وینستون چرچیل : کودگی خودآگاه به فلسفه زندگی خویش


چرچیل ازجمله رهبرانی بود که از همان دوران کودکی به رسالت خویش آگاه بود و به نقش خویش در تاریخ، از درون نظاره می‌کرد. چرچیل معتقد بود که سرنوشت او این است که روزی امپراتوری بریتانیا را نجات خواهد داد او در سن ۱۶ سالگی در مدرسه هارو به دوستش مورلند ایوانز می‌گوید: «من می‌توانم تغییرات گسترده‌ای را ببینم که در دنیایی که اکنون صلح‌آمیز به نظر می‌رسد به وقوع خواهد پیوست، جنگ‌هایی که نمی‌توان آن‌ها را تصور کرد. در آن روزها لندن درخطر خواهد بود و من کسی خواهم بود که وظیفه دفاع از این شهر را به عهده خواهم داشت. درست است رویای آینده من مبهم است ولی هدف اصلی من روشن و واضح است. »


وی تا ۶۵ سالگی منتظر ماند تا این نقش جاودانه را بر عهده بگیرد او تا آن زمان، امید خود را برای قبول این مسئولیت و رسالت واقعی‌اش در این دنیا از دست نداده بود حتی زنش هم دیگر باور نمی‌کرد که او بعدازاین سن (۶۵ سالگی)، روزی نخست‌وزیر بریتانیا شود؛ اما چرچیل علاوه بر آینده‌نگری، خودباوری اساسی به این اتفاق داشت. شکست برای او همانند دیگر رهبران جاودانه، یک امر موقتی بود. شکستی که باید از آن درس گرفت و سپس پشت سر گذاشت برای مثال بعد از شکست عملیات نظامی چرچیل در ترکیه مشهور به عملیات نظامی داردانل ، وی گفت: اگر اشتباه نکرده بودم هیچ کاری نکرده بودم.

شکل ۱-۱۳ : تصویر چرچیل در دوران کودکی و نخست وزیری