بارگیری صفحه

راز جاودانگی رهبری باراک اوباما: رهبری خود شناخته‌ در لباس اولین رئیس‌جمهور آفریقایی – آمریکایی ایالات متحده آمریکا

باراک اوباما : رهبری خود شناخته‌ در لباس اولین رئیس‌جمهور آفریقایی - آمریکایی ایالات متحده آمریکا

داستان رهبری ماندگار باراک اوباما: در لباس اولین رئیس‌جمهور آمریکایی آفریقایی‌تبار

از رؤیا تا عمل: چرایی نامزدی اوباما برای ریاست‌جمهوری

خودشناسی باراک اوباماباراک اوباما در کتاب خاطراتش با عنوان «سرزمین موعود» می‌نویسد: روزی که من و میشل همسرم به همراه کارمندهایم در اتاقی نشسته بودیم تا تصمیم نهایی را در خصوص کاندیداتوریم برای انتخابات ریاست‌جمهوری در سال ۲۰۰۸ میلادی را بگیریم، میشل از من پرسید: «چرا تو میخوای رئیس‌جمهور بشی؟ چرا تو، باراک.»

جواب دادم: «من می‌توانم جرقه سیاست جدیدی باشم یا نسل جدیدی برای این سیاست پرورش بدهم، می‌توانم بهتر از سایر نامزدها اختلافات بین‌کشوری را حل کنم. می دونم که تموم بچه‌های این ایالت (از سیاه‌پوست‌هایش تا اسپانیایی‌تبارها و نژادهایی که فراموششان کرده‌ایم) نگاه متفاوتی به خودشون پیدا می کنن. تبدیل به کسانی می شن که افق هاشون رو بالاتر ببرن؛ و این خودش به‌تنهایی… ارزشش رو داره.»

من به حرف‌هایم ایمان داشتم، اگر برنده می‌شدم می‌توانستم به عمیق‌ترین رؤیاهایم جامعه عمل بپوشانم. بالاخره می‌توانستم آن چیزی که من را به سمت سیاست سوق داده بود، عمل کنم. دموکراسی که به آن ایمان داشتم؛ نزدیک‌تر می‌شد. اگر برنده می‌شدم می‌فهمیدم فقط من نیستم که اعتقاد دارم این دنیا نباید جای سرد و بی‌رحم باشد که در آن قدرتمندها هر چیزی که نمی‌شناسند را از بین ببرند و مردم را در ظلمت نگه‌دارند.

اگر این اعتقاد در کشورم منعکس می‌شد، آن موقع بود که زندگی من معنی پیدا می‌کرد. آن موقع به قولم عمل کرده بودم. دنیایی را به فرزندانم ارث می‌دادم که از مدت‌ها پیش برای ساختنش تلاش می‌کردم. می‌خواستم از این خط نامرئی قدمی به جلو بردارم. خطی که زندگی‌ام را تا همیشه تغییر می‌داد.

  • باراک اوباما (Barack Hussein Obama II) زاده ۴ اوت ۱۹۶۱؛ سیاستمدار بازنشسته آمریکایی است که از ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ به‌عنوان چهل و چهارمین رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا فعالیت می‌کرد. او عضو حزب دموکرات است و نخستین رئیس‌جمهور آفریقایی-آمریکایی ایالات‌متحده بود. او قبلاً از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ به‌عنوان سناتور ایالات متحده از ایلینوی و از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۴ به‌عنوان سناتور ایالت ایلینوی فعالیت کرد و پیش از ورود به عرصه سیاست، وکیل حقوق مدنی بود. او در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه صلح نوبل شد.

دولتمرد و اولین صدراعظم آلمان در سال‌های بین ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۳،کنراد آدناوئر می‌گوید: «همه ما زیر یک آسمان زندگی می‌کنیم، اما همه یک افق و چشم انداز غایی را نمی‌بینیم. هدف ما به‌عنوان یک رهبر و فردی تأثیرگذار، کمک به دیگران است تا روزهای جدا از امروز و شرایط کنونی را تصور کنند و رؤیاهای بزرگ پرورش دهند. وقتی به مردم ایمان می‌آورید، درواقع کمکشان می‌کنید افق دید خود را گسترش دهند به آن‌ها انگیزه می‌دهید به سطح جدیدی از زندگی برسند.»

در جستجوی معنا: تجربه اوباما از شادی در خدمت عمومی

همان‌طور که در مدت مبارزه انتخاباتی راجع به خود فهمیدم، موانع و مبارزات به‌ندرت ته دل مرا متزلزل می‌کرد. در عوض وقتی بدون دلیل، احساس بی‌فایده‌بودن می‌کردم، وقتی وقتم را هدر می‌دادم یا فرصت‌هایم را بر باد می‌دادم، افسردگی تمام وجودم را در برمی‌گرفت. حتی در بدترین روزهای ریاست‌جمهوری نیز هرگز چنین احساسی نداشتم. شغلم طوری بود که به من اجازه کسالت یا ناتوانی درونی نمی‌داد و وقتی برای حل مشکلی گره‌خورده با اعضای تیمم می‌نشستم معمولاً بیش از اینکه خسته جلسه را ترک کنم با انرژی از آن بیرون می‌آمدم.

هر سفری که می‌رفتم، گشت‌زنی در کارخانه‌ای تولیدی برای دیدن چگونگی ساخت لوازم یا بازدید آزمایشگاهی که دانشمندان درباره پیشرفت اخیر آن توضیح می‌دادند، تصوراتم را جانی تازه می‌بخشید. دلداری دادن به خانواده‌ای روستایی که خانه‌شان در اثر طوفان آواره شده بود یا ملاقات با معلمان درون‌شهری که برای رسیدگی به کودکانی که دیگران حذفشان کرده بودند، تلاش می‌کردند به من این اجازه را می‌داد که فقط یک‌لحظه آنچه را آن‌ها پشت سر گذاشته بودند، احساس کنم و همین امر قلبم را وسعت می‌داد. هیاهوی رئیس‌جمهور بودن، شکوه، مطبوعات، محدودیت‌های جسمی چیزهایی بود که می‌توانستم بدون آن‌ها نیز کارم را انجام دهم. البته، کار واقعی. کاری که عاشقش بودم، حتی اگر او در پاسخ، عشقی نثارم نمی‌کرد.

 

زمان، رهبر را انتخاب می‌کند: درس‌هایی از باراک اوباما برای آغاز جسورانه ریاست‌جمهوری

باراک اوباما و چیرگی بر اهدافقبل از انتخابات ریاست‌جمهوری در سال ۲۰۰۸، زمانی که نماینده سنا در سنای ایالات متحده آمریکا بودم در خصوص کاندیداتوریم برای انتخابات ریاست‌جمهوری با چند نفر از نمایندگان سنا مشورت کردم که دو نفر آن‌ها، «هنری رید» و «تد کندی» بود. هنری به هم گفت:

«خیلی‌ها ممکنه بگن که تو کم‌تجربه‌ای، اما بذار یه چیزی رو بهت بگم، اگه تا ده سال دیگه هم توی سنا کار کنی، کمکی به رئیس‌جمهور شدنت نمی‌کند. حتی سیاستمدار بهتری هم نمی‌شی. تو به مردم انگیزه میدی. مخصوصاً به جوان‌ها، اقلیت‌ها و حتی سفیدپوست‌های میانه‌رو. تو یه چیز متفاوتی و خودت که می‌بینی مردم یه چیز متفاوت می خوان.»

تد به من گفت: «باراک، قدرت الهام بخشیدن کمیاب است. همچنین لحظاتی، خیلی سخت پیدا می شن. با خودت میگی آلان آماده نیستی و باید بذاری برای یه وقتی‌که بیشتر حاضر باشی؛ اما این تو نیستی که زمان رو انتخاب می‌کنی، بلکه زمان انگشتش رو روی تو می‌گذارد. یا همراهش می‌روی و تنها شانست رو به دست می‌آوری، یا می‌گذاری از کنارت بگذره و تموم عمر با این فکر که دیگه آن روز را از دست دادی، کنار می‌آیی.»

در روزهای اول کاریم در کاخ سفید همه چیز برایم جدید و ناآشنا بود و نگران بودم که چطور خود را با همه چیز باید سازگار کنم، «رم» یکی از دستیارهایم که در دوره بیل کلینتون هم حضور داشت جمله‌ای به این مضمون بیان کرد: باور کن، ریاست‌جمهوری مثل یک ماشین نو می مونه، همین که استارت را بزنی، استهلاکش شروع می‌شد، پس نباید وقت رو هدر بدی. به همین منظور به تیمم دستور دادم وعده‌های انتخاباتی که می‌توانم دراسرع‌وقت به صورتی عملیاتی پیاده کنم را انجام بدهند.

«باراک، قدرت الهام بخشیدن کمیاب است. همچنین لحظاتی، خیلی سخت پیدا می شن. با خودت میگی آلان آماده نیستی و باید بذاری برای یه وقتی‌که بیشتر حاضر باشی؛ اما این تو نیستی که زمان رو انتخاب می‌کنی، بلکه زمان انگشتش رو روی تو می‌گذارد. یا همراهش می‌روی و تنها شانست رو به دست می‌آوری، یا می‌گذاری از کنارت بگذره و تموم عمر با این فکر که دیگه آن روز را از دست دادی، کنار می‌آیی

تصمیم‌های سرنوشت‌ساز باراک اوباما در «سرزمین موعود»: الهام‌بخشی، اراده و پشتکار

باراک اوباما و چیرگی بر اهداف

باراک اوباما در کتاب خاطرات خود تحت عنوان «سرزمین موعود» که بیشتر به حوادث دوران نامزدی و ریاست‌جمهوری‌اش در کاخ سفید اختصاص دارد به‌خوبی ذهنیت چیرگی خود را در بسیاری از تصمیمات دوران زندگی‌اش نشان می‌دهد که به چند نمونه زیر می‌توان اشاره کرد:

«… در زندگی انتخاب‌های زیادی برای ادامه زندگی‌مان داریم. بعضی از آن‌ها آسان و برخی از آن‌ها سخت و دشوار هستند. بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی‌ام در دانشگاه حقوق هاروارد، دو انتخاب داشتم یکی کارمند شدن در یک شرکت و دیگری ورود به عرصه سیاست. ولی من، گزینه دوم را انتخاب کردم.»

«… در کمپین اول انتخاباتیم برای نامزدی کرسی سنا درس‌های خوبی یاد گرفتم. فهمیدم که احترام به مهره سیاسی، توجه، جزئیات و کار مداوم روزانه، فرق بین برنده و بازنده را مشخص می‌کند

… اگر تصویب طرح بازیابی اقتصاد در دوران رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸ برای به راه‌افتادن چرخه معیوب اقتصاد کشور نبود بابتش هیچ نگرانی نداشتم. می‌دانستم این قانون به‌مرور تأثیر خودش را می‌گذارد و دهان منتقدان را می‌بندد. رأی‌دهندگان دموکراتیکم حمایتم می‌کردند و عموم مردم طرفدارم می‌بودند. مشکل این بود که ما برای پایان‌دادن به این بحران حداقل سه یا چهار حرکت بزرگ دیگر لازم داشتیم.

هر کدامشان به همین اندازه فوری، بحث‌برانگیز و بزرگ بودند. باید به‌اندازه همین یکی، برایشان سختی می‌کشیدیم. انگار به هزار زحمت خودم را از کوه بالا کشیده بودم (منظور باراک اوباما از این جمله، پیروزی وی در انتخابات ریاست‌جمهوری در سال ۲۰۰۹ میلادی است) و بعد از آن بالا دیدم که این فقط قله اول بود. درحالی‌که پایم پیچ‌خورده، هوا ناجور شده و نیمی از وسایلم را مصرف کرده‌ام، باید به راهم ادامه می‌دادم. با هیچ‌کدام از اعضای تیمم این احساسات را سهیم نشدم. خودشان به‌اندازه کافی گیج و آشفته بودند. به خودم گفتم بند کفش‌هایت را محکم کن، غذایت را جیره‌بندی کن و ادامه بده.

این طبیعت سیاست و قطعاً ریاست‌جمهوری است که لحظاتی سخت و دردناک را پشت سر بگذارید، مواقعی که به‌خاطر یک اشتباه احمقانه مانند وضعیتی پیش‌بینی‌نشده، تصمیمی صحیح اما ناخوشایند یا عدم موفقیت در ارتباط موجب می‌شود عناوین روزنامه‌ها تند شود و عموم مردم از تو توضیح بخواهند. معمولاً هفته‌ها و شاید ماه‌ها طول بکشد تا مطبوعات علاقه خود را به حمله به شما از دست بدهند، یا به این دلیل که مشکل را برطرف کرده‌اید، یا ابراز پشیمانی کرده‌اید، یا به پیروزی دست‌یافته‌اید و یا اینکه موضوعی مهم‌تر از شما باعث شده از صفحه اول کنار گذاشته شوید.

اگر اوقات سخت طولانی شود ممکن است در موقعیتی دشوار قرار بگیرید و مشکلات پیچیده شود و روزنامه‌ها روایت‌های بیشتری برای شما و ریاست‌جمهوری‌تان دست‌وپا کنند. مقالات منفی فروکش نمی‌کند و منجر به کاهش محبوبیت شما می‌شود. دشمنان سیاسی که بوی خون در آب استشمام می‌کنند بیشتر پیگیر شما می‌شوند و متحدانتان در دفاع از شما سرعت عمل به خرج نمی‌دهند.

مطبوعات شروع به جستجوی مشکلات اضافی در درون دولت می‌کنند تا تأیید کنند که شما به دردسر سیاسی افتاده‌اید. تا زمانی که مانند جسوران و احمقان قدیمی در آبشارهای نیاگارا خود را در مخمصه و گرفتار می‌بینید در میان آب‌های سرازیر، کبود و گمراه شدید و دیگر مطمئن نیستید کدام راه درست است نمی‌توانید جلوی سقوط خود را بگیرید، منتظرید که به زمین اصابت کنید و بی‌شک امیدوارید از این اوضاع جان سالم به در ببرید.

باراک اوباما: «بند کفش‌هایت را محکم کن، غذایت را جیره‌بندی کن و ادامه بده.»

درس سیاست خارجی باراک اوباما در برابر جنبش سبز ایران | منافع ملی یا وجدان

رهبری باراک اوباما و.چیرگی در رهبریدر پایان در هر روز، سیاست خارجی هر ملت تحت‌تأثیر منافع اقتصادی، جغرافیایی، اختلافات قومی و مذهبی، منازعات ارضی، اسطوره‌های بنیادی، آسیب‌های پایدار، خصومت‌های باستانی و بیش از همه الزامات کسانی که به دنبال حفظ قدرت هستند، قرار می‌گیرد. برخی از رهبران خارجی به طرز نادری، فقط مستعد بر انگیزش اخلاقی هستند کسانی که در صدر دولت‌های سرکوبگر قرار دارند و در اکثر موارد می‌توانند افکار عمومی را نادیده بگیرند.

این بار رخ‌دادن جنبش سبز در ایران در ژوئن سال ۲۰۰۹ و سرکوب‌های پس از آن، اولین انگیزه‌ من ابراز حمایت شدید از تظاهرکنندگان بود؛ ولی تیم امنیت ملی من چنین اقدامی را توصیه نکردند؛ چراکه تندروهای رژیم، در این ماجرا تأکید داشتند که عوامل خارجی در پشت تظاهرات حضور دارند و هرگونه حمایت از این جنبش موجب بی‌اعتبارشدن این جنبش می‌شود. با افزایش خشونت‌ها، محکومیت من نیز افزایش یافت. بااین‌وجود، چنین رویکردی انفعالی موردپسند من نبود؛ و از طرف دیگر باید به فریادهای جمهوری‌خواهان گوش می‌دادم؛ آن‌هایی که معتقد بودند من یک رژیم مخالف را مورد نوازش قرار داده‌ام.

یک درس دشوار دیگر راجع به ریاست‌جمهوری آموختم: «اینکه قلبم اکنون به ملاحظات استراتژیک و تجزیه‌وتحلیل تاکتیکی زنجیر شده بود؛ این‌که محکومیت من مشروط بر استدلال‌های ضد شهودی بود، اینکه من در قدرتمندترین سمت و مقام روی زمین، حداقل به‌عنوان یک سناتور کمترین آزادی را در بیان منظور و احساس واقعی‌ام نداشتم. حتی به‌عنوان یک شهروند عادی با دیدن زنی جوانی که گلوله خورده بود، اجازه نداشتم احساس بیزاری کنم.»

 

شجاعت و امید: درس‌های باراک اوباما از رقابت‌های انتخاباتی

جسارت امید و باراک اوباماباراک اوباما اولین رئیس‌جمهور آفریقایی – آمریکایی تاریخ ایالات متحده آمریکا در کتاب خاطراتش تحت عنوان «سرزمین موعود» در تقابل رویارویی با شکست و داشتن جسارت امید این‌چنین روایت می‌کند: «بعد از شکست در انتخابات کنگره در منطقه واشنگتن، فهمیدم که شرکتم در این انتخابات نه برای نجات فداکارانه دنیا و تغییر آن، بلکه برای فرونشاندن حسادتم به آدم‌هایی که در کار از من بهتر و بالاتر بودند، نامزد کنگره شده‌ام.

می‌خواستم خودم را راضی کنم، در آن وضعیت مردی چهل‌ساله، آگاه به شکستی مفتضحانه و از سوئی در آستانه ازبین‌رفتن بود. برای اولین‌بار در زندگی به این فکر افتادم که شاید اشتباه کرده باشم، هرچقدر هم پتانسیل و قدرت خوش‌بینی داشته‌هایمان را صرف کارهای احمقانه کردم.

باوجود شکست در انتخابات ایالتی، فهمیده بودم برای ایجاد تفاوت باید تغییری در پایگاه سیاسی‌ام ایجاد کنم تا از محدودیت ایالتی خارج شوم و در سطح کل ایالات متحده آمریکا خدمات بهتری به مردم منطقه‌ام برسانم. فهمیده بودم، برای اینکه این کار را از پایه و اساس درست انجام دهم باید تا جایی که می‌شد سعی می‌کردم صدایم را به گوش همگان برسانم. بهترین عمل برای انجام این کار، کاندید شدن در شغل‌های مهم‌تر از یک سناتور ایالتی بود.

کاری مثل نامزدشدن برای سنای کل ایالت متحده. کارم در آن زمان و وضعیت، شبیه این بود که بخواهی تیری‌درتاریکی بیندازی. مثل معتاد به الکلی که به خودش می‌گوید این یکی، شیشه آخری است. حالا که به آن زمان نگاه می‌کنم، شجاعت و جسارت شدیدم از من می‌خواست در رقابت انتخاباتی سنای ایالات متحده نامزد بشوم. مثل دونده‌ای بودم که در خط شروع ایستاده و به نقطه میانی زل‌زده است. دونده‌ای که می‌داند اگر از خط میانی بگذرد، آن‌وقت است که دیگر چیزی بین او و خط پایان فاصله نمی‌اندازد.»

در مسیر چیرگی در رهبری‌فردی، رهبری کسب‌وکار و رهبری سازمانی، آگاهی از «فلسفه زندگی و چرایی» و اعتقاد راسخ به «چشم‌انداز غایی»، اجازه تسلیم به هیچ‌گونه مشکلات و موانع در مسیر «چیرگی بر اهداف» را نمی‌دهد چرا که در مسیر «جاودانگی در رهبری»، انگیزه‌های درونی بر انگیزه‌های بیرونی مقدم است.

ترتیبی که برای خواندن مطالب خودشناسی و خودآگاهی به شما پیشنهاد می شود:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *