با کمک ابوبکر از مکه به سمت مدینه خارج شد و حضرت علی برای گمراهی قریش در خانه پیامبر اسلام ماند و هر شب در تخت پیامبر اسلام خوابید تا متوجه ترک وی از خانه نشوند.
آنچه پیامبر اسلام را وادار به تفکر و تأمل مینمود این بود که میدانست از آن روز به بعد، رابطه او با شجره خانوادگی اجداد و خویشاوندانش قطع میشود. درصورتیکه اجداد که مجموع آنها شجره خانوادگی را به وجود میآوردند برای یک عرب بدوی بیش از شناسنامههای امروز ارزش داشت. امروز اگر ما شناسنامه خود را گم کنیم میتوانیم شناسنامهای دیگر به دست بیاوریم؛ ولی وقتی رابطه یک عرب بدوى با شجره خانوادگی قطع میشد کسی بود که علاوه بر هویت، وسیله معاش خود را هم از دست میداد. در واقع شجره خانوادگی و قبیله یکی بود و کسی که رابطه خود را با قبیلهاش قطع مینمود بزرگترین مایملک مادی و معنوی خود را در این جهان از دست میداد.
در حقیقت بزرگترین فداکاری پیامبر اسلام در راه ایمانش همین بود که رابطه خود را با قبیلهاش قطع کرد و از مکه بهطرف مدینه مهاجرت نمود. محمد ارهای به دست گرفت و برای پیشرفت اسلام، شجره خانوادگی خود را قطع کرد و وقتی آن درخت قطع شود نه اجداد راه زندگی را به عرب بادیه میآموزند و نه خویشاوندان دستش را میگیرند. ویرژیل گئورگیو، کنستانتین. محمد پیغمبری که از نو باید شناخت. ترجمه: منصوری، ذبیحالله(۱۳۵۵) . تهران: انتشارات امیرکبیر. صص ۱۵۴ الی ۱۵۷
- راهحل استراتژیک در مسیر چیرگی در رهبری
اعتقاد و ایمان به فلسفه زندگی و چرایی به رهبران جاودان جهان این نیرو را میبخشد که بتوانند از تمام داراییها، داشتهها و انگیزههای بیرونی صرفنظر کنند تا به چشمانداز غاییشان با چیرگی بر اهداف دست یابند. برای نیل به این مقصود مطمئن شوید که در مسیر چیرگی در رهبریفردی، رهبری کسبوکار و رهبری سازمانی خود، اعتقاد راسخ و ایمان محکم به فلسفه زندگی و چرایی خود دارید.