راز جاودانگی اسکندر مقدونی (اسکندر کبیر) : انتخاب و پیروی از الگوهای نمونه رهبری جهان
اسکندر مقدونی (اسکندرکبیر)، بهعنوان مردی جوان، میل شدیدی به تسلط و جاودانگی در رهبری داشت و تنفری شدید نسبت به پدرش فیلیپ شاه مقدونیه داشت. او از روش حکومتی دقیق و فریب کارانه وی و سخنان دهان پرکن، عیش و نوش و هوس ها، عشقش به کشتی و دیگر وقت گذرانی ها بیزار بود. اسکندر مقدونی میدانست که باید نسبت به پدر بزرگوارش متفاوت عمل کند؛ او خودش را مجبور کرد که شجاع و نترس باشد. ازاینرو باید زبانش را کنترل میکرد و مرد کم حرفی میشد و نباید وقت با ارزش خود را به دنبال لذتی که هیچ افتخاری برایش نداشت، تلف میکرد. از طرفی، این حقیقت که فیلیپ بیشتر سرزمین یونان را فتح کرده بود، او را اذیت میکرد و یکبار بابت این مسئله شاکی شد: «پدر من تا جایی به فتوحات ادامه میدهد که چیزی برای من بجای نگذارد». درحالیکه فرزندان مردان قدرتمند دیگر، بابت ثروتی که به ارث میبردند و زندگی مرفه شان راضی بودند، اسکندر مقدونی فقط میخواست از پدرش سبقت بگیرد و با پیشی گرفتن از فتوحات وی نام وی را از تاریخ محو سازد. اسکندر مقدونی برای اینکه برتری خود نسبت به پدر را به اطرافیانش نشان دهد، آرام و قرار نداشت. هرروز نافرمانی های اسکندر نسبت به پدرش افزایش می یافت. یک روز میان پدر و پسر در حضور درباریان بحث شدیدی صورت گرفت و فیلیپ شمشیرش را بیرون آورد تا پسرش را مورد حمله قرار دهد، اما به خاطر شراب زیادی که میل کرده بود، به زمین افتاد. اسکندر با اشاره به پدر، به تمسخر گفت: «مردان مقدونیه! مردی را که برای گذر از اروپا به آسیا آماده میشود را ببینید، او نمیتواند از یک میز به میز دیگری برود و میافتد».
اسکندر مقدونی : «هیچ چیز غیر ممکنی برای کسی که تلاش کند وجود ندارد. »
اسکندر مقدونی : «ترجیح میدهم زندگی کوتاه و پر افتخاری داشته باشم تا زندگی طولانی در گمنامی»

اسکندر در ایجاد شور و اشتیاق و انگیزه در سربازانش بسیار ورزیده و متبحر بود. او یکی از اولین بازاریابان تصویر ذهنی است و شاید اولین فاتحی باشد که پخش تبلیغات و آگهی را راه اندازی کرد. در طول نبردهایش، برادرزاده ارسطو و مورخ رسمی لشکرکشیهایش «کالیستنس» هرروز از فعالیتهای اسکندر یادداشت بر می داشت. دی وریسه، مانفردف.ر.کتس . انگل لاو، الیزابت. آیا رهبران،رهبر زاده می شوند یا رهبری را فرا میگیرند؟(کندوکاوی در زندگی از اسکندر مقدونی). ترجمه : علاء ، مینا(۱۳۸۶). تهران: انتشارات ققنوس. صص ۹۸ و ۹۹
اسکندر مقدونی : در پایان، وقتی تمام شد، تنها چیزی که مهم است این است که شما چه کرده اید.

اسکندر مقدونی : بدون دانش، مهارت نمی تواند متمرکز شود. بدون مهارت، قدرت را نمی توان تحمل کرد و بدون قدرت، دانش را نمی توان به کار برد.
اسکندر مقدونی : من از لشکری از شیرها که توسط یک گوسفند رهبری می شود نمی ترسم. من از لشکر گوسفندان به رهبری یک شیر می ترسم. …
اسکندر مقدونی : در طول هر نسل از نسل بشر یک جنگ دائمی، جنگ با ترس وجود داشته است. کسانی که شجاعت فتح آن را دارند آزاد می شوند و کسانی که توسط آن تسخیر می شوند رنج می برند تا زمانی که شجاعت شکست آن را داشته باشند یا مرگ آنها را می گیرد.
مطالب مرتبط به اسکندر مقدونی که به شما برای مطالعه پیشنهاد می شود:













