چرا آیندهنگری استراتژیک اکنون بیش از هر زمانی دیگری اهمیت دارد؟
سلام، به قسمت ۳۱ ام پادکست «لیدرشیپ مستری» خوش آمدید، پادکستی که استراتژیهایی برای رهبری در قرن ۲۱ ام ارائه میدهد. من حسین علیمحمدی میزبان شما خواهم بود و خوشحالم که در ادامه پادکست های «لیدرشیپ مستری» در فصل چهارم به مبحث آیندهنگری و سازگاری استراتژیک خواهیم پرداخت در این دنیای در به شدت در حال تغییر کنونی، آینده نگری استراتژیک یک تجمل نیست، بلکه یک ضرورت برای پیمایش در پیچیدگی های قرن بیست و یکم است. این فصل رهبران را با طرز فکر و ابزارهایی برای پیش بینی تغییر، استفاده از فرصت ها و ایجاد سازمان های انعطاف پذیر مجهز می کند.
در اولین قسمت از فصل چهارم (آیندهنگری و سازگاری استراتژیک) با موضوع «چرا آیندهنگری استراتژیک اکنون بیش از هر زمانی دیگری اهمیت دارد.» به مباحث زیر خواهیم پرداخت:
- مقدمه – فوریت آیندهنگری استراتژیک
آیندهنگری استراتژیک چیست و چرا مدیران عامل به آن نیاز دارند
ابزارها و تکنیکهای آیندهنگری استراتژیک
ایجاد فرهنگ آیندهنگری در سازمان شما
آیندهنگری در عمل: نمونه واقعی رهبران آیندهنگر
غلبه بر چالشهای آیندهنگری استراتژیک
آینده آیندهنگری – روندهای نوظهور
نتیجهگیری آیندهنگری استراتژیک
پادکست چرا آیندهنگری استراتژیک اکنون بیش از هر زمانی دیگری اهمیت دارد؟
مفهوم چرا آیندهنگری استراتژیک اکنون بیش از هر زمانی دیگری اهمیت دارد؟
مقدمه – فوریت آیندهنگری استراتژیک
در ابتدای پادکست، سری به یک نوستالژی از دهه ۵۰ و۶۰ شمسی میزنیم برای بسیاری از ما دهه ۶۰ و ۵۰ ها، نوارهای ویدیوVHS یادآور خاطرات بیشماری است.
اما صدای این نوارها برای شرکت بلاک باستر (Blockbuster) ، تبدیل به ناقوس مرگ شد. شرکت شرکت بلاک باستر (Blockbuster) در اوج خود در سال ۲۰۰۴ با نزدیک به ۹۱۰۰ فروشگاه در سراسر جهان و نزدیک به ۸۴۳۰۰ نفر پرسنل اداره می شد.
با وجود اینکه آنها دو بار شانس این را داشتند که شرکت نتفلیکس کنونی را بخرند. اما آن شرکت را به مضحکه گرفتند و تصور میکردند چه کسی به پخش استریمینگ اهمیتی میدهد؟ آنها همان مدل کسب و کار سنتی خود را در پیش گرفته و اعتنایی به تغییرات موجود در صنعت خود نکردند.
همه ما کم و بیش می دانیم که داستان یک شرکت چگونه به پایان رسید. وقتی نتوانیم آینده را پیش بینی کنیم چیزی جز فروشگاه های خالی و یک شرکت ورشکسته در انتظار ما نیست.
برای مثال به چشمانداز سیاسی موجود در جهان فکر کنید. با چه سرعتی افکار عمومی تغییر میکند و یا اتحادهای ژئوپلیتیکی با چه سرعتی دوباره شکل میگیرند، چگونه فناوریهای جدید ساختار جوامع ما را تغییر میدهند. توانایی پیشبینی این تغییرات، درک پیامدهای بالقوه و آمادهسازی فعالانه برای آنها، دیگر یک امر لوکس برای رهبران نیست. بلکه یک امر ضروری است.
در این قسمت از پادکست لیدرشیپ مستری بررسی خواهیم کرد که چرا آیندهنگری استراتژیک برای مدیران عامل، رهبران سیاسی و مدیران اجرایی مهمتر از همیشه است. ما ابزارها و تکنیکهایی لازم برای توسعه این مهارت حیاتی، از برنامهریزی سناریو گرفته تا تحلیل روند را بررسی خواهیم کرد.
همچنین نمونههای واقعی رهبرانی را بررسی میکنیم که با موفقیت از آیندهنگری برای عبور از چالشهای پیچیده و دستیابی به نتایج خارقالعاده استفاده کردهاند. در ادامه در مورد چگونگی ایجاد فرهنگ آیندهنگری استراتژیک در سازمان بحث خواهیم کرد و چگونه تیم خود را برای پیشبینی تغییرات و استقبال از آینده توانمند میکنیم.
آیندهنگری استراتژیک چیست و چرا مدیران عامل به آن نیاز دارند؟
در همان ابتدای پادکست بهتر است یک اشتباه را اصلاح کنیم و آن این است که آیندهنگری استراتژیک (Strategic foresight) با forecasting اشتباه گرفته میشود درحالیکه آنها دو مقوله متمایز از هم هستند. forecasting در مورد پیشبینی یک نتیجه واحد و بهاحتمال زیاد آینده بر اساس دادههای تاریخی و روندهای فعلی است. مانند پیشبینی آبوهوا.
بااینحال، آیندهنگری استراتژیک تأیید میکند که آینده ذاتاً نامشخص است. این در مورد بررسی طیف وسیعی از آیندههای قابلقبول است، نه فقط یک آینده ممکن. آیندهنگری استراتژیک در مورد درک نیروهایی است که آینده را شکل میدهند و برای احتمالات مختلف آماده میشوند، نه اینکه به یک پیشبینی امیدوار باشیم.
یکی دیگر از مفاهیم مرتبط با آیندهنگری استراتژیک، چشمانداز (visioning) است که بر وضعیت مطلوب آینده، اغلب آرزویی (aspirational) تمرکز دارد. آیندهنگری استراتژیک با ارائه درک واقعبینانه از مسیر و موانع بالقوه، چشمانداز را آگاه میکند. برنامهریزی سناریو در چارچوب آیندهنگری قرار میگیرد و رویکردی ساختاریافته برای توسعه روایتهای متنوع آینده ارائه میدهد.
- شل (Shell) یک نمونه کلاسیک از شرکتی است که برای چندین دهه به طور مؤثر از برنامهریزی سناریو (scenario planning) استفاده کرده است. در مواجهه با دنیای بیثبات قیمت نفت و ژئوپلیتیک (geopolitics)، آنها شروع به توسعه سناریوها در دهه ۱۹۷۰ کردند.
آنها سعی نمیکردند قیمت نفت را پیشبینی کنند. در عوض، آنها با درنظرگرفتن عواملی مانند پیشرفتهای تکنولوژیکی، بیثباتی سیاسی و مقررات زیستمحیطی، روایتهای مفصلی درباره آیندههای ممکن مختلف میساختند. این به آنها اجازه میداد تا تصمیمات استراتژیکی اتخاذ کنند که در طیفی از نتایج بالقوه قوی باشد، نه اینکه فقط برای یک مورد بهینه شده باشد.
- به آمازون فکر کنید. تدارکات پیشبینی (anticipatory logistics) آنها نمونهای متفاوت، اما به همان اندازه قدرتمند از آیندهنگری استراتژیک در عمل (foresight in action) است. آنها فقط به سفارشات مشتری واکنش نشان نمیدهند. بلکه آنها در حال پیشبینی این سفارشات هستند و از دادهها و تجزیهوتحلیلهای پیشبینیکننده استفاده میکنند تا محصولات را قبل از اینکه حتی روی دکمه «خرید» کلیک کنند، به مشتریان نزدیکتر کنند. این به آمازون مزیت رقابتی (competitive advantage) قابلتوجهی از نظر سرعت و کارایی میدهد.
- از دیدگاه رهبری سیاسی (political leadership)، به سنگاپور مدرن کنونی نگاه کنید. تحت رهبری لی کوان یو، آنها برنامهریزی استراتژیک بلندمدت (long-term strategic planning) را با تمرکز بر آموزش، زیرساختها و تنوع اقتصادی پذیرفتند.
آنها آیندهای را متصور شدند که در آن سنگاپور به یک مرکز جهانی تبدیل شود، و استراتژیهایی را بادقت برنامهریزی و اجرا کردند تا به این چشمانداز دست یابند یا امارات متحده عربی نیز چشماندازی قابلتوجه برای آینده دارد و سرمایهگذاری زیادی در تنوع، فناوری و پایداری انجام میدهد. نتایج این نوع کشورها محصول برنامهریزی عمدی و آیندهنگری استراتژیک هست.
آیندهنگری استراتژیک چگونه مدیران عامل و رهبران سیاسی را توانمند میکند؟
- آیندهنگری استراتژیک در مرحله اول، منجر به تصمیمگیری استراتژیک (strategic decision-making.) بهتر میشود. وقتی چندین آینده احتمالی را در نظر گرفتهایم، کمتر احتمال دارد از وقایع غیرمنتظره چشمپوشی کنیم. ما تصمیماتی میگیریم که انعطافپذیر هستند، نه شکننده.
- دوم، آیندهنگری استراتژیک به ما امکان میدهد فرصتها و تهدیدهای در حال ظهور را شناسایی کنیم. و با اسکن افق و چشمانداز (horizon) برای سیگنالهای ضعیف تغییرات، میتوانیم اختلالات احتمالی را زود تشخیص و از آنها استفاده کنیم و یا تأثیر منفی آنها را کاهش دهیم.
- سوم، آیندهنگری استراتژیک برای ایجاد سازمانهای سازگار (adaptable) و تابآور (resilient) ضروری است. در دنیای امروزی که بهسرعت در حال تغییر است، توانایی انطباق سریع نه یک مورد خوشایند، بلکه یک امر ضروری است. آیندهنگری استراتژیک به ما کمک میکند تا ساختارها، فرایندها و فرهنگسازمانی را بسازیم که انعطافپذیر و پاسخگو به تغییرات باشند.
- در نهایت، آیندهنگری استراتژیک، فرهنگ نوآوری را تقویت میکند. وقتی دائماً به آینده نگاه و فکر میکنیم، بهاحتمال زیاد ایدههای جدیدی خلق و رویکردهای جدید را آزمایش میکنیم. ما محیطی ایجاد میکنیم که در آن نوآوری میتواند رشد کند.
دوباره به رهبری سیاسی بازمیگردیم. در دنیای بهشدت در حال تغییر کنونی، آیندهنگری استراتژیک برای توسعه مؤثر سیاست (effective policy development) و ملتسازی (nation-building) اساسی است. رهبرانی که درگیر آیندهنگری هستند، برای پیشبینی پیامدهای بلندمدت (long-term consequences) سیاستهای خود مجهزتر هستند. آنها میتوانند استراتژیهایی را توسعه دهند که به چالشها و فرصتهای آینده رسیدگی و آیندهای مرفهتر و امنتر برای شهروندان بسازد.
برای مثال لی کوان یو در سنگاپور نمونه بارز بر قدرت رهبری بلندمدت و آیندهنگر است. او درک کرد که دستاوردهای کوتاهمدت (short-term gains) نباید به قیمت پایداری و رفاه بلندمدت تمام شود و یا سرمایهگذاریهای امارات تحت رهبری شیخ محمد بن راشد در انرژیهای تجدیدپذیر (renewable energy) و تنوعبخشی (diversification) بهدور از نفت، رویکرد آیندهنگر مشابهی را نشان میدهد.
ابزارها و تکنیکهای آیندهنگری استراتژیک
حال در ادامه پادکست به معرفی برخی از ابزارها و تکنیکهای کلیدی مورد استفاده در آیندهنگری استراتژیک خواهیم پرداخت. یک نقطه شروع اساسی، اسکن محیطی (Horizon scanning) است. این شامل نظارت سیستماتیک محیط خارجی برای روندها و سیگنالهای تغییر است.
بهتر است آن را بهعنوان یک رادار در نظر بگیریم که دائماً افق را برای گذرگاههایی که ممکن است نشاندهنده نزدیکشدن طوفانها یا فرصتها باشد، رصد میکند. سه روش؛ اسکن افق و چشمانداز، تحلیل روند و تشخیص سیگنال ضعیف که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت زیرمجموعه اسکن محیطی قرار میگیرند:
- اسکن افق و چشمانداز: این در مورد جستجوی مسائل و روندهای نوظهور است که فراتر از افق برنامهریزی معمولی اکثر سازمانها است، معمولاً ۵-۱۰ سال بعد. این شامل جستجوی سیگنالهای ضعیف میشود. آن نشانههای ظریف تغییر که ممکن است اکنون ناچیز به نظر برسد، اما میتواند پیامدهای عمدهای داشته باشد. بحثهای اولیه کتابفروشی آنلاین را تصور کنید. این سیگنال ضعیفی بود که بلاک باستر (Blockbuster) به طرز غمانگیزی آن را نادیده گرفت.
- تحلیل روند (Trend analysis): روندهای شناسایی شده را در برمیگیرد و مسیر، سرعت و تأثیر بالقوه آنها را تحلیل میکند. آیا آنها در حال شتاب، کاهش، همگرایی با سایر روندها هستند؟ این به ما کمک میکند تا پیامدهای بالقوه این روندها را برای سازمان خود درک کنیم.
- تشخیص سیگنال ضعیف (Weak signal detection): این به طور خاص بر شناسایی آن شاخصهای ظریف و اغلب مبهم تغییرات بالقوه مخرب تمرکز میکند. این سیگنالها اغلب نادیده گرفته میشوند، اما میتوانند برای پیشبینی تغییرات عمده حیاتی باشند.
برنامهریزی سناریو
یکی از قدرتمندترین تکنیکها در آیندهنگری استراتژیک، برنامهریزی سناریو (Scenario planning) است. این در مورد پیشبینی آینده نیست، بلکه ایجاد مجموعهای از روایتهای متنوع و قابلقبول در مورد اینکه آینده چگونه میتواند باشد هست. بیایید با یک مثال ساده ادامه دهیم. تصور کنید در حال رهبری یک شهر هستید. شما میتوانید انواع سناریو را در مورد آیندههای بالقوه مختلف برای حملونقل ایجاد کنید:
- سناریوی ۱: ظهور وسایل نقلیه خودران (The Rise of Autonomous Vehicles): پذیرش گسترده خودروهای خودران، تحرک شهری را متحول می کند یعنی کاهش تراکم ترافیک و افزایش دسترسی. اما در مقابل جابجایی شغلی بالقوه برای رانندگان در پی خواهد داشت.
- سناریو ۲: انقلاب میکروموبیلتی ها (Micromobility Revolution): اسکوترها و دوچرخه های برقی به حالت غالب سفرهای مسافت کوتاه تبدیل می شوند یعنی تمرکز بیشتر بر روی خطوط دوچرخه و مناطق عابر پیاده. اما در مقابل نگرانیهای بالقوه ایمنی و چالشهای زیرساختی را در پی خواهد داشت.
- سناریوی ۳: رنسانس حمل و نقل عمومی(Public Transit Renaissance): سرمایه گذاری در حمل و نقل عمومی، سیستم های حمل و نقل شهری را احیا می کند یعنی کاهش وابستگی به وسایل نقلیه شخصی و انتشار کربن کمتر. اما در مقابل سرمایه گذاری اولیه قابل توجهی مورد نیاز است.
با توسعه این سناریوها، رهبران شهر میتوانند به بررسی پیامدهای هر کدام و توسعه استراتژیهایی بپردازند که در احتمالات مختلف قوی هستند.
برونیابی و تجزیهوتحلیل روند
تکنیک دیگر در آیندهنگری استراتژیک، برونیابی و تحلیل روند (trend extrapolation and analysis) است. این شامل درنظرگرفتن روندهای فعلی و پیشبینی آنها به آینده است. بهعنوانمثال، اگر پذیرش خودروهای الکتریکی با سرعت خاصی درحالرشد باشد، میتوانیم آن رشد را در آینده پیشبینی کنیم تا اندازه بازار را در ۵ یا ۱۰ سال تخمین بزنیم.
با این حال، مهم است که محدودیت های این رویکرد را بپذیریم. روندها همیشه به صورت خطی ادامه نمی یابند. اتفاقات غیرمنتظره می تواند آنها را مختل کند. همه گیری کرونا یادآور این موضوع است.
بازیهای جنگی و شبیهسازیها
بازیهای جنگی و شبیهسازیها (War gaming and simulations) ابزارهای ارزشمندی در آیندهنگری استراتژیک هستند، بهویژه در موقعیتهایی با ریسک بالا و تعاملات پیچیده. این تکنیکها شامل شبیهسازی سناریوهای مختلف است که به تصمیمگیرندگان اجازه میدهد تا استراتژیها را آزمایش، آسیبپذیریها را شناسایی و برای موارد احتمالی مختلف آماده شوند. برای مثال یک کمپین سیاسی را در نظر بگیرید که سناریوهای مختلف انتخابات را شبیهسازی میکند یا شرکتی که یک حمله سایبری را شبیهسازی میکند.
جمعسپاری و پانلهای متخصص
در نهایت، قدرت جمعسپاری و پنلهای متخصصین (power of crowdsourcing and expert panels) را دستکم نگیرید. بهرهگیری از هوش جمعی میتواند بینشها و دیدگاههای ارزشمندی را ارائه دهد. از پلتفرمهای جمعسپاری میتوان برای جمعآوری ایدهها و پیشبینیهای گروه بزرگی از مردم استفاده کرد.
پانلهای متخصصین میتوانند دیدگاهها و تخصصهای مختلف را برای بحث در مورد چالشها و فرصتهای بالقوه آینده گرد هم آورند. این میتواند به شناسایی نقاط کور و کشف بینشهایی که ممکن است توسط گروه کوچکتری نادیده گرفته شود، کمک کند.
ایجاد فرهنگ آیندهنگری در سازمان شما
در ادامه پادکست به موضوع ایجاد فرهنگ آیندهنگری (foresight culture) در سازمان خواهیم پرداخت.
- جذب رهبری: ایجاد یک فرهنگ آیندهنگری صرفاً با استفاده از ابزارهایی که بحث کردیم ممکن نیست. وقتی از ایجاد یک فرهنگ آیندهنگری صحبت میکنیم؛ یعنی منظورمان تعبیه آیندهنگری استراتژیک در DNA سازمان است. این در مورد ایجاد محیطی است که در آن همه به آینده فکر میکنند، تغییرات را بررسی و به توانایی سازمان برای سازگاری و پیشرفت کمک میکنند. فراموش نکنیم که این تفکر جز از راس هرم سازمانی از جای دیگری شروع نمیشود.
چرا که اگر مدیرعامل یا رئیس هیئتمدیره از آیندهنگری استراتژیک دفاع نکند، بعید است که مورد توجه سازمان قرار گیرد. رهبران باید به طور فعال تعهد خود را با تخصیص منابع، مشارکت در فعالیتهای آیندهنگری و ادغام بینشهای آیندهنگری در تصمیمگیری استراتژیک نشان دهند. آن را مانند هر ابتکار مهم تغییر سازمانی در نظر بگیریم چرا که این، نیاز به حمایت قابلمشاهده و مداوم از سوی رهبری دارد.
- ایجاد تیمها یا واحدهای پیشبینی اختصاصی: یکی از رویکردهای مؤثر، ایجاد تیمها یا واحدهای آیندهنگر اختصاصی است. این تیمها میتوانند مسئول انجام پویش محیطی، توسعه سناریوها و تسهیل کارگاههای آیندهنگری استراتژیک در سراسر سازمان باشند.
آنها بهعنوان مشاوران داخلی عمل میکنند و به بخشهای مختلف کمک میکنند تا آیندهنگری استراتژیک را در کار خود ادغام کنند. داشتن یک تیم اختصاصی تمرکز و تخصص را فراهم میکند و تضمین میکند که آیندهنگری فقط یک تمرین برای یکبار نیست، بلکه یک فرایند مداوم است. - ادغام آیندهنگاری در فرایندهای موجود: برای این منظور، آیندهنگری استراتژیک باید در فرایندهای سازمانی موجود ادغام شود. این ممکن است شامل ترکیب آیندهنگری در چرخههای برنامهریزی استراتژیک سالانه، چارچوبهای مدیریت ریسک و خطوط نوآوری باشد.
بهعنوانمثال، در طول برنامهریزی استراتژیک، تیمها میتوانند سناریوهایی را توسعه دهند و پیامدهای آن سناریوها را برای استراتژی سازمان بررسی کنند. در مدیریت ریسک، آیندهنگری استراتژیک میتواند به شناسایی ریسکهای نوظهور (emerging risks) و توسعه استراتژیهای کاهش کمک کند. در نوآوری، آیندهنگری میتواند از توسعه محصولات و خدمات جدید خبر دهد. - توسعه قابلیتهای آیندهنگری استراتژیک در بین کارکنان: شاید مهمترین جنبه ایجاد فرهنگ آیندهنگری، توسعه قابلیتهای آیندهنگری استراتژیک در بین کارکنان باشد. این فقط در مورد آموزش چند نفر از سازمان نیست؛ بلکه در مورد توانمندسازی همه افراد در سازمان، برای فکرکردن به آینده، شناسایی روندها و کمک به تلاشهای آیندهنگری سازمان است.
این را میتوان از طریق برنامههای آموزشی، کارگاهها، منابع آنلاین و مشاوره به دست آورد. شرکتی را تصور کنید که در آن هر کارمندی آموزشدیده است تا سیگنالهای ضعیف تغییر مرتبط با حوزه تخصصی خود را تشخیص دهد. این یک موتور قدرتمند برای سازگاری و نوآوری سازمانی است.برای مثال در جلسات منظم سازمانی، سؤالاتی بر محور آینده را در نظر بگیرید. سؤالاتی مانند «سه روند بزرگی که در حال حاضر صنعت ما را تحتتأثیر قرار میدهد چیست؟» یا «سیگنال ضعیفی که اخیراً دیدهایم چیست که باید به آن توجه کنیم؟» سؤالاتی ازاینقبیل میتواند بحثهای ارزشمندی را جرقه بزند و نیروی آیندهنگری را در سراسر سازمان ایجاد و تقویت کند.
آیندهنگری در عمل: نمونه واقعی رهبران آیندهنگر
در ادامه پادکست بیایید به دنیای واقعی سری بزنیم و به چند نمونه واقعی از رهبرانی نگاه کنیم که مثالی بارز از آیندهنگری استراتژیک هستند. با دنیای کارآفرینی شروع خواهیم کرد.
ایلان ماسک (اسپیس ایکس، تسلا) رهبری رؤیایی و تفکر بلندمدت
ایلان ماسک با اسپیس ایکس و تسلا، نمونه بارز رهبری رؤیایی (visionary leadership) است که با تفکر بلندمدت هدایت میشود. او فقط بر پیشرفتهای تدریجی تمرکز نمیکند؛ بلکه تغییری متحولکننده را متصور است.
او آیندهای را میدید که در آن وسایل نقلیه الکتریکی مسلط بودند، سفرهای فضایی تجاریسازی میشدند، و علیرغم چالشها و بدبینیهای فراوان، بیوقفه به دنبال آن دیدگاهها بود. آیندهنگری استراتژیک او در مورد پیشبینی یک آینده نیست، بلکه ایجاد آیندهای است که میخواهد ببیند.
رید هستینگز (نتفلیکس) سازگاری و اختلال
رید هستینگز (Reed Hastings) و نتفلیکس نمونه قدرتمندی از سازگاری و اختلال هستند. هستینگز تغییر از دیویدی های فیزیکی به پخش استریمینگ را در اوایل تشخیص داد، حتی زمانی که نتفلیکس یک شرکت موفق اجاره دیویدی بود.
او مایل بود کسبوکار خود را برای استقبال از آینده وقف کند، تصمیمی دشوار اما در نهایت بسیار مهم. این انطباقپذیری که توسط آیندهنگری هدایت میشد، چیزی است که به نتفلیکس اجازه داد نهتنها زنده بماند، بلکه در مواجهه با تغییرات مخرب و غیرمنتظره (unexpected happens) رشد کند.
جاسیندا آردرن – رهبری بحران و چشمانداز بلندمدت
جاسیندا آردرن (Jacinda Ardern) نخستوزیر سابق نیوزلند، با رویآوردن به رهبری سیاسی، رهبری بحران و چشمانداز بلندمدت قابلتوجهی را نشان داد. پاسخ او به تیراندازی در مسجد کرایست چرچ، فوران جزیره سفید، و همهگیری کرونا توانایی او را برای هدایت بحرانهای پیچیده و درعینحال تمرکز بر رفاه بلندمدت و انسجام اجتماعی را به نمایش گذاشت.
رهبری او نشان میدهد که چگونه آیندهنگری فقط برای پیشبینی تهدیدات آینده نیست، بلکه در مورد ایجاد ظرفیت برای پاسخگویی مؤثر در زمان وقوع غیرمنتظره است.
بیل گیتس و بهداشت جهانی
در اوایل دهه ۲۰۰۰، بیل گیتس فرصتی حیاتی را برای مبارزه با یکی از ناتوان کننده ترین بیماری های جهان تشخیص داد: فلج اطفال. در آن زمان، تلاشها برای ریشهکنی فلج اطفال ادامه داشت، اما با موانع مهمی، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، مواجه بود. بسیاری از کشورها هنوز با شیوع گسترده بیماری دست و پنجه نرم می کردند و دسترسی به واکسن محدود بود.
بیل گیتس (چشمانداز) معتقد بود که ریشهکنکردن فلج اطفال نهتنها یک امکان بلکه یک ضرورت است. او پتانسیل تغییرات قابلتوجهی را از طریق کمپینهای واکسیناسیون و راهحلهای نوآورانه دید.
برای مثال او یکلحظه مهم را در سفر به هند به یاد آورد، جایی که با مقامات بهداشتی که در تلاش برای ایمنسازی کودکان در روستاهای دورافتاده بودند، ملاقات کرد. گیتس تشخیص داد که رویکردهای سنتی کافی نیستند. برای اطمینان از دریافت واکسن هر کودک، باید استراتژیهای جدیدی پیادهسازی میشد.
برای مقابله با این چالشها، بیل گیتس (راهحلهای نوآورانه) برای یک رویکرد چندوجهی فشار آورد. این شامل تأمین بودجه برای کمپینهای آموزشی برای اطلاعرسانی به جامعه در مورد اهمیت واکسیناسیون، کلینیکهای سیار برای دسترسی به مناطق دورافتاده، و مشارکت با سازمانهای محلی برای تسهیل اعتماد و دسترسی بود.
یکی از روشهای ابتکاری معرفی شده استفاده از فناوری هوشمند برای ردیابی پیشرفت واکسیناسیون بود. استفاده از دادهها برای شناسایی مناطق با نرخ واکسیناسیون پایین به تیمها این امکان را میدهد تا به طور مؤثر بسیج شوند و منابع را در جایی که بیشتر موردنیاز بودند تخصیص دهند.
در طول سالهای بعد، این تلاشها به ثمر نشست. تعداد موارد فلج اطفال بهشدت کاهش یافت و در سال ۲۰۱۴، هند عاری از فلج اطفال اعلام شد. این دستاورد مهم، قدرت تفکر نوآورانه و برنامه ریزی استراتژیک را نشان داد.
آیندهنگری بیل گیتس فراتر از فلج اطفال بود. او درک کرد که چالشهای بهداشت جهانی به هم مرتبط هستند و موفقیت در یک زمینه میتواند منجر به پیشرفت در حوزه دیگر شود. تعهد او به پرداختن به بیماریهایی مانند مالاریا، HIV/AIDS و سل از طریق تحقیقات جامع و تأمین مالی، همچنان الهامبخش ابتکارات بهداشتی در سراسر جهان است.
بیل گیتس از طریق بنیاد گیتس نهتنها اهمیت مقابله با بحرانهای فوری سلامت را برجسته کرد، بلکه بر ضرورت توسعه پایدار نیز تأکید کرد. چشمانداز او از دنیای سالمتر برای نسلهای آینده گواهی بر کار تأثیرگذار او در سلامت و توسعه جهانی است. این داستان نشان میدهد که چگونه آیندهنگری استراتژیک، نوآوری و تعهد میتوانند با هم کار کنند تا تغییرات معنیداری در مبارزه با چالشهای بهداشت جهانی ایجاد کنند.
با تجزیهوتحلیل این رهبران، چندین نکته کلیدی ظاهر میشود:
اول، آیندهنگری استراتژیک مستلزم تمایل به چالش کشیدن خرد متعارف است. ماسک، رید هستینگز، جاسیندا آردرن و بیل گیتس همگی بر خلاف نظریات دیگران عمل میکردند.
دوم، آیندهنگری استراتژیک مستلزم پذیرش ریسکهای حساب شده است. هیچ پاداشی بدون ریسک وجود ندارد. این رهبران بیپروا نبودند، اما حاضر بودند روی آینده شرطبندی کنند.
سوم، آیندهنگری استراتژیک مستلزم ایجاد فرهنگ سازگاری در سازمان است. آینده ذاتاً نامشخص است؛ لذا توانایی تطبیق سریع و مؤثر بسیار مهم است.
در نهایت، آیندهنگری استراتژیک یک چشمانداز بلندمدت میطلبد. گرفتار شدن در فشارهای روزمره اداره یک تجارت یا دولت آسان است. اما رهبرانی که آیندهنگری را پرورش میدهند، میدانند که موفقیت بلندمدت مستلزم تمایل به سرمایهگذاری در آینده است، حتی زمانی که نتیجه آن بلافاصله آشکار نیست. آنها ساختن آیندهای پایدار را در مقابل به حداکثر رساندن دستاوردهای کوتاهمدت در اولویت قرار میدهند.
غلبه بر چالشهای آیندهنگری استراتژیک
حال که به نمونههای واقعی از رهبران آیندهنگر پرداختیم ادامه پادکست را با موضوع غلبه بر چالشهای آیندهنگری استراتژیک ادامه خواهیم پرداخت.
- فشارهای کوتاهمدت: درحالیکه مزایای آیندهنگری استراتژیک مشخص است، اجرای آن خالی از چالش نیست. یکی از بزرگترین موانع، فشار مداوم تقاضاهای کوتاهمدت است. مدیران عامل و رهبران سیاسی دائماً با مسائل فوری بمباران میشوند که نیاز به توجه فوری دارند.
زمانی که دائماً در حال حل مسائل روزمره هستید، ایجاد زمان و فضای ذهنی برای فکرکردن به درازمدت ممکن است دشوار باشد. یک استراتژی عملی، برنامهریزی زمان اختصاصی برای فعالیتهای آیندهنگری استراتژیک است. همانطور که برای هر جلسه مهمی، زمانی را اختصاص میدهیم.
زمان فعالیتهای آیندهنگری استراتژیک را در تقویم خود بوک کنیم و با آن بهعنوان یک تعهد غیرقابلمذاکره رفتار کنیم. تاکتیک دیگر، پیوند آیندهنگری به چالشهای فعلی است. هنگام پرداختن به یک مشکل فعلی از خود بپرسیم، «این موضوع چگونه ممکن است در آینده تکامل یابد؟» و «امروز چه کاری میتوانیم انجام دهیم تا برای آن آینده بهتر آماده شویم؟» این عمل، چشمانداز بلندمدت را به نگرانیهای فوری مرتبط میکند.
- سوگیریهای شناختی: چالش دیگر سوگیریهای شناختی خودمان است. ما تمایل داریم که آینده را بسط زمان حال ببینیم، تداوم روندهای فعلی را بیش از حد ارزیابی کنیم و پتانسیل تغییرات مخرب را دستکم بگیریم. سوگیری تأیید، ما را به جستجوی اطلاعاتی سوق میدهد که باورهای موجود ما را تأیید میکند، درحالیکه اطلاعاتی را که آنها را به چالش میکشد نادیده میگیریم.
برای کاهش این سوگیریها، فعالانه به دنبال دیدگاههای متنوع باشیم. یک تیم با افراد با پیشینهها و دیدگاههای مختلف ساخته و مخالفت سازنده را تشویق و فرضیات خود را به چالش بکشیم. از تکنیکهای تحلیلی ساختاریافته مانند برنامهریزی سناریو استفاده کنیم تا خود را مجبور کنیم که دامنه وسیعتری از احتمالات را در نظر بگیریم.
- مقاومت در برابر تغییر: مقاومت در برابر تغییر یک گرایش طبیعی انسان است. حتی زمانی که شواهد قانعکنندهای از نیاز به تغییر ارائه میشود، افراد و سازمانها اغلب مقاومت میکنند. این میتواند ابتکارات آیندهنگری استراتژیک را خراب کند، زیرا ممکن است افراد تمایلی به پذیرش ایدههای جدید یا سازگاری با روشهای جدید کار نداشته باشند.
برای پرورش فرهنگ سازگاری، “چرا” را در پس تغییر بیان کنیم. بهوضوح مزایای آیندهنگری استراتژیک و اینکه چگونه به موفقیت بلندمدت سازمان کمک میکند، بیان کنیم. کارکنان را در فرایند آیندهنگری مشارکت دهیم. وقتی مردم احساس میکنند که در شکلدادن به آینده صدایی دارند، بهاحتمال زیاد آن را میپذیرند. پیروزیهای کوچک را جشن و کسانی را که تغییر را پذیرفتهاند بشناسیم. این موارد، رفتارهای مورد نظر را تقویت و دیگران را به پیروی از آن تشویق میکند.
- اضافهبار اطلاعات: سرانجام، در دنیای بیش از حد متصل امروزی، ما با اضافهبار اطلاعات روبرو هستیم. دادهها و اطلاعات زیادی در دسترس است که میتواند بسیار زیاد باشد. این میتواند فیلترکردن و اولویتبندی اطلاعاتی را که واقعاً، برای آیندهنگری استراتژیک مرتبط هستند، دشوار کند. برای این منظور یک استراتژی اطلاعاتی شفاف ایجاد و حوزههای کلیدی موردنیاز برای نظارت و شناسایی معتبرترین منابع اطلاعات را تعریف و از فناوری به نفع خود استفاده کنیم.
ابزارهایی مانند پلتفرمهای اسکن افق و چشمانداز مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند به فیلترکردن و اولویتبندی اطلاعات کمک کنند و مرتبطترین چشمانداز و بینشها را آشکار کنند. اطلاعات را بادقت تنظیم و سعی نکنیم همه چیز را مصرف کنیم. روی اطلاعاتی تمرکز کنیم که بیشترین ارتباط را با اولویتهای استراتژیک و سناریوهای احتمالی آینده ما دارد.
آینده آیندهنگری – روندهای نوظهور
در پخش پایانی پادکست به مبحث آینده آیندهنگری استراتژیک و روندهای نوظهور خواهیم پرداخت. زمینه آیندهنگری استراتژیک به طور مداوم در حال تحول است و ابزارها و تکنیکهای جدید همیشه در حال ظهور است. حال به برخی از پیشرفتهای هیجانانگیز که آینده آیندهنگری را شکل میدهند میپردازیم
- هوش مصنوعی و یادگیری ماشین: یکی از مهمترین روندها، نقش روبهرشد هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی است. هوش مصنوعی میتواند قابلیتهای آیندهنگری استراتژیک را به روشهای مختلفی افزایش دهد. تجزیهوتحلیل پیشبینیکننده، با استفاده از هوش مصنوعی میتواند حجم وسیعی از دادهها را برای شناسایی الگوها و پیشبینی روندهای آینده بادقت فزاینده تجزیهوتحلیل کند.
الگوریتمهای هوش مصنوعی همچنین میتوانند برای شناسایی سیگنالهای ضعیف تغییر، غربالکردن مجموعهدادههای عظیم مقالات خبری، پستهای رسانههای اجتماعی و انتشارات علمی برای شناسایی روندهای نوظهور و اختلالات احتمالی آموزش داده شوند.
یک سیستم هوش مصنوعی را تصور کنیم که میتواند ما را در مورد تغییر ظریف در ترجیحات مصرفکننده یا یک توسعه فناوری نوپا که میتواند بر صنعت ما تأثیر بگذارد، آگاه کند. این نوع سیستم هشدار اولیه میتواند برای سازگاری و نوآوری فعال ارزشمند باشد.
- فن آوریهای اسکن افق: فراتر از تجزیهوتحلیل پیشبینی، هوش مصنوعی همچنین فناوریهای اسکن افق و چشمانداز را بهبود میبخشد. پلتفرمهای جدیدی درحالتوسعه هستند که از هوش مصنوعی برای خودکارسازی فرایند اسکن برای مسائل و روندهای نوظهور استفاده میکنند. این پلتفرمها میتوانند میلیونها منبع اطلاعات را ردیابی کنند، نویز را فیلتر کرده و سیگنالهایی را که بیشترین اهمیت را دارند برجسته میکنند.
آنها همچنین میتوانند سیگنالهای مرتبط را خوشهبندی کنند و الگوهای در حال ظهور را شناسایی و دید جامعتری از چشمانداز آینده ارائه دهند. برخی از پلتفرمها حتی از پردازش زبان طبیعی برای تجزیهوتحلیل احساسات و لحن احساسی مکالمات آنلاین استفاده میکنند و بینشهایی درباره افکار عمومی و تغییرات اجتماعی و سیاسی بالقوه ارائه میدهند.
درحالیکه این فناوریها فوقالعاده امیدوارکننده هستند، مهم است که به یاد داشته باشیم که آنها ابزار هستند، نه جایگزینی برای قضاوت انسان. هوش مصنوعی میتواند قابلیتهای آیندهنگری استراتژیک ما را تقویت کند، اما نمیتواند جایگزین نیاز به تفکر انتقادی، خلاقیت و ملاحظات اخلاقی شود. مؤثرترین رویکردهای آیندهنگری، قدرت هوش مصنوعی را با تخصص و شهود انسانی ترکیب میکند. ما به انسانها نیاز داریم تا بینشهای ایجاد شده توسط هوش مصنوعی را تفسیر و پرسشهای درست را طرحریزی کنند، پیامدهای اخلاقی سناریوهای مختلف آینده را در نظر بگیرند، و تصمیمهای آگاهانهای بر اساس درک کلنگر از چشمانداز آینده بگیرند.
نتیجهگیری آیندهنگری استراتژیک
در پایان پادکست به خلاصهای از موارد ارائه شده میپردازم تا بتوانیم موضوع را جمعبندی و نکات کلیدی بحث را مرور کنیم. ما با کاوش در مفاهیم اصلی آیندهنگری استراتژیک شروع و تأکید کردیم که آیندهنگری استراتژیک، پیشبینی آینده نیست، بلکه در مورد آمادهسازی برای طیف وسیعی از آیندههای ممکن است.
انواع ابزارها و تکنیکهای آیندهنگری استراتژیک، از اسکن محیطی و تحلیل روند گرفته تا برنامهریزی سناریو و بازیهای جنگی را بررسی کردیم. همچنین در مورد اهمیت ایجاد فرهنگ آیندهنگری در سازمان بحث کردیم و بر نیاز به حضور رهبری، تیمهای آیندهنگر اختصاصی و توسعه قابلیتهای آیندهنگری در میان همه کارکنان تأکید کردیم.
و به این نتیجه رسیدیم که آیندهنگری استراتژیک دیگر یک امر لوکس نیست؛ بلکه یک ضرورت است جهان سریعتر از همیشه در حال تغییر است و توانایی پیشبینی تغییرات و سازگاری فعالانه برای موفقیت در هر زمینهای ضروری است.
چه بهعنوان یک مدیرعامل، یک رهبر سیاسی یا یک مشارکتکننده فردی، پرورش آیندهنگری استراتژیک به ما قدرت میدهد تا در پیچیدگیهای آینده پیمایش کنیم، از فرصتهای نوظهور استفاده و آیندهای انعطافپذیرتر و موفقتر بسازیم. مهم این است که شروع کنیم، تکنیکهای مختلف را آزمایش و آیندهنگری استراتژیک را در کار روزانه خود ادغام کنیم. آینده چیزی نیست که برای ما اتفاق بیفتد. این چیزی است که ما ایجاد میکنیم.
سپس نمونههای واقعی رهبرانی را که با موفقیت از آیندهنگری استراتژیک برای عبور از چالشهای پیچیده و ایجاد تغییرات دگرگونکننده استفاده کردهاند، بررسی کردیم. ما رویکردهای آنها را تحلیل و درسهای ارزشمندی در مورد تفکر بلندمدت، سازگاری و اهمیت به چالش کشیدن خرد متعارف استخراج کردیم.
ما همچنین چالشهای پیشبینی، مانند فشارهای کوتاهمدت، سوگیریهای شناختی، و مقاومت در برابر تغییر را بررسی کردیم و راهبردهای عملی برای غلبه بر این موانع را ارائه کردیم. در نهایت، ما به آینده آیندهنگری استراتژیک پرداختیم و در مورد پتانسیل تحولآفرین هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی در افزایش قابلیتهای آیندهنگری صحبت کردیم.
من حسین علیمحمدی میزبان شما در پادکست امروز بودم. فراموش نکنیم که آینده چیزی نیست که بهسادگی برای ما اتفاق بیفتد. این چیزی است که ما ایجاد میکنیم. با پرورش آیندهنگری استراتژیک، میتوانیم آیندهای را شکل دهیم که انعطافپذیرتر، مرفهتر و همسوتر باارزشهای ما باشد. در قسمت دوم فصل چهارم، ما عمیقاً به یکی از مهمترین دغدغههای مدیرانعامل و رهبران خواهیم پرداخت یعنی: فراتر از تفکر کوتاه مدت: پرورش ذهنیت آینده نگری
از اینکه در این قسمت از [پادکست لیدرشیپ مستری با عنوان آیندهنگری استراتژیک] با ما همراه بودید سپاسگزارم. لطفاً ما را در پلتفرمهای پادکست مانند شنوتو، کست باکس و یوتیوب دنبال کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید. بازخورد شما به ما کمک خواهد کرد با شنوندگان بیشتری در تعامل باشیم و کیفیت پادکستها را بهبود ببخشیم.
همچنین، برای اطلاع از مقالهها، منابع و اطلاعات بیشتر در مورد رهبری، سری به وبسایت ما به آدرس [https://hosseinalimohammadi.com] بزنید. همچنین میتوانید در رسانههای اجتماعی با ما ارتباط برقرار کنید. از اینکه در این کاوش آیندهنگری استراتژیک به ما ملحق شدید سپاسگزارم. با ما همراه باشید.