مرگ، جاودانگی و رهایی در رهبری: وقتی رهبر به آستانه نیستی میرسد
لائوتسه: «او که بر خود فرمان میراند، نیرومند است؛ او که خود را میشناسد، آزاد است.»
آنچه در قسمت بیستم سری پادکستهای «جاودانگی در رهبری (Immortality in Leadership)» با عنوان «مرگ، جاودانگی و رهایی: رهبر در آستانه نیستی» به آن پرداخته شده است:
- مقدمه مرگ، جاودانگی و رهایی: رهبر در آستانه نیستی
- پادکست مرگ، جاودانگی و رهایی: رهبر در آستانه نیستی
بخش اول مرگ، جاودانگی و رهایی: مرگآگاهی در فلسفه و روانشناسی رهبری
بخش دوم مرگ، جاودانگی و رهایی در رهبری: مرگ و میراث در رهبری سیاسی
بخش سوم مرگ، جاودانگی و رهایی در رهبری: مرگ و آگاهی از فنا در کارآفرینی
بخش چهارم مرگ، جاودانگی و رهایی در رهبری: مرگپذیری و تصمیمات استراتژیک در رهبری تجاری
بخش پنجم مرگ، جاودانگی و رهایی: تأملات عرفانی، دینی و معنوی رهبران در مواجهه با مرگ
نتیجهگیری مرگ، جاودانگی و رهایی
سلام، به قسمت ۶۹ ام پادکست «لیدرشیپ مستری» خوش آمدید، پادکستی که به ارائه استراتژیهای رهبری در قرن ۲۱ ام اختصاص دارد. من حسین علیمحمدی میزبان شما در پادکست امروز خواهم بود. و خوشحالم که امروز به موضوع «مرگ، جاودانگی و رهایی: رهبر در آستانه نیستی» خواهیم پرداخت.
در دنیایی که اخبار دیروز، بهسرعت فراموش میشوند، و رهبران یکی پس از دیگری از حافظه جمعی عبور میکنند، این سؤال باقی میماند: چه چیزی رهبری را جاودانه میکند؟ در این اپیزود، به دنیای تأثیرات ماندگار، ارزشهای پایدار، نوآوری بیانتها، و تحول اجتماعی پا میگذاریم. نه برایآنکه فقط تاریخ را مرور کنیم، بلکه برای اینکه بدانیم ما، شما، چگونه میتوانیم رهبری کنیم… برای همیشه.
پادکست مرگ، جاودانگی و رهایی: رهبر در آستانه نیستی
مقدمه مرگ، جاودانگی و رهایی: رهبر در آستانه نیستی
به اپیزودی متفاوت، عمیق و شاید شخصیترین بخش از فصل «جاودانگی در رهبری» یعنی با موضوع مرگ، جاودانگی و رهایی: رهبر در آستانه نیستی در خدمت شما رهبران خواهیم بود.
ما اغلب از رهبران بهعنوان افرادی قدرتمند، تصمیمگیر، سازنده آینده و دگرگونکننده جوامع یاد میکنیم. اما امروز میخواهیم به جایی برویم که کمتر در موردش صحبت میشود: لحظهای که رهبر با مرگ خودش مواجه میشود.
اسکندر مقدونی، وقتی در ۳۳ سالگی بیمار افتاد، به اطرافیانش گفت: «دستهایم را بیرون از تابوت بگذارید تا مردم ببینند که حتی اسکندر هم چیزی با خود نمیبرد.» چه چیزی باعث میشود انسانی با این همه قدرت، در آخرین لحظات عمرش، چنین جملهای را بر زبان بیاورد؟ پاسخ این سوال را باید در نقطه تلاقی سه مفهوم جستوجو کرد: مرگ، رهایی، و جاودانگی.
در این اپیزود، قصد داریم بررسی کنیم که چگونه رهبران بزرگ، در طول تاریخ، با مرگاندیشی مواجه شدهاند.
چگونه درک فناپذیری، آنها را به تصمیمهایی رهنمون کرده که مسیر تاریخ، کسبوکار یا حتی اخلاقیات جامعه را تغییر داده؟
و اینکه چطور برخی از آنان، در مواجهه با مرگ، به رهایی واقعی رسیدهاند؛ رهایی از ترس، از خودمحوری، و از توهم جاودانگی فیزیکی.
ما به سراغ داستانهای واقعی خواهیم رفت — از رهبران سیاسی تا رهبران کارآفرین و تجاری – از رهبران دنیای غرب تا رهبران دنیای شرق. و تلاش میکنیم پاسخ دهیم: چرا آگاهی از مرگ میتواند قویترین قطبنمای اخلاقی یک رهبر باشد؟
اگر در جایگاه تصمیمسازی هستید — چه در دولت، چه در بیزینس، چه در جامعه — این اپیزود میتواند تلنگری برای شما باشد.
تلنگری برای اینکه بدانید:میراث واقعی نه در آنچه میسازیم، بلکه در آن چیزیست که پس از نبودن ما زنده میماند.
مارکوس اورلیوس: «مرگ بر همه ما میخندد؛ تنها کاری که انسان میتواند انجام دهد این است که به آن بخندد.»
بخش اول مرگ، جاودانگی و رهایی: مرگآگاهی در فلسفه و روانشناسی رهبری
درک مفهوم مرگ و محدودیتهای زندگی، به نظر میرسد که نقشی حیاتی در شکلگیری یک رهبری اخلاقی و مسئولانه دارد. این بخش به بررسی تأثیر مرگآگاهی بر رهبری از دیدگاه فلسفه رواقی و روانشناسی اگزیستانسیال میپردازد.
۱. مفهوم «Memento Mori» در فلسفه رواقی
⦁ «Memento Mori» یک عبارت لاتین به معنای «به یاد مرگ باش» است. این مفهوم در فلسفه رواقی (Seneca، Marcus Aurelius)، به عنوان یک تمرین مهم برای حفظ تعادل عاطفی، مدیریت ترس و افزایش تمرکز بر زندگی حال مطرح میشود. رواقیون معتقد بودند که به یاد آوردن مرگ، به انسان کمک میکند تا:
⦁ از اسارت آرزوها و وابستگیها رها شود: با آگاهی از محدودیتهای زندگی، فرد کمتر درگیر کسب ثروت، قدرت یا شهرت میشود و تمرکزش بر کیفیت زندگی و رضایت درونی قرار میگیرد. این امر در رهبری به معنای رهایی از نیاز به قدرت شخصیشده (pPow) و تمرکز بیشتر بر نیاز به قدرت اجتماعیشده (sPow) و خدمت است.
⦁ از ترسهای بیمورد رها شود: مرگ بهعنوان یک واقعیت اجتنابناپذیر پذیرفته میشود و دیگر بهعنوان تهدیدی دائمی تلقی نمیشود. رهبر آگاه به مرگ، شجاعتر در برابر ریسکها و تصمیمات دشوار عمل میکند.
⦁ ارزشهای واقعی خود را درک کند: با در نظر گرفتن پایان زندگی، فرد ارزشهای واقعی خود را تشخیص داده و در پی اهدافی میرود که با آنها همسو است. این منجر به انتخابهای آگاهانهتر در رهبری میشود.
⦁ قدر زمان را بداند: با درک محدودیت زمان، رهبر از آن به طور مؤثرتری استفاده میکند و در تعقیب اهداف بیمعنا وقت تلف نمیکند.
سنکا و مارکوس اورلیوس، دو فیلسوف رواقی برجسته، بهطور گسترده در مورد «Memento Mori» نوشتهاند و آن را بهعنوان راهی برای زندگی معنابخشتر و باثباتتر پیشنهاد کردهاند. در رهبری، این به معنای تمرکز بر اهداف بلندمدت، اخلاقی و ایجاد ارزشهای ماندگار، به جای دنبال کردن موفقیتهای زودگذر و موقتی است.
۲. مرگ در روانشناسی اگزیستانسیال (اروین یالوم و ویکتور فرانکل)
- روانشناسی اگزیستانسیال بر تجربههای انسانی بنیادی مانند مرگ، آزادی، مسئولیت و معنای زندگی متمرکز است.
⦁ اروین یالوم: یالوم روانپزشک هستیگرا و نویسنده آمریکایی تأکید میکند که آگاهی از مرگ، انگیزهای برای زندگی معنابخشتر است. رهبران با فهم مرگ، تمایل بیشتری به پذیرش ریسک، جستجوی معنا و تعهد به اهداف بلندمدت دارند.
⦁ ویکتور فرانکل: فرانکل، روانپزشک و نویسندهی کتاب «جستجوی معنای زندگی»، بر اهمیت یافتن معنا در رنج و مواجهه با مرگ تأکید میکند. این امر به رهبران کمک میکند تا در شرایط سخت و چالشبرانگیز، مقاومت و امید خود را حفظ کنند. رهبری که معنای زندگی خود را درک کرده، در مقابل مشکلات و چالشها، استقامت و مصممتر خواهد بود و این استقامت را به اعضای تیم خود نیز منتقل میکند.
۳. تأثیر تفکر به مرگ بر تصمیمات بلندمدت، سرمایهگذاری بر آینده، کنترل نفس، فروتنی و چشمانداز
⦁ تصمیمات بلندمدت: آگاهی از مرگ، رهبران را به سمت تصمیمگیریهای بلندمدت و پایدار سوق میدهد. به جای تمرکز بر سود کوتاهمدت، آنها به آینده فکر میکنند و سرمایهگذاریهایی انجام میدهند که نسلهای آینده نیز از آن بهرهمند شوند. (اخلاق میراثی)
⦁ سرمایهگذاری بر آینده: این آگاهی، انگیزه برای سرمایهگذاری در پروژهها و برنامههایی را افزایش میدهد که نتایج آنها در بلندمدت دیده میشود، مانند سرمایهگذاری در آموزش، تحقیق و توسعه و حفاظت از محیط زیست.
⦁ کنترل نفس: با درک اینکه زندگی محدود است، رهبر به جای تحت تأثیر قرار گرفتن توسط احساسات و وسوسهها، رفتار خود را کنترل کرده و از قدرت و نفوذ خود به طور مسئولانه استفاده میکند. (مهار pPow)
⦁ فروتنی: آگاهی از مرگ، به رهبر یادآوری میکند که او صرفاً انسانی است با محدودیتهایی مشابه دیگران و این فروتنی منجر به رهبری بهتر و همدلانهتر میشود.
⦁ چشمانداز: مرگآگاهی به رهبر کمک میکند تا چشمانداز وسیعتری به زندگی و جهان پیدا کند و اهمیت اهداف بلندمدت را بهتر درک کند. این چشمانداز وسیعتر، برای پیشبینی بهتر پیامدها و تصمیمگیریهای راهبردی مؤثرتر است.
۴. مثال: گفتگوی معروف استیو جابز در استنفورد در مورد مرگ
گفتگوی استیو جابز در مراسم فارغالتحصیلی دانشگاه استنفورد، یکی از بهترین مثالهای تأثیر مرگآگاهی بر رهبری است. جابز در این سخنرانی، به چگونگی تأثیر تشخیص بیماریاش بر دیدگاه او به زندگی و کار اشاره میکند. او میگوید که آگاهی از مرگ، به او کمک کرد تا از پروژهها و کارهایی که برایش اهمیت نداشتند، دست بکشد و تمرکز خود را بر روی اهداف مهم و تاثیرگذار قرار دهد. این یک مثال قدرتمند از «Memento Mori» در عمل و تأثیر آن بر تصمیمات جاهطلبانه، اما آگاهانه، است.
- جمعبندی این بخش:
فلسفه رواقی و روانشناسی اگزیستانسیال، هر دو بر اهمیت مرگآگاهی در زندگی و رهبری تأکید دارند. “Memento Mori” بهعنوان یک تمرین رواقی، به رهبران کمک میکند تا از تلههای جاهطلبی ناسالم رها شوند و بر ارزشهای ماندگار تمرکز کنند.
روانشناسی اگزیستانسیال نیز نشان میدهد که آگاهی از مرگ، انگیزهای برای زندگی و رهبری معنابخشتر، مسئولانهتر و بلندمدتتر است. این آگاهی به رهبران کمک میکند تا تصمیمات خود را با دقت بیشتری بررسی کنند، از قدرت خود به شکل مسئولانهای استفاده کنند و میراثی ماندگار از خود به جای بگذارند.
فردریش نیچه: « «کسی که برای زندگیکردن «چرایی» دارد، تقریباً هر «چگونهای» را تاب میآورد.»
بخش دوم مرگ، جاودانگی و رهایی در رهبری: مرگ و میراث در رهبری سیاسی
این بخش به بررسی چگونگی تأثیر مرگآگاهی بر تصمیمگیریهای رهبران سیاسی و خلق میراثی ماندگار میپردازد. رهبران سیاسی، برخلاف بسیاری از رهبران تجاری، اغلب با پیامدهای بلندمدت تصمیمات خود، حتی پس از مرگشان، مواجه هستند. این بخش به بررسی این موضوع با ارائه چند نمونه تاریخی میپردازد.
۱. چگونه رهبران سیاسی تصمیماتی میگیرند که در نبودشان هم اثرگذار باشد؟
رهبران سیاسی موفق در خلق میراثی ماندگار، به جای تمرکز بر قدرت شخصی و شهرت زودگذر، بر موارد زیر تمرکز میکنند:
⦁ ارزشهای بنیادین: رهبرانی که بر اساس ارزشهای بنیادین (مانند عدالت، برابری، آزادی، صلح) عمل میکنند، حتی پس از مرگشان، الهامبخش و راهنما باقی میمانند. ارزشها، بر خلاف قدرت یا شهرت، ماندگار هستند.
⦁ ساختن نهادها: ایجاد نهادها و سیستمهای پایدار (سیاسی، اجتماعی، اقتصادی) که پس از مرگ رهبر، به کار خود ادامه دهند. این نهادها میتوانند شامل قوانین، سازمانها، فرهنگها و رویههایی باشند که میراث رهبر را حفظ کنند.
⦁ الهامبخشی به نسلهای آینده: رهبرانی که میتوانند به خوبی نسلهای آینده را الهام دهند، تأثیرگذاری طولانیمدتتری خواهند داشت. این امر از طریق الگو بودن، تدوین دیدگاههای روشنی در مورد آینده و ایجاد ارزشهای مشترک میسر میشود.
⦁ توجه به اخلاق میراثی: در نظر گرفتن پیامدهای بلندمدت تصمیمات بر نسلهای آینده و کل جامعه (Legacy Ethics). این نگاه فراتر از چرخههای انتخاباتی و منافع کوتاهمدت است.
⦁ ایجاد تغییر اساسی: رهبرانی که موفق به ایجاد تغییرات اساسی و ساختاری در جامعه میشوند (مانند لغو بردهداری یا آپارتاید)، میراثی عمیقتر از خود بر جای میگذارند.
مارک تواین: ««ترس از مرگ از ترس زندگی سرچشمه میگیرد. کسی که کامل زندگی میکند، برای مرگ آماده است.»
۲. مثالها:
۱) مهاتما گاندی:
گاندی به طور مداوم به مرگ تهدید میشد و در نهایت ترور شد. اما مرگ او، نه تنها جنبش استقلال هند را تضعیف نکرد، بلکه پیام صلحآمیز و مقاومت غیرخشونتآمیز او را در سراسر جهان تقویت کرد و او را به الگوی بسیاری از جنبشهای آزادیخواهی تبدیل کرد. گاندی بهخوبی نشان داد که ارزشها و ایدئولوژی، میتوانند فراتر از عمر فردی یک رهبر، ماندگار باشند.
۲) آبراهام لینکلن و الغای بردهداری
الغای بردهداری در آمریکا توسط آبراهام لینکلن، یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین تصمیمات در تاریخ آمریکا بود که پیامدهای آن تا امروز نیز ادامه دارد و تاثیرات عمیقی بر حقوق بشر و برابری نژادی در جهان داشته است. لینکلن با تمرکز بر یک ارزش بنیادین (آزادی)، میراثی ماندگار از خود بر جای گذاشت.
۳) نلسون ماندلا و آشتی ملی
نلسون ماندلا با تأکید بر آشتی ملی در آفریقای جنوبی پس از آپارتاید، موفق به جلوگیری از جنگ داخلی و ایجاد یک دموکراسی چندنژادی شد. تمرکز او بر ایجاد نهادهای قوی برای آشتی و عدالت، میراث او را پایدار کرده است.
۴) صلاحالدین ایوبی
صلاحالدین ایوبی نماد رهایی از کینه و انتقام در اوج قدرت بود. زندگی ساده و مرگ بدون ثروت مادی او، به میراث او به عنوان یک رهبر اخلاقی میافزاید. او نشان داد که قدرت سیاسی، هدف نهایی نیست و میتوان از قدرت برای خدمت به مردم و ایجاد عدالت استفاده کرد.
۵) کنفوسیوس
کنفوسیوس، با تمرکز بر اخلاق و اصلاحات اجتماعی، تاثیر عمیقی بر فرهنگ و فلسفه چین گذاشت و ایدههای او برای هزاران سال الهامبخش بوده است. او نشان داد که رهبری معنوی میتواند تاثیری ماندگارتر از قدرت سیاسی داشته باشد.
۶) امپراتور آشوکا
آشوکا، پس از پیروزیهای نظامی خود، از خشونت دست کشید و به یک رهبر معنوی و طرفدار صلح تبدیل شد. او سنگنوشتههایی را خلق کرد که بر کرامت انسانی، صلح و عدالت تأکید داشتند و این پیامها برای قرنها الهامبخش بودهاند. این مثال نشان میدهد که یک رهبر سیاسی میتواند با تغییر در ارزشهای شخصی و دیدگاه خود، میراثی کاملاً متفاوت و ماندگار از خود بر جای بگذارد.
دالای لاما: «از همه مهارتها مهمتر، اراده رهایی است.»
۳. تحلیل تفاوت بین جاودانگی سیاسی و شهرت لحظهای
جاودانگی سیاسی با شهرت لحظهای متفاوت است. شهرت لحظهای میتواند ناشی از موفقیتهای موقتی یا نمایش قدرت باشد و به راحتی از بین میرود. جاودانگی سیاسی بر اساس ارزشهای ماندگار، ایجاد نهادهای قوی، الهامبخشی به نسلهای آینده و اثرگذاری بلندمدت بر جامعه ساخته میشود. رهبران سیاسی که به دنبال جاودانگی سیاسی هستند، به جای دنبال کردن شهرت زودگذر، بر خلق میراثی پایدار متمرکز میشوند.
- جمعبندی این بخش:
رهبران سیاسی موفق در خلق میراث ماندگار، با تمرکز بر ارزشهای بنیادین، ساخت نهادهای پایدار و الهامبخشی به نسلهای آینده، میتوانند تأثیرگذاری بلندمدت خود را تضمین کنند. این رهبران، با آگاهی از مرگ و محدودیتهای زندگی، به جای دنبال کردن قدرت و شهرت زودگذر، بر خلق ارزشهای ماندگار متمرکز میشوند. مقایسه رهبران مختلف تاریخی نشان میدهد که تمرکز بر ارزشها و ایجاد نهادهای پایدار، کلید ایجاد یک میراث سیاسی ماندگار است.
جورج الیوت: «مردگان ما تا زمانی زندهاند که نامشان در یاد ما جاری باشد.»
بخش سوم مرگ، جاودانگی و رهایی در رهبری: مرگ و آگاهی از فنا در کارآفرینی
در دنیای پویای کارآفرینی، جایی که نوآوری و رشد سریع حرف اول را میزند، آگاهی از فنا و محدودیتهای زمانی میتواند بر تصمیمگیریها و ایجاد میراثی ماندگار تاثیر بگذارد. این بخش به بررسی تأثیر این آگاهی بر مدلهای کسبوکار، جانشینی، و برنامهریزی خروج میپردازد.
۱. تأثیر اندیشیدن به مرگ بر مدل کسبوکار، جانشینی، برنامهریزی خروج
آگاهی از فنا و محدودیت زمانی، رهبران کارآفرین را به سمت تصمیمگیریهایی سوق میدهد که:
⦁ پایداری بلندمدت را در اولویت قرار میدهند: به جای تمرکز صرف بر سودآوری کوتاهمدت، مدلهای کسبوکاری پایدارتر و انعطافپذیرتر طراحی میشوند که بتوانند حتی پس از خروج کارآفرین، ادامه حیات داشته باشند.
⦁ جانشینی را برنامهریزی میکنند: کارآفرینان آگاه به فنا، از ابتدا به جانشینی و تربیت رهبران آینده فکر میکنند. این کار از طریق ایجاد ساختارهای مدیریتی قوی، تیمهای توانمند و فرهنگ سازمانی مستقل از فرد انجام میشود. این امر از وابستگی بیش از حد کسبوکار به یک فرد جلوگیری میکند.
⦁ برنامهی خروج واضح دارند: برنامهریزی برای خروج از کسبوکار (چه از طریق فروش، عرضه عمومی سهام یا انتقال به نسل بعد) از اهمیت ویژهای برخوردار است. این برنامه شامل تعریف اهداف، معیارهای موفقیت، و فرآیندهای انتقال دقیق است. این امر از ایجاد هرج و مرج و فروپاشی کسبوکار پس از خروج کارآفرین جلوگیری میکند.
⦁ میراثی فراتر از ثروت شخصی میسازند: کارآفرینان با دید بلندمدت، به دنبال خلق میراثی فراتر از ثروت شخصی هستند. آنها میخواهند کسبوکارشان به عنوان یک سازمان با ارزش و پایدار، تأثیری مثبت بر جامعه و جهان بگذارد. این امر با تمرکز بر مسئولیت اجتماعی (CSR)، نوآوریهای مفید و ایجاد فرهنگ سازمانی مثبت حاصل میشود.
مارتین لوتر کینگ جونیور: «میراث ماندگار یک رهبر، در آزادسازی ذهنها و قلوب نهفته است، نه در بناهای سنگی.»
۲. مثالها:
۱) استیو جابز و ساخت برند اپل به عنوان میراث
جابز، باوجود اینکه از مرگ خود آگاه بود، بر خلق یک برند پایدار و تاثیرگذار تمرکز کرد. اپل به عنوان یک سازمان با فرهنگ و هویت قوی، حتی پس از مرگ جابز، به پیشرفت خود ادامه داده و به میراث او به عنوان یک رهبر نوآور و خلاق وفادار مانده است.
۲) ایلان ماسک و تصمیمات مبتنی بر نجات نسل بشر
ایلان ماسک و تصمیمات مبتنی بر نجات نسل بشر (Mars Colony): ماسک با دیدگاهی بلندمدت، بر پروژههایی متمرکز است که به نظر او برای بقای نسل بشر ضروری هستند، مانند سفر به مریخ. این رویکرد بلندپروازانه نشاندهنده تمرکز بر میراثی فراتر از یک کسبوکار خاص است. گرچه میتوان این تصمیمها را بحثبرانگیز دانست، اما این دید بلندمدت نشاندهندهی نوعی مرگآگاهی و تلاش برای خلق میراثی بزرگتر است.
۳) جک ما و واگذاری علیبابا با برنامه از پیش تعیینشده
⦁ جک ما و واگذاری علیبابا با برنامه از پیش تعیینشده: جک ما، با برنامهریزی دقیق و واگذاری تدریجی مدیریت علیبابا، موفق به ایجاد ساختاری پایدار برای این شرکت شد. این امر نشان میدهد که آگاهی از فنا و محدودیتهای زمانی، میتواند منجر به انتقال قدرت و مسئولیت به گونهای مؤثر و برنامهریزیشده شود.
- جمعبندی این بخش:
آگاهی از فنا و محدودیتهای زمانی در کارآفرینی، میتواند منجر به تصمیمگیریهای آگاهانهتر و ایجاد کسبوکارهایی پایدارتر شود. تمرکز بر ساخت مدلهای کسبوکار پایدار، برنامهریزی جانشینی، و داشتن یک برنامه خروج واضح، به کارآفرینان کمک میکند تا میراثی فراتر از خودشان بسازند. نمونههای استیو جابز، ایلان ماسک و جک ما، نشان میدهند که چگونه آگاهی از مرگ، میتواند منجر به خلق میراثی ماندگار و تاثیرگذار در دنیای کارآفرینی شود.
سقراط: «زندگیناپژمانده، ارزش زیستن ندارد.»
بخش چهارم مرگ، جاودانگی و رهایی در رهبری: مرگپذیری و تصمیمات استراتژیک در رهبری تجاری
در دنیای تجاری، آگاهی از فناپذیری و مرگ میتواند به تصمیمگیریهای استراتژیک که بر آینده سازمان تأثیر میگذارد، کمک کند. این بخش به بررسی ارتباط بین این آگاهی و تصمیمات بلندمدت، معرفی ابزار چارچوب تصمیم گیری میراث (Legacy Decision Framework) و برخی مثالهای عملی میپردازد.
۱. ارتباط تصمیمات بلندمدت با آگاهی از فناپذیری
آگاهی از فناپذیری میتواند راهنمایی برای رهبران یکی از عوامل مؤثر در اتخاذ تصمیمات بلندمدت و استراتژیک باشد. در اینجا به چند جنبه کلیدی اشاره میشود:
⦁ تصمیمگیری با هدف ماندگاری: رهبران آگاه از فناپذیری تمایل دارند تصمیماتی بگیرند که نه تنها در زمان فعلی موثر باشند، بلکه نتایج آنها در آینده نیز ادامه یابد. این رهبران به جای تمرکز بر سودهای زودگذر، بر روی نتایج پایدار و ارزشهای ماندگار تمرکز میکنند.
⦁ ارزیابی مخاطرات: آگاهی از مرگ و فناپذیری، موجب ارزیابی دقیقتری از مخاطرات مربوط به تصمیمات استراتژیک میشود. رهبران بهتر میتوانند پیشبینی کنند که چه تصمیماتی در صورت بروز مشکلات میتوانند سازمان را در مسیر موفقیت نگه دارند.
⦁ مؤلفههای اخلاقی: رهبران با آگاهی از فناپذیری خود، به اهمیت تأثیرات اجتماعی و زیستمحیطی تصمیمات خود توجه بیشتری دارند. این رویکرد منجر به خلق فرهنگ سازمانی مستحکمتری میشود که بر روی مسئولیتپذیری و پایایی متمرکز است.
۲. شاخصهایی مانند: «نرخ ماندگاری تصمیمات پس از خروج مدیرعامل»، «اثر برند پس از انتقال نسل»
- نرخ ماندگاری تصمیمات پس از خروج مدیرعامل: این شاخص نشاندهنده توانایی سازمان در حفظ و ادامه تصمیمات کلیدی پس از خروج رهبران است. سازمانهایی که تصمیمات خود را با توجه به آینده و ارزشها سازگار ساختهاند، معمولاً نرخ بالاتری بر ماندگاری دارند.
- اثر برند پس از انتقال نسل: این شاخص به تأثیر میراث برند پس از خروج مدیریت و انتقال به نسلهای جدید اشاره دارد. برندهایی که دارای پایههای محکم فرهنگی و تاریخی هستند، میتوانند در زمان تغییر مدیریت یا انتقال نسل، به راحتی بر بقای خود ادامه دهند.
۲. مثالها:
۱) هاوارد شولتز در استارباکس
هاوارد شولتز بهعنوان مؤسس استارباکس، همواره بر روی ارزشها و تجربه مشتری تمرکز کرده است. او با راهاندازی یک برند قوی و ماندگار، با این آگاهی که روزی از صندلی مدیریت خارج خواهد شد، بر روی ساختارهای سازمانی و فرهنگی تمرکز کرد که بتوانند پس از او نیز ادامه پیدا کنند. با ادامهٔ سیاستهای مشتری محور و حفظ فرهنگ سازمانی، استارباکس تحت رهبریهای جدید نیز به قوت خود ادامه داده است.
۲) ری دالیو در بریجواتر اسوشیتس
ری دالیو، مؤسس بریجواتر اسوشیتس، یکی از بزرگترین شرکتهای سرمایهگذاری جهان، رویکردی خلاقانه با تمرکز بر فرهنگ شفافیت و حقیقتجویی دارد. دالیو با ایجاد یک ساختار سازمانی که بر اساس اصول و ارزشهای معین بنا نهاده شده، به طور فعال در تلاش است تا میراث خود را در شرکت حفظ کند. او با تأکید بر ماندگاری اصول خود، به یک الگوی مدیریتی برای جانشینی و انتقال نسل بدل شده است.
- جمعبندی این بخش:
آگاهی از فناپذیری به رهبران کمک میکند تا تصمیمات استراتژیک بهتری اتخاذ کنند که در زمانهای مختلف و پس از خروج آنها از سازمان، ماندگار باشد. ابزار چارچوب تصمیم گیری میراث و شاخصهای مرتبط مانند نرخ ماندگاری تصمیمات و اثر برند پس از انتقال نسل میتوانند به تأسیس فرهنگ سازمانی و هویتی پایدار کمک کنند. مثالهای هوارد شولتز و ری دالیو نشاندهنده موفقیت این نوع تفکر و رویکرد در دنیای تجاری امروز است.
جورج اورول: «قدرت کسانی که برای کیش شخصیتی جمع شدهاند، هیچ مبنای اخلاقی یا عقلانی ندارد.»
بخش پنجم مرگ، جاودانگی و رهایی: تأملات عرفانی، دینی و معنوی رهبران در مواجهه با مرگ
این بخش به بررسی چگونگی تأثیر آموزههای مختلف دینی و معنوی بر نگرش رهبران نسبت به مرگ و نحوهی اثرگذاری آن بر سبک رهبری میپردازد. تمرکز بر روی چگونگی استفاده از این آموزهها برای ایجاد تعادل و آرامش در مواجهه با مرگ و نیز چگونگی استفاده از این آرامش در جهت رهبری مؤثرتر است.
۱. مرگ در ادیان مختلف و بازتاب آن در رفتار رهبری
نگرش به مرگ در ادیان مختلف متفاوت است. با این حال، در بسیاری از آنها، مرگ به عنوان یک گذرگاه به دنیایی دیگر یا به عنوان بازگشت به منبع اصلی وجود تلقی میشود. این نگرش میتواند بر سبک رهبری تأثیر قابل توجهی بگذارد:
⦁ ادیان ابراهیمی (اسلام، مسیحیت، یهودیت): در این ادیان، مرگ اغلب به عنوان یک آزمون و فرصتی برای محاسبه اعمال و بازگشت به سوی خداوند تلقی میشود. این نگرش میتواند منجر به رهبریای اخلاقیتر، مسئولانهتر و متمرکز بر عدالت و خیرخواهی شود. رهبران ممکن است در تصمیمگیریهای خود، بیش از حد به رضایت خداوند و رعایت اخلاق توجه کنند.
⦁ ادیان شرقی (بودیسم، هندوئیسم): در این ادیان، مرگ اغلب به عنوان بخشی از چرخه تولد و مرگ (سامسارا) تلقی میشود. این نگرش میتواند منجر به رهبریای شود که بر روی آرامش، پذیرش و عدم وابستگی به نتایج تمرکز دارد. رهبران ممکن است در برابر شکستها و چالشها، انعطافپذیرتر و مقاومتر باشند.
⦁ باورهای معنوی غیر مذهبی: برخی افراد نیز بدون پیروی از یک دین سازمان یافته، به مرگ و زندگی معنوی فکر میکنند. تمرکز آنها بر روی ایجاد معنا در زندگی، خدمت به دیگران و ایجاد میراثی مثبت است.
۲. داستان سلیمان نبی و ناپایداری قدرت
داستان سلیمان نبی، با همه قدرت و ثروتش، نشاندهنده ناپایداری قدرت و لزوم توجه به ارزشهای اخلاقی فراتر از جاهطلبی دنیوی است. این داستان هشدار میدهد که قدرت، موقتی است و تمرکز صرف بر آن، به سرخوردگی و ناامیدی منجر میشود. رهبران میتوانند از این داستان بیاموزند که قدرت ابزار خدمت است نه هدف نهایی.
۳. غزلیات حافظ در مورد مرگ و جاودانگی
غزلیات حافظ، مملو از اندیشههایی درباره مرگ، فناپذیری و جاودانگی است. او در اشعار خود به اهمیت عشق، عرفان، و جستجوی حقیقت اشاره میکند که میتوانند جایگزین وابستگی به ثروت و قدرت دنیوی شوند. مطالعهی غزلیات حافظ میتواند به رهبران در درک ابعاد معنوی زندگی و کسب آرامش در مواجهه با مرگ کمک کند. تفکر در اشعار او میتواند درک عمیقتری از محدودیتهای زندگی و اهمیت خلق میراثی معنوی بهجای میراثی صرفاً مادی به رهبران بدهد.
۴. یوگا و تمرینهای مرگآگاهی (Shavasana)
تمرین شواسانا (تمرین رهایی در یوگا) میتواند به رهبران در ایجاد آرامش و کنترل بر استرس و اضطراب کمک کند. این تمرین، با تمرکز بر تنفس و رهایی از افکار، به فرد کمک میکند تا با مرگ و فناپذیری خود کنار بیاید. با توجه به استرسهای ذاتی رهبری، این نوع تمرینها برای حفظ تعادل ذهنی و روحی بسیار مفید است.
- جمعبندی این بخش:
بررسی آموزههای دینی و معنوی مختلف، به همراه داستانهای آموزنده و تمرینهای ذهنآگاهی، میتواند به رهبران در درک عمیقتر از مرگ و ایجاد آرامش در مواجهه با آن کمک کند. این آرامش میتواند در افزایش تمرکز، تصمیمگیریهای بهتر و خلق میراثی ماندگار، تأثیرگذار باشد.
افلاطون: «بهترین حکمرانی آن است که رهبری تغییرپذیر و پاسخگو باشد، نه تبدیل به یک ایزد.»
نتیجهگیری مرگ، جاودانگی و رهایی
به پایان یکی از عمیقترین اپیزودهای فصل جاودانگی در رهبری رسیدیم.
رهبران بزرگ، اگرچه گاه با قدرت بیحد ظاهر میشوند، اما در عمیقترین لایههای ذهنشان، با یک سوال اساسی درگیرند:
“آیا آنچه میسازم، پس از من باقی میماند؟ و اگر بماند، آیا به خیر جامعه خواهد بود یا به زیانش؟“
شاید استیو جابز زمانی که گفت:
یادآوری اینکه بهزودی خواهم مرد، مهمترین ابزاری است که تاکنون برای تصمیمگیریهای بزرگ زندگیام داشتهام.
در واقع داشت حقیقتی جهانی را بیان میکرد: آگاهی از مرگ، ما را به جوهره رهبری اخلاقی و خردمندانه نزدیک میکند.
رهبران جاودانه، نه آنهایی هستند که بلندترین برجها را ساختند یا بزرگترین قراردادها را بستند،
بلکه آنهایی هستند که در خلوتترین لحظات، با خودشان روبرو شدند — با ترسها، شکستها، و محدودیتهای انسانیشان.
و از دل آن تقابل، معنایی خلق کردند که جهان را کمی بهتر کرد.
در پایان این اپیزود، سه دعوت برای شما دارم:
۱.اگر امروز، آخرین روزتان بود، آیا تصمیماتی که میگیرید، همچنان درست به نظر میرسیدند؟
۲. آیا جاهطلبی شما با نیازهای واقعی جامعهای که در آن رهبری میکنید، همراستا است؟
و در نهایت: آیا حاضرید «از خود عبور کنید» تا چیزی فراتر از خودتان را باقی بگذارید؟
رهبران واقعی، پیش از آنکه جامعه را متحول کنند، خودشان را متحول میکنند. و درک مرگ، آغاز آن تحول است.
در قسمت بیستم و یکم این فصل (جاودانگی در رهبری)، ما به موضوع «مربیگری و برنامهریزی جانشینی: عبور از مشعل رهبری» خواهیم پرداخت. من حسین علیمحمدی میزبان شما در پادکست امروز «لیدرشیپ مستری: استراتژیهای رهبری در قرن ۲۱» بودم.
در این فصل، نهتنها به تئوری جاودانگی در رهبری میپردازیم، بلکه ابزارهای عملی برای ساختن میراثی ماندگار در قرن بیست ویکم را نیز ارائه میدهیم. به یاد داشته باشیم، رهبری جاودانه نه در قدرت، بلکه در تأثیر مثبت و پایدار بر جهان نهفته است. جاودانگی در رهبری، سفری است از خودشناسی تا جهانسازی.
لطفاً ما را در پلتفرمهای پادکست مانند کست باکس، شنوتو و یوتیوب دنبال کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید. همچنین میتوانید در رسانههای اجتماعی با ما ارتباط برقرار کنید.
افلاطون: «بهترین حکمرانی آن است که رهبری تغییرپذیر و پاسخگو باشد، نه تبدیل به یک ایزد.»