بارگیری صفحه

آتاتورک و فنون رهبری بی‌زمان: درس‌هایی برای امروز و فردا

راز جاودانگی رهبری کمال آتاتورک

رازهای رهبری ماندگار آتاتورک: از انقلاب تا دولت‌سازی

آتاتورک

تولد جمهوریت ترکیه: از طرح مخفی آتاتورک تا تصویب قانون اساسی

مصطفی کمال آتاتورک در دوران کودکی، بیرون مدرسه با هم‌کلاسی‌هایش تمرین بحث و مناظره می‌کرد. آن‌ها اغلب به ابتکار مصطفی کمال، به مسابقه سخنرانی می‌پرداختند. او موضوع را انتخاب می‌کرد و هر کس باید در طول زمان معینی که او نظارت می‌کرد درباره آن موضوع سخن می‌گفت. خود او در این تمرین‌ها رفته‌رفته در راستای قانع‌کردن مخاطبین خودش، توانمندی مقتدرانه‌ای را کسب کرد.

بااین‌همه او هنوز از نظر سیاسی، در آستانه تجربه‌های گسترده قرار داشت. در آن میان ذهن خود را درگیر افکار و عواطفی می‌دید که هنوز آن‌ها را به‌درستی درک نمی‌کرد، افکار و عواطفی که سرچشمه عذاب‌های گسترده وجدان سیاسی مردی جوان به شمار می‌رفتند. باگذشت زمان، جاه‌طلبی‌های شخصی مصطفی کمال آتاتورک و عشق او به وطنش درهم‌تنیده شدند و او به این تشخیص آگاهانه می‌رسید که شاید خود بتواند در جهت نجات و بازگرداندن احترام وطنش، کاری انجام دهد.

مصطفی کمال آتاتورک در زمانی زندگی می‌کرد که واکنش‌های مستبدانه، سدی بر سر راه پیشرفت‌های آزادی‌خواهانه بودند. از زمان انقلاب فرانسه که او اکنون درباره آن دانشی به دست آورده بود، امپراتوری عثمانی حرکتی ناهموار، اما دائمی را از یک حکومت مذهبی قرون‌وسطایی به‌سوی دولت مدرن مبتنی بر قانون اساسی طی کرده بود.

در سراسر قرن نوزدهم هرچند با تأخیر و توقف‌هایی، شکلی منسجم به خود گرفته بود. به‌خصوص که سلطان جوان و تحصیل‌کرده عثمانی به نام عبدالمجید، با صدور «فرمان تنظیمات»  در سال ۱۸۳۹ و شروع دورۀ اصلاحاتی به سبک مغرب‌زمین، حقوق ملت را پذیرفته و تأئیدکرده بود.

در سال ۱۹۱۵ در پی حمله نیروهای متفقین بهامپراتوری عثمانی به کرانه‌های آری بورنیو سدالبحر، مصطفی کمال آتاتورک سریع فرمان حمله داد. در همان حال وی هنگ‌های دیگر لشکر نوزدهم را به آری بورنی هدایت کرد و فرماندهی هنگ ۲۷ را که قبلأ در آری بورنی مستقر کرده بود شخصاً بر عهده گرفت و بر شدت حمله افزود. آتش جنگ سراسر شب نیز همچنان ادامه داشت. نهایت، دشمن تا آخرین صخره‌های کرانه عقب‌نشینی کرد.

مصطفی کمال آتاتورک می‌خواست دشمن را به دریا بریزد، اما دشواری شرایط زمینی منطقه، مانع از انجام این هدف توسط وی شد. از سوی دیگر در تاریکی شب پیشروی آسان نبود و نیز پیوسته نیروهای تازه‌نفسی به یاری دشمن از دریا فرار می‌رسید.

بااین‌همه آتاتورک پیروز شده بود و با یک تیر، دو هدف را به سرانجام رسانده بود، یکی با حفظ مواضع مهم فلات قوجاچمن، هم نقش دشمن را در مورد حاکم شدن بر بغازها  باطل کرده بود و هم شالودۀ ی دفاع داردانل  را ریخته بود.

در دستوری که به‌عنوان فرمانده نیروهای آری بورنی به سربازان خود صادر کرده بود، آتاتورک چنین می‌گفت: «من نمی‌گویم که حمله کنید فرمان من این است: به‌ پیشواز مرگ بروید. تا آن دم که مرگ فرارسد، پس‌ازآن نیز کسانی پیدا خواهند شد که جای خالی ما را پر کنند». پیروزی که در آن روز به دست آمد محصول قدرت ارادۀ آتاتورک بود.

خصوصیات اخلاقی مصطفی کمال آتاتورک، تخمین سریع و صحیح مواضع طرفین، اخذ تصمیم در‌اسرع‌وقت، نشان‌دادن انرژی در اجرای دقیق تصمیمات و قبول مسئولیت عملیات خود بود، همه این موارد نشان می‌داد که او فرماندهی شایسته و قابل‌تحسین است.

آتاتورک: «بهترین افراد انسان‌هایی هستند که بیشتر از خود، به جامعه‌ای که منسوب آن هستند فکر می‌کنند و در راه دارائی و خوشبختی آن، جان خود را فدا می‌کنند.»

آتاتورک برای ترکیه به‌عنوان یک دوست قابل اعتماد برای مغرب‌زمین بود. سربازی که در وجود آتاتورک می زیست، توانست کشورش را از خطر نابودی نجات دهد و باوجود نقشه‌های مختلفی که نیروهای اروپایی برای ترکیه داشتند، کاری کند که از هیچ مرد دیگری ساخته نبود. او بدین شکل، چهره تاریخ کشور خود را تغییر داد.

پدر ملت ترک در کلام استالین و رسول‌زاده: فرمول رهبری ماندگار

محمدامین رسول‌زادهآتاتورک - محمد امین رسول زاده در کتاب «خاطراتم با استالین از دوران انقلاب» می‌نویسد: «هنگام صحبت در باب انقلاب‌های ملل شرق به‌خصوص ترکیه، در قطار ازنظر استالین در باب مصطفی کمال آتاتورک نیز خبردار شدم.

به نظر وی بنا به یک‌سری اصول عمومی، سیاستمدارانی که استراتژی و دیپلماسی را با سخنان خویش رام می‌کنند، قابلیت تبدیل‌شدن به دولتمردانی بزرگ را دارا نیستند، اما از نگاه استالین آتاتورک استعداد و قابلیت بدل‌شدن به دولتمردی بزرگ و انسانی انقلابی را دارا بود.

استالین که در باب نظمی عمومی در عصر نوین مبنی بر عدم کامیابی دولت، بدون وجود مجلس ملی که تمثیل‌گر حقوقی، سیستم اداره کشور است، صحبت می‌کرد در باب آتاتورک گفت:

«دوستان جوان آتاتورک در موقعیت‌های مختلفی که با مخالفت مجلس ملی مواجه می‌شدند، بی‌صبری نموده و به آتاتورک پیشنهاد تصرف مجلس را می‌دادند؛ اما آتاتورک با این پیشنهادها با احتیاط برخورد نموده و از انجام آن اجتناب می‌کرد.»

آتاتورک برای ترکیه به‌عنوان یک دوست قابل‌اعتماد برای مغرب‌زمین بود. سربازی که در وجود آتاتورک می‌زیست، توانست کشورش را از خطر نابودی نجات دهد و باوجود نقشه‌های مختلفی که نیروهای اروپایی برای ترکیه داشتند، کاری کند که از هیچ مرد دیگری ساخته نبود. او بدین شکل، چهره تاریخ کشور خود را تغییر داد.

درعین‌حال، دولتمردی که در وجود او زندگی می‌کرد توانست پذیرش همه آن کشورها را بر اساس استقلال و تساوی به دست آورده و موجب شود که کشور او عاقبت به عضویت اتحادیه آتلانتیک شمالی درآید و با غولی که در مقابل روسیه، این دشمن همیشگی ترکیه ساخته می‌شد همکاری کند و در جهان‌ همیشه در حال تغییر خاورمیانه به‌عنوان عنصر ثبات ظاهر شود. چنین بود دستاوردهای زندگی مصطفی کمال، پدر مردم ترک.

آتاتورک به‌راستی پدر ترک‌ها است. آن ترکیه که هم‌اکنون بر روی نقشه جهان است تنها مجموعه کوچک و درهم‌فشرده‌ای از بازمانده‌های لحاف چهل‌تکه امپراتوری عثمانی هست که آفریده خود آتاتورک است. اگر او نبود همین تکه باقیمانده یا در شکم امپراتوری‌های اطرافش هضم می‌شد و یا حداکثر به‌عنوان یکی از مناطق آن‌ها درمی‌آمد.

او توانست از ساکنین این سرزمین یک ملت به وجود آورد، به این ملت حس، وطن‌پرستی بدمد و برایش احترام بین‌المللی ایجاد کند. بعلاوه، او به این ملت یک نظام سیاسی‌ ماندگار هدیه نمود؛ و از میان ترک‌ها انسان جدیدی را قالب‌ریزی کرد که می‌توانستند از طریق آموزش و سرمشق قراردادن اروپائیان، در تمدن معاصر کنونی جایی برای خود داشته باشند؛ اما مهم‌ترین آفریده آتاتورک، اسطوره خود او بود.

او به شخصیتی اسطوره‌ای تبدیل شده بود آن گونه که مثلاً یک پسربچه، پس‌ ازاین‌که آتاتورک با او دست داده بود، حاضر نشده بود تا هفته‌ها دست خود را بشوید مبادا کرامتی که از آتاتورک به او رسیده بود از بین برود. از یک زن پیر روستایی پرسیده بودند چند سال دارد و او گفته بود «من هفده‌ساله‌ام» و توضیح داده بود که «زندگی واقعی من از زمانی شروع شد که در جریان جنگ استقلال، آتاتورک را به چشم خود دیدم».

کلام او برای جوانان کشورش کلامی مقدس محسوب می‌شود و رفتار و اعمالش ماهیتی اسطوره‌ای یافته و او را تبدیل به نمادی کرده بود که لازم است برای چندین نسل «آرمان ملی» ترک‌ها را تعریف کند. کلمات و رفتارهای او به جوانان کشور، حسی از تازگی و مددی واقعی برای زندگی پر مبارزه که باید صرف ریختن شالوده‌های نوین فردا ترکیه شود به شمار می‌رود.

او این‌همه را درزمانی اندکی بیش از ۱۰ سال انجام داد و برای این کار به جاه‌طلبی شخصی‌اش تکیه کرده بود که با گذر از معبر وطن‌دوستی و بر بنیاد یک انرژی و اراده کم‌نظیر، انجام این کار بزرگ را ممکن ساخته بود. در او ترکیب نادری از خلقیات مشرق‌زمین و ذهنیات غربی در‌همآمیخته بود.

آتاتورکدر نهایت وی در کران افق شهر آنکارا بر قطعه زمینی صاف، در عمارتی عظیم سر به فک کشیده به‌طرف تپه‌های زیبای اطراف شهر در حال‌نگران از آینده، آرامیده است. خطوط و اشکال متناسب این بنا، چون اراده مردی که در آغوش خود گرفته با‌صلابت و استوار است.

آن دولتمرد بیگانه که از طریق تشریفات تاج‌گل نثار این آرامگاه می‌کند و آن روستایی آشنا که مشتی گل بر این خاک می‌ریزد، ممکن است هر کدام احساسات گوناگون و متفاوت داشته باشند.

ولی آنچه قطعی است این‌ است که هر دو در این حال، یک احساس مشترک هم دارند و آن، احساس شگفتی و احترام است؛ زیرا نه‌تنها این ستون‌ها که از خارۀ سنگ‌های تیره ساخته شده، بلکه شهری تازه‌ساخت که از میان این ستون‌ها نمایان است و نیز ملتی که در این شهر و دیگر شهرهای ترکیه زندگی می‌کنند، همه‌ یادبود بزرگ مصطفی کمال آتاتورک ناجی ملت و بنیان‌گذار جمهوری ترکیه است.

آتاتورک به‌راستی پدر ترک‌ها است. آن ترکیه که هم‌اکنون بر روی نقشه جهان است تنها مجموعه کوچک و درهم فشرده ای از بازمانده‌های لحاف چهل تکه امپراتوری عثمانی هست که آفریده خود آتاتورک است. اگر او نبود همین تکه باقیمانده یا در شکم امپراتوری های اطرافش هضم می‌شد و یا حداکثر به‌عنوان یکی از مناطق آن‌ها درمی‌آمد.

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

چشم‌انداز رهبری آتاتورک: تاسیس جمهوری مدرن ترکیه

چشم‌انداز رهبری آتاتورکفکر ایجاد جمهوری مدرن ترکیه در طول تابستان و هنگامی‌که هنوز کنفرانس لوزان برقرار بود در ذهن مصطفی کمال آتاتورک شکل قطعی خود را یافت. این مورد نمونه ای از چشم‌انداز رهبری آتاتورک است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

او طرح اولیه قانون اساسی جمهوری ترکیه را تهیه کرده و محرمانه به «سید» که وزیر دادگستری‌اش بود و در امر انحلال سلطنت و امور حقوقی دیگر نیز به او مشورت داده بود، واگذار کرد. سید، اصول مطرح‌شده در این نسخه اولیه را ازنظر حقوقی درست دانست و متن را با برخی تغییرات پیشنهادی به او ارجاع داد. آتاتورک هم آن را تا فرارسیدن زمان امضای قرارداد صلح نگه داشت. حال با امضاشدن قرارداد صلح، زمان آن بود که فکر خود و متن تهیه‌شده را با یاران نزدیکش مطرح کند.

او در یک مهمانی شام در چانکایا منطقه‌ای در شهر آنکارا که «فلیح رفیکی» و چندتن از روزنامه‌نگاران مورداعتمادش نیز حضور داشتند، برای حضار گفت که مدتی است مشغول خواندن تاریخ انقلاب کبیر فرانسه بوده است و در مورد عبارت «ریپوبلیک» که در ترکی به «جمهوریت» ترجمه می‌شود یادداشت‌هایی برداشته است. سپس دستور داد فرهنگ لغتی را بیاورند تا معلوم شود معنای واقعی این واژه چیست. در فرهنگ آمده بود که این کلمه به معنای «انتخاب عمومی» است.

چشم‌انداز رهبری آتاتورک

سپس بحثی در مورد معنای دقیق این واژه درگرفت و در اواخر بحث بود که کمال آتاتورک طرح خود را توضیح داد که هنوز کامل نشده و باید کار بیشتر روی آن صورت بگیرد، مطرح کرد و از دوستانش درخواست کرد که آن را در میان خود به بحث بگذارند تا در وقت مناسبی در حزب مطرح شود. یکی از حضار پرسید «آیا پس از این‌که شما رئیس‌جمهور شدید همچنان رئیس حزب هم باقی خواهید ماند؟»

آتاتورک با برقی در نگاهش پاسخ داد: «اگر بین خودمان بماند، بله»؛ اما وقتی شخص دیگری با اشاره به طول مدت ریاست‌جمهوری، از او پرسید که «آیا شما برای همه عمر رئیس‌جمهور خواهید بود؟» باادب نسبت به طرح این پاسخ اعتراض کرد.

خبر به‌سرعت پخش شد و همچنان که مطبوعات آن را به‌عنوان «اخبار شنیده‌شده» نقل می‌کردند، مصطفی کمال آتاتورک اهداف واقعی خود را طی مصاحبه‌ای با یکی از روزنامه‌های وین در اتریش به نام «نشریه آزادی نو» برای دنیا فاش کرده و توضیح داد که «ترکیه هم‌اکنون هم جمهوری است و فقط این نام را بر خود ندارد».

نخستین ماده‌قانون اساسی جدید، جمهوریت را تعریف کرده و اعلام می‌داشت که «حاکمیت کشور از آن ملت است»؛ و ماده دوم بیان می‌داشت که «تنها نماینده ملت، مجلس شورای ملی است».

او در این مصاحبه گفت: «با جمع این دو ماده است که ما به یک واژه واحد می‌رسیم که جمهوریت باشد… در مدت‌زمان کوتاهی شکل حکومتی ترکیه که هم‌اکنون تحقق‌یافته است به‌وسیله قانون تصویب خواهد شد و همان‌گونه که جمهوری‌های مختلف اروپا و آمریکا با همه تفاوت‌های ظاهری در گوهر یکی هستند، تفاوت جمهوری ترکیه با سایر جمهوری‌ها نیز صرفاً تفاوتی ظاهری است».

پارلمان جدید ترکیه در آن زمان از پارلمان نخست، جوان‌تر و خوش‌فکرتر بود و با تعریفی که آتاتورک از پارلمان داشت و آن را «مجمع روشنفکران» می‌خواند مطابقت می‌کرد. بااین‌همه، فکر جمهوریت آن‌قدر ناآشنا بود که جریانات مخالفت را از راست و چپ مجلس برمی‌انگیخت. نمایندگان سرسختی که با هرگونه تغییر شدید مخالفت کرده و می‌کوشیدند به هر قیمت که شده قدرت خلافت را حفظ کنند.

یا گروه دیگری که می‌گفتند اگر کشور جمهوری شود لازم است که خلیفه رئیس‌جمهور باشد هم‌صدا شدند؛ برخی از نمایندگان مترقی بیشتر نگران توازن قوا بودند؛ برخی به ایجاد یک سلطنت مشروطه تمایل داشتند و خلیفه را چنین پادشاهی می‌دیدند؛

برخی هم جمهوری‌خواه بودند اما خواست خود را مشروط به این می‌کردند که یک جمهوری دموکراتیک بر بنیاد مدل‌های غربی فرانسه و یا آمریکایی به وجود آید، چراکه می‌ترسیدند جمهوریت در دستان کمال آتاتورک تبدیل به دیکتاتوری خاص از نوع جمهوری‌های آمریکای جنوبی و اتحاد جماهیر شوروی شود.

در این نابسامانی کمال آتاتورک تصمیم گرفت دست به عمل بزند و برای این کار چندتن از دوستان خود و ازجمله عصمت و فتحی را برای شام به چانکایا دعوت کرده و هنگام صرف شام به آن‌ها گفت: «ما فردا اعلام جمهوریت خواهیم کرد!» کسی با او مخالف نبود. کمال در مورد تاکتیک‌هایی که باید اتخاذ شود برای علی‌فتحی‌اوکیار و همکارانش توضیحاتی داد و مجلس شام تمام شد.

آنگاه آتاتورک و عصمت اینونو تنها ماندند و مشترکاً، متن تغییراتی که باید در قانون اساسی برای تبدیل کشور به جمهوری به وجود آید را تهیه کردند و این جمله را به قانون اساسی افزودند که: «شکل دولت در کشور ترکیه جمهوری است». پیش‌بینی قانونی آن بود که رئیس‌جمهور، به‌عنوان رئیس دولت، به‌وسیله مجلس شورای ملی انتخاب‌شده و او نخست‌وزیر را برگزیند و نخست‌وزیر هم مسئول انتخاب وزرا باشد. بدین‌سان، با تصویب این موارد، پارلمان دیگر در معرفی وزرا نقشی نداشت و تنها وزارت آن‌ها را باید به تصویب مجلس می‌گذاشت.

این استراتژی، نیرویی را که کمال آتاتورک به آن نیازمند بود تضمین می‌کرد. روز بعد، متن تهیه‌شده تقدیم جلسه عمومی «حزب مردم» شد که اکنون ازلحاظ قدرت سیاسی نهاد شاخصی به‌حساب می‌آمد. کمال، بر طبق قرار قبلی خود با فتحی، برای حکمیت در بحث دعوت شد.

او سخنان اندکی ایراد کرد؛ اما آنچه گفت دقیق و حساب‌شده بود. او توضیح داد که شکل فعلی حکومت ترکیه بر بنیاد یک اشتباه اساسی گذاشته شده است و به تک‌تک نمایندگان مجلس اجازه می‌دهد که در انتخاب تک‌تک وزیران اظهارنظر کرده و به یک معنی بر آن‌ها کنترل داشته باشند. اکنون تجربه عملی ضعف‌های این سیستم را روشن کرده است و او برای تصحیح سیستم، تصمیماتی گرفته است که عرضه خواهند شد.

سپس متن اصلاح‌شده قانون اساسی به‌وسیله عصمت خوانده شد. زمزمه نارضایتی در میان اعضای حزب که خود را یک‌باره با تغییر قانون اساسی مواجه می‌دیدند درگرفت؛ اما وزیر دادگستری توضیح داد که متن جدید واجد هیچ‌گونه تغییر عمده جدیدی نیست و تنها از قانون موجود ابهام‌زدایی می‌کند.

جلسه باوجود چندین اعتراض نمی‌توانست کاری جز پذیرفتن متن جدید قانون اساسی انجام دهد و لذا پذیرش آن از جانب مجلس شورای ملی در عصر همان روز چیزی جز عملی تشریفاتی نبود. مقامات مذهبی بهت‌زده و ساکت بودند.

در آن میان شاعری به نام محمدامین، جمهوری آنکارا را به حکومت تأسیس‌شده به‌وسیله پیامبر اسلام در ۱۴۰۰ سال پیش تشبیه کرد. کمال آتاتورک با ۱۵۸ رأی به ریاست‌جمهوری برگزیده شد. اگرچه رأی منفی وجود نداشت؛ اما تعداد رأی ممتنع بیش از ۱۰۰ عدد بود. جلسه با برگزاری مراسم دعا برای پیروزی آینده جمهوری به پایان رسید.

خبر اعلام این جمهوری در سراسر کشور با شلیک ۱۰۱ گلوله توپ جشن گرفته شد. آن روز ۲۹ اکتبر ۱۹۲۳ بود. کمال آتاتورک با نگاهی که همیشه به مغرب‌زمین داشت به‌خاطر این «اتفاق تاریخی» از رفقایش تشکر کرده و به تأثیر این تصمیم در جهان خارج تأکید نمود و گفت:

«به‌خاطر نام جدیدی که کشور و دولت ما یافته است ملت ما نیز در نشان‌دادن کیفیات و امتیازاتی خود به جهانیان با موفقیت بیشتری روبه‌رو خواهد بود و جمهوری ترکیه می‌داند که ازاین‌پس چگونه در عمل نشان دهد که در میان ملل جهان دارای جایگاه شایسته‌ای است».

 

فکر ایجاد جمهوری ترکیه در طول تابستان و هنگامی‌که هنوز کنفرانس لوزان برقرار بود در ذهن مصطفی کمال آتاتورک شکل قطعی خود را یافت. این مورد نمونه ای از چشم‌انداز رهبری آتاتورک است.

درس‌های رهبری از آتاتورک (قابل‌استفاده در قرن بیست و یکم)

  1. رهبری رویایی:

    * درس‌آموخته رهبری: آتاتورک دیدگاه روشنی برای ترکیه مدرن، سکولار و مستقل داشت. او توانست این دیدگاه را قاطعانه بیان کند و الهام‌بخش مردم ترکیه برای حمایت از تغییرات انقلابی او باشد. رهبران قرن بیست و یکم باید چشم‌انداز روشنی از آینده و توانایی برقراری ارتباط با تیم‌ها و ذی‌نفعان خود داشته باشند.

    * مثال: دیدگاه او برای یک ترکیه سکولار و متمایل به غرب، انحرافی آشکار از گذشته عثمانی بود، و برای مدرنیزاسیون بسیار مهم بود.

۲. تصمیم گیری شجاعانه:

    * درس‌آموخته رهبری: آتاتورک مایل به اتخاذ تصمیمات جسورانه و گاهی اوقات غیرمحبوب بود. او برای رسیدن به اهدافش ریسک‌های حساب شده‌ای می‌کرد و اغلب وضعیت موجود را به چالش می‌کشید. در دنیای امروزی که به‌سرعت در حال تغییر است، رهبران باید قاطع باشند و از انتخاب‌های دشوار برای منافع بلندمدت نترسند.

    * مثال: تصمیم او برای لغو خلافت و پذیرش الفبای لاتین بحث‌برانگیز بود، اما برای دگرگونی ترکیه بسیار مهم بود.

۳. تفکر استراتژیک و سازگاری:

    * درس‌آموخته رهبری: آتاتورک نه‌تنها یک استراتژیست نظامی درخشان، بلکه یک متفکر سیاسی زیرک بود. او اهمیت انطباق استراتژی‌های خود را بر اساس شرایط در حال تغییر درک کرد. رهبران قرن بیست و یکم باید چابک باشند و بتوانند رویکرد خود را برای رویارویی با چالش‌های جدید تنظیم کنند.

    * مثال: تاکتیک‌های او در طول جنگ استقلال ترکیه، انطباق رویکرد و استراتژی خود بر اساس پیشرفت جنگ، این توانایی را به‌وضوح نشان می‌دهد.

۴. ملت سازی و بسیج:

    * درس‌آموخته رهبری: آتاتورک توانست مردم ترکیه را حول یک هویت ملی مشترک جمع کند و آنها را برای یک هدف ملی بسیج کند. این توانایی برای ایجاد اجماع برای رهبرانی که به دنبال الهام بخشیدن به اقدام جمعی هستند حیاتی است.

    * مثال: او باوجود تفاوت‌های فرهنگی و مذهبی قابل‌توجه، یک احساس مشترک از هویت و هدف ملی ایجاد کرد.

۵. تأکید بر آموزش و پیشرفت:

    * درس‌آموخته رهبری: آتاتورک معتقد بود که آموزش و پیشرفت برای موفقیت ترکیه ضروری است. او برای آموزش‌وپرورش سرمایه‌گذاری زیادی کرد و بر پیشرفت علمی تأکید کرد. رهبران باید قدرت آموزش در ایجاد تیم‌ها و سازمان‌های قوی و سازگار را درک کنند.

    * مثال: او سیستم آموزشی سکولار جدیدی را اجرا کرد و زبان ترکی را اصلاح کرد تا با آموزش مدرن سازگار باشد.

۶. رهبری با مثال:

    * درس‌آموخته رهبری: آتاتورک فقط تغییر را موعظه نکرد. او آن را در زندگی خود مجسم کرد. فداکاری او برای کشورش، سخت‌کوشی و تعهد او به آرمان‌های مدرن، الگویی قدرتمند برای مردم ترکیه است. رهبران باید تلاش کنند تا بر اساس ارزش‌هایی که ترویج می‌کنند زندگی کنند.

    * مثال: تصمیم او برای پوشیدن لباس‌های غربی و تعهدش به زندگی عمومی نمونه‌های مشهودی از تغییراتی بود که او می‌خواست در جامعه ببیند.

۷. استقامت در برابر ناملایمات:

    * درس‌آموخته رهبری: آتاتورک با چالش‌های متعددی از جمله جنگ، مخالفت‌های سیاسی و مشکلات اقتصادی مواجه بود. او در بینش خود مصمم ماند و هرگز تسلیم نشد. رهبران باید بتوانند در برابر شکست‌ها استقامت کنند و در زمان‌های سخت نگرش مثبت خود را حفظ کنند.

درس‌های استراتژیک از آتاتورک

  1. اولویت دادن به حاکمیت و استقلال ملی:

    * درس‌آموخته استراتژی: آتاتورک همیشه حاکمیت ملی و استقلال را بر همه چیز ترجیح می‌داد. این تمرکز بر استقلال استراتژیک در عصر افزایش وابستگی متقابل جهانی ضروری است. رهبران باید در برابر وابستگی‌هایی که می‌تواند منافع بلندمدت آنها را به خطر بیندازد محافظت کنند.

    * مثال: اصرار او بر استقلال ترکیه در معاهده لوزان، دیدگاه استراتژیک او را برای خودمختاری ملی به نمایش گذاشت.

۲. نوسازی به عنوان یک ابزار استراتژیک:

    * درس‌آموخته استراتژی: آتاتورک مدرنیزاسیون را ابزاری استراتژیک برای توسعه و قدرت ملی می‌دانست. رهبران باید در فناوری و نوآوری سرمایه‌گذاری کنند تا رقابتی باقی بمانند و با پویایی‌های جهانی در حال تغییر سازگار شوند.

    * مثال: اصلاحات سکولار او، معرفی قوانین حقوقی غربی و پذیرش الفبای لاتین.

۳. دیپلماسی عملی:

  * درس‌آموخته استراتژی: آتاتورک در عین اینکه در حفظ منافع ترکیه مصمم بود، در رویکرد خود به روابط بین‌الملل نیز عمل‌گرا بود. او به دنبال اتحادهایی بود که نیازهای کشورش را تأمین کند. رهبران باید به طور مؤثر از دیپلماسی استفاده کنند و به دنبال مشارکت‌های سودمند متقابل باشند.

    * مثال: رابطه او با اتحاد جماهیر شوروی و قدرت‌های مختلف دیگر پس از جنگ جهانی اول، عمل‌گرایانه بود و بر بهترین منافع ترکیه متمرکز بود.

سبک رهبری آتاتورک:

سبک رهبری آتاتورک را می‌توان این‌گونه توصیف کرد:

  • تحول‌آفرین: مردمی الهام‌گرفته با چشم‌انداز ملی قانع‌کننده از ترکیه مدرن و مستقل.
  • قاطع: تصمیمات جسورانه گرفت و ریسک‌های حساب شده را پذیرفت.
  • کاریزماتیک: توانایی طبیعی برای ارتباط با مردم ترکیه و بسیج آنها را داشت.
  • اقتدارگرا (با هدف): رهبری قوی را در مواجهه با تغییرات پیچیده اعمال می‌کند.
  • دوراندیش: آینده خاصی را برای کشورش متصور بود و آن را با تمرکز و اراده دنبال می‌کرد.

رهبرانی با شباهت به سبک آتاتورک

  • دیوید بن گوریون (اسرائیل): مانند آتاتورک، بن گوریون نیز یک ملت‌ساز بود که مردم خود را به استقلال رساند و یک کشور مدرن را تأسیس کرد. هر دو رهبر چشم‌انداز قوی داشتند، مایل به گرفتن تصمیمات دشوار و دارای ویژگی‌های رهبری کاریزماتیک بودند.
  • شارل دوگل (فرانسه): مانند آتاتورک، دوگل نیز چشم‌اندازی قوی نسبت به کشورش داشت، رهبر قاطعی بود و پس از یک دوره بحران و اشغال به دنبال ایجاد یک ملت قوی و مستقل بود. او مانند آتاتورک تعهد شخصی و تمایل به مسئولیت را نشان داد.
  • لی کوان یو (سنگاپور): هم لی کوآن یو و هم آتاتورک رهبران رؤیایی بودند که اهمیت مدرنیزاسیون، آموزش و وحدت ملی را برای کشورهای خود درک می‌کردند. هر دو نیز رهبرانی عمل‌گرا بودند که به‌دنبال‌آوردن کشورهای خود به دنیای مدرن بودند.

نتیجه‌گیری

میراث آتاتورک به دلیل دیدگاه، قاطعیت و تعهد تزلزل‌ناپذیر او به ملتش، امروز همچنان الهام‌بخش رهبران است. او رهبری بود که می‌توانست آینده‌ای را تصور کند و میلیون‌ها نفر را برای دستیابی به آن الهام بخشد. ترکیبی از تفکر رؤیایی، رهبری عمل‌گرایانه، و زیرکی استراتژیک او مدل ارزشمندی را برای رهبران قرن بیست و یکمی ارائه می‌دهد که با چالش‌های پیچیده روبرو هستند. تأکید او بر استقلال، مدرن‌سازی و آموزش، چارچوبی قوی برای ایجاد سازمان‌ها و جوامع تاب‌آور و شکوفا برای رهبران فراهم می‌کند.

راه‌حل استراتژیک در مسیر چیرگی در رهبری

مطالعه زندگی‌نامه و بیوگرافی کمال آتاتورک همانند سایر رهبران جاودان جهان نشان می‌دهد که وی از همان زمان کودکی و سپس عضویت در ارتش، آرمان و چشم‌انداز غایی خود را در ذهنش می‌پروراند که همانند تکه‌های یک پازل آنها را به حقیقت تبدیل کرد و جمهوری ترکیه کنونی، پازلی است که آتاتورک معمار و بنیان‌گذار آن است.

آتاتورک: از خاکستر امپراتوری تا طلوع جمهوریت (۱۸۸۱–۱۹۱۹) – قسمت اول از دوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *