بارگیری صفحه

راز جاودانگی رهبری لی کوآن یو به‌عنوان بنیانگذار و پدر سنگاپور نوین

میراث ماندگار رهبری لی کوان یو

لی کوآن یو: «اساس موفقیت ما ترکیبی از عوامل بود، مانند سیستم سیاسی باثبات، سیستم مالی سالم و نیروی کار شایسته»

لی کوآن یو و ساخت سنگاپور: اصول رهبری جاودانه

لی کوآن یو (۱۹۲۳-۲۰۱۵) اولین نخست‌وزیر سنگاپور بود که از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۹۰ خدمت کرد. او به طور گسترده‌ای با تبدیل سنگاپور از یک پست تجاری کوچک و فقیر به یک مرکز تجاری مرفه و بسیار توسعه‌یافته شناخته می‌شود. رویکرد عمل‌گرایانه و غالباً مستبد او به حکومت‌داری مورد تحسین و انتقاد قرار گرفته است، اما اثربخشی او غیرقابل‌انکار است.

پادکست راز جاودانگی رهبری لی کوان یو: رهبری ساخت یک ملت مدرن

لی کوآن یو: «شما نمی توانید جامعه ای را بر اساس تقسیم منابع مساوی بسازید. شما باید سیستمی ایجاد کنید که به کسانی که برتری دارند پاداش دهد و کسانی را که چنین نیستند مجازات کند.»

رهبری لی‌ کوآن یو: از دیدگاه ریچارد نیکسون رئیس‌جمهور اسبق ایالات متحده

لی کوآن یو و راز جاودانگی رهبری

ریچارد نیکسون  در کتاب رهبران خود می‌نویسد: «در بین تمام رهبرانی که من در آمریکا و در سراسر دنیا دیده‌ام، دو تن از بااستعدادترین آن‌ها «لی کوآن یو» نخست‌وزیر دولت کوچک مستقر در شهر سنگاپور و  «رابرت منزیس» نخست‌وزیر استرالیا بودند.

این دو این خصوصیت را داشتند که مردان بسیار ممتازی در صحنه‌‌های کوچک و رهبرانی بودند که هرگاه در زمان‌ها و مکان‌های دیگر روی کار آمده بودند می‌توانستند معروفیت جهانی یک  وینستون چرچیل، یک بنجامین دیزرائیلی یا یک ویلیام یوئرت گلدستون  را کسب کنند.

وقتی نخستین‌بار با لی کوآن یو در ۱۹۶۷ ملاقات کردم او را مردی دیدم که در اتاقش مثل شیری در قفس رفت‌وآمد می‌کرد و با نعره و فریاد درباره مسائل کلی بحث می‌کرد.

لی کوآن یو طوری رفتار می‌کرد که گویی از تنگی فضای کارش به تنگ آمده و می‌خواهد از آن جا فرار کرده و خود را به میدان عمل بزرگ‌تری برساند. لی کوآن یو پیش از هر چیز صاحب یک روح عملی و بی‌اعتنا به هر فرضیه سیاسی و مخالف هر چیزی بود که مستقیماً او را به هدف نزدیک نمی‌کرد و آن تقویت‌کردن و ثروتمندتر کردن سنگاپور بود.

برای هر دو رهبر، هیچ‌چیز جدی‌تر از سعی برای تأمین امنیت و رفاه برای کشورهایشان نبود. لی کوآن یو و منزیس شدیداً مورد انتقاد واقع شده و به‌عنوان مادی‌گرایانی توصیف شده‌اند که چنان به نیازهای مادی کشورهای خود مشغول شده‌اند که نیازهای فرهنگی و معنوی آن‌ها را فراموش کرده‌اند.

تدارکات داخلی هر دو نفر، اصولاً جنبه اقتصادی داشته است. منزنیس بر عظیم‌ترین دستگاه صنعتی و رشد اقتصادی در تاریخ استرالیا ریاست داشت و «لی کوآن یو» هم سنگاپور را به‌صورت یک مرکز قدرت تجاری واقعی درآورده بود. مردم این دو کشور امروز از ثروتمندترین افراد این ناحیه از کره زمین هستند.

لی کوآن یو یک انقلابی، اما از نوعی دیگر بود. او هرگز سخنرانی را با هدف سخنرانی اشتباه نمی‌گرفت و هرگز به عقیده و مرامش اجازه نمی‌داد که به عقل سلیمش دست‌درازی کند. لی کوآن یو در سال ۱۹۵۹ وقتی به قدرت رسید، سنگاپور ملت خیلی کوچک، بدون منابع طبیعی و ترکیبی از هندی‌ها، چینی‌ها و مالایی‌ها بود. کینه و نفرت نسبت به استعمار انگلیسی به طور وحشتناکی شدت گرفته بود.

لی کوآن یو فهمید که او تنها می‌تواند با گردش بیشتر خود به چپ که درواقع حقیقت هم نداشت از یک انقلاب کمونیستی پیشگیری کند، بنابراین استراتژی سیاسی خود را اساساً بر تظاهر به چپ ولی توجه واقعی بر راست، قرار داد.

پیش از انتخابات، حزب لی کوآن یو، بنام جنبش توده یک ظاهر کمونیستی داشت که شعارهای آن تقلیدی از شعارهای مائو بود؛ و او نقش توطئه‌گر ضداستعماری و ضدغربی را به طرزی استادانه بازی کرد و در اجتماعات انتخاباتی‌اش بالباس کارگری بر ضد فضاحت‌های نژاد سفید سخنرانی کرد.

با این اوصاف، وقتی لی کوآن یو انتخاب شد صدنفری از دوستان قدیمی کمونیستش را به زندان انداخت و بدون فوت وقت به گروهی از زبدگان چینی ثروتمند کشور و به سرمایه‌داران و کارخانه‌داران بیگانه این اطمینان خاطر را داد که از سرمایه‌گذاری‌های آن‌ها در سنگاپور استقبال خواهد کرد؛ و امروز وی ملبس به لباس‌های خوش‌دوخت گران‌قیمت، در راس مرفهی است که بعضی‌ها آن را «سنگاپور S.A» می‌نامند.

چراکه منبع درآمدهایش ترکیبی از سرمایه‌گذاری‌های ژاپنی‌ها، اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها است؛ اما خوشبختی و رفاه سنگاپور با عصای موسی و ید بیضی به حقیقت نپیوست. یگانه منبع درآمد این شهر، گذشته از ساکنانش، موقعیت مهم سوق‌الجیشی آن به منزله چهارراه بین‌المللی است.

لی کوآن یو از کشورهای جهان ‌سوم که بر روی ثروت‌های معدنی خود با فقر زندگی می‌کنند بیزار بود. لی کوآن یو مسئولیت نخست‌وزیری را موقعی به عهده گرفت که دولت سنگاپور بیش‌ازپیش ناگزیر بود که روی پای خودش بایستد.

سربازان انگلیسی که سال‌ها منبع اساسی مشاغل برای کارگران و درآمدهایی برای بازرگانان سنگاپور بودند در اواسط سال‌های شصت شروع به خارج‌شدن از سنگاپور کردند. فدراسیون دو‌ساله بین مالزی و دولت سنگاپور در همان زمان عقیم ماند و آنهم به عقیده بسیاری از ناظران، نتیجه اقدام لی کوآن یو بود که می‌خواست بر آن تسلط یابد.

با این اوصاف، لی کوآن یو از این شکست چنان متأثر شده بود که در سخنرانی تلویزیونی‌اش موقعی که خروج سنگاپور از فدراسیون را اعلام نمود اشک‌های گرمی ریخت! اما شکست او لحظه‌ای بیش به طول نکشید و باذوق استعاره گوئی که داشت گفت: «نشستن روی چهارپایه راحت‌تر است تا نشستن روی صندلی‌های نی، اما فعلاً ما باید روی این صندلی نی بنشینیم، چاره دیگری برایمان نمانده؛ اما فراموش نکنید که ملت سنگاپور یک صندلی نی دارد که از فولاد درست شده!»

لی کوآن یو: «برای داشتن یک جامعه قوی، مردم باید باور داشته باشند که می توانند با کار سخت ترقی کنند و فرزندانشان فرصتی برای ارتقاء پیدا کنند.»

لی کوآن یو و راز جاودانگی رهبری

لی کوآن یو غالباً این مسئله را مطرح می‌کرد که ساکنین سنگاپور هم از فولاد آبدیده درست شده‌اند. وی موهای دراز جوانان را کوتاه کرد و آن‌ها را از افراط در مصرف دارو و اختلاط جنسی منع نمود؛ و همشهریانش را از نمایش فخرآمیز ثروت برحذر داشت.

البته بعضی‌ها هم او را از حیث این انضباط خشن اسپارتی سرزنش می‌کردند؛ ولی او توجهی به این سرزنش‌ها نداشت و عقیده داشت که انضباط اجتماعی و اداره سیاسی متین و محکم برای کاستن از خصومت بین سه گروه نژادی که ساکنین سنگاپور را تشکیل می‌دادند.

و برای برانگیختن حس همکاری بین آن‌ها ضروری است؛ و از آن‌ها می‌خواست که نخست خود را سنگاپوری بدانند و بعد چینی، مالزیایی و یا هندی و تا اندازه زیادی موفق شد که سنگاپور را مورد حسودی جوامع دیگر چندنژادی قرار دهد.

لی کوآن یو هم مانند جواهر نعل نهرو  در انگلستان پرورش یافت و ازآنجا با افکار و مقاصد ترقی‌خواهانه به کشورش بازگشت؛ اما برخلاف زمامدار هندی، لی طرف‌دار مرام سوسیالیسم نبود و عقیده داشت که یک جامعه پیش‌ازاین که بتواند به مسکن خوب و مدارس رایگان و بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های عمومی و برنامه‌های وسیع ساختمانی دسترسی یابد بایستی اقتصاد سالم و نیرومندی داشته باشد.

لی کوآن یو بیش از حد، پایبند نیازمندی‌های ملت خود بود، اما نخست به حوایج اقتصادی که می‌بایستی هزینه‌های او را تأمین کند دل‌مشغول بود. بسیاری از اصلاحات اجتماعی لی کوآن یو یک هدف عملی داشتند و چنانچه خود در اواخر سال‌های ۱۸۹۰ اظهار می‌داشت:

«این یگانه امید ما است. اگر تلاشی بخرج ندهیم دولت سنگاپور کمونیست خواهد شد. اگر تلاش هم بکنیم و شکست بخوریم بازهم کمونیست خواهد شد. چیزی که برای ما مهم است تلاش کردن است و او که خواستار سوددهی خدمات دولتی بود با این کار کم نظیر موفق شد که پست و تلگراف و تلفن را به مرحله سوددهی برسانند. غفلت و ولخرجی که به خیلی از کشورهای در حال رشد آسیب می‌رسانند در سنگاپور از گناهان کبیره بشمار می‌رود.

لی کوآن یو باوجود دلواپسی شدیدش برای بهروزی ملت خود، در ملاقات‌های سیاسی خیلی به‌ندرت از مسائل داخلی سنگاپور سخن به‌میان می‌آورد. در بعضی رهبران، سکوت عمدی درباره مسائلی داخلی‌شان یا نشان‌دهنده اینست که از این مسائل لطمه بسیار دیده‌اند و یا مانند سوکارنو در اندونزی، اصلاً نمی‌خواهند با آن‌ها روبرو شوند. درواقع، لی کوآن یو هیچ نیازی به بحث پیرامون مسائل داخلی سنگاپور، تنها به دلیل اینکه او عهده‌دار حکومت سنگاپور بود نداشت.

ریچارد نیکسون می‌گوید: «در آغاز ریاست‌جمهوری ام، من وزیر دارائی‌ام جان کانالی را به مأموریت سفر به دور دنیا فرستادم تا اطلاعات دست اولی از اعضای کشورهای مورد بازدید برایم جمع‌آوری کند. وقتی او با گزارش خود به کاخ سفید برگشت، شرح او درباره سنگاپور بسیار مختصر و مفید بود: « سنگاپور کشوری است که از همه کشورهای دنیا بهتر اداره می‌شود».

ریچارد نیکسون:  «سعی و تلاش برای رفاه مادی مخصوصاً از سوی رهبرانی دنبال می‌شود که هرگز از آن محروم نبوده‌اند. ده‌ها رهبر سیاسی بعد از جنگ جهانی دوم، برای مردم خود انقلاب، غرور ملی و استقلال به ارمغان آورده‌اند، اما آن‌ها را همچنان در فقر و اغلب در گرسنگی باقی گذاشته‌اند.

ما در عصری زندگی می‌کنیم که در آن رهبران بیشتر به تأثیر سخنرانی‌های جنجال‌برانگیزشان و رنگ‌آمیزی سیاستشان بر سرکار می‌مانند تا بر اساس کارهای واقعی مفیدی که انجام داده‌اند. به‌خصوص در کشورهای درحال‌توسعه؛ بسیاری از مردان و زنان، شب با گوش‌های پر، ولی با معده‌ای خالی به خواب می‌روند.»

سنگاپور، قطب مالی ۲۴ ساعته جهان: از جدایی تا اوج بانکداری بین‌المللی

اگر در سال ۱۹۶۵ زمان جدایی سنگاپور از مالزی، کسی پیش‌بینی می‌کرد که سنگاپور تبدیل به یک قطب اقتصادی خواهد شد، حتماً دیوانه تلقی می‌شد. چگونه چنین تحولی به وقوع پیوست و دفاتر کار در ساختمان‌های عظیم و مدرن در مرکز شهر قامت کشید و بانک‌هایی با سیستم کامپیوتری به لندن، نیویورک، توکیو، فرانکفورت، هنگ‌کنگ و سایر مراکز اقتصادی جهان مرتبط شدند؟

در آن زمان اقتصاد جهان از زوریخ شروع می‌شد. بانک‌های زوریخ در ساعت ۹ صبح آغاز به کار می‌کردند، بعد از آن فرانکفورت و در پی آن لندن شروع به کار می‌کردند. هنگام بعدازظهر، بانک زوریخ تعطیل می‌شد و سپس فرانکفورت و در پی آن لندن. در این فاصله، بانک نیویورک باز بود؛ لذا لندن حمل‌ونقل پولی را به نیویورک واگذار می‌کرد، هنگام بعدازظهر نیویورک تعطیل می‌شود.

آنان پیش‌ازاین ترافیک پولی را به سانفرانسیسکو می‌سپردند. هنگام بعدازظهر وقتی بانک‌های سانفرانسیسکو تعطیل می‌شد دیگر هیچ اتفاقی رخ نمی‌داد. تا ساعت ۹ صبح روز بعد به‌وقت سوئیس که بانک‌های سوئیس باز می‌شدند.

لی کو آن یو در این فکر بود اگر ما سنگاپور را در این میان، بیش از آنکه بانک‌های سانفرانسیسکو بسته شود، قرار دهیم، جریان مالی قبل از بسته‌شدن بانک‌های سانفرانسیسکو به سنگاپور سپرده می‌شود و وقتی بانک‌های سنگاپور بسته شد، جریان مالی به زوریخ منتقل می‌شود؛ بنابراین برای نخستین‌بار از زمان پیدایی‌اش این جریان مالی، ما یک دوره کامل ۲۴ ساعته در جریان مالی و بانکداری خواهیم داشت.

در سال‌های آغازین یعنی بین ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۵ در منطقه آسیای شرقی ما فقط حوزه محدودی برای خود داشتیم، از طریق حذف مالیات‌بردرآمد ناشی از بهره سپرده‌گذاران غیرساکن سنگاپور، نهادهای مالی بین‌المللی را جذب سنگاپور کردیم. کلیه سپرده‌های دلاری از مقررات مربوط به نقدینگی و التزامات پس‌انداز معاف شدند.

تا سال ۱۹۹۰، سنگاپور مبدل به یکی از بزرگ‌ترین مراکز مالی جهانی گردید که ازنظر مبادلات ارز خارجی بعد از لندن، نیویورک و اندکی بافاصله از توکیو، مقام چهارم را در جهان داشت.

به جهت موفقیت عظیمی که کسب کردیم، بعد از نیمه دوم ۱۹۸۰ سایر کشورهای منطقه به تقلید از سنگاپور مراکز مالی بین‌المللی ایجاد کردند و بعضی از آن‌ها انگیزش‌های مالیاتی ایجاد کردند که از انگیزش‌های ما، سخاوتمندانه‌تر بود.

در سال ۱۹۸۴ مبادلات پولی بین‌المللی سنگاپور، مبادلات خود را با نرخ بهره دلار اروپایی و سپس در پی آن با نرخ بهره ین اروپایی آغاز کرد. تا ۱۹۹۸، مبادلات پولی بین‌المللی سنگاپور فهرستی از طیف وسیعی از قراردادهای منطقه‌ای ازجمله فهرست سهم‌های ژاپنی، تایوانی، سنگاپوری، تایلندی و هنگ‌کنگی را در احاطه خود داشت.

نشریه امور مالی بین‌المللی که مرکز آن در لندن است در سال ۱۹۹۸ جایزه سال مبادلات بین‌المللی را به واحد مبادلات پولی بین‌المللی سنگاپور داد. این سازمان تنها سازمان مالی آسیایی است که موفق به دریافت این جایزه شد و جایزه ۱۹۹۸ آن برای چهارمین بار به این سازمان اعطا شد.

متن پادکست راز جاودانگی رهبری لی کوآن یو: رهبری ساخت یک ملت مدرن 

۱. اصول اصلی رهبری لی کوآن یو

قبل از اینکه بتوانیم استراتژی‌های رهبری لی کوآن یو را بررسی کنیم، باید اصول اصلی رهبری و ارزش‌ها و باورهایی که زیربنای تمامی اقدامات وی بودند را درک کنیم. این اصول رهبری ستاره قطبی بودند که او را در تصمیم‌گیری‌های دشوار راهنمایی و به افرادش برای دستیابی به نتایج خارق‌العاده الهام می‌داد.

  • چشم‌انداز روشن و تزلزل‌ناپذیر

اولین و مهم‌ترین درسی که می‌توانیم از لی کوآن یو بیاموزیم این است که چشم‌انداز روشن و تزلزل‌ناپذیر بسیار مهم است. او از همان ابتدا تصویر روشن و شفافی از آنچه می‌خواست سنگاپور به آن تبدیل شود در ذهنش داشت: جامعه‌ای پاک، کارآمد، مرفه و شایسته‌سالار.

در قدم اول بهتر است تک‌تک کلمات این  چشم‌انداز ملی را تجزیه‌وتحلیل کنیم:

جامعه‌ای پاک به معنای رویکردی بدون مدارا در برابر فساد و تمرکز بی‌امان بر پایداری زیست‌محیطی بود و یا جامعه‌ای کارآمد به معنای بوروکراسی کارآمد و تعهد به استفاده عاقلانه از منابع بود در مقابل جامعه‌ای  شکوفا به معنای اقتصادی متنوع بود که می‌توانست در بازار جهانی رقابت کند و در نهایت جامعه‌ای شایسته‌سالار به معنای ارزش‌گذاری به استعدادها  و فرصتی برای موفقیت در جامعه بود.

چشم‌انداز ملی (National Vision) لی کوآن یو نه فقط یک رؤیا، بلکه یک برنامه بود که بی‌وقفه روی دستیابی به آن متمرکز بود. برنامه لی کوآن یو برای رسیدن به چشم‌انداز ملی دارای سه ویژگی برجسته است: عمل‌گرایی، برنامه‌ریزی طولانی‌مدت و تمرکز بی‌امان بر نتایج.

  • اول، پراگماتیسم (Pragmatism): در مورد ویژگی اول یعنی عمل‌گرایی، لی کوآن یو یک پراگماتیسم بی‌رحم بود و با ایدئولوژی میانه‌ای نداشت. او حاضر بود هر سیاستی را که کارآمد باشد، اتخاذ کند، صرف‌نظر از اینکه این سیاست‌ها با خرد متعارف یا افکار عمومی همسو باشند.
  • دوم، برنامه‌ریزی بلندمدت (long-term planning): در مورد ویژگی دوم؛ یعنی برنامه‌ریزی بلندمدت او به‌خوبی متوجه شده بود که ساختن یک کشور موفق مانند یک دوی ماراتن است، نه یک دوی سرعت. او برنامه‌های بلندمدتی را برای توسعه اقتصادی، رفاه اجتماعی و امنیت ملی سنگاپور تدوین کرد که اغلب آینده‌نگری وی به دهه‌ها می‌رسید.
  • سوم، تمرکز بی‌امان بر نتایج (a relentless focus on results): در مورد ویژگی سوم یعنی تمرکز بی‌امان بر نتایج؛ لی کوآن یو یک رهبر مطالبه‌گر (demanding leader) بود که خود و تیمش را برای دستیابی به اهداف خاص مسئول می‌دانست. او نه به بهانه‌ها، بلکه به نتایج علاقه‌مند بود.

برای مثال لی کوآن یو برای عملی‌کردن اصول رهبری خود، تمرکز بی‌وقفه‌ای برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی در سنگاپور انجام داد. او می‌دانست که سنگاپور برای توسعه اقتصاد خود به سرمایه و تخصص خارجی نیاز دارد، بنابراین یک محیط تجاری دوستانه ایجاد کرد که شرکت‌های چندملیتی را از سراسر جهان جذب کرد.

و یا تلاش‌های او را برای ایجاد زیرساخت‌های جهانی در سنگاپور را در نظر بگیرید. او سرمایه‌گذاری زیادی در حمل‌ونقل، ارتباطات و خدمات آب و برق انجام داد و زیرساختی مدرن و کارآمد ایجاد کرد که از رشد اقتصادی حمایت و کیفیت زندگی سنگاپوری‌ها را بهبود می‌بخشید.

و از طرفی او، تعهد تزلزل‌ناپذیری به ارتقای آموزش داشت. او معتقد بود که آموزش کلید بازگشایی پتانسیل سنگاپور است، بنابراین سرمایه‌گذاری زیادی در مدارس، دانشگاه‌ها و برنامه‌های آموزش حرفه‌ای انجام داد. 

همه این مثال‌ها، تعهد لی کوآن یو به اصول رهبری خود و توانایی او در تبدیل آن اصول به اقدامات مشخص را نشان می‌دهد.

  • داستانی از چشم‌انداز و عزم تزلزل‌ناپذیر لی کوآن یو: موضوع پایداری آب سنگاپور در دهه ۱۹۷۰

یکی از داستان‌های متقاعدکننده‌ای که چشم‌انداز و عزم تزلزل‌ناپذیر لی کوآن یو را نشان می‌دهد، موضوع پایداری آب سنگاپور در دهه ۱۹۷۰ است.

در طول این مدت، سنگاپور با یک چالش مهم روبرو شد: کمبود منابع طبیعی برای تأمین آب شیرین. این کشور که شدیداً به واردات آب از مالزی متکی بود، ازاین‌رو در برابر تنش‌های ژئوپلیتیکی و اختلالات تأمین آب آسیب‌پذیر بود. لی کوآن یو با تشخیص این وابستگی به‌عنوان یک تهدید بالقوه برای حاکمیت و ثبات اقتصادی سنگاپور، این مسئولیت را به عهده گرفت تا اطمینان حاصل کند که این کشور می‌تواند تأمین آب خود را انجام دهد.

چشم‌انداز لی کوآن یو برای حل این چالش فراتر از راه‌حل‌های فوری و به دنبال ایجاد یک سنگاپور پایدار و خودکفا بود. او استراتژی «چهار شیر ملی (Four National Taps)» را باهدف تنوع‌بخشیدن به منابع آبی کشور آغاز کرد. این شامل جمع‌آوری آب باران، نمک‌زدایی، بازیافت فاضلاب، و مهم‌تر از همه، توسعه یک سیستم حوضه آبریز گسترده بود.

رویکرد او صرفاً ایده آلیستی نبود. بلکه عمل‌گرایانه بود.  او چالش‌های فنی، مالی و زیست‌محیطی را درک، منابع و استعدادها را برای رسیدگی مؤثر به آنها به کار گرفت.

علی‌رغم مواجهه با شک و تردیدهای داخلی و بین‌المللی، سرسختی لی کوآن یو جواب داد. او از فناوری و نوآوری برای پیشبرد برنامه آب استفاده و از تحقیق‌وتوسعه روش‌های جدید برای بازیافت و نمک‌زدایی آب و ترویج فرهنگ نوآوری حمایت کرد.

در نهایت، تلاش‌های او منجر به یک سیستم مدیریت آب قوی شد که نه‌تنها منبع آب آینده سنگاپور را تضمین کرد، بلکه کشور را به یک مدل پایدار تبدیل کرد. در اوایل قرن بیست و یکم، سنگاپور به کشوری پیشرو در فناوری آب تبدیل شد و تخصص خود را در سطح جهانی صادر کرد.

  • این داستان کوتاه پنج درس رهبری ازلی کوآن یو را به ما یادآوری می‌کند:
  1. اتکا به خود: لی کوآن یو حاکمیت و استقلال سنگاپور را در اولویت قرار داد و درک کرد که اتکا به منابع خارجی می تواند امنیت ملی را به خطر بیندازد.
  2. عمل‌گرایی: تمرکز او بر استراتژی‌های عملی و نتیجه‌گرا، نشان‌دهنده تعهد به پرداختن به مشکلات با راه‌حل‌های عملی و نه از طریق سخنوری است.
  3. چشم انداز بلند مدت: او به اصلاحات کوتاه مدت بسنده نمی کرد. در عوض، لی کوآن یو روی راه حل های پایداری سرمایه گذاری کرد که به نسل های آینده خدمت کند.
  4. نوآوری و سازگاری: تمایللی کوآن یو برای پذیرش فناوری و روش‌های جدید، اعتقاد او به پیشرفت، و اهمیت انطباق با شرایط متغیر را برجسته می‌کند.
  5. همکاری و دیپلماسی: مذاکرات او با رهبران خارجی بر اهمیت حفظ روابط بین المللی قوی و در عین حال دفاع از منافع ملی تاکید دارد.

این داستان نه فقط در مورد مدیریت آب، بلکه شخصیت لی کوآن یو و فلسفه وسیع رهبری و حکومت‌داری او را منعکس می‌کند و بر نیاز به آینده‌نگری، انعطاف‌پذیری و تعهد عمیق به رفاه ملتی که او رهبری می‌کرد، تأکید می‌کند.

همان‌طور که دیدیم، اصول اصلی رهبری لی کوآن یو پایه و اساس موفقیت خارق‌العاده سنگاپور بود. یک چشم‌انداز روشن و تزلزل‌ناپذیر، همراه با عمل‌گرایی، برنامه‌ریزی طولانی‌مدت، و تمرکز بی‌امان بر نتایج. این دستور رهبری او برای ملت‌سازی در سنگاپور نوین بود.

 سؤال این است که به‌عنوان یک رهبر، اصول اصلی رهبری ما چیست؟ و چگونه آن اصول را به عمل در کسب‌وکار و سازمان‌های خود تبدیل می‌کنید؟ این سؤالی است که ارزش تامل برای چند ساعت و یا حتی تا چند روز را دارد.

  • سبک رهبری لی کوآن یو: ترکیب عملی اقتدارگرایی و عمل‌گرایی

سبک رهبری لی کوآن یو اغلب به‌عنوان آمیزه‌ای از سبک رهبری اقتدارگرا و سبک رهبری عمل‌گرا توصیف می‌شود. رهبری اقتدارگرایانه لی کوآن یو، یک دیکتاتور به معنای سنتی آن نیست چرا که  او به حاکمیت قانون و به یک سیستم شایسته‌سالار اعتقاد داشت. بااین‌حال، او حاضر بود حتی اگر آنها بهترین تصمیم ممکن برای اجرا را نداشتند، به‌جای آنها تصمیم بگیرد از طرفی او تمایل به گوش‌دادن به توصیه‌های متخصصین و انطباق رویکرد خود در مواقع لزوم با آنها داشت.

برای مثال یک نقل‌قول قابل‌توجه از لی کوآن یو که دیدگاه او را در مورد رهبری و تصمیم‌گیری منعکس می‌کند این است: 

“من همیشه بر این باور بوده‌ام که به‌عنوان یک رهبر نباید از عدم محبوبیت بیزاری کرد، زیرا تصمیم‌گیری‌های سخت اغلب بر عهده صاحبان قدرت است. آزمون نهایی رهبری این نیست که چقدر محبوب باشید، بلکه این است که چقدر می‌توانید کشور خود را به طور مؤثر در مسیر درست هدایت کنید.”

این نقل‌قول جوهر اعتقاد او را نشان می‌دهد که رهبری قوی اغلب مستلزم انتخاب‌های دشواری است که ممکن است فوراً محبوب نباشند، اما برای منافع ملی بیشتر ضروری هستند.  در حقیقت چند ویژگی کلیدی ترکیب عمل‌گرایانه سبک رهبری لی کوآن یو را تعریف می‌کند: قاطعیت، نظم و انضباط، و تمایل به چالش کشیدن خرد متعارف.

  • قاطعیت: لی کوآن یو به توانایی خود در تصمیم‌گیری سریع و قاطع، حتی در مواجهه با عدم اطمینان معروف بود.
  • انضباط: او یک رهبر منضبط بود که از تیم خود به همان میزان انتظار داشت. این نظم برای اجرای برنامه‌های بلندپروازانه او ضروری بود.
  • به چالش کشیدن خرد متعارف: لی کوآن یو هرگز ترسی از به چالش کشیدن خرد متعارف و پیگیری راه‌حل‌های غیرمتعارف برای مشکلات سنگاپور نداشت. درحالی‌که بسیاری از مردم در آن زمان معتقد بودند که نقشه او شکست خواهد خورد.

برای مثال ما می‌توانیم این ویژگی‌‌هایی سبک رهبری لی کوآن یو را در طیف وسیعی از زمینه‌ها مشاهده کنیم. به‌عنوان نمونه، استفاده او از قوانین سخت‌گیرانه برای حفظ نظم در سنگاپور، یک استراتژی بحث‌برانگیز اما در نهایت مؤثر برای ایجاد یک محیط امن و باثبات برای رشد اقتصادی بود و یا تمایل او به مداخله در اقتصاد، از طریق شرکت‌های دولتی و سرمایه‌گذاری‌های استراتژیک، به توسعه سنگاپور و محافظت از آن در برابر شوک‌های اقتصادی جهانی کمک کرد.

همچنین رویکرد عمل‌گرایانه او به سیاست خارجی، متعادل‌کردن روابط با کشورهای مختلف بر اساس منافع سنگاپور، به او اجازه داد تا سیاست‌های پیچیده منطقه‌ای را دنبال کند.

  • داستان واقعی: مذاکره سنگاپور برای جدایی از مالزی

یکی از نمونه‌های واقعی نشان‌دهنده سبک رهبری اقتدارگرا و سبک رهبری عمل‌گرا لی کوآن یو، در جریان تعامل او با رهبران مالزی در مورد جدایی سنگاپور از مالزی در سال ۱۹۶۵ بود.

در اوایل دهه ۱۹۶۰، سنگاپور به امید بهره مندی از یکپارچگی اقتصادی و ثبات سیاسی به فدراسیون مالزی پیوست. با این حال، این اتحادیه مملو از تنش‌های اقتصادی، سیاسی و نژادی بود. سیاست های شایسته سالاری و چندفرهنگی سنگاپور با تأکید مالزی بر برتری مالایی ها (سیاست Bumiputera) در تضاد بود. در نتیجه آن تنش ها در سنگاپور تشدید و شورش های نژادی خشونت آمیزی در سنگاپور در سال ۱۹۶۴ آغاز شد.

در سال ۱۹۶۵، مشخص شد که رابطه سنگاپور و مالزی دیگر ادامه دار نخواهد بود و لی کوآن یو مذاکراتی را با تونکو عبدالرحمن، نخست وزیر مالزی و دیگر رهبران مالزی آغاز کرد. در این دوره حساس بود که مهارت های مذاکره لی کوآن یو آشکار شد.

۱. رویکرد مستقیم: موضع لی کوآن یو در مورد سنگاپور واضح بود. او اشاره کرد که خودمختاری و هویت سنگاپور غیرقابل مذاکره است و او آشکارا در برابر سیاست‌هایی که علیه غیرمالایی‌ها صورت می گیرد، مقاومت می‌کند.

در حالی که برخی از رهبران ممکن است سعی کنند همتایان خود را آرام کرده و یا از رویارویی و مواجهه اجتناب کنند، لی کوان یو صراحتاً تفاوت های اساسی بین فلسفه های دو دولت را برجسته کرد. در مقابل تونکو عبدالرحمن و رهبران مالایی احساس کردند تداوم حضور سنگاپور در مالزی با جمعیت اکثریت چینی آن، تهدیدی برای سلطه سیاسی مالایی ها است. چرا که تونکو می خواست از امتیازات مالایی محافظت کند که برای لی کوان یو غیرقابل قبول بود.

۲. روشن بودن اهداف: لی کوآن یو تصریح کرد که هدف اصلی سنگاپور محافظت از هویت چند نژادی خود و رشد به عنوان یک اقتصاد مستقل است. او عملگرا بود و تشخیص داد که ماندن سنگاپور در مالزی در چنین محیط خصمانه ای، ناپایدار است. لی کوان یو اعلام کرد که استقلال نتیجه ایده آل او نیست اگرچه او در ابتدا می خواست در قالب فدراسیون با مالزی بماند. اما اگر جدایی اجتناب ناپذیر است، سنگاپور آن را بر اساس شرایط خودش اعمال میکند.

۳. اقدام قطعی: پس از ماه‌ها بحث‌های پرتنش و تیره شدن روابط، لی کوان یو و هیئت سنگاپور در مورد شرایط جدایی مذاکره کردند. توافق بر این بود که سنگاپور به طور مسالمت آمیز فدراسیون مالزی را ترک کند. این یک راه حل عملی برای جلوگیری از خشونت بیشتر و بی ثباتی اقتصادی بود. در ۷ آگوست ۱۹۶۵، خروج سنگاپور نهایی و به پارلمان سنگاپور ارائه شد. در ۹ اوت ۱۹۶۵، هر دو کشور رسماً از هم جدا و سنگاپور را به یک کشور کاملاً مستقل تبدیل شد.

۴. شفافیت عاطفی اما تمرکز بر نتایج: در یک‌لحظه نادر از احساسات، لی کوان یو حتی در طی یک اعلامیه تلویزیونی پس از قطعی‌شدن جدایی سنگاپور از فدراسیون مالزی با گریه مواجه شد. باوجود درد شخصی جدایی، او هرگز در تضمین شفاف‌بودن مذاکرات، متمرکز بر راه‌حل و منتهی به یک راه‌حل مسالمت‌آمیز تزلزل نکرد.

این داستان کوتاه در خصوص مذاکره سنگاپور برای جدایی از مالزی، ۴ درس رهبری از  لی کوآن یو را به ما یادآوری میکند:

  1. در عین احترام به نیازهای طرف مقابل در مذاکرات شفاف و صریح باشیم: لی کوآن یو در مورد آنچه که برای سنگاپور غیرقابل قبول است یعنی تبعیض نژادی و عدم خودمختاری واضح و شفاف بود، از طرفی به نگرانی های مالزی ها، مانند تمایل به ثبات سیاسی، اذعان داشت.

با وجود اختلافات فاحش، او برای رسیدن به توافقی مذاکره کرد که به نفع هر دو طرف باشد. این به ما رهبران می آموزد که در مذاکرات، صداقت باعث ایجاد اعتماد می شود. مرزهای خود را به وضوح مشخص و در عین حال برای منافع طرف مقابل همدلی نشان دهیم.

  1. بر اهداف بلند مدت تمرکز کنیم: لی کوآن یو بقا و شکوفایی طولانی مدت سنگاپور را بر ترجیح شخصی خود برای ماندن در فدراسیون اولویت داد. این به ما رهبران می آموزد که در مذاکرات، گاهی اوقات کنار گذاشتن یک توافق عملی بهتر از به خطر انداختن ارزش های اصلی یا اهداف سازمانی است.
  2. آماده سازی و سازگاری را در اولویت قرار دهیم: لی کوآن یو برای مذاکره با تونکو و تیمش به خوبی آماده شده بود. درک او از منافع سنگاپور و مالزی به او اجازه داد تا موقعیت خود را از نظر استراتژیک تطبیق دهد بدون اینکه اهداف خود را فراموش کند. این به ما رهبران می آموزد که در مذاکرات، شناخت کاملی از همتای خود داشته باشیم. نقاط قوت و ضعف خود را شناخته و در صورت بروز چالش های جدید، سازگار باشیم.
  3. قدرت عاطفی در رهبری: اگرچه لی کوآن یو به وضوح تحت تأثیر این تصمیم قرار گرفت، اما همچنان بر ساخت سنگاپور به یک کشور موفق و مستقل متمرکز بود. توانایی او در کنار گذاشتن احساسات شخصی برای منافع بیشتر، نشانه رهبری مؤثر است. این به ما رهبران می آموزد که در مذاکرات، رهبران قوی احساسات را تایید ، اما اجازه نمی دهند مذاکرات را از مسیر خارج کند.

در نتیجه؛ اگرچه جدایی در زمان برای سنگاپور سخت بود، اما ثابت شد که بهترین حرکت برای سنگاپور بود. لی کوان یو و تیمش خستگی‌ناپذیر تلاش کردند تا جزیره‌ای کوچک را به یکی از مرفه‌ترین کشورهای جهان تبدیل کنند. صراحت، وضوح و رویکرد استراتژیک او به مذاکره، نقش مهمی در شکل‌دادن به آینده سنگاپور داشت.

  • رهبری استراتژیک لی کوآن یو: استاد شطرنج ملت‌سازی مدرن

در بخش ۳، به رهبری استراتژیک لی کوآن یو در سنگاپور خواهیم پرداخت. لی کوان یو فقط یک سیاستمدار نبود، او یک استراتژیست بود، یک استاد شطرنج در ملت سازی مدرن. او می دانست که ساختن یک کشور موفق به چیزی بیش از واکنش به چالش های فوری نیاز دارد یعنی نیاز به پیش بینی روندهای آینده، ارزیابی ریسک ها و توسعه برنامه های بلند مدت. این همان نکته ای است که ما را به سومین درس کلیدی رهبری از لی کوآن یو می رساند:

  • برنامه ریزی بلند مدت برای موفقیت پایدار ضروری است. لی کوان یو در برنامه ریزی بلند مدت نه فقط به ماه ها یا سال ها بلکه به دهه ها فکر می کرد.
  • توسعه اقتصادی، رفاه اجتماعی و امنیت ملی سنگاپور به طور تصادفی اتفاق نیفتاده است؛ آنها نتیجه یک طرح جامع به‌خوبی تعریف شده است که بادقت طراحی شده و به طور بی‌وقفه توسط لی کوان یو و تیمش اجرا شده است. یکی از مشهورترین نقل‌قول‌های لی کوان یو که اهمیت برنامه‌ریزی و چشم‌انداز بلندمدت را برجسته می‌کند این است:

“وظیفه رهبران باید ایجاد آینده‌ای بهتر و مکانی بهتر باشد و از ترسیم مسیرهای جدید نترسند، مهم نیست که آن منطقه چقدر ناشناخته باشد.”

این نقل‌قول بر نقش حیاتی رهبران در اندیشیدن به آینده، پذیرش استراتژی‌های جسورانه، و تصمیم‌گیری‌هایی که پیشرفت پایدار را در طول زمان تضمین می‌کنند، تأکید می‌کند. این نشان‌دهنده اعتقاد عمیق لی کوان یو به چشم‌انداز بلندمدت و شجاعت پیش‌گام بودن در  راه‌حل‌های جدید برای موفقیت آینده است.

  •  ویژگی‌های یک رهبر استراتژیک: درک، ریسک و اجرا

با بررسی رهبری لی کوآن یو، ویژگی‌های یک رهبر استراتژیک را می‌توان در ۳  مورد خلاصه کرد:

  • درک روشن از روندهای جهانی
  • تمایل به ریسک‌های حساب شده
  • تمرکز بی‌امان بر اجرا.
  • مطالعه موردی موفق رهبری استراتژیک: ساختن ارتش سنگاپور باوجود چالش‌های نیروی انسانی

در ادامه پادکست برای درک بیشتر موضوع به یک مثال عینی از رهبری استراتژیک لی کوان یو یعنی ساختن ارتش سنگاپور خواهیم پرداخت. وقتی سنگاپور در سال ۱۹۶۵ استقلال یافت، با یک محیط منطقه ای متخاصم روبرو شد و سنگاپور عملاً هیچ قابلیت دفاعی نداشت.

لی کوان یو متوجه شد که سنگاپور برای جلوگیری از تهاجم و حفاظت از حاکمیت خود به یک ارتش قوی نیاز دارد. همچنین او درک کرد که سنگاپور با یک چالش مهم روبرو است: جمعیت کم و نیروی انسانی محدود. او برای رفع این محدودیت بر روی تجهیزات نظامی با تکنولوژی و عملکرد بالا تمرکز کرد.

  • رهبری استراتژیک و پیش‌بینی روندهای آینده: پیش‌بینی ظهور چین

لی کوآن یو، نخست‌وزیر بنیانگذار سنگاپور، به‌خاطر رهبری رؤیایی و آینده‌نگری استراتژیک خود مشهور است. او توانایی استثنایی در تحلیل روندهای جهانی و پیش‌بینی پیامدهای آنها برای سنگاپور و منطقه داشت. چشم‌انداز او در مورد رشد اقتصادی بالقوه چین یک پیش‌بینی عینی است که ما در حال لمس آن هستیم.

او در همان ابتدا تشخیص داد که سیاست‌های بازگشایی و اصلاحات چین منجر به توسعه اقتصادی قابل‌توجهی می‌شود که نه‌تنها چین را متحول، بلکه چشم‌انداز اقتصاد جهانی را نیز تغییر می‌دهد. یک از بهترین نقل‌قول‌های لی کوان یو در مورد رشد چین این است: “ظهور چین یکی از پیشرفت‌های مهم زمان ما است. به‌گونه‌ای بر جهان تأثیر خواهد گذاشت که ما هنوز به طور کامل نمی‌توانیم آن را درک کنیم.”

آینده‌نگری استراتژیک لی کوان یو به سنگاپور اجازه داد تا در دنیایی که به طور فزاینده‌ای به‌هم‌پیوسته است، سازگار شده و رشد نماید. درک او از تحولات منطقه‌ای، به‌ویژه در مورد چین، سنگاپور را قادر ساخت تا از فرصت‌های ناشی از این تغییرات استفاده و رشد اقتصادی و ثبات خود را تقویت کند.

  • رهبری اخلاقی لی کوآن یو: فسادناپذیری و شایسته‌سالاری: سنگ بنای اعتماد

ما چشم‌انداز، سبک رهبری لی کوان یو و درخشش استراتژیک او را بررسی کرده‌ایم. اکنون، بیایید به قطب نمایی که تصمیمات او را هدایت می‌کرد، بپردازیم؛ یعنی اخلاق حرفه‌ای. لی کوان یو درک کرد که موفقیت یک کشور نه‌تنها بر پایه شکوفایی اقتصادی، بلکه بر پایه یکپارچگی و اعتماد ساخته شده است.

لی کوان یو به دلیل فسادناپذیری و تعهد تزلزل‌ناپذیرش به شایسته‌سالاری مشهور بود. او معتقد بود که رهبری اخلاقی فقط یک الزام اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت اقتصادی است. او استدلال می‌کرد که فساد اعتماد سرمایه‌گذاران را تضعیف و رشد اقتصادی را خفه می‌کند.

یک نقل‌قول قدرتمند از لی کوان یو که بر اهمیت رهبری اخلاقی و مبارزه با فساد تأکید می‌کند این است: “بدون یک دولت قوی، توانا و خدمات مدنی صادقانه، نه یک جامعه باثبات، نه رشد اقتصادی  و نه انسجام اجتماعی وجود دارد.”

این نشان می‌دهد که رهبری اخلاقی چگونه برای ثبات و پیشرفت اجتماعی بسیار مهم است. شایسته‌سالاری سنگ بنای دیگر چارچوب اخلاقی او بود. او معتقد بود که همه باید بر اساس استعداد و سخت‌کوشی خود فرصت موفقیت را داشته باشند، صرف‌نظر از پیشینه‌ای که دارند. این همان چیزی است که یک دولت عادلانه ایجاد می‌کند.

ویژگی‌های بارز رهبری اخلاقی لی کوآن یو را می‌توان در سه ویژگی برجسته خلاصه کرد: صداقت، شفافیت، و تمایل به پاسخگویی.

پروژه‌های موفق و ناموفق، اصلاحات و سیاست‌های لی کوآن یو در سنگاپور

در ادامه پادکست ترجیح دادم چاشنی عمل‌گرایی لی کوآن یو در رهبری را بیشتر مورد بررسی و کندوکاو قرار دهیم چیزی که من در دنیای رهبری بیشتر عاشق آن هستم همین بحث مطالعات موردی است؛ یعنی چطور رهبران در عمل توانستند در میدان واقعی مفاهیم تئوری را پیاده‌سازی کنند من بشخصه جزو افرادی هستم که همیشه در پس ذهنم هنگام مطالعه کتاب‌های رهبری و مدیریت این چالش را داشتم که آیا اجرای این مفاهیم به همین راحتی است مطمئناً که نه.

پس چگونه رهبران با چالش‌های اساسی در میدان واقعی کنار می‌آمدند. برای این منظور پروژه‌ها، اصلاحات و سیاست‌های موفق و ناموفق لی کوآن یو را در اقتصاد، سیاست، بهداشت، آموزش و غیره بررسی خواهیم کرد. این مطالعات موردی، درس‌های رهبری بسیار ارزشمندی را برای رهبران دولتی و سازمانی ارائه می‌دهد.

  • داستان موفقیت سنگاپور: تحول اقتصادی از یک بندر به نیروگاه اقتصادی

یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای لی کوآن یو تحول اقتصادی سنگاپور بود. در دهه ۱۹۶۰، سنگاپور یک کشور جزیره ای کوچک و توسعه نیافته با منابع محدود بود. اما امروز یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است. قدم اول، با یک تغییر استراتژیک به سمت صنعتی سازی صادرات محور آغاز شد.

سنگاپور به جای تکیه صرف بر بندر خود، به طور فعال سرمایه گذاری خارجی را جذب و محیطی مناسب برای تجارت ایجاد کرد. دولت در این امر نقش کلیدی ایفا کرد و از نظر استراتژیک در بخش های کلیدی مانند تولید، امور مالی و فناوری سرمایه گذاری کرد، و به ایجاد یک محیط تجاری باثبات و قابل پیش بینی کمک کرد . آنها همچنین بر توسعه زیرساخت ها مانند فرودگاه چانگی (Changi Airport) و بندر سنگاپور، که در حال حاضر از بهترین ها در جهان هستند، تمرکز کردند.

همه چیز با یک تغییر اساسی در تفکر اقتصادی شروع شد. در قدم اول لی کوآن یو متوجه شد که موقعیت استراتژیک سنگاپور در تقاطع خطوط کشتیرانی اصلی به آن مزیت منحصربه‌فردی می‌بخشد.

تیم وی همچنین طرحی را اجرا کردند که بر جذب سرمایه‌گذاری خارجی و توسعه صنایع صادرات محور متمرکز بود.لی کوآن یو و تیمش سیاست‌های حامی کسب‌وکار را اعمال کردند که سنگاپور را به مقصدی جذاب برای سرمایه‌گذاران خارجی تبدیل کرد. مواردی مانند مالیات‌های پایین، حداقل مقررات و محیط سیاسی باثبات سنگ بنای برنامه او بودند.

آنها همچنین سرمایه‌گذاری زیادی در زیرساخت‌ها، ساخت بنادر، فرودگاه‌ها، و شبکه‌های مخابراتی در سطح جهانی انجام دادند. همان‌طور که اقتصاد سنگاپور رشد می‌کرد، آنها شروع به دوری از تولیدات کم‌ارزش به سمت صنایع باارزش بالاتر مانند الکترونیک، داروسازی و خدمات مالی کردند. این طرح و چشم‌انداز تیم او، جایگاه سنگاپور در اقتصادی جهانی را از یک بازیکن ساده به یک‌مهره اساسی تغییر داد.

بخش مالی همیشه یکی از مؤلفه‌های کلیدی موفقیت کشورها بوده است و آن چیزی که سنگاپور را در این مورد ارزشمند می‌کرد وجود یک محیط باثبات و قابل‌پیش‌بینی و نیروی کار ماهر بود. نشریه امور مالی بین‌المللی که مرکز آن در لندن است در سال ۱۹۹۸ جایزه سال مبادلات بین‌المللی را به واحد مبادلات پولی بین‌المللی سنگاپور داد. این سازمان تنها سازمان مالی آسیایی است که موفق به دریافت این جایزه شد و جایزه ۱۹۹۸ آن برای چهارمین بار به این سازمان اعطا شد.

توسعه جزیره جورونگ (Jurong Island)، جزیره‌ای دست‌ساز که اکنون میزبان ده‌ها شرکت پیشرو پتروشیمی است، نمونه‌ای از این رویکرد استراتژیک است. با یک تحلیل دقیق، رهبران سنگاپور می‌دانستند که می‌خواهند به یک بازیگر اصلی در تولیدات پتروشیمی تبدیل شوند. جزیره جورونگ نتیجه این برنامه‌ریزی است.

لی کوآن یو می‌دانست که اقتصاد سنگاپور باید متنوع شود. او اقداماتی را برای رشد سایر بخش‌های تجاری انجام داد تا ثبات و شکوفایی کشور را افزایش دهد. او با درگیرشدن در صنایع مختلف مانند گردشگری، امور مالی، و تولید با فناوری پیشرفته، قدرت سنگاپور در بازار جهانی را افزایش داد. در دهه‌های اخیر، این موارد سنگاپور را به مرکزی برای تجارت، نوآوری و مشارکت‌های جهانی تبدیل کرده است.

با همه این تفاسیر نکته کلیدی موفقیت اقتصادی سنگاپور در چیست؟ نکته کلیدی موفقیت اقتصادی سنگاپور ترکیبی از برنامه‌ریزی استراتژیک، تمرکز بر برنامه‌ریزی بلندمدت، داشتن چشم‌انداز ملی، سیاست‌های طرف‌دار کسب‌وکار، سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌ها، و تمرکز تزلزل‌ناپذیر بر آموزش و توسعه مهارت‌ها بود. موفقیت سنگاپور از طرفی مدیون داشتن یک تیم باورنکردنی برای پیشبرد کشور و حفظ ثبات در رهبری بوده است.

بعد از بررسی داستان موفقیت سنگاپور در تبدیل بندر سنگاپور به یک نیروگاه اقتصادی قدرتمند در قسمت دوم به داستان موفقیت سنگاپور در قسمت مسکن عمومی خواهیم پرداخت. موفقیت رهبران سنگاپور در مسکن عمومی نقش کلیدی در ثبات اجتماعی و توسعه اقتصادی سنگاپور داشت.

  • داستان موفقیت سنگاپور: مسکن عمومی و ثبات اجتماعی: ساختن یک ملت از پایه

یکی دیگر از دستاوردهای قابل‌توجه سنگاپور،  توسعه مسکن عمومی از طریق نهادی بنام هیئت توسعه مسکن (HDB) بود. در سال‌های اولیه، سنگاپور با یک بحران شدید مسکن مواجه بود و بسیاری از مردم در زاغه‌ها زندگی می‌کردند.

لی کوآن یو، مسکن عمومی را ابزاری برای مهندسی اجتماعی، ارتقای ثبات و ساختن جامعه می‌دانست. لی کوآن یو تشخیص داد که مسکن عمومی فقط به‌منظور ارائه سرپناه برای عموم مردم نیست. بلکه در مورد ایجاد احساس تعلق، ترویج ثبات اجتماعی و ایجاد هویت ملی است. این امر با ایجاد نهادی بنام هیئت توسعه مسکن (HDB) میسر شد.

هیئت توسعه مسکن (HDB) چشم‌اندازی داشت تا خانه‌های باکیفیت بالا را برای شهروندان سنگاپوری فراهم کند. این نهاد یک برنامه ساخت‌وساز عظیم را آغاز، ساخت هزاران آپارتمان در سراسر جزیره را به یک اولویت ملی تبدیل کرد.

هیئت توسعه مسکن، مسکن مقرون‌به‌صرفه و باکیفیت را برای اکثریت‌قریب‌به‌اتفاق سنگاپوری‌ها فراهم کرد که باعث ایجاد حس مالکیت و غرور برای سنگاپوری‌ها شد.  امروز، بیش از ۸۰ درصد سنگاپوری ها در آپارتمان های که توسط هیئت توسعه مسکن سنگاپور تهیه شده است زندگی می کنند.

این در حالی است که نرخ مالکیت خانه در سنگاپور به حدود ۹۱ درصد در سال ۲۰۲۴ میلادی رسیده است که یکی از بالاترین نرخ های مالکیت مسکن در جهان می باشد. رهبران سنگاپور همچنین سیاست هایی را برای ترویج یکپارچگی قومیتی در این شهرک ها انجام دادند.

دولت همچنین مالکیت خانه را از طریق وام مسکن یارانه‌ای و سایر مشوق‌ها تشویق کرد. این نه‌تنها دارایی ارزشمندی را برای خانواده‌ها فراهم کرد، بلکه آنها را در آینده کشور نیز سهیم کرد.  امروزه، هیئت توسعه مسکن (HDB) به نمادی از موفقیت سنگاپور تبدیل شده است که نشان می‌دهد چگونه می‌توان از سیاست دولت برای ایجاد یک جامعه عادلانه‌تر و منصفانه‌تر استفاده کرد.

  • داستان موفقیت سنگاپور: آموزش دوزبانه: ایجاد تعادل بین سنت و رقابت جهانی

داستان موفقیت سنگاپور فقط به تبدیل بندر سنگاپور به یک نیروگاه اقتصادی و یا نهاد هیئت توسعه مسکن ختم نمی‌شد. در بخش سوم داستان موفقیت سنگاپور به سیستم آموزشی سنگاپور خواهیم پرداخت. لی کوآن یو به‌عنوان یک رهبر آینده‌نگر اهمیت آموزش را توسعه یک کشور درک کرد.

ازاین‌رو  یک سیستم آموزشی دوزبانه را در سنگاپور اجرا کرد که هم انگلیسی یعنی زبان تجارت بین‌المللی و هم زبان مادری دانش‌آموزان با حفظ هویت فرهنگی آنها در اولویت قرار می‌داد.  این رویکرد به سنگاپور کمک کرد نیروی کار بسیار ماهر تولید کند که هم در سطح جهانی رقابتی بودند و هم عمیقاً در میراث‌فرهنگی خود ریشه داشتند.

این آینده‌نگری لی کوآن یو و تیم وی، آنها را قادر ساخت تا در دنیای مدرن رشد کرده و درعین‌حال هویت فرهنگی مردم خود را تجلیل کنند. سنگاپور به طور مداوم در ارزیابی‌های آموزشی بین‌المللی مانند PISA و TIMSS در رتبه اول قرار دارد. نتایج آزمون‌ها و موفقیت نشان می‌دهد که چرا این کشور به مؤسسات دانشگاهی خود افتخار می‌کند.

استراتژی‌های عملی برای رهبران قرن بیست و یکم

در ادامه پادکست به این سؤال خواهیم پرداخت که با درس‌هایی که از رهبری لی کوآن یو آموخته‌ایم چه استراتژی‌های عملی می‌توان برای توسعه رهبری خود در سازمان انجام دهیم. در ادامه به ۷ مورد از این استراتژی های عملی خواهیم پرداخت:

  1. انجام یک ارزیابی استراتژیک: در قدم اول باید، یک ارزیابی استراتژیک از کسب‌وکار و سازمان انجام دهیم. هر سازمانی با چالش‌ها و فرصت‌های منحصربه‌فردی روبرو است. به‌عنوان یک رهبر نمی‌توانیم بدون درک روشنی از وضعیت فعلی خود یک برنامه محکم بسازیم.

از ابزارهایی مانند SWOT برای شناسایی نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها استفاده کنیم تا تصویری جامع به دست بیاوریم. بی‌رحمانه با خود صادق باشیم! شایستگی‌های اصلی ما در کدام نقاط است؟ در کجا آسیب‌پذیر هستیم؟ چه عوامل خارجی می‌تواند به ما کمک کند یا مانع ما شود؟

  1. اهداف و مقاصد واضح را تعریف کنیم: هنگامی که موقعیت استراتژیک خود را درک کردیم، وقت آن است که اهداف روشنی را تعریف کنیم. این در مورد تبدیل بینش استراتژیک ما به برنامه‌های عملی است. سهام‌داران کلیدی را در تنظیم این اهداف مشارکت دهیم تا اطمینان حاصل کنیم که همه از KPIها برای ردیابی پیشرفت و اهداف SMART استفاده می‌کنند.
  1. تیم‌هایی با عملکرد بالا بسازیم. دستیابی به این اهداف به افراد اطراف ما بستگی دارد. ایجاد تیم‌هایی با عملکرد بالا بسیار مهم است. این به معنای جذب، توسعه و حفظ استعدادها است. تمرکز بر تنوع و دیدگاه‌های متنوع منجر به راه‌حل‌های بهتری می‌شود. به‌عنوان یک رهبر فرهنگ همکاری و امنیت روانی را پرورش دهیم، جایی که افراد در اشتراک‌گذاری ایده‌ها و ریسک‌کردن احساس راحتی می‌کنند.
  2. تصمیم گرفته و راه‌حل‌ها را اجرا کنیم. تفکر استراتژیک و تیم‌سازی مهم است، اما در یک مقطع زمانی، ما باید تصمیم گرفته و راه‌حل‌ها را اجرا کنیم. بهترین اطلاعاتی را جمع‌آوری و گزینه‌ها را سنجیده و سپس اقدام کرده و قاطع باشیم، اما در صورت لزوم مایل باشیم مسیر خود را تنظیم کنیم.

اجرای مؤثر نیازمند ارتباطات روشن، نقش‌ها و مسئولیت‌های مشخص و نظارت مستمر است. از ابزارهای مدیریت پروژه برای پیگیری پیشرفت و اطمینان از پاسخگویی استفاده کنیم و از شکست‌هراسی نداشته باشیم چرا که شکست یک فرصت یادگیری است.

  1. فعال باشید: در دنیای پرنوسان امروزی، فعال‌بودن ضروری است. منتظر وقوع بحران نباشیم. چالش‌های بالقوه را پیش‌بینی و برنامه‌های واکنش را آماده کنیم. این به معنای انجام منظم ارزیابی ریسک، توسعه برنامه‌های اضطراری، و ایجاد پروتکل‌های ارتباطی واضح است. در مورد وضعیت فعلی تاحدامکان با افراد خود باز باشیم. شفافیت و اعتماد را  ایجاد و انعطاف‌پذیری را تقویت کنیم.
  2. ایجاد شیوه‌های اخلاقی پایدار و سازگاری را در دستور کار خود قرار دهیم: در نهایت، دو استراتژی حیاتی برای موفقیت در بلندمدت را در دستور کار خود قرار دهیم. شیوه‌های اخلاقی پایدار ایجاد کرده و سازگار باشیم. تصمیمات ما نه‌تنها باید سودآور باشند، بلکه باید مسئولیت‌پذیری ما نسبت به کارمندان و جامعه را نشان دهد.

همچنین سازگار باشیم! در برابر احتمالات بازمانده و آماده باشیم تا به سمت فرصت‌ها و راه‌حل‌های جدید حرکت کنیم. جهان دائماً در حال تحول است و رهبرانی که سخت و مقاوم در برابر تغییر هستند عقب خواهند ماند. نوآوری را در آغوش بگیریم، آزمایش را تشویق و مایل باشیم از اشتباهات خود درس بگیریم.

 

۴)  افکار نهایی: میراث ماندگار لی کوان یو

داستان لی کوان یو فقط مربوط به سنگاپور نیست؛ این یک مطالعه موردی در پیچیدگی‌های خود رهبری است. میراث او، مانند شخصیت تاریخی‌اش، ظریف و قابل‌تفسیر است.  او امکاناتی را در سنگاپور می‌دید که دیگران فقط محدودیت‌ها را می‌دیدند. درخشش استراتژیک او یک جزیره کوچک و فقیر از منابع را به یک نیروگاه جهانی تبدیل کرد. از طرفی او اراده تزلزل‌ناپذیری برای اجرای دیدگاه خود داشت، حتی زمانی که با چالش‌ها و مخالفت‌های عظیم روبرو شد.

لی کوآن یو یک رهبر دارای چشم‌انداز ملی، یک استراتژیست عملگرها و یک اقتدارگرای سرسخت بود. داستان او درس‌های ارزشمندی را برای رهبرانی ارائه می‌دهد که به دنبال تغییر سازمان یا کشور خود هستند، اما همچنین به‌عنوان یک داستان هشداردهنده در مورد خطرات بالقوه و اهمیت پیشرفت و توازن قدرت فردی است. کلید این است که هم از موفقیت‌ها و هم از شکست‌های او درس بگیریم و اصول او را باخرد، همدلی و تعهد برای ساختن آینده‌ای بهتر برای همه به کار بگیریم.

در نهایت درس‌آموخته‌های رهبری و استراتژیک از لی کوآن یو را در ۱۰ مورد میتوان خلاصه کرد:

  1. چشم‌انداز بلندمدت و برنامه‌ریزی استراتژیک
  2. شایسته‌سالاری و پرورش استعدادها
  3. عمل‌گرایی و سازگاری
  4. تأکید بر توسعه اقتصادی
  5. حاکمیت قانون و حکمرانی خوب
  6. تمرکز بر امنیت ملی
  7. دیپلماسی استراتژیک
  8. مهندسی اجتماعی و ملت‌سازی
  9. تصمیم‌گیری مبتنی بر داده
  10. تمرکز بلندمدت بر سود کوتاه‌مدت

و از طرفی سبک رهبری لی کوآن یو ترکیبی از سبک‌های رهبری؛ سبک رهبری اقتدارگرایانه؛ سبک رهبری عمل‌گرایانه، سبک رهبری رؤیایی و استراتژیک، سبک رهبری مطالبه‌گر و نتیجه‌گرا و در نهایت سبک رهبری ملی‌گرا و میهن‌پرست دانست.

در پایان لازم به ذکر است پیداکردن سبک رهبری‌ شبیه لی کوآن یو در میان سایر رهبران کامل دشوار است، اما جنبه‌های سبک رهبری لی کوآن یو را می‌توان دو رهبر مشاهده کرد:

  • مصطفی کمال آتاتورک (ترکیه): مانند لی کوآن یو،  آتاتورک  یک رهبر تحول‌آفرین بود که چشم‌اندازی بلندمدت برای کشورش داشت، مصمم به مدرن‌سازی آن بود و همچنین دارای سبک رهبری اقتدارگرا بود.
  • دنگ شیائوپینگ (چین):  دنگ شیائوپینگ  یک رهبر عمل‌گرا بود که توسعه اقتصادی را در اولویت قرارداد و توانست از قدرت خود برای ایجاد تغییرات اجتماعی و اقتصادی در مقیاس وسیع استفاده کند.

 

 آخرین مطالب و پادکست‌های جاودانگی در رهبری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *