۱۸ درس کوچینگ از فیلم سخنرانی پادشاه: مقدمه
فیلم سخنرانی پادشاه، یک فیلم خارق العاده است که میتوان از این فیلم درس آموختههایی در خصوص لیدرشیپ کوچینگ داشت.
این داستان واقعی از چگونگی موفقیت پادشاه جورج ششم انگلیس (پدر ملکه الیزابت دوم) برای غلبه بر گفتار آسیبزا (ناشی از ترس در صحبتهای عمومی) است تا بتواند سخنرانی خارق العادهای درست هنگام ورود انگلیس به جنگ جهانی دوم انجام دهد.
انگلیس با گذشت چند دهه از جنگ در جنگ جهانی اول، در وضعیت ناامیدى قرار داشت، آدولف هیتلر به تازگی جنگ علیه آنها را اعلام کرده بود و پادشاه جدید به دلیل اینکه برادر بزرگترش تاج و تخت خود را به منظور ازدواج با عروس مطلقه رها کرده بود، در تاجگذاری قرار گرفت.
این فیلم درباره یک «گفتار درمانگر» است که در کنار مهارت تخصصیاش و با استفاده از کوچینگ به پادشاه کمک کند تا از ترس خود بکاهد و مانعش را به طرز چشمگیری کاهش دهد.
بشر از دیرباز که زندگی اجتماعی خود را آغاز کرد و جامعه را تشکیل داد، برای ابراز اهداف و تمایلات خود، و همرنگ کردن خود با اجتماعی که در آن میزیسته به سخنسرایی میپرداخت. اهمیت تأثیر و نفوذ سخنرانیها و اظهارنظرهای مقامات کشورها در دوران معاصر با پیشرفت سریع صنایع ارتباطی و سیستمهای چندرسانهای نمود بیشتری یافته است.
اگر شما لباس زیبایی بپوشید دلیل بر اعتبار و شخصیت متعالی شما نیست. اگر سوار بهترین ماشین هستید دلیل بر سطح سواد و اطلاعات شما نمیشود، اما همین که در میان جمع توانستید خوب سخن بگویید همه شما را تحسین خواهند کرد، و به شهامت و رشادت رفتار شما غبطه خواهند خورد! فیلم «تام هوپر» با نام «سخنرانی پادشاه» هم درباره همین موضوع است. چگونه میتوان بدون اینکه آدم باشهامتی باشید بتوانید چنان سخنرانی کنید که اینگونه به نظر برسید!
داستان درباره پادشاهی است که توانست بر مشکل لکنت خودش غلبه کند و مردم کشورش را بر علیه هیتلر پشتیبانی کند! فیلم درباره روابط بین پادشاه انگلیس جرج ششم (پدر ملکه الیزابت) با بازی خیرهکننده کالین فیرث و دکتر معالج استرالیاییاش جفری راش است که تلاش میکند مشکل لکنت او را برطرف کند و به او قوت قلب دهد. فیلم بر اساس داستانی واقعی دربارهٔ پادشاه جورج ششم ساخته شده است.
در بحبوحه جنگ دوم جهانی که بسیاری از مردم انتظار سخنرانی از پادشاه را داشتند، تا از لحاظ عاطفی با او ارتباط برقرار کنند و پادشاه به آنها قوت قلب دهد، جرج ششم پادشاه انگلیس در صحبت روزمرهاش هم دچار لکنت بود. او در مقابل مردمی که سخنرانیهای درخشان و آتشین آدولف هیتلر را که به روانی ادا میشدند و کاملاً بر مردم تأثیر میگذاشتند درمانده بود.
تا بیست سال پیش از آن، پادشاه بودن هنوز یک چیز بصری بود. تا زمانی که شما با ظاهری مناسب روی اسب سوار بودید یا میتوانستید از کالسکه یا از بالکن برای مردم دست تکان دهید، همه چیز خوب به نظر میرسید، و میتوانستید نقش خود در مراسم را اجرا کنید. اما ناگهان جرج با لحظهای روبهرو میشود که پادشاه بودن به معنای لزوم صحبت برای مردم از طریق رادیو برای ۵۸ کشور جزو امپراتوری بریتانیای آن زمان است.
جفری راش که بهخاطر بازی در فیلم درخشش (۱۹۹۷) برنده جایزه اسکار شده، کسی است که منبع الهام پادشاه میشود و جسورانه به پادشاه میگوید «بازی من»! فیلم دارای دیالوگهای سیاسی بسیار زیرکانهای است و شما را یاد جمله معروف جان افکندی میاندازد که میگوید: «امروزه لغات و عبارات برای شکلدهی تصویر ذهنی شنوندگان بکار میروند و نه حل معضلات کشور!»
۱۸ درس کوچینگ از فیلم سخنرانی پادشاه
پادشاه جورج در این فیلم با بسیاری از درمانگرانی که سعی در برطرفکردن انسداد گفتاری یا لکنتزبان داشتند، کارکرد، اما او تنها با لیونل به موفقیت رسید. تنها وقتی لیونل لوگ از مراجع خود بهعنوان یک شخص پرسوجو (استفاده از مهارت پرسش توسط کوچ در مقابل مراجع، و سعی در کشف و آزادسازی پتانسیلهای مراجع توسط خودش) میکند و به طور واقعی از او مراقبت میکند، پیشرفت در زمینه اختلال گفتار حاصل میشود.
شش قدرت کوچ که به روابط کوچینگی منتهی میشود.
- کوچ و مراجع در جلسات، رابطه برابر یا مساوی خود را حفظ کردند. (اشاره به وضعیت برابری بند ۲۵ و ۱۱ اصول اخلاقی در بین مراجع و کوچ، برای اطلاعات بیشتر به اصول اخلاقی فدراسیون بین المللی کوچینگ مراجعه کنید.)
- لیونل هرگز از شاه جورج بهخاطر ضعف خود و همچنین سرعت پیشرفتش داوری نکرد. (اشاره به بند یازده اصول اخلاقی در بین مراجع و کوچ)
- کوچ با مراجع، بهعنوان یک فرد برابر با خود رفتار میکند و اصرار دارد که رابطه را از این طریق حفظ کند. (بند ۱۱ و ۲۵ اصول اخلاقی)
- کوچ هرگز مراجع را مجبور نمیکند، کاری که مراجع خود نمیخواهد انجام دهد را انجام دهد.
- کوچ به مراجع خود ایمان دارد و او را تشویق میکند. (اصل اساسی کوچینگ، یعنی مراجع خود میتواند جواب، سؤالات خودش را بدهد.)
- کوچ جلسات را بسیار محرمانه نگه میدارد، حتی همسرش از این موارد آگاهی ندارد. (اصول اخلاقی کوچینگ، بند یک و سه)
- کوچ روابطش را با مراجع نگه میدارد. (بند ۲۴ اصول اخلاقی)
- کوچ به درک خود از مراجع بهعنوان یک فرد دست مییابد و برنامهای متناسب با آن فرد تهیه میکند.
شش قدرت یک مراجع برای روابط گوچینگی
- پادشاه جورج پروتکل و هنجارها را کنار گذاشت و داستانها و اطلاعات شخصی را با کوچ خود به اشتراک گذاشت. کوچ وی با داشتن اطلاعات واضح و شفاف قادر به بررسی موضوع اصلی شد و برای بهبود شاه اقدامات لازم را انجام داد. (ایجاد حالت اعتماد بین کوچ و مراجع)
- مراجع انگیزه قوی برای ایجاد تغییر در خود را دارد.
- مراجع برای غلبه بر مانع خود تمایل دارد کار سختی انجام دهد.
- مراجع چشمانداز بزرگتری را فراتر از مسائل در پیشروی خود یعنی رهبری کشور را میبیند و حاضر است خود را برای آن منافع تحتفشار قرار دهد.
- مراجع مسئولیت اقدامات خود و کارهایی را که باید انجام دهد بر عهده میگیرد.
- مراجع همچنان موانع و نقاط شکست خود را حفظ کرده و خود را تحتفشار قرار میدهد.
- مراجع برخلاف میل اولیه خود شفاف و صادق است و داستانهای شخصی خود را با کوچ خود به اشتراک میگذارد که هر دو آنها را به درکی صحیح از آنچه با آن سروکار دارند میرساند.
چنین رابطه کوچینگی چه مزایایی دارد؟
- مانند همه روابط عالی کوچینگی، مزایای آن فراتر از پیشرفت آشکار در سخنرانی پادشاه است. برای پادشاه، او در گفتار خود پیشرفتهایی را میبیند، رابطه راحتتری با همسر و خانواده و روابط محکمتر با کسانی که با او کارکرده است، دارد و در این مورد ویژه از مزایای ارتباطات شفاف، با یک ملت میتوان اشاره کرد. داشتن کوچ میتواند پیشرفتی فراتر از دلیل اصلی یک رابطه کوچینگی داشته باشد، فارغ از اینکه شما چه کسی هستید.
- اگر فیلم را ندیدهاید، تماشای آن را اکیداً توصیه میکنم. این فیلم یک نمونه عالی از رهبری قوی از جانب پادشاه جورج ششم، برای رسیدن به راهحل برای مشکلات خود است. او وقتی رهبری کشور خود را بر عهده میگیرد، قدم برمیدارد حتی این قدمها مطابق با میل وی باشد یا نه.
- اگر احساس میکنید در یک رابطه کوچینگی مشغول به کار هستید، به نقاط قوت نمایشدادهشده در فیلم سخنرانی پادشاه، همانطور که در بالا بیان شد دقت نمایید. اگر با کوچ خود همراهی نکنید، ممکن است نوع موفقیتی را که پادشاه جورج با لیونل به دست آورد پیدا نکنید.