استعاره موریانه‌ها و ارتباط آن با فلسفه زندگی و چرایی

اما فعالیت بیشتر انسان‌ها در طول زندگی‌شان، شبیه موریانه‌هاست که با سرهای پایین، آرام‌آرام راه می‌روند و خاک را از روی تپه‌ای به روی تپه‌ای دیگر حمل می‌کنند و کاری یکسان را برای همیشه تکرار و تکرار می‌کنند، دور خودشان می‌چرخند بدون آنکه اندکی تأمل و تفکر کنند و بفهمند که چرا به این چرخه‌ی یکنواخت زندگی دچار شده‌اند و دائماً به تکرار فعالیت‌های پوچ و بی‌معنی مشغول هستند.وقتی کاری انجام می‌دهیم یا مسیری را دنبال می‌کنیم که نمی‌دانیم چرایی آن چیست، طبیعی است که روزهایمان خسته‌کننده و کسالت‌آور می‌شود. گاهی حتی به مقصدی بر طبق برنامه‌ای که داشته‌ایم می‌رسیم اما راضی نیستیم. به کامل‌ترین شکل حق این مطلب را ادا می‌کند. بیایید از زاویه دیگری موضوع را بررسی کنیم، ما انسان‌ها عموماً در زندگی شخصی و حرفه‌ای‌مان، مقصدی را مشخص و با اشتیاق به سمت آن حرکت می‌کنیم، اما بعد از مدتی می‌فهمیم این شبیه چیزی نیست که باید باشد. لذا طرح هرگونه برنامه و مقصدی حتی با جزئی‌ترین ملاحظات و اجرای دقیق آن، در پایان نتیجه‌ای جز باخت در پی ندارد چراکه در پایان مسیر، آنچه می‌خواستیم را به دست نیاورده‌ایم و این دلیل بیشتر دل‌زدگی‌هایی است که انسان‌ها را از ادامه میسر زندگی‌شان بازمی‌دارد چراکه در مراحل نخستین زندگی‌شان، بدون ملاحظه چرایی آن کار، اقدام به انجام آن کرده‌اند.

تصویر شماره (۱-۲) موریانه‌ها در حال درست کردن تپه‌ها