۳۲ درس کوچینگ و رهبری از فیلم کوچ کارتر (Coach Carter)
فیلم کوچ کارتر (Coach Carter)، یک فیلم خارق العاده است که می توان از این فیلم درسآموختههای در خصوص لیدرشیپ کوچینگ و چیرگی در رهبری داشت. در این مقاله سعی کردهام ۱۶ درس کوچینگ از دیدگاه فدراسیون بینالمللی کوچینگ (ICF) برای کوچها و ۱۶ درس رهبری از فیلم کوچ کارتر را برای رهبری کسبوکار و رهبری سازمانی ارائه دهم.
کنی کارتر (جکسن) زمانی ستاره تیم بسکتبال دبیرستان ریچموند در کالیفرنیا بوده و سالها بعد، پس از جاافتادن در دنیای نشر و بازاریابی، به همان دبیرستان بازمیگردد و بهعنوان کوچ جدید تیم بسکتبال مشغول به کار میشود. کارتر خیلی زود پی میبرد که برای کوچ بودن ساخته شده است. تیم بسکتبال مدرسه، بازیهای بدی داشتهاند و درگیریهای بیرون از زمین به همان اندازه هنرنمائیشان در داخل زمین، سرنوشتساز بوده است.
در حالیکه کارتر تصمیم دارد از تیم بسکتبال ریچموند یک تیم برنده بسازد، ضمناً چیزهای بیشتری نیز از آنان انتظار دارد. او قصد دارد به اعضاء تیم یاد بدهد برای یکدیگر و خودشان احترام قائل باشند و همانقدر که در زمین بازی خودشان را عالی نشان میدهند، در کلاس درس نیز شاگردان خوبی باشند.
با رهبری کارتر، تیم بسکتبال مدرسه، فصل پُر از باختشان را پشتسر میگذارند و طوری پیشرفت میکنند که قهرمانیِ ایالتی در دو قدمیشان قرار میگیرد. اما هنگامی که کارتر برخلاف آنچه در قراردادش آمده، متوجه میشود که نمرات درسی دانشجوها پائین است، تصمیم میگیرد در استادیوم را بر روی آنان ببندد و در عوض، آنان را تا نمراتشان بهتر نشده، در کتابخانه نگه دارد. اما تصمیم کارتر خیلی زود با مخالفت والدین بچهها و مشوقان تیم روبهرو میشود و دیری نگذشته که کار انتقاد به رسانههای خبری محلی میکشد که بسیاریشان با نظر کارتر، که اعتقاد دارد بازیکنها باید هدفی فراسوی قهرمانی مدرسه یا مسابقات ایالتی داشته باشند موافق نیستند.
توجه به این نکته مهم است که اگرچه روش رهبری کوچ کارتر الهامبخش است، اما برخی از روشهای او ممکن است کاملاً با شیوههای کوچینگ اخلاقی مدرن، بهویژه در زمینههای همکاری و استقلال همسو نباشد.
۱۶ درسی که کوچها می توانند از تماشای فیلم کوچ کارتر (Coach Carter) یاد بگیرند:
- صلاحیت شماره یک فدراسیون بینالمللی کوچینگ: اصول اخلاقی
درس ۱: صداقت و ارزش ها (همسویی با اصول اخلاقی): کوچ کارتر ارزش های خود را به وضوح تعریف می کند و از بازیکنانش انتظار دارد که به آنها پایبند باشند و بر مسئولیت تحصیلی و رفتار محترمانه تأکید میکند. (این با حفظ محرمانه بودن، رفتار با صداقت، و درک و به کارگیری اصول اخلاقی در تعاملات کوچینگ هماهنگ است.)
درس ۲: سازگاری (همسویی با اصول اخلاقی): کوچ کارتر با قوانین و انتظارات خود سازگار است، حتی زمانی که با مقاومت روبرو می شود. (این به کوچهایی مربوط می شود که به عنوان الگو عمل می کنند و اصول اخلاقی را به طور مداوم به کار می برند.)
درس ۳: روش های غیر متعارف با آسیب احتمالی (تضاد اخلاقی بالقوه): انضباط افراطی کوچ کارتر و تاکتیک های قفل کردن ممکن است بیش از حد دستوری و بالقوه به استقلال و رفاه دانش آموزان آسیب برساند. این یک بحث اخلاقی را در مورد محدودیت های قدرت کوچ ایجاد می کند. (در حالی که کوچها باید مراجعان را به چالش بکشند و آنها را پاسخگو بدانند، کوچها باید از استفاده از روش هایی که ارزش خود یا استقلال مراجعان خود را تضعیف می کند اجتناب کنند.)
- صلاحیت شماره دو فدراسیون بینالمللی کوچینگ: ذهنیت کوچینگ
درس ۴: اعتقاد به پتانسیل (همسویی با ذهنیت کوچینگ): کوچ کارتر به پتانسیل بازیکنان خود فراتر از بسکتبال اعتقاد دارد و هدف وی این است که آنها را برای زندگی بعد از بازی آماده کند. (این نشان دهنده توانایی کوچها در نگاه کردن به مراجعان به عنوان شخصی توانمند و حمایت از پیشرفت آنها به سمت اهدافشان است.)
درس ۵: تمرکز بر رشد (همسویی با ذهنیت کوچینگ): کوچ کارتر بر اهمیت پیشرفت تحصیلی و پیشرفت شخصی بیش از برنده شدن در بازی های بسکتبال تأکید می کند. (این نشان دهنده یک طرز فکر کوچینگ برای تسهیل رشد، یادگیری و عملکرد در تمام جنبه های زندگی مشتری است.)
- صلاحیت شماره سه فدراسیون بینالمللی کوچینگ: ایجاد و حفظ توافقنامه
درس ۶: انتظارات روشن (همسویی با ایجاد توافقات): کوچ کارتر انتظارات روشنی را از بازیکنانش چه در داخل و چه خارج از زمین تعیین می کند.(این نشان دهنده نیاز به توافقنامههای کوچینگ است که نقش ها، مسئولیت ها و رفتارهای مورد انتظار را تعیین می کند.)
درس ۷: قفل کردن (همسویی جزئی/تضاد بالقوه): اشتباهات کوچ کارتر ؛ فقدان گفتگو با تیم در مورد نیازها و نگرانی های آنها، مخالف ایجاد مشارکت واقعی با مراجع است. (کوچها باید یک فضای امن برای بحث ایجاد کنند، به مراجعان اجازه دهند تا اهداف خود را تعریف کنند و چگونی دستیابی به آنها را تعیین کنند و نه راه حل های اجباری.)
- صلاحیت شماره ۴ فدراسیون بین المللی کوچینگ: پرورش اعتماد و ایمنی
درس ۸: کسب اعتماد از طریق سازگاری (همسویی با پرورش اعتماد): کوچ کارتر با رفتار مداوم با صداقت و پاسخگو نگه داشتن بازیکنان، در طول زمان اعتماد ایجاد می کند. (ایجاد فضای امن که در آن مراجعان احساس راحتی کنند برای فرآیند کوچینگ ضروری است.)
درس ۹: رویکرد خشن و آسیب احتمالی به ایمنی روانی (تضاد احتمالی): سبک اصطکاکی کوچ کارتر را می توان به عنوان فاقد همدلی و به طور بالقوه تضعیف احساس امنیت روانی بازیکنان درک کرد. (کوچها مسئول ایجاد یک فضای امن از نظر روانی برای مراجعان هستند تا بدون احساس تهدید، خود را کشف و به چالش بکشند.)
- صلاحیت شماره ۵ فدراسیون بین المللی کوچینگ: حفظ حضور در جلسه کوچینگ
درس ۱۰: توجه متمرکز (همسویی با حفظ حضور): کوچ کارتر در حین تمرین و بازی کاملاً حضور دارد و با بازیکنانش درگیر است. ( این بر حضور کامل در لحظه، گوش دادن فعال و مشاهده نشانه های غیرکلامی تمرکز دارد.)
درس ۱۱: انطباق پذیری (همسویی جزئی): در حالی که کوچ کارتر سازگار است، کمتر با نیازهای بازیکنان خود سازگار است و در روش های خود سختگیری نشان می دهد. (کوچها باید با نیازهای مراجعان خود سازگار باشند و با انعطافپذیری به هر موقعیتی برخورد کنند.)
- صلاحیت شماره ۶ فدراسیون بین المللی کوچینگ: گوش دادن فعالانه
درس ۱۲: گوش دادن محدود (تراز جزئی/تضاد بالقوه): کوچ کارتر، در حالی که به دقت بازیکنان خود را تماشا می کند، ذهنش به طور خاص به نظرات یا دیدگاه های جایگزین آنها باز نیست. (این بر گوش دادن فراتر از کلمات، درک زمینه و کاوش در دیدگاه های مختلف تأکید دارد.)
- صلاحیت شماره ۷ فدراسیون بین المللی کوچینگ: ایجاد آگاهی
درس ۱۳: باورهای چالش برانگیز (همسویی با برانگیختن آگاهی): کوچ کارتر بازیکنان خود را به چالش می کشد تا در پتانسیل، نقش ها و مسیری که خود را دنبال می کنند تجدید نظر کنند. (کوچها سؤالات قدرتمندی می پرسند و از تکنیک های دیگری برای کمک به مراجعان برای کسب خودآگاهی عمیق تر استفاده می کنند.)
درس ۱۴: فضای محدود برای کشف خود (تضاد بالقوه): رویکرد دستوری کوچ کارتر برای بازیکنان فضایی برای کشف خود، که جزء مهمی از فرآیند کوچینگ خواهد بود، باقی نمی گذارد. (کوچینگ در مورد مراجع است که راه حل ها و مسیر خود را برای خود کشف می کند.)
- صلاحیت شماره ۸ فدراسیون بین المللی کوچینگ رشد مراجع را تسهیل می کند
درس ۱۵: تمرکز بر توسعه بلندمدت (همسویی با رشد مراجع): تمرکز کوچ کارتر بر آماده کردن تیمش برای زندگی است، نه فقط بسکتبال، که از توسعه بلندمدت پشتیبانی می کند. (این بر تسهیل یادگیری، رشد و تحول در تمام جنبه های زندگی مراجع تمرکز دارد.)
درس ۱۶: فشار برای تعالی (همسویی با رشد مراجع): کوچ کارتر تیم خود را به برتری، هم از نظر دانشگاهی و هم در زمین سوق میدهد و از این طریق اعتقاد به پتانسیل آنها را نشان میدهد. (یک کوچ خوب، مراجع خود را به چالش می کشد و آنها را به خارج از منطقه راحتی خود می راند تا رشد کنند.)
نتیجهگیری:
«کوچ کارتر» تصویر پیچیدهای از رهبری ارائه میدهد. درحالیکه قدرت ارزشهای قوی، انتظارات روشن و باور به پتانسیل را به نمایش میگذارد، همچنین مشکلات بالقوه رویکردهای بیش از حد دستوری و اقتدارگرا را برجسته میکند. از دیدگاه ICF، کوچ کارتر جنبههای قوی از عملکرد اخلاقی، طرز فکر رشد، و تأکید بر مسئولیتپذیری را نشان میدهد. بااینحال، او همچنین در گوشدادن فعال کوتاهی میکند که استقلال، همکاری و امنیت روانی مراجع را تقویت میکند. روش کوچینگ ایدهآل یک رابطه حمایتی، مشارکتی و توانمند با مراجعان ایجاد میکند و از پرسوجوی باز برای کمک به مراجعان برای کشف مسیر موفقیت خود استفاده میکند.
۱۶ درس یادگیری رهبری از فیلم کوچ کارتر (Coach Carter)
- رهبری یک رقابت محبوبیت نیست. بهعنوان رهبر، یکی از نقشهای ما این است که تغییر و پیشرفت را در برنامه خود قرار دهیم، غالباً این شامل تغییر فرهنگ هم است. مردم غالباً در برابر این نوع تغییر مقاوم هستند و هرچقدر بخواهیم ایدههای خود را به کرسی بنشانیم، میتواند از محبوبیت ما بکاهد.
- رهبر باید کاری کند تا پیروان وی از منطقه راحتی و امن خود دور شوند، وقتی پیروان وی در مناطق راحتی خود بمانند، وضع موجود را حفظ میکنند.
- اگر رهبر بتواند باور درست ایجاد کند، پیروان وی میتوانند خیلی بیشتر به موفقیت برسند، ما بهعنوان رهبر باید به افراد کمک کنیم تا تمام توان خود را حتی در صورت عدم دیدن پتانسیلهای خود، به دست آورند. ما باید آرزو را ایجاد کنیم، اهداف را تعیین کنیم، راه را نشان دهیم و سپس به ایجاد اعتقاد در تیم کمک کنیم که آنها بتوانند به این اهداف برسند و سپس در این سفر از آنها حمایت کنیم.
- رهبران باید موضعگیری کنند، رهبری اغلب میتواند ما را ملزم به موضعگیری کند، حتی اگر ممکن است در اقلیت باشیم، عقاید خود را حتی در مواجهه با انتقاد زیاد، پشتوانه خود قرار دهیم. ما باید برای اعتقادات خود بایستیم، به ارزشهای خود صادق باشیم. رهبری هرگز آسان نبوده است.
- کار تیمی و اتحاد: او بر اهمیت اتحاد و همکاری با یکدیگر تأکید میکند و قدرتی که در تلاش جمعی یافت میشود را نشان میدهد. همانطور که مایکل جردن میگوید: «استعدادها برنده بازیها میشوند، اما کار تیمی قهرمان میشود.» و بهعنوان رهبر ما باید کار تیمی را افزایش دهیم و روحیه تیمی محکمی را برای رسیدن به پتانسیل جمعی خود پرورش دهیم.
- یک سازمان در واحد بزرگتر و یا یک گروه کوچک، زمانی میتوانند ادعای یک تیم بودن را داشته باشند که همتیمیها با یکدیگر در راه رسیدن به اهدافشان همکاری کنند و مشکل تکتک افراد در تیم، مشکل کل تیم است و نه آن شخص منحصربهفرد.
- زندگی فقط برندهشدن در تمامی خواستهها نیست، بلکه چیزهای بسیار مهمی در زندگی وجود دارد که ارزش آنها بسیار مهمتر از برد است و باید به آنها همیشه افتخار کرد.
- ایجاد انتظارات و استانداردهای واضح: کوچ کارتر قوانین صریحی را، چه در داخل و چه خارج از زمین، در مورد عملکرد تحصیلی، لباس پوشیدن و رفتار وضع میکند. این امر بر اهمیت دستورالعملهای روشن برای موفقیت تأکید میکند.
- افراد را پاسخگو نگه دارید: او به طور مداوم قوانین را اجرا میکند، حتی زمانی که با مقاومت روبرو میشود و نیاز به پاسخگویی برای حفظ استانداردها را نشان میدهد.
- رهبری باصداقت و ارزشها: اقدامات کوچ کارتر با ارزشهای اعلامشده او یعنی نظم، مسئولیت و احترام همخوانی دارد و اهمیت زندگی بر اساس اصول خود را نشان میدهد.
- به پتانسیل دیگران ایمان داشته باشید: کوچ کارتر در بازیکنان خود پتانسیل را فراتر از بسکتبال میبیند و آنها را به تلاش برای رشد آکادمیک و شخصی سوق میدهد و قدرت باور را به نمایش میگذارد.
- اولویتدادن به توسعه بلندمدت بر دستاوردهای کوتاهمدت: او موفقیت تحصیلی و پیشرفت شخصی را مهم میداند و تأکید میکند که رهبری واقعی روی رشد بلندمدت سرمایهگذاری میکند.
- ایجاد فرهنگ برتری: کوچ کارتر بازیکنان خود را برای دستیابی به بهترینهای خود، چه از نظر آکادمیک و چه از نظر ورزشی، سوق میدهد و ارزش پرورش فرهنگ استانداردهای بالا را نشان میدهد.
- الگو باشید: کوچ کارتر ارزشهایی را که از بازیکنانش انتظار دارد نشان میدهد و خود به آن ارزشها عمل میکند و اهمیت رهبری را با مثال نشان میدهد.
- از اتخاذ مواضع غیرمحبوب نترسید: کوچ کارتر به دلیل قفلکردن خود با انتقاد مواجه میشود، اما در اعتقادات خود محکم میایستد و شجاعت پایبندی به اصول خود را حتی تحتفشار برجسته میکند.
- توانمندسازی از طریق آموزش: کوچ کارتر بر آموزش بهعنوان راهی برای موفقیت و توانمندسازی شخصی تأکید میکند و رهبری را بهعنوان وسیلهای برای تغییر اجتماعی نشان میدهد.
سبک رهبری کوچ کارتر:
کوچ کارتر در درجه اول سبک رهبری تحولآفرین را با عناصر رهبری مقتدر به نمایش میگذارد.
- سبک رهبری تحولآفرین: کوچ کارتر به بازیکنان خود الهام میبخشد و انگیزه میدهد تا فراتر از محدودیتهای خود ادراک شوند و بر رشد و تحول شخصی خود تمرکز کنند. او با تأکید بر اهمیت تحصیلات و استفاده از بسکتبال بهعنوان ابزاری برای خودسازی، به هدف عالی آنها متوسل میشود.
- سبک رهبری مقتدرانه: کوچ کارتر اختیارات خود را بهصورت صریح و روشن حفظ میکند، قوانین سختگیرانهای را وضع میکند و خواستار انطباق است، و نشان میدهد که یک فرمان قوی و محکم برای تیم دارد.
ویژگیهای مثبت رهبری مربی کارتر:
- رؤیایی: او دید روشنی از آنچه میخواهد بازیکنانش در داخل و خارج از زمین به دست آورند، دارد.
- منضبط و اصولی: او بسیار منضبط است و بر اساس مجموعهای قوی از ارزشها عمل میکند.
- پرشور و فداکار: او عمیقاً مشتاق کمک به بازیکنانش برای موفقیت است و به رشد طولانیمدت آنها اختصاص دارد.
- پاسخگو: او خود و تیمش را با استانداردهای بالا مسئول میداند.
- الهامبخش: او به بازیکنانش القا میکند که به خودشان ایمان داشته باشند و برای برتری تلاش کنند.
- شجاع: در پایبندی به اعتقادات خود حتی در هنگام مواجهه با مخالفت شجاع است.
- متمرکز: او بر روی دستیابی به اهداف خود و اهدافی که برای بازیکنانش در نظر میگیرد تمرکز لیزری دارد.
ویژگیهای منفی رهبری مربی کارتر:
- خودکامه: رهبری او اغلب مستبدانه است، با رویکردی از بالابهپایین که همکاری و نظرات بازیکنانش را محدود میکند.
- انعطافناپذیر: او میتواند انعطافناپذیر باشد، تمایلی به سازش یا سازگاری با روشهای خود نداشته باشد.
- فقدان همدلی: او گاهی اوقات کمبود همدلی را نشان میدهد که میتواند منجر به اختلال در ارتباطات شود.
- به طور بالقوه تضعیفکننده: درحالیکه قصد او خوب است، سبک سختگیرانه و گاهی خشن او میتواند مورد انتقاد قرار گیرد.
- بیش از حد دستوردهنده: او تمایل دارد بیش از حد دستوردهنده باشد و برای بازیکنانش تصمیم میگیرد نه اینکه آنها را برای انتخاب خود توانمند کند.
- گوشدادن فعال محدود: او ارتباط دوطرفه یا مشارکت فعال تیم در برنامهریزی را به طور کامل تشویق نمیکند.
- پتانسیل برای فرسودگی شغلی: روشهای افراطی او، اگرچه با نیت خوب، میتواند منجر به فرسودگی و رنجش بازیکنان شود.
نتیجهگیری:
کوچ کارتر شخصیت پیچیدهای است که سبک رهبری او ترکیبی از الهامات سبک رهبری تحولآفرین و سبک رهبری استبدادی است. درحالیکه ارزشهای قوی، فداکاری و تمرکز او بر توسعه بلندمدت قابلتحسین است، انعطافناپذیری و عدم همکاری او سؤالات مهمی را در مورد تعادل بین نظم و توانمندی ایجاد میکند. روشهای او، در عین حصول نتایج، نیاز به رهبران را برای سازگاری، همدلی و ایجاد محیطی مشارکتی که اعضایی را که رهبری میکنند توانمند میسازد، برجسته میکند. در نهایت، داستان او بهعنوان یک درس ارزشمند از پیچیدگیهای رهبری و تأثیر آن بر زندگی افراد تحتتأثیر آن است.
مقاله حاوی نکات مهم و ارزنده ای در خصوص کوچینگ بود.