رهبری سیاسی تعاملی: خلق مشترک ارزش عمومی از منظر نظری و عملی
«این مقاله استدلال میکند که سیاستمداران منتخب میتوانند با آغاز، هماهنگی و مشارکت در خلق مشترک نتایج ارزش عمومی، نقش رهبری سیاسی خود را تقویت کنند.»
معرفی مقاله:
عنوان مقاله: Interactive Political Leadership in Theory and Practice: How Elected Politicians May: Strengthen Their Political Leadership Role
نویسندگان: Jacob Torfing و Eva Sørensen
منبع: مجله Administrative Sciences سال ۲۰۱۹
لینک مقاله: MDPIResearchGate+7MDPI+7SCIRP+7
چکیده دوزبانه
فارسی
این مقاله به بررسی نقش سیاستمداران منتخب در بهبود عملکرد رهبری سیاسی از طریق خلق مشترک ارزش عمومی میپردازد. نویسندگان با نقد مدلهای سنتی رهبری که سیاستمداران را تنها به عنوان صدای مشروعیتبخش مدیران در نظر میگیرند، یک مفهوم نوین به نام «رهبری سیاسی تعاملی» را معرفی میکنند. در این رویکرد، سیاستمداران از طریق تعامل مستمر با شهروندان، سازمانهای مدنی، بازیگران اقتصادی و سایر ذینفعان، در تعریف دقیق مشکلات اجتماعی و طراحی راهحلهای نوآورانه مشارکت میکنند. مثالهای میدانی در سطوح محلی، ملی و فراملی نشان میدهند که چگونه این مدل میتواند به افزایش مشروعیت دموکراتیک، نوآوری در سیاستگذاری و بهبود پاسخگویی نهادهای دولتی بینجامد.
English
This article examines the role of elected politicians in enhancing political leadership by co-creating public value outcomes. Critiquing traditional leadership models that reduce elected officials to mere legitimizing figures for public managers, the authors introduce the novel concept of “interactive political leadership.” In this approach, politicians engage in continuous dialogue with citizens, civil society organizations, economic actors, and other stakeholders to accurately diagnose social problems and design innovative policy solutions. Empirical examples at local, national, and supranational levels demonstrate how this model can increase democratic legitimacy, foster policy innovation, and improve the responsiveness of public institutions
فهرست مباحث اصلی مقاله: رهبری سیاسی تعاملی در نظریه و عمل: چگونه سیاستمداران منتخب میتوانند نقش رهبری سیاسی خود را تقویت کنند.
- ارزش عمومی به عنوان یک تغییردهنده بازی: تعریف ارزش عمومی و تأثیر آن بر تفکر مدرن مدیریتی
- خلق مشترک ارزش عمومی: نقش همکاری میان بازیگران مختلف در تولید ارزشهای اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی
- رهبری سیاسی تعاملی: بررسی تفاوتهای مدل سنتی رهبری نسبت به مدل تعاملی و وظایف اصلی سیاستمداران در قالب رهبری تعاملی
- مثالهای عملی در سطوح مختلف: نمونههای شهری (شهرداری گنتوفته)، مثالهای ملی (کمیتههای انتخابی پارلمان بریتانیایی) و نمونههای فراملی (مشاوره شهروندان اروپایی)
- چالشها و محدودیتهای مدل رهبری سیاسی تعاملی: مشکلات فرهنگی، رسانهای و ساختاری
- راهکارها و پیشنهادات پژوهشی: طراحی پلتفرمهای نهادی، فناوریهای نوین و تقسیمبندی کار
- نتیجهگیری و پیامدهای آتی: تأثیر مثبت بر نوآوریهای سیاسی، مشروعیت دموکراتیک و بهبود پاسخگویی نهادها

خلاصه جامع مقاله رهبری سیاسی تعاملی
بسط مفهومی ارزش عمومی به عنوان محرک تغییر
مقاله از یک تغییر بنیادین در نگاه به عملکردهای دولتی سخن میگوید؛ به این صورت که ارزش عمومی که توسط مارک مور (Mark Moore) تعریف شده، دیگر تنها به عنوان شاخصی اقتصادی یا نتایج مالی محدود نمیشود، بلکه در ابعاد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز نگریسته میشود. نویسندگان بیان میکنند که در گذار از ساختارهای بوروکراتیک سنتی بهسوی سیستمهای نوین مدیریتی، ضرورت جدیدی برای مشارکت بازیگران مختلف – از جمله شهروندان، سازمانهای غیرانتفاعی، شرکتهای خصوصی و حتی گروههای ذینفع – احساس میشود. بهعبارتدیگر، تولید ارزش عمومی امری است که از طریق همبستگی و همکاری متقابل حاصل میشود.
نویسندگان با اشاره به مباحث جدید در نظریه ارزش عمومی معتقدند که این نگرش میتواند به مدیران دولتی کمک کند تا بهتر از ظرفیتهای نهفته در شبکههای همپیمان و بازیگران مختلف بهره ببرند. در این چارچوب، تمرکز تنها بر کارایی و بهینهسازی منابع محدود نیست؛ بلکه تمرکز بر ایجاد ارزشهای معنوی، اجتماعی و فرهنگی است که در نهایت به مشروعیت دموکراتیک و افزایش آرامش اجتماعی میانجامد. ازاینرو، ارزش عمومی به عنوان یک «بازیکن تغییر» در عرصه مدیریت عمومی معرفی شده است.
خلق مشترک ارزش عمومی؛ ابزاری برای تقویت رهبری سیاسی
بخش بعدی مقاله به بیان این نکته میپردازد که خلق مشترک ارزش عمومی – فرایندی که طی آن بازیگران مختلف در تعریف و اجرای راهحلهای سیاستی مشارکت میکنند – تنها وظیفه مدیران دولتی نبوده و نقش سیاستمداران منتخب نیز در آن باید مورد توجه قرار گیرد. درگذشته، سیاستمداران معمولاً به عنوان صدای مشروعیتبخش در پس مدیران خلاق و توانمند تصویر شده بودند؛ اما اکنون نویسندگان معتقدند که سیاستمداران میتوانند با دخالت فعال در فرایند خلق مشترک، به عنوان محرکهای اصلی نوآوریهای سیاسی عمل کنند.
این مبحث برایناساس بنا شده که مسائل و مشکلات اجتماعی امروزی «مبهم و پیچیده» هستند و یکپارچهسازی دانش، ایدهها و منابع از طریق همکاری میانبخشی کلید اصلی حل آنهاست؛ بنابراین، سیاستمداران منتخب – با دسترسی به شبکههای اجتماعی و حضور در مجامع تصمیمگیری – میتوانند با دعوت از ذینفعان متعدد به گفتگو و مشارکت در تعریف مشکلات و طراحی راهحلهای نوآورانه، نقش مؤثرتری در تولید ارزش عمومی داشته باشند. از این منظر، فرایند خلق مشترک، قدرت تغییر را در اختیار سیاستمداران قرار میدهد و آنها از یک نقش مدافع و صدای مشروعیتبخش به «رهبران تعاملی» ارتقا مییابند.
«چرخش مشارکتی در نظریه ارزش عمومی نشان میدهد که چگونه مدیران دولتی میتوانند دانش، ایدهها و منابع کاربران، شهروندان و ذینفعان سازمانیافته را بسیج کنند.»
مفهوم رهبری سیاسی تعاملی
قسمت محوری مقاله به تعریف «رهبری سیاسی تعاملی» اختصاصیافته است. در این بخش، نویسندگان از دیدگاه نظری، تفاوت بین مدلهای سنتی رهبری سیاسی (که بر روی اقتدار مطلق و تصمیمگیری یکجانبه تأکید دارند) و مدلهای نوین که در آن سیاستمداران در راستای مشارکت، تعامل و خلق مشترک عمل میکنند را برجسته میکنند.
بر اساس تعاریف ارائه شده توسط توکر، نای و سایر محققان (Tucker, Nye and other researchers)، رهبری سیاسی سنتی، را به عنوان یک فرد منتخب که بهصورت انحصاری و از بالا فرمانروا است، تصور میکند؛ درحالیکه رهبری تعاملی، بهجای تمرکز بر قدرت مطلق، بر ایجاد شبکههای مشارکتی، گفتگوهای مستمر با شهروندان و ذینفعان و طراحی راهحلهای مبتنی بر تجربه و ایدههای مشترک تأکید دارد.
در این مدل نوین، وظایف اصلی یک سیاستمدار شامل موارد زیر است:
۱. شکلگیری گفتمان و تعریف اجتماع سیاسی
۲. شناسایی و تعریف دقیق مشکلات اجتماعی
۳. طرح و توسعه راهحلهای نوآورانه و عملی
۴. بسیج و جلب حمایت گسترده برای اجرای سیاستها
۵. برجستهسازی نتایج ارزشآفرین در سطح عمومی
با تأکید بر اینکه ارزش تولیدی در نتیجه تعامل بین بازیگران مختلف شکل میگیرد، رهبری تعاملی نقطه عطفی در تفکر سیاسی بهحساب میآید. سیاستمداران در این مدل بهجای تمرکز بر فرماندهی مطلق، به عنوان رهبرانی عمل میکنند که بهصورت همپیمان و در قالب شبکههای مشارکتی، از تجربیات و دانش جمعی بهره میگیرند.
«رهبری سیاسی تعاملی، مفهومسازی میکند که چگونه سیاستمداران منتخب میتوانند از طریق تعامل متمرکز بر مسئله با بازیگران مرتبط و متأثر از اقتصاد و جامعه مدنی، از جمله کاربران، داوطلبان، شهروندان و سایر بازیگران غیرمتخصص، راهحلهای سیاسی جدید و بهتری را توسعه دهند.»
مثالهای عملی از کاربرد رهبری سیاسی تعاملی
برای روشنشدن نظریه و کاربرد مدل رهبری تعاملی، مقاله به ارائه مثالهای تجربی در سطوح مختلف حکومتی میپردازد. این مثالها به سه سطح محلی، ملی و فراملی تقسیم میشوند:
سطح محلی: نمونه شهرداری دانمارکی
یکی از اولین مثالها مربوط به شهرداری گنتوفته در دانمارک است. در این مدل، شورای شهری بهمنظور بهبود تصمیمگیریهای سیاسی و ایجاد رویکردی مشارکتی، کمیتههای وظیفه (Task Committees) را تأسیس کرده که در آنها تعدادی از سیاستمداران و تعدادی از شهروندان و ذینفعان محلی بهصورت مشترک در جهت حل مسائل مهم شهری همکاری میکنند.
این کمیتهها که در چند ماه و بر اساس برنامهریزی دورهای جلسه دارند، به سیاستمداران این امکان را میدهد تا از تجربیات واقعی شهروندان بهره ببرند و نگرش جدیدی نسبت به مشکلات – بهعنوانمثال در حوزههای جوانان، حملونقل یا رفاه اجتماعی – به دست آورند.
یکی از مهمترین دستاوردهای این مدل، تدوین سیاستهای نوآورانه و کارآمد با مشارکت واقعی شهروندان است که نهتنها حس تعلق و مشارکت عمومی را افزایش داده، بلکه به سیاستمداران هم ایدههای تازه و قابلاجرا ارائه میدهد.
سطح ملی: نمونه کمیتههای بررسی در پارلمان بریتانیایی
در سطح ملی نیز، مثالهایی از کمیتههای انتخابی در مجلس عوام بریتانیا مشاهده میشود که برای بررسی مسائل پیچیده مانند «قتلهای ناموسی» (honor killings) از بازیگران خارجی، شهروندان و سازمانهای مربوطه استفاده کردهاند. در این مثال، کمیتهای از اعضای پارلمان با برگزاری جلسات و برگزاری مشاورههای آنلاین و حضوری، به بررسی دقیق و جامع مسئله پرداختند.
با جمعآوری نظرات متنوع و برخورداری از گفتگوهای سازنده، این کمیته در نهایت چارچوب جدیدی در خصوص تعریف مسئله ارائه داد؛ بهجای دید سنتی که کشتارهای شرافتمندان را به عنوان پدیدهای فرهنگی میدانست، به آن به عنوان یک نوع خشونت جنسیتی نگریست و ازاینرو راهحلهای موجود بر اساس قوانین جنایی موجود را مورد تأکید قرار دادند.
این تحول در نگرش نشاندهنده آن است که چگونه سیاستمداران میتوانند از فرایندهای تعاملی برای بهبود کیفیت تصمیمگیریهای سیاسی بهره ببرند و مشروعیت دموکراتیک را تقویت کنند.
سطح فراملی: نمونه مشاوره شهروندان اروپایی
در سطح فراملی، یکی از نمونههای قابلذکر پروژه «مشاوره شهروندان اروپایی» است. باتوجهبه چالشهای ناشی از فاصله بین نهادهای اروپایی و شهروندان عضو اتحادیه اروپا، این پروژه باهدف ارتقای تعامل و مشارکت عمومی برگزار شد.
در این پروژه، نهتنها نمایندگان انتخابشده مجلس اروپایی، بلکه گروههای متنوع شهروندان از کشورهای مختلف در یک فرایند مشورتی گسترده به پاسخ به پرسشی کلی درباره آینده اروپایی دعوت شدند.
از طریق مطالعات، بحثهای آنلاین و جلسات حضوری، صدای شهروندان به شکلی منسجم در تدوین توصیهها گنجانده شد. اگرچه تأثیر مستقیم این مشورتها در سیاستها محدود بوده است، اما این فرایند به افزایش بازخورد و مشارکت مردمی و بهبود ارتباط میان نهادهای اروپایی و شهروندان کمک کرد.
«استدلال نظری در مورد توسعه رهبری سیاسی تعاملی، که ما را فراتر از اشکال سنتی رهبری سیاسی مستقل که سیاستمداران را به عنوان «پادشاهان منتخب» درک میکند، میبرد.»
پیامدها و نکات کلیدی رهبری تعاملی
مطالعه نمونههای ذکر شده نشان میدهد که رهبری سیاسی تعاملی میتواند چندین پیامد مهم داشته باشد:
- افزایش مشروعیت دموکراتیک: ازآنجاکه در این مدل، سیاستمداران نقش فعال در مذاکره و گفتگو با شهروندان و سایر بازیگران اجتماعی دارند، حس مشارکت و تعلق در بین مردم افزایشیافته و مشروعیت تصمیمات سیاسی تقویت میشود.
- نوآوری در سیاستگذاری: مشارکت مستمر و گسترده از منابع مختلف میتواند به ظهور ایدههای نوآورانه و راهحلهای خلاقانه برای مسائل پیچیده منجر شود.
- تقویت ارتباطات بینبخشی: تعامل و هم آفرینی کارکردهای اجرایی با نقش سیاستمداران، شبکه ای افقی و انعطاف پذیر ایجاد می کند که برای مدیریت بحران ها و مسائل پیچیده بسیار مؤثر است.
- گسترش تقسیم مسئولیت: سیاستمداران با متمرکز نکردن قدرت و پذیرش نظرات و پیشنهادات از منابع مختلف میتوانند بهگونهای عمل کنند که مسئولیتها بین بازیگران مختلف تقسیم شود.
چالشها و محدودیتهای مدل تعاملی
باوجود مزایای فراوان، رهبری تعاملی با چالشهایی نیز مواجه است. از جمله این محدودیتها میتوان به موانع فرهنگی، ایدئولوژیک و ساختاری اشاره کرد. بسیاری از سیاستمداران به دلیل باور به سبکهای رهبری سنتی و یا نگرانی ازدستدادن اقتدار نسبی، ممکن است تمایلی به تعامل گسترده با بازیگران خارج از محیط رسمی نداشته باشند.
همچنین رسانهها، به دلیل تشویق به نمایش سریع و آسان سیاستهای سطحی، ممکن است نسبت به فرایندهای مشارکتی حساس نباشند. در نهایت، مشکلات ناشی از تقسیمبندیهای عمیق احزابی و قطبیسازی اجتماع نیز میتواند مانعی برای تعامل مؤثر در سطح گسترده باشد.
«بزرگترین قدرت ما در وحدت ما نهفته است.» (ضربالمثل)
راهکارها و پیشنهادات پژوهشی
در بخش پایانی مقاله، نویسندگان تأکید میکنند که بهمنظور توسعه و تقویت رهبری سیاسی تعاملی، نیاز به پژوهشهای بیشتر و بازنگریهای ساختاری در حوزههای زیر وجود دارد:
- طراحی پلتفرمهای نهادی: ایجاد چارچوبهای فیزیکی یا دیجیتال برای میزبانی گفتگوها و همکاریهای بینبخشی به عنوان بسترهایی برای فعالیتهای تعاملی که نیازمند تعریف قواعد، چارچوبهای مشارکتی و منابع اختصاصیافته است.
- تقسیمبندی کار جدید: بازنگری در شیوههای تقسیم مسئولیت بین سیاستمداران و مدیران اجرایی بهگونهای که سیاستمداران بتوانند در مراحل اولیه تعریف مسائل و طراحی راهحلها نقش داشته باشند و از این طریق ایده و نظرات بازیگران بیرونی را دریافت کنند
- پاسخ به ساختارهای رسانهای: تحقیقات بیشتری جهت یافتن راهکارهای مناسب جهت بهبود ارتباط میان نهادهای مدنی، رسانهها و سیاستمداران لازم است تا فضای عمومی برای گفتگوهای عمیق و تعاملی فراهم شود
- فناوریهای نوین: بهرهمندی از ابزارهای فناوری اطلاعات و رسانههای اجتماعی به شکل برنامهریزیشده میتواند تعاملات را تسهیل کرده و به سیاستمداران کمک کند تا بازخورد سریع و دقیقی از جامعه دریافت کنند.
«من به تنهایی سریعتر میروم، اما با هم دورتر میرویم.» (ضربالمثل آفریقایی)
برداشتهای نهایی و تأثیرات آتی
بهطورکلی، مقاله استدلال میکند که کنار مفهوم قدیمی «رهبری مطلق» و سیاستمدار بهعنوان فرمانروای انحصاری، راهی نوین وجود دارد که در آن سیاستمداران به عنوان عاملان مشارکتی عمل میکنند و از طریق تعامل، هماندیشی و خلق مشترک با جامعه و بازیگران مرتبط، ارزش عمومی را ایجاد و پیادهسازی میکنند.
این مدل نهتنها باعث بهبود عملکرد در حل مسائل پیچیده اجتماعی میشود، بلکه امکان افزایش اعتماد شهروندان به نهادهای حکومتی و تقویت مشروعیت دموکراتیک را نیز فراهم میآورد.
نویسندگان در پایان بیان میکنند که اگرچه هنوز پژوهشهای بیشتری برای تثبیت و توسعه این مفهوم نیاز است، اما نتایج اولیه نشان میدهد که رهبری سیاسی تعاملی میتواند پاسخی به نقدهای وارده بر سیستمهای دولتی سنتی باشد و زمینهساز ظهور یک دموکراسی مشارکتی و چندجانبه گردد. استفاده از این مدل میتواند به عنوان پل ارتباطی میان بخشهای مختلف جامعه عمل کند و در نهایت به ایجاد ساختاری برای پاسخگویی به نیازهای متغیر و پیچیده اجتماعی منجر شود.
ازاینرو، سیاستمداران با بهرهگیری از تجربیات و ایدههای نوین در قالب تعاملهای سازنده، قادر خواهند بود تا به شکلی پویا به چالشهای معاصر پاسخ دهند و ارزشهای عمومی را نه فقط تبیین، بلکه بهصورت عملی مستحکم کنند.
«استعداد برنده بازی هاست، اما کار تیمی و هوش برنده قهرمانی.» (مایکل جردن)
نتیجهگیری
مقاله «رهبری سیاسی تعاملی در نظریه و عمل» نشان میدهد که در دنیایی که مسائل پیچیده و چندوجهی اجتماعی مستلزم همبستگی و همکاری فراگیر هستند، سیاستمداران نباید تنها به نقش صدای مشروعیتبخش محدود شوند.
بلکه با بهکارگیری رویکردی تعاملی و همکاری با بازیگران مختلف – از شهروندان گرفته تا سازمانهای خصوصی و مدنی – میتوانند به نوآوریهای سیاستی دست یابند و ارزشهای عمومی را به شیوهای پایدار و مشروع تولید کنند.
این مدل، علاوه بر بهبود کیفیت تصمیمگیریهای سیاسی، زمینه افزایش اعتماد و مشارکت شهروندان را نیز فراهم میآورد. در نهایت، پذیرش و ترویج رهبری تعاملی میتواند یک گام بلند در جهت تحول سیستمهای دولتی و بازسازی اعتماد جامعه به نهادهای عمومی باشد. تحقق این تحول نیازمند تغییر نگرشهای قدیمی، طراحی مؤسساتی مناسب و پژوهشهای بیشتر در زمینههای فناوری، رسانه و تقسیمبندی نقشها است.
اگر سیاستمداران و مدیران اجرایی با هم ادغام شوند و از پتانسیلهای موجود بهره بگیرند، میتوانند به ایجاد ساختاری مشارکتی دست یابند که نهتنها پاسخگوی نیازهای معاصر باشد، بلکه زمینهساز ظهور دموکراسیای نوین و چندلایه گردد.