کوچینگ از نظر مراجعین

زهره جمشیدی

کوچینگ برای من به معنی آینه است، چون بهم کمک کرد تا چیزهایی که تو وجودم داشتم و نمیتونسنم ببینم رو پیدا کنم، بهم کمک کرد به درون خودم بیشتر واقف بشم و از خودم آگاه تر سفر به دنیای درونم و شناخت بیشتر خودم باعث شد مواردی که توی مسیرم عمیقا ازشون ناراضی بودم رو کم کم بهبود بدم و تغییرات مثبت رو جایگزین عادت های غلط بکنم سفر به دنیای درون یکی از لذت بخش ترین سفرهاست و بنظرم پایانی نداره ! هر روز بیشتر در مورد خودم به آگاهی میرسم و چه سفری والاتر از خودآگاهی؟! در پایان میخوام از کوچ خودم آقای حسین علی محمدی که تو این مسیر پر پیچ و خم صبورانه همراهیم کردن تشکر کنم، من تمام این تغییر و تحولات مثبت رو مدیون همراهی و کوچینگ حرفه ای ایشون هستم.

amin alizadeh 1
امین علیزاده

همه ما میدونیم که ایام جوانی مهم ترین و بهترین ایام عمر یه انسان هست و شخصیت و منش افراد تو همین ایام شکل میگیره. و اما بگم از شانس من تو ایام جوونیم!! من تو سن 23 سالگیم با بحث کوچینگ و کوچ آشنا شدم. واقعیتش اولش فکر میکردم مثل مشاوره و روان شناسی هست برای همین هم زیاد علاقه نداشتم برم سمتش تا این که… تا این که یکی از همکارام که در زمینه کوچینگ تجربه داشتن توضیحاتی در این خصوص بهم دادن و قرار شد در جلسه آزمایشی کوچینگ شرکت کنم… منم که آدم کنجکاوی هستم و دوست دارم همه چیز رو تجربه کنم؛ اوکی رو دادم و اولین جلسه کوچینگم رو با آقای مهندس علی محمدی شروع کردم. سرتون رو درد نیارم و خلاصه بگم که کوچینگ واقعا من رو به چالش کشید و باعث شد راه و روش درست مسیر زندگیم رو پیدا کنم و توانایی هایی که داشتم رو کشف کنم. اگه ازم بپرسن کوچینگ رو به چی تشبیه میکنی یا وقتی سخن از کوچینگ میشه اولین چیزی که تو ذهنت میاد چیه؟ میگم کوچینگ مثل اولین نور و روشنایی هست که یه نقطه تاریکی رو روشن میکنه و این خیلی لذت بخش و شگفت انگیزه. جا داره از کوچ خودم آقای مهندس علی محمدی قدردانی کنم به خاطر زحمات و لطفشون.

بهار کجیله

سردرگم در بین افکار و احساسات درونی ام مانده بودم ، هرازگاهی به سوی روشنایی کمی که در ذهنم روشن شده بود میدویدم و پس از مدتی این روشنایی برایم بی معنی بود و من باز هم بین هزاران هدف در ذهنم گیر افتاده بودم . از کجا باید شروع کنم؟ هدف اصلی من چیست؟ چرا اصلا باید هدفی داشته باشم؟ اصلا من چه کسی هستم؟ آیا واقعا همانی هستم که می گویم ؟ نمیدانم … مشکلات زیاد است و من موفق نخواهم شد،موفق نخواهم شد من به همین زندگی راضی ام اما نه من راضی به این زندگی نیستم…چیکار کنم؟ چیکار کنم؟ در بین همین سردرگمی ها و درگیری های ذهنی و روحی فانوس راهم را یافتم و من قدم در مسیر درست زندگی برداشتم.امروز من خودم را میشناسم،می دانم کیستم،می دانم در کدام ایستگاه زندگی ام ایستاده ام ، می دانم مقصدم کجاست و برای رسیدن به آن برنامه دارم . من چرایی درونم را یافته ام و امروز و آینده ام را مدیون کوچ خود هستم . تو خدای خودت هستی ، خودت رو بشناس

انور چوپانی

کوچینگ از نظر من یعنی شفافیت ذهنی ، کوچینگ یعنی من توانایی عبور از موانع رو دارم و کوچینگ از نظرم من یعنی همیشه جواب خوبی در درون من وجود دارد. کوچینگ در یک کلمه یعنی :آزادی

پریا فرج بخت

سال ها بود به دنبال خود واقعی ام بودم، خودی که به خاطر خیلی ها انکارش میکردم، سرکوبش میکردم… کوچینگ برای من یک قدرت درونی بود که تک تک سلول های من رو بیدار کرد تا از این شخصیت که دیگران از من ساخته بودند رها بشم، کوچینگ یعنی آزادی جا داره از کوچ خودم که در این مسیر همراهم بودند تشکر کنم.

امین افروزان

 1-فرهنگ ایجاد روابط مثبت و موثر جهت شناسایی ارزشها، باورها، نقاط قوت و کشف توانایی های مراجع است.2-فرآیند مستمر برای بدست آوردن یک اقدام هدفمند در راستای افزایش بهره وری فردی و سازمانی است.3-آینه ای شفاف بدور از قضاوت و پیش داوری جهت برون رفت از روزمرگی های بی سرانجام با رویکرد شناخت موانع و مشکلات پیش روی مراجع در مسیر هدف است.کوچ یا مربی ، یک همراه موفقیت است که طی فرایند کوچینگ همراه و هم پای مراجع در مسیر و هدفی مشخص تا رسیدن به آن مهم  همسو هستند.کوچینگ به جهت گستردگی در قالب یک جمله نمیگنجه و یا شاید من هنوز کلمه ای پیدا نکردم که بتونه اون رو تمام و کمال توصیف کنه ولی با توجه به شناخت و دید امروز من می تونم بگم یک فرهنگ غنی، جامع و بین المللی.

حوریه شعاعی

کوچینگ حس اعتماد بیشتر به خودم رو به من میده زمانی که میدونم کاری رو میتونم انجام بدم ولی به خودم اطمینان ندارم کوچینگ کمکم میکنه که به خودم اطمینان و اعتماد داشته باشم و با قدرت کارمو انجام بدم

client

فهیمه آذری

اولین کلمه ای که وقتی به کوچینگ فکر می کنم به نظرم می رسه اکتشاف درون و شناخت خود است تجربه کوچینگ برای من یک سفر واقعی به عمق دنیای خودم بود اینکه در این هزار تو چه راههایی هستند و چه ارزش هایی وجود دارند، ارزش هایی که معنای زندگی هستند و اینکه چه رفتارهایی که واقعا ارزشمند هستند ولی کم اهمیت شده بودند و چه رفتارهایی که به عنوان سرعت گیر بودند و باید کم اهمیت می شدند و حل می شدند ، و این که تو این هزار تو باید اشتیاق خودم رو کشف کنم بزرگراهی که به دنبال آن هستم و در آن صورت زندگی ارزشمندی خواهم داشت و راضی خواهم بود.

client

کوچینگ برا من مثل چراغ روشن تو تاریکی بود که مسیری رو که می دونستم چیه یا حدس میزدم کوچ من برام روشن می کرد البته مسیرهایی رو حدس می زدم حالا درست یا اشتباه ولی با استفاده از چراغ کوچینگ و سوال و راهنمایی که کوچم برا پیدا کردن راه درست تر ازم می پرسید مسیر درست تر رو انتخاب می کردم و راهم رو ادامه می دادم یکی از این اقدامات این بود که من زمانی رو برای انجام دادن کارها معمولا تعیین می کردم و برنامه ریزی می کردم و تقریبا هم با کمبود زمان مواجه نمیشدم ولی با گذشت زمان و اضافه شدن برخی از مسئولیت ها و کارها دیگر اون زمان بندی لازم رو نمی تونستم انجام بدم که با کمک و راهنمایی های آقای علی محمدی که واقعا وقت صرف کردن و زمان گذاشتن تونستم راهم رو پیدا کنم و این مشکلم رو به حداقل برسونم.