فراتر از فتح – چگونه شفقت صلاحالدین ایوبی شهرتی جاودانه ایجاد کرد
صلاحالدین ایوبی: «گر خدا بخواهد، بیتالمقدس را دوباره فتح خواهیم کرد؛ وگرنه در صف شهیدان قرار میگیریم»
پادکست جاودانگان شرق: از صلاحالدین ایوبی تا شاه عباس صفوی
مقدمه جاودانگان شرق
در طول تاریخ، شرق جهان، خاورمیانهای پرآشوب و الهامبخش بوده است؛ سرزمینی که در آن مرز میان اسطوره و واقعیت، باریکتر از همیشه است. در این خاک، رهبرانی برخاستهاند که نهتنها کشور ساختند، بلکه تاریخ را نوشتند و تمدن را شکل دادند.
اما پرسش اینجاست: چرا برخی رهبران در حافظه جمعی ما ماندگار شدهاند، ولی تأثیرشان در نهادهای امروز ناپیداست؟
و برعکس، چرا برخی دیگر با آنکه شاید درخشش رسانهای یا افسانهای نداشتهاند، ساختاری بنا کردند که قرنها دوام آورده است؟
در این اپیزود، به جستوجوی مفهوم جاودانگی در رهبری خاورمیانهای میرویم؛ جاودانگیای که گاه در یک فتح بزرگ رقم میخورد، و گاه در تصمیمی کوچک اما بنیادین برای ساختن، نه صرفاً حکمرانیکردن.
از صلاحالدین ایوبی، فاتح بیتالمقدس و نماد شرافت جنگ، تا سلطان محمد فاتح، نابغهای که قسطنطنیه را به استانبول بدل کرد. از شاه اسماعیل صفوی، بنیانگذار هویت مذهبی مدرن ایران، تا شاهعباس بزرگ، معمار نهادهای نوین ایرانی.
اگر شما رهبر هستید – چه در سیاست، چه در اندیشه یا کسبوکار – این اپیزود دعوتی است برای بازاندیشی در اینکه جاودانگی شما در کجا ریشه خواهد دواند: در اسطوره، یا در ساختار؟
صلاحالدین ایوبی: «از ظلم بپرهیزید، زیرا ظلم نه پیروزی میآورد و نه عزت پایدار»

۱. مقدمه صلاحالدین ایوبی
وقتی به تاریخ پرفرازونشیب قرونوسطی، بهویژه دوران جنگهای صلیبی مینگریم، نامهای معدودی هستند که هم در شرق و هم در غرب با احترام و کنجکاوی یاد میشوند. یکی از برجستهترین این نامها، بیشک «الملک الناصر صلاحالدین یوسف بن ایوب»، مشهور به صلاحالدین ایوبی است.
صلاحالدین ایوبی، شخصیتی کلیدی در قرن دوازدهم میلادی بود. او نهتنها مؤسس سلسله قدرتمند ایوبیان و متحدکننده سرزمینهای اسلامی از مصر تا شام بود، بلکه مهمتر از آن، به عنوان فاتح قدس و فرماندهای که توانست مسیر جنگهای صلیبی را تغییر دهد، در تاریخ جاودانه شد.
اما سؤالی که مطرح میشود این است: چرا پس از گذشت بیش از هشت قرن، نام صلاحالدین ایوبی همچنان زنده است و مورد بحثوبررسی قرار میگیرد؟ آیا صرفاً فتوحات نظامی اوست که چنین جایگاهی به او بخشیده است؟
در ارائه امروز، قصد داریم فراتر از یک فرمانده نظامی صرف، به ابعاد دیگر شخصیت او بپردازیم. میخواهیم چهرهای را بررسی کنیم که در آن اخلاق، انسانیت و الگویی منحصربهفرد از رهبری، نقشی اساسی ایفا میکنند.
برای این منظور، بحث خود را بر سه محور اصلی متمرکز خواهیم کرد:
- ابتدا نگاهی خواهیم داشت به اخلاق جنگی صلاحالدین؛ رویکردی که حتی دشمنانش را نیز به تحسین واداشت.
- سپس، به موضوع تساهل دینی و تلاش او برای ارائه الگویی از رهبری اسلامی فرامذهبی خواهیم پرداخت.
- و در نهایت، بررسی خواهیم کرد که چرا میراث رهبری او بیشتر در اذهان و آرمانها باقی ماند، تا در ساختارهای سیاسی و حکومتی که بنیان نهاد.
امیدوارم این بررسی بتواند درک عمیقتری از این شخصیت تأثیرگذار تاریخی برای همه ما فراهم آورد. پس، با اولین بخش، یعنی اخلاق جنگی صلاحالدین، بحث را آغاز میکنیم.
صلاحالدین ایوبی: «عدالت پایهٔ حکومت است و بیعدالتی بنیاد آن را ویران میکند.»
۲. اخلاق جنگی صلاحالدین ایوبی
همانطور که اشاره شد، برای درک عمیقتر شخصیت صلاحالدین ایوبی، ابتدا به بررسی اخلاق جنگی او میپردازیم. برای فهم بهتر این موضوع، لازم است نگاهی به زمینه و زمانهای بیندازیم که صلاحالدین ایوبی در آن میزیست و میجنگید.
قرن دوازدهم میلادی، اوج جنگهای صلیبی بود؛ دورانی که اغلب با خشونت افسارگسیخته، تعصبات شدید مذهبی و بیرحمیهای فراوان از هر دو سو شناخته میشود. در چنین فضای تیرهای، رفتار صلاحالدین ایوبی در میدان نبرد و پس از آن، اغلب به عنوان یک استثنای قابلتوجه در تاریخ ثبت شده است.
اصول جنگی صلاحالدین ایوبی که ریشه در تعالیم اسلامی و همچنین منش و تربیت شخصی او داشت، بر چند محور اساسی استوار بود:
- جوانمردی و بخشش: این شاید یکی از برجستهترین ویژگیهای او باشد. برخلاف رویه معمول آن دوران، صلاحالدین ایوبی بارها رأفت و بخشش را بر انتقام ترجیح داد.
⦁ نمونه بارز آن، رفتار او پس از فتح قدس در سال ۱۱۸۷ میلادی است. درحالیکه صلیبیون هنگام فتح قدس در سال ۱۰۹۹، حمام خون به راه انداخته و تقریباً تمام ساکنان مسلمان و یهودی شهر را از دم تیغ گذرانده بودند، صلاحالدین ایوبی پس از بازپسگیری شهر، به مسیحیان اجازه داد در ازای پرداخت فدیهای معقول، با امنیت کامل از شهر خارج شوند. حتی گزارش شده که او و برادرش، فدیه بسیاری از فقرا، زنان و کودکان را از مال شخصی خود پرداختند.
⦁ داستان معروف دیگری که جوانمردی او را نشان میدهد، مربوط به ریچارد شیردل، پادشاه انگلستان و یکی از سرسختترین دشمنان اوست. نقل است که وقتی ریچارد در جریان یکی از نبردها بیمار شد، صلاحالدین ایوبی برای او پزشک مخصوص خود و همچنین میوه و یخ (که در آن شرایط بسیار کمیاب بود) فرستاد. این رفتار در اوج خصومت، نشاندهنده پایبندی او به اصولی فراتر از کینهتوزیهای رایج بود.
- پرهیز از کشتار بیدلیل و تخریب: صلاحالدین ایوبی فرماندهی استراتژیست بود و تمرکز او بر دستیابی به اهداف نظامی بود، نه انتقامجویی کور یا ایجاد وحشت از طریق کشتار غیرنظامیان. او تاحدامکان تلاش میکرد از آسیبرساندن به جان و مال مردم عادی، حتی در سرزمینهای دشمن، پرهیز کند. این رویکرد نهتنها از منظر انسانی قابلتوجه است، بلکه از نظر نظامی نیز هوشمندانه بود، زیرا میتوانست مقاومت محلی را کاهش داده و اداره مناطق فتح شده را آسانتر کند.
- احترام به عهد و پیمان: در دورانی که شکستن پیمانها امری رایج بود، صلاحالدین ایوبی به پایبندی به توافقات و صلحنامهها، حتی اگر در کوتاهمدت به ضرر او تمام میشد، شهرت داشت. این رفتار، اعتبار او را حتی در نزد دشمنانش افزایش میداد.
رفتار صلاحالدین ایوبی، در مقایسه با برخی فرماندهان صلیبی آن دوران، تضاد آشکاری را نشان میدهد. البته نباید همه فرماندهان صلیبی را یکسان دانست، اما نمونههای مستندی از نقض پیمان، کشتار اسرا و رفتار بیرحمانه با مردم شهرهای تسخیر شده از سوی برخی از آنها وجود دارد که رفتار صلاحالدین ایوبی را برجستهتر میکند. برای مثال میتوان به رفتار رینالد شاتیون اشاره کرد که به کاروانهای مسلمان حمله میکرد و آتشبسها را نقض میکرد.
برای جمعبندی این بخش، میتوان به نقلقولی از یک منبع تاریخی اشاره کرد. بسیاری از مورخین، چه شرقی و چه غربی، به این ویژگیهای صلاحالدین ایوبی اذعان کردهاند. بهعنوانمثال، بهاءالدین ابن شداد، قاضی و مورخ همراه صلاحالدین ایوبی، بارها به رأفت، عدالت و پایبندی او به اصول اسلامی در جنگ اشاره میکند. حتی برخی از وقایعنگاران صلیبی نیز، هرچند با اکراه، به جوانمردی و سخاوت او اشاره کردهاند.
استانلی لینپول، مورخ بریتانیایی، مینویسد: “رفتار او در فتح [قدس]، با رفتار مسیحیان در هشتاد و هشت سال پیش از آن، تضادی شکوهمند داشت.” این پایبندی به اصول اخلاقی در بحبوحه جنگ، یکی از دلایل اصلی ماندگاری نام صلاحالدین ایوبی در تاریخ است. حال، به جنبه دیگری از رهبری او، یعنی تساهل دینی، میپردازیم.
صلاحالدین ایوبی: «کرامت نفس در رأفت با بندگان خداست، نه در گسترش آتش انتقام.»
۳. تساهل دینی و الگوی رهبری اسلامی فرامذهبی
پس از بررسی اخلاق جنگی صلاحالدین ایوبی، اکنون به جنبه دیگری از رهبری او میپردازیم که اهمیت ویژهای دارد: تساهل دینی و تلاش او برای ارائه الگویی از رهبری اسلامی فرامذهبی. در دورانی که تعصبات مذهبی غالباً موتور محرک درگیریها بود، رویکرد صلاحالدین ایوبی در قبال پیروان سایر ادیان، بهویژه پس از تثبیت قدرتش، قابل تامل است.
تساهل دینی در عمل چگونه در رفتار صلاحالدین ایوبی تجلی پیدا میکرد؟
- پس از فتح قدس در سال ۱۱۸۷: این واقعه، که پیشتر به آن اشاره شد، نمونه برجستهای از این تساهل است.
⦁ برخلاف انتظار بسیاری و رویه معمول فاتحان، صلاحالدین ایوبی دستور به حفظ کلیسای مقبره مقدس و سایر اماکن متبرکه مسیحی و حتی یهودی داد. کلیدهای کلیسای مقبره مقدس به دو خانواده مسلمان سپرده شد (رسمی که تا امروز ادامه دارد)، اما مسیحیان اجازه عبادت در آن را داشتند.
⦁ به مسیحیان بومی و شرقی (ارتدوکسها، یعقوبیها و…) اجازه داده شد که در شهر مانده و به زندگی خود ادامه دهند و فرایض دینیشان را آزادانه انجام دهند. این برخلاف سیاست بسیاری از فرمانروایان صلیبی بود که اغلب مسلمانان و یهودیان را از قدس اخراج میکردند یا محدودیتهای شدیدی برایشان قائل میشدند.
⦁ در دورههایی، بهویژه پس از انعقاد قراردادهای صلح با ریچارد شیردل، امنیت زائران مسیحی که قصد زیارت اماکن مقدسه را داشتند، تضمین شد.
- رفتار با جوامع غیرمسلمان در قلمرو ایوبیان: تساهل صلاحالدین ایوبی تنها به قدس محدود نمیشد. در سراسر قلمرو وسیع ایوبیان، که از مصر تا بخشهایی از عراق امتداد داشت، جوامع مسیحی و یهودی به حیات خود ادامه دادند.
⦁ هرچند ممکن است مستندات قطعی و فراوانی از بهکارگیری افراد شایسته از ادیان مختلف در بالاترین سطوح دیوانی توسط شخص صلاحالدین ایوبی کمتر باشد، اما بهطورکلی، سیاست ایوبیان (ادامهدهنده سنتهای پیشین اسلامی) بر اساس نظام “اهل ذمه” بود که حقوق و حمایت مشخصی را برای پیروان ادیان کتابی در ازای پرداخت جزیه فراهم میکرد. گزارشهایی از حضور پزشکان و دبیران یهودی و مسیحی در دستگاههای حکومتی آن دوران وجود دارد.
این رویکرد، صلاحالدین ایوبی را به عنوان ارائهدهنده الگویی برای رهبری اسلامی فرامذهبی مطرح میکند، البته با درنظرگرفتن محدودیتها و ویژگیهای زمانهاش:
⦁ وحدتبخشی فراتر از اختلافات داخلی مسلمانان: یکی از بزرگترین دستاوردهای صلاحالدین ایوبی، متحد کردن امیرنشینهای مسلمان مختلف از مصر و شام گرفته تا بخشهایی از جزیره و حجاز بود. این امیرنشینها اغلب با یکدیگر درگیر اختلافات قومی، سیاسی و حتی مذهبی (شیعه و سنی) بودند. صلاحالدین ایوبی توانست با تأکید بر خطر مشترک صلیبیون و ارائه یک رهبری کاریزماتیک، این وحدت نسبی را ایجاد کند.
⦁ فراتر از تعصبات قومی: صلاحالدین ایوبی رهبری جامعهای را بر عهده داشت که عمدتاً از اعراب و ترکها تشکیل شده بود. او با تأکید بر هویت اسلامی مشترک و شایستهسالاری (تا حدی)، توانست حمایت گروههای مختلف را جلب کند. هرچند او خود یک مسلمان سنی متعصب بود و خلافت فاطمی شیعهمذهب را در مصر برانداخت، اما هدف اصلی او در این اقدام، ایجاد یک جبهه واحد سنی در برابر صلیبیون و همچنین تثبیت قدرت سیاسی خود بود، نه لزوماً سرکوب اعتقادات فردی.
⦁ تمرکز بر عدالت و امنیت برای همگان: تلاش صلاحالدین ایوبی برای برقراری عدالت و امنیت، تنها به مسلمانان محدود نمیشد. او میکوشید فضایی ایجاد کند که در آن پیروان ادیان مختلف، تا زمانی که به قوانین حکومت احترام میگذاشتند، احساس امنیت نسبی کنند. این سیاست به ثبات داخلی قلمرو او کمک شایانی کرد.
البته، باید به چالشها و محدودیتهای این تساهل نیز اشاره کرد. تساهل صلاحالدین ایوبی، تساهل مدرن و مبتنی بر حقوق شهروندی برابر امروزی نبود. این تساهل در چارچوب فقه اسلامی قرونوسطی و شرایط سیاسی و نظامی آن زمان تعریف میشد.
⦁ غیرمسلمانان همچنان شهروند درجه دوم محسوب میشدند و محدودیتهایی برای آنها وجود داشت.
⦁ میزان تساهل میتوانست بسته به شرایط جنگوصلح و رفتار جوامع غیرمسلمان، تغییر کند.
⦁ هدف اصلی از این تساهل، علاوه بر جنبههای انسانی و دینی، حفظ ثبات و یکپارچگی قلمرو در برابر دشمن خارجی بود.
بااینحال، در مقایسه با بسیاری از فرمانروایان همعصر خود، چه در شرق و چه در غرب، رویکرد صلاحالدین ایوبی نسبت به اقلیتهای دینی، نمونهای قابلتوجه از مدیریت تنوع در یک امپراتوری چندفرهنگی و چندمذهبی بود. این جنبه از رهبری او، در کنار اخلاق جنگیاش، به شکلگیری تصویر ماندگار او کمک کرده است.
صلاحالدین ایوبی: «رحمت بر خلق، بلندآوازهترین نام در تاریخ است.»
۴. میراث ماندگار: در ذهنها، نه در ساختار سیاسی
تا اینجا به بررسی اخلاق جنگی و تساهل دینی صلاحالدین ایوبی پرداختیم. اما نکته جالبتوجه در مورد او این است که باوجود دستاوردهای عظیم نظامی و سیاسی، ساختار سیاسی که او بنیان نهاد، یعنی امپراتوری ایوبیان، دوام چندانی پس از مرگش نداشت.
⦁ پس از درگذشت صلاحالدین ایوبی در سال ۱۱۹۳ میلادی، امپراتوری وسیع او بهسرعت دچار اختلافات داخلی شد و بین فرزندان و برادرانش تقسیم گردید. این اختلافات و ضعفهای ساختاری، نهایتاً زمینه را برای ظهور قدرت جدیدی به نام ممالیک فراهم کرد که در اواسط قرن سیزدهم، به طور کامل جایگزین حکومت ایوبیان در مصر و شام شدند.
⦁ در واقع، ساختارهای سیاسی و اداری که صلاحالدین ایوبی بنا نهاد، هرگز به پایداری و دوام امپراتوریهای بزرگی همچون عثمانیان نرسید.
پس سؤال اینجاست: اگر امپراتوری او چنین سرنوشتی پیدا کرد، چرا میراث صلاحالدین ایوبی تا این حد در ذهنها باقیمانده است؟ چرا نام او همچنان پس از قرنها، هم در جهان اسلام و هم در غرب، با احترام و حتی شگفتی یاد میشود؟ پاسخ را باید در چند عامل جستجو کرد:
- شخصیت و منش بینظیر او: بیش از هر چیز، عدالت، تقوا، شجاعت، سخاوت و بهویژه جوانمردی صلاحالدین ایوبی بود که تصویری ماندگار از او ساخت. این ویژگیها نه تنها توسط مورخان مسلمان، بلکه توسط بسیاری از وقایعنگاران صلیبی و دشمنانش نیز ستوده شده است. رفتار او در اوج قدرت، تصویری از یک حاکم ایدهآل را ارائه میداد.
- نماد مقاومت و پیروزی: بازپسگیری قدس از دست صلیبیون پس از نزدیک به یک قرن، یک پیروزی نمادین و بسیار مهم برای جهان اسلام بود. این اقدام، صلاحالدین ایوبی را به قهرمانی افسانهای تبدیل کرد که توانسته بود غرور از دست رفته را بازگرداند و نمادی از مقاومت در برابر تهاجم خارجی شود.
- الگوی اخلاقی فراتر از زمان: همانطور که دیدیم، رفتار او در جنگ و صلح، بهویژه پایبندی به اصول اخلاقی و درجهای از تساهل، او را به معیاری برای رهبری ایدهآل تبدیل کرد. این الگو نه تنها برای مسلمانان، بلکه برای بسیاری در غرب نیز الهامبخش بوده است.
- تأثیر عمیق بر ادبیات و تاریخنگاری: شخصیت چندوجهی صلاحالدین ایوبی، الهامبخش آثار ادبی و تاریخی فراوانی هم در شرق و هم در غرب شد.
⦁ در غرب، نویسندگانی چون سِر والتر اسکات در رمان «تالیسمن» (The Talisman) و گوتهولد افرایم لسینگ (Gotthold Ephraim Lessing) در نمایشنامه «ناتان خردمند» (Nathan the Wise)، تصویری ستایشآمیز و اغلب آرمانی از او ارائه دادهاند که نشاندهنده احترام عمیق به شخصیت اوست.
⦁ در جهان اسلام نیز، داستانها، اشعار و متون تاریخی متعددی به شرح دلاوریها و فضایل او پرداختهاند.
- الهامبخش نسلهای بعدی: نام و یاد صلاحالدین ایوبی بارها توسط رهبران و جنبشهای مختلف در طول تاریخ، بهویژه در دوران معاصر و در زمینه مبارزات استقلالطلبانه و وحدتگرایانه در جهان عرب و اسلام، احیا شده است. او به نمادی از اتحاد، مقاومت و رهبری آرمانی تبدیل شده است.
در نهایت، میتوان گفت که میراث صلاحالدین ایوبی نشان میدهد که تأثیر واقعی یک رهبر، لزوماً در بناهای سنگی (میراث تاریخی رهبری) یا ساختارهای سیاسی زودگذر نیست، بلکه در ارزشهایی است که از خود بهجای میگذارد و در قلب و ذهن مردم حک میشود. همانطور که گفتهاند: «نام نیکو گر بماند ز آدمی، به کزو ماند سرای زرنگار.» تأثیر شخصیت و منش صلاحالدین ایوبی بر تاریخ، گواهی بر این حقیقت است.
این ماندگاری نام، بیش از هر امپراتوری و قدرتی، نشاندهنده عمق تأثیرگذاری او بر وجدان تاریخی بشریت است.
صلاحالدین ایوبی: «توانای واقعی کسی است که بر خشم و شهوت خود چیره شود.»
نتیجهگیری صلاحالدین ایوبی: اخلاق، تساهل، و میراثی فراتر از قدرت
اگر بخواهیم نکات کلیدی این بحث را جمعبندی کنیم، میتوان گفت:
⦁ نخست اینکه، صلاحالدین ایوبی نمونهای برجسته از رهبری بود که توانست با موفقیت، قدرت نظامی و سیاسی را با پایبندی به اصول اخلاقی و جوانمردی در میدان نبرد ترکیب کند. رفتار او در جنگ، حتی تحسین دشمنانش را نیز برانگیخت.
⦁ دوم، او در بستر زمان خود و با درنظرگرفتن محدودیتهای آن دوران، درجهای از تساهل دینی را به نمایش گذاشت، بهویژه در نحوه برخورد با مسیحیان و یهودیان پس از فتح قدس، و تلاش کرد الگویی از رهبری اسلامی ارائه دهد که بر وحدت و همکاری تأکید داشت.
⦁ و سوم، همانطور که دیدیم، میراث صلاحالدین ایوبی بیش از آنکه در بناها و ساختارهای سیاسی ناپایدار باشد، در ارزشها، اخلاقیات و خاطره جمعی ملتها، چه در شرق و چه در غرب، زنده و پایدار مانده است. این شخصیت اوست که پس از قرنها همچنان الهامبخش است.
شاید بتوان از زندگی و رهبری صلاحالدین ایوبی درسهایی برای امروز نیز آموخت، هرچند میدانیم که هر دوره تاریخی شرایط خاص خود را دارد:
⦁ یکی از مهمترین درسها، بیشک، اهمیت حیاتی اخلاق در رهبری است. صلاحالدین ایوبی نشان داد که حتی در سختترین شرایط، مانند جنگ، میتوان به اصول انسانی و اخلاقی پایبند بود و این پایبندی میتواند تأثیری ماندگارتر از هر پیروزی نظامی داشته باشد.
⦁ درس دیگر، یادآوری امکان همزیستی و احترام متقابل بین ادیان و فرهنگهای مختلف است. هرچند تساهل صلاحالدین ایوبی با معیارهای امروزی متفاوت بود، اما تلاش او برای ایجاد فضایی نسبتاً امن برای پیروان ادیان مختلف در قلمرو خود، میتواند الهامبخش تلاشها برای درک و احترام متقابل در دنیای امروز باشد.
در قسمت شانزدهم این فصل (جاودانگی در رهبری)، ما به موضوع «فرقه شخصیت در رهبری: وقتی نفس، میراث را نابود میکند» خواهیم پرداخت. من حسین علیمحمدی میزبان شما در پادکست امروز «لیدرشیپ مستری: استراتژیهای رهبری در قرن ۲۱» بودم.
در این فصل، نهتنها به تئوری جاودانگی در رهبری میپردازیم، بلکه ابزارهای عملی برای ساختن میراثی ماندگار در قرن بیست ویکم را نیز ارائه میدهیم. به یاد داشته باشیم، رهبری جاودانه نه در قدرت، بلکه در تأثیر مثبت و پایدار بر جهان نهفته است. جاودانگی در رهبری، سفری است از خودشناسی تا جهانسازی.
لطفاً ما را در پلتفرمهای پادکست مانند کست باکس، شنوتو و یوتیوب دنبال کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید. همچنین میتوانید در رسانههای اجتماعی با ما ارتباط برقرار کنید.