بارگیری صفحه

اسکندر کبیر؛ رمز جاودانگی رهبری یک رهبر تاریخ‌ساز

Alexander-the-Great - اسکندر مقدونی راز جاودانگی رهبری

اسکندر مقدونی: در طول هر نسل از نسل بشر یک جنگ دائمی، جنگ با ترس وجود داشته است. کسانی که شجاعت فتح آن را دارند آزاد می شوند و کسانی که توسط آن تسخیر می‌شوند رنج می‌برند تا زمانی که شجاعت شکست آن را داشته باشند یا مرگ آنها را فرا می‌گیرد.

اسکندر کلیدهای از قدرت ابدی: درس‌هایی از میراث رهبری اسکندر کبیر

Alexander-the-Great --- اسکندر مقدونی

اسکندر مقدونی از سایه پدر تا فتح جهان: نافرمانی و اراده

اسکندر مقدونی (اسکندرکبیر)، به‌عنوان مردی جوان، میل شدیدی به تسلط و جاودانگی در رهبری داشت و تنفری شدید نسبت به پدرش فیلیپ، شاه مقدونیه داشت. اسکندر مقدونی از روش حکومتی دقیق و فریب‌کارانه پدرش و سخنان دهان پرکن، عیش و نوش و هوس‌ها، عشق‌اش به کشتی و دیگر وقت گذرانی‌ها بیزار بود.

اسکندر مقدونی می‌دانست که باید نسبت به پدر بزرگوارش متفاوت عمل کند؛ او خودش را مجبور کرد که شجاع و نترس باشد. ازاین‌رو باید زبانش را کنترل می‌کرد و مرد کم حرفی می‌شد و نباید وقت با ارزش خود را به دنبال لذتی که هیچ افتخاری برایش نداشت، تلف می‌کرد.

از طرفی، این حقیقت که فیلیپ بیشتر سرزمین یونان را فتح کرده بود، او را اذیت می‌کرد و یک‌بار بابت این مسئله شاکی شد: «پدر من تا جایی به فتوحات ادامه می‌دهد که چیزی برای من بجای نگذارد». درحالی‌که فرزندان مردان ‌قدرتمند دیگر، بابت ثروتی که به ارث می‌بردند و زندگی مرفه‌شان راضی بودند، اسکندر مقدونی فقط می‌خواست از پدرش سبقت بگیرد و با پیشی گرفتن از فتوحات وی نام وی را از تاریخ محو سازد.

اسکندر مقدونی برای اینکه برتری خود نسبت به پدر را به اطرافیانش نشان دهد، آرام و قرار نداشت. هر روز نافرمانی‌های اسکندر نسبت به پدرش افزایش می‌یافت. یک روز میان پدر و پسر در حضور درباریان بحث شدیدی صورت گرفت و فیلیپ شمشیرش را بیرون آورد تا پسرش را مورد حمله قرار دهد، اما به خاطر شراب زیادی که میل کرده بود، به زمین افتاد. اسکندر با اشاره به پدر، به تمسخر گفت: «مردان مقدونیه! مردی را که برای گذر از اروپا به آسیا آماده می‌شود را ببینید، او نمی‌تواند از یک میز به میز دیگری برود و می‌افتد».

  • اسکندر مقدونی (Alexander the Great) سال ۳۵۶ پیش از میلاد در شهر پلا‌ (Pella)، پایتخت قدیمی مقدونیه به دنیا آمد. پدر او فیلیپ (Philip) شاه مقدونیه و مادرش المپیاس (Olympias) دختر شاه اپیروس  از دولت‌-شهرهای یونان بود. حمله اسکندرِ مقدونی به هخامنشیان به مجموعه یورش‌هایی که توسط اسکندر مقدونی  در طی سیزده سال (۳۳۶–۳۲۳ پ.م) صورت پذیرفت، گفته می‌شود. پس از آنکه پدر اسکندر مقدونی، فیلیپ دوم مقدونیه به قتل رسید، اسکندر در سال ۳۳۶ ق م به جای او بر تخت سلطنت نشست. اسکندر مقدونی کشوری نیرومند و ارتشی کارآزموده را از سلطنت پدرش به ارث می‌برد. سرلشکری یونان به او اعطا شد و او از این موهبت برای تحقق بخشیدن به بلندپروازی‌های نظامی پدرش نهایت استفاده را برد. در سال ۳۳۴ پیش از میلاد به آسیای صغیر که تحت کنترل هخامنشیان قرار داشت هجوم برد و سلسله نبردهایی را به راه انداخت که ده سال به درازا انجامیدند. اسکندر مقدونی طی سلسله نبردهای سرنوشت‌سازی، به‌ویژه نبردهای ایسوس و گوگمل، اقتدار هخامنشیان در منطقه را در هم شکست. او متعاقباً داریوش سوم را به زیر کشید و سرتاسر مناطق تحت کنترل هخامنشیان را تسخیر کرد. در آن زمان امپراتوری اسکندر گستره‌ای از  دریای آدریاتیک  تا  رود سند  را در بر می‌گرفت.

اسکندر مقدونی: «هیچ چیز غیر ممکنی برای کسی که تلاش کند وجود ندارد.»

اسکندر مقدونی: «ترجیح می‌دهم زندگی کوتاه و پر افتخاری داشته باشم تا زندگی طولانی در گمنامی»

Alexander-the-Great -- اسکندر مقدونی

از کودتا تا امپراتوری جهانی: تولد اسکندر کبیر پس از قتل فیلیپ

وقتی اسکندر مقدونی ۱۸ ساله بود، یک درباری ناراضی، فیلیپ را به قتل رساند. با پخش خبر کشته شدن فیلیپ در سراسر یونان، مردم هر شهر علیه حاکمان مقدونیه شورش کردند. مشاوران فیلیپ، اسکندر را که پادشاه شده بود، به حرکت های دقیق راهنمایی کردند؛ کارهایی مانند کارهای فیلیپ و فتوحات زیرکانه اش، اما اسکندر روش خود را برگزید.

اسکندر مقدونی به‌سوی دورترین منطقه‌های حکومتی رفت، شهرهای شورشی را سرکوب کرد و با خشونت، امپراتوری را به حالت اتحاد درآورد. اسکندر کبیر با تحکیم قدرتش در یونان، توجهش به شرق جلب شد؛ موهبتی که نصیب فیلیپ که در فکر فتح آسیا بود، نشد. اگر وی مرزهای آن‌سوی امپراتوری را فتح می‌کرد، سرانجام در شهرت و افتخار بر پدرش سبقت می‌گرفت.

اسکندر کبیر با ارتشی ۳۵ هزار نفره به آسیا کشکرکشی کرد و به رغم مشکلات بسیار، داریوش سوم شاه هخامنشی  را شکست داد. خیلی از اطرافیانش انتظار داشتند که وی فتوحاتش را متوقف نماید، زیرا پیروزی‌های فعلی وی، کاری عظیمی‌ بود و برای شهرت ابدی او کافی بود؛ اما اسکندر مقدونی مانند همیشه، شیوه‌ی خود را برگزید، او هرگز نمی‌خواست به پیروزی‌های گذشته متکی باشد، حتی اگر گذشته درخشان‌تر از حال باشد.

او رهسپار هندوستان شد و امپراتوری‌اش را به همه مرزهای شناخته‌شده توسعه داد. در چنین وضعیتی فقط سربازان خسته و ناراضی مانع پیشروی وی شدند. اسکندر در ایجاد شور و اشتیاق و انگیزه در سربازانش بسیار ورزیده و متبحر بود. او یکی از اولین بازاریابان تصویر ذهنی است و شاید اولین فاتحی باشد که پخش تبلیغات و آگهی را راه‌اندازی کرد. در طول نبردهایش، برادرزاده ارسطو و مورخ رسمی لشکرکشی‌هایش «کالیستنس» هرروز از فعالیت‌های اسکندر یادداشت بر‌می‌داشت.

اسکندر مقدونی: در پایان، وقتی تمام شد، تنها چیزی که مهم است این است که شما چه کرده‌اید.

بخش مهمی از رهبری مؤثر و کارآمد، مدیریت معناست. رهبران اصیل با تخیل و ذهن جمعی پیروان و مخاطبانشان سخن می‌گویند. آن‌ها با ابراز چشم‌انداز و آرمان‌هایشان و شریک نمودن مردم در آن، هویتی گروهی واحدی را ایجاد می‌کنند و چشم‌انداز غایی قابل‌فهم و روشنی از وضعیت آینده برای مردم مشخص نموده، بدین ترتیب با ضمیر ناخودآگاه آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنند.

چشم‌انداز رهبری اسکندر کبیر

چشم‌انداز رهبری  اسکندر کبیر نمونه آشکار از چشم‌انداز رهبران جاودان جهان است که جاه‌طلبی بی‌حدوحصر و میل به داشتن همه چیز داشت و مصرانه در جهت رسیدن به این جاه‌طلبی قدم برداشت. او نیز می‌توانست؛ مانند ژولیوس سزار  قیصر روم درباره تمام مکان‌هایی که با آن‌ها سفرکرده بود بگوید: آمدم، دیدم، فتح کردم. او رؤیایی در سر داشت، رؤیایی که خیال و تصور انسان‌ها را هدف قرار می‌داد و برای آن‌ها سخن می‌گفت. همان‌گونه که ویلیام شکسپیر در نمایشنامه هملت نوشت: «رؤیاها در حقیقت همان جاه‌طلبی‌های ما هستند، زیرا اساس و جوهر جاه‌طلبی صرفاً سایه یک رؤیاست.»

چشم‌انداز رهبری اسکندر کبیر: در دوران کودکی

اسکندر کبیر ۱۲ سال داشت که اسب زیبا و سرکشی به نام بوکفالوس (در زبان یونانی به معنای «گاو سر») را رام کرد، اسبی که هیچ‌کس، حتی پدرش نیز جسارت و شجاعت سوارشدن بر آن را نداشت. اسکندر مقدونی که شخصیتی ماجراجو داشت پدرش را به مبارزه و رقابت دعوت کرد، شرط بست که می‌تواند بر اسب‌سوار شود و مسافتی را طی کند. پدرش که بسیار کوشیده بود تا اسب نر را رام کند، نگران جان پسرش بود و می‌گویند هنگامی‌که پسر پس از طی مسافتی ظفرمندانه سوار بر اسب بازگشت، اشک شوق از چشم پدرش جاری شد.

پس از چنین شاهکاری، پدرش به او گفت: «باید قلمروی پادشاهی و کشوری بیابی تا برای برآوردن جاه‌طلبی‌هایت به‌اندازه کافی بزرگ و وسیع باشد. مقدونیه برای تو بیش از حد کوچک است.» سرانجام این نریان مشهور، وی را تا رودخانه هواسپس (جهلم کنونی) در هند پیش برد و در آنجا مرد. اسکندر کبیر در فراق او و به یاد اسب محبوبش، شهر بوکفالا را بنیان نهاد.

چشم‌انداز رهبری اسکندر کبیر: در اقناع سپاهیانش

رهبران جاودان و اصیل  توانایی خارق‌العاده‌ای در ابرازکردن نمایش و احساسات درون خود و اجرای آن در برابر عموم و دیدگان ‌همگان دارند. آن‌ها می‌دانند چگونه رؤیا و تخیلات شخصیتشان را با لحظه تاریخی موجود پیوند دهند. آن‌ها با به‌کارگیری زبان، مراسم، نماد و موقعیت‌ها فرایند مدیریت معنا را پرورش می‌دهند. بدیهی است که مدیریت معنا کار آسانی نیست! تنها تعداد معدودی از افراد در طول تاریخ توانسته‌اند؛ مانند اسکندر کبیر از این روش به نحو احسن بهره ببرند.

استعداد و طبع و ذوق او برای هدف قراردادن مستقیم خیال و رؤیاهای سپاهیانش و سخن‌گفتن برای ذهنیت عامه، الهام بخشیدن و برانگیختن آنان و توانایی‌اش در به تحقق رساندن چشم‌انداز رهبری‌اش و عملی‌کردن آن بسیار شگفت‌انگیز است.

چشم‌انداز رهبری اسکندر کبیر نشان می دهد هنگامی‌که وی قصد لشکرکشی به آسیا را داشت، اهداف ابتدائی‌اش را به‌روشنی اعلام کرد و پس از عبور از تنگه داردانل  با پرتاب نیزه‌ای به خاک آسیا خود را حکمران جدید آن اعلام نمود؛ و با بیان اینکه می‌خواهد انتقام اشتباهات و اعمال خشایارشاه پادشاه هخامنشیان را در حمله به یونان بگیرد بر هدف خود تأکید ورزید و با توجیه درست بودن علت نبردشان، توانست حمایت سربازانش را جلب کند.

نتیجه‌گیری: چشم‌انداز رهبری اسکندر کبیر

چشم‌انداز رهبری اسکندر کبیر به‌عنوان یکی از  رهبران جاودان جهان  نشان می‌دهد که: اگر فرد قدرت تمرکز کامل، سماجت و وسواس فکری زیادی در انجام کاری داشته باشد، قادر به انجام‌دادن هر کاری خواهد بود. رفتار اسکندر کبیر بر اهمیت این نکته تأکید می‌ورزد که رهبران باید رؤیا و چشم‌اندازی روشن، بسیار معین و مشخص داشته باشند رهبران جاودان و اصیل باید بتوانند به پیروانشان بفهمانند موقعیت کنونی چیست و قصد دارند آن‌ها را به کدام سمت‌وسو هدایت کنند.

چشم‌انداز رهبری اسکندر کبیر نشان می دهد که وی از همان ابتدا می‌دانست که می‌خواهد به چه هدفی نائل شود. با عبور از تنگه داردانل و قدم‌گذاشتن بر روی ساحل و پرتاب نیزه و ابراز پیغامش مبنی بر اینکه قصد دارد حاکم تمام آسیا شود، به‌خوبی هدفش را معین کرد. با انجام چنین حرکت  چشمگیر نمایشی، قوه تخیل جمعی و ذهن عامه مردمش را تحت‌تأثیر قرارداد. چراکه سپاهیانش قصد داشتند انتقام کارهای خشایارشاه پادشاه هخامنشیان را بگیرد. فن بیان و قدرت سخنوری اسکندر کبیر به او کمک کرد تا نظر مساعد آن‌ها را برای بزرگ‌ترین ماجراجویی دوران تاریخ آن زمان جلب کند. اسکندر کبیر می‌دانست به کجا می‌رود و چگونه به آنجا برسد.

 

اسکندر مقدونی: من از لشکری ​​از شیرها که توسط یک گوسفند رهبری می شود نمی ترسم. من از لشکر گوسفندان به رهبری یک شیر می ترسم.

ویلیام شکسپیر: «رؤیاها در حقیقت همان جاه‌طلبی‌های ما هستند، زیرا اساس و جوهر جاه‌طلبی صرفاً سایه یک رؤیاست.»

Alexander-the-Great --- اسکندر مقدونیدر حقیقت الگوهایی که ذهن اسکندر مقدونی را درگیر و مشغول خودکرده بودند، آن‌چنان مترقی و پیشرو بودند که دلیل و علت اهداف جاه‌طلبانه وی را توضیح و تشریح می‌کنند. این الگوهای نمونه عبارت بودند از:

1. یک حکمران و فرمانروا (کوروش کبیر)

۲. دو خداوندگار (زئوس و دیونیسوس)

۳. یک نیم خدا (هرکول)

۴. یک وقایع‌نگار و داستان‌سرای حماسی (هومر)

۵. یک قهرمان (آشیل)

۶. یک فیلسوف (ارسطو).

پیروی از این الگوهای نمونه، محرک و انگیزه اسکندر مقدونی برای پیشروی و عمل بود. مقایسه خود با چنین نمونه‌هایی و سعی در برابری با کار‌های برجسته و مهم آن‌ها، می‌بایست کار بسیار دشوار و سختی بوده باشد. اسکندر مقدونی می‌بایست با مقایسه آنچه به آن رسیده بود و آنچه در باطن می‌خواست به آن دست یابد دچار تنش بسیاری شده باشد.

تنش و فشار بین این دو، یک‌لحظه او را آرام و به حال خود رها نمی‌کرد و بی‌صبرانه او را به‌پیش می‌راند. و در نهایت همین میل شدید به تسلط و جاودانگی در رهبری، وی را به‌عنوان یکی از رهبران جاودان جهان ماندگار کرد.

 

میراث تسلیم‌ناپذیر: تأثیر ماندگار  اسکندر مقدونی بر تاریخ

باوجود هرج‌ومرج فراوان در امپراطوری و سرزمین‌های فتح شده پس از مرگ اسکندر مقدونی، نفوذ اسکندر مقدونی همچنان باوجود گذشت بیش از ۲۰۰۰ سال هنوز پابرجاست. فتوحات او جهان شناخته شده آن زمان را تغییر شکل داد و فرهنگ و افکار یونانی را در سرزمین‌های وسیع گسترش داد. چشم‌انداز او از جهانی یکپارچه، اثری ماندگار در تاریخ بر جای می‌گذارد و الهام‌بخش نسل‌های آینده می‌شود.  

اسکندر مقدونی: بدون دانش، مهارت نمی تواند متمرکز شود. بدون مهارت، قدرت را نمی توان تحمل کرد و بدون قدرت، دانش را نمی توان به کار برد.

درس‌های رهبری و  استراتژی از اسکندر مقدونی (برای رهبری در قرن بیست و یکم)

 

۱. قدرت چشم‌انداز و یک روایت بزرگ

  • درس‌آموخته رهبری: اسکندر مقدونی فقط فتح نکرد. او دیدگاهی برای متحد کردن جهان، گسترش فرهنگ هلنیستی و ایجاد عصر جدید داشت. او روایت قانع‌کننده‌ای داشت که فراتر از منافع شخصی بود و همین موضوع توانست الهام‌بخش اطرافیانش باشد.
  • کاربرد قرن ۲۱: رهبران به روایتی قوی و هدفمند نیاز دارند که با تیم‌ها و ذینفعان آنها طنین‌انداز شود. سازمان‌هایی که می خواهند به نتایج عالی دست یابند، باید هدف بزرگی داشته باشند.

۲. پیشروی با جسارت و ریسک محاسبه شده

  • درس‌آموخته رهبری: اسکندر مقدونی از ریسک‌کردن جسورانه نمی‌ترسید، و اغلب از خرد نظامی متعارف سرپیچی می‌کرد. او همیشه مایل بود کاری را انجام دهد که هیچ‌کس دیگری حاضر به انجام آن نبود، اگر فکر می‌کرد که انجام آن ریسک او را به اهدافش نزدیک می‌کند.
  • کاربرد قرن بیست و یکم: رهبران باید مایل باشند تا وضعیت موجود را به چالش بکشند و ریسک‌های حساب شده را بپذیرند، به‌ویژه در محیط‌هایی که به‌سرعت در حال تغییر هستند. آنها نباید از فشاردادن مرزها هراس داشته باشند.

۳. انعطاف پذیری و سازگاری استراتژیک

  • درس‌آموخته رهبری: اسکندر مقدونی تاکتیک‌های خود را با مناطق مختلف، دشمنان و شرایط سازگار کرد. او استاد انعطاف‌پذیری بود و هرگز از تغییر رویکردش در موقعیتی که شرایط ایجاب می‌کرد هراس نداشت.
  • کاربرد قرن بیست و یکم: رهبران باید چابک باشند و مایل باشند استراتژی‌های خود را بر اساس اطلاعاتی که به دست می‌آورند و چالش‌هایی که با آن روبرو هستند تنظیم کنند. استحکام و عدم تغییر می‌تواند منجر به نابودی شود.

۴. ایجاد یک تیم وفادار و متنوع

  • درس‌آموخته رهبری: اسکندر مقدونی یک ارتش چندقومی ایجاد کرد و به وفاداری، شایستگی و شجاعت پاداش داد. او ملیت‌های مختلف را در نقش‌های رهبری ادغام کرد و توانست از نقاط قوت همه فرهنگ‌هایی که با آن‌ها روبرو شده بود استفاده کند.
  • کاربرد قرن بیست و یکم: رهبران باید محیط‌های فراگیر را پرورش دهند و تیم‌های خود را توانمند سازند تا از دیدگاه‌های متنوع خود برای بیشترین تأثیر خود استفاده کنند.

۵. الهام‌بخشی از طریق مثال شخصی

  • درس‌آموخته رهبری: اسکندر مقدونی همیشه از جلو رهبری (رهبری با الگو) می‌کرد و خطرات و سختی‌ها را با افراد خود در میان می‌گذاشت. او از آنها کاری نمی‌خواست که خودش حاضر به انجام آن نبود.
  • کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید رفتارها و ارزش‌هایی را که می خواهند در تیم خود دیده و خودشان در وهله اول پیاده‌سازی کنند.

۶. ارتباط موثر و کاریزما

  • درس‌آموخته رهبری: اسکندر مقدونی خطیب با استعدادی بود که می‌توانست به سربازان و متحدان خود الهام بخشد و انگیزه دهد و همچنین دشمنان خود را از طریق دیپلماسی متقاعد کند. او استاد ارتباط بود.
  • کاربرد قرن بیست و یکم: رهبران باید ارتباطات مؤثری داشته باشند و باید بتوانند دیدگاه، ارزش‌ها و اهداف استراتژیک خود را به‌گونه‌ای به اشتراک بگذارند که با مخاطبانشان طنین‌انداز شود.

۷. قدرت لجستیک و تعالی عملیاتی

  • درس‌آموخته رهبری: اسکندر مقدونی درک می‌کرد که اگر ارتش او به‌درستی تأمین و آماده نشود، حتی درخشان‌ترین استراتژی‌ها نیز شکست خواهند خورد. او روی تدارکات و تعالی عملیاتی بسیار متمرکز بود.
  • کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید اطمینان حاصل کنند که سیستم‌ها، فرآیندها و منابعی برای اجرای موفقیت‌آمیز برنامه‌های استراتژیک خود دارند.

۸. اهمیت جمع آوری اطلاعات

  • درس‌آموخته رهبری: اسکندر مقدونی اطلاعات را با استفاده از پیشاهنگان، جاسوسان و دانش محلی برای درک زمین و همچنین دشمن در اولویت قرار داد تا بتواند مؤثرترین پاسخ را آماده کند.
  • برنامه قرن ۲۱: رهبران همیشه باید اطمینان حاصل کنند که به خوبی مطلع هستند و به اطلاعات با کیفیت بالا دسترسی دارند.

۹. استفاده از فرهنگ و دیپلماسی

   * درس‌آموخته رهبری: اسکندر مقدونی فهمید که نیرو به‌تنهایی برای کنترل یک امپراتوری کافی نیست. او به دنبال ادغام با مردم مناطق تسخیر شده، با احترام به فرهنگ آنها و همچنین با گنجاندن آنها در مدیریت سرزمنین‌شان بود.

   * کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید از نظر فرهنگی حساس باشند و همچنین باید بتوانند از زور و دیپلماسی در رویکرد خود برای تعامل با سهامداران مختلف استفاده کنند.

۱۰. تمرکز بر اهداف بلند مدت

   * درس‌آموخته رهبری: اسکندر با دستاوردهای تاکتیکی کوتاه‌مدت منحرف نمی‌شد، اما همیشه بر روی اهداف استراتژیک بلندمدت خود متمرکز بود و هدف مشخصی داشت که همیشه به سمت آن حرکت می‌کرد.

   * کاربرد قرن ۲۱: رهبران باید بر روی چشم انداز بلندمدت متمرکز شوند و نباید با مسائل کوتاه مدت منحرف شوند.

سبک رهبری اسکندر مقدونی

  • کاریزماتیک و الهام‌بخش: او توانایی فوق‌العاده‌ای در الهام بخشیدن، ایجاد انگیزه و ارتباط با پیروان خود داشت. (سبک رهبری کاریزماتیک)
  • جسورانه: او هرگز از به چالش کشیدن رویکردهای مرسوم نمی‌ترسید و همیشه مایل بود ریسک کند و استراتژی‌های جدید را امتحان کند. (سبک رهبری تحول‌آفرین و جسورانه)
  • مطالبه‌گر: او استانداردهای بسیار بالایی داشت، و نیروهایش را به‌سختی تحت‌فشار قرار داد تا آن استانداردها را برآورده کنند، و اغلب خودش را با رهبری از جلو الگو قرار می‌داد. (سبک رهبری اقتدارگرایانه)
  • رؤیایی و استراتژیک: او یک برنامه راهبردی روشن و فراگیر داشت و همچنین توانست همه اطرافیانش را برای تلاش برای دستیابی به آن چشم‌انداز تشویق کند. 
  • تطبیق‌پذیر و عمل‌گرایانه: او می‌توانست به‌سرعت رویکرد خود را بر اساس اطلاعاتی که در اختیار داشت تنظیم کند و همچنین بسیار عمل‌گرا و متمرکز بر دستیابی به نتایج ملموس بود. (سبک رهبری تطبیقی)

رهبرانی با سبک رهبری مشابه اسکندر مقدونی

پیداکردن سبک رهبری‌ شبیه اسکندر مقدونی در میان سایر رهبران کامل دشوار است، اما جنبه‌های سبک رهبری اسکندر مقدونی را می‌توان در رهبران زیر مشاهده کرد:

  • استیو جابز (اپل): استیو جابز فردی رؤیاپرداز بود که روشی الهام‌بخش برای برقراری ارتباط با دیدگاه خود داشت و اطرافیان خود را برای دستیابی به چیزهایی تحت‌فشار قرار داد که نمی‌دانستند توانایی انجام آنها را دارند و همچنین تمرکز زیادی روی ایجاد یک محصول شگفت‌انگیز داشت.
  • ایلان ماسک (تسلا، اسپیس ایکس): چشم‌انداز بزرگ ایلان ماسک، تمایل او به ریسک‌کردن و به چالش کشیدن وضعیت موجود، یادآور برخی از ویژگی‌های اسکندر مقدونی و همچنین تمایل او به سوق‌دادن مردم به انجام کارهای شگفت‌انگیز است.
  • جف بزوس (آمازون): او بر رشد بلندمدت و تعالی عملیاتی تمرکز دارد و همچنین تمایل او به آزمایش و فشاردادن رو به جلو یادآور، رویکرد اسکندر مقدونی است.

نتیجه‌گیری

رهبری اسکندر مقدونی همچنان موضوعی جذاب برای مطالعه است و زندگی او درس‌های بی‌انتها در رهبری و استراتژی ارائه می‌دهد. توانایی او در الهام بخشیدن، انطباق، ریسک‌کردن، و اجرای یک چشم‌انداز بزرگ در همه زمینه‌ها برای رهبران امروزی مؤثر است.

راه‌حل استراتژیک در مسیر چیرگی در رهبری

در مسیر چیرگی در رهبری‌فردی، رهبری کسب‌وکار و رهبری سازمانی؛ باید رؤیا و چشم‌انداز غایی روشن، بسیار معین و مشخص داشته باشیم. یک رهبر باید بتوانند به پیروانش بفهماند موقعیت کنونی چیست و قصد دارد آن‌ها را به کدام سمت‌وسو هدایت کند. رهبرانی که قدرت تمرکز کامل، سماجت و وسواس فکری زیادی دارند، قادر به انجام‌دادن هر کاری خواهند بود.

 مجموعه ۶ قسمتی مستند اسکندر کبیر 

قسمت ششم

قسمت پنجم

قسمت چهارم

قسمت سوم

قسمت دوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *